مخالف معماری بیریشه و نمایشی هستم
۱۴۰۴-۱۰-۱۴
بامدادجنوب_الهام بهروزی
لباس امروزه بهعنوان یک نمایه هویتی و فرهنگی اصیل از مرز یک انتخاب روزمره عبور کرده و به متنی فرهنگی درآمده تا هویت، تاریخ و نظام ارزشی جامعه متبوع خود را روایت کند. بدیهی است در سرزمینی چون ایران که از تنوع قومی، پیشینه تمدنی و غنای فرهنگی برخوردار است، پوششهای محلی و بومی میتوانستند ستون فقرات صنعت مد و لباس آن را تشکیل دهند؛ از لباسهای فاخر و پرجزئیات قشقایی گرفته تا پوششهای اصیل ترکمن، کردی، لری و بلوچ که هرکدام دربردارنده المانهای هویتبخشی از زیست و فرهنگ ایرانیاند. با اینحال، این ظرفیت عظیم، امروز بیش از آنکه در متن زندگی اجتماعی حضور داشته باشد، به حاشیه مناسبتها و آیینهای محدود قومی و ملی رانده شدهاست.
متاسفانه هماینک بازار پوشاک ایران، در فقدان یک سیاستگذاری کارآمد و پیوند موثر میان فرهنگ و صنعت مد و لباس، بیش از هر چیز بازتابدهنده الگوهای وارداتی و ذائقهای وامگرفته از مد غربی است؛ الگویی که نه با اقلیم ایرانی همخوانی دارد و نه با پیشینه فرهنگی این سرزمین. این وضعیت در حالی رقم خورده که برخی مؤلفههای هنر پوشاک اقوام ایرانی، مانند سوزندوزی بلوچ، نه صنعت مد و لباس فرانسه راه یافته و در آن هضم شده است؛ اما این هنر در صنعت مد و لباس خودمان مغفول مانده و اگر هم راه یافته، به شکل محدود و فاقد آن پیوند ارگانیک با زندگی روزمره باقی مانده است.
حال با گذشت نزدیک به دو دهه از فعالیت کارگروه مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همچنان این پرسشهای اساسی مطرح است که چرا لباس هویتمند ایرانی نتوانسته سهمی معنادار از سبد مصرف خانوادهها، بهویژه نسل جوان را از آن خود کند؟ چرا میان زیباییشناسی مورد توجه دختران و نوجوانان امروز و اصالتهای فرهنگی پوشش ایرانی، پیوندی پایدار شکل نگرفته است؟
در این راستا، بامداد جنوب در گفتوگویی تفصیلی با افسانه بهروزی، طراح لباس و دانشآموخته رشته طراحی و دوخت از دانشکده الزهرا (س) تهران، به واکاوی این چالشها پرداخته است. او بر این باور است که «ما لباس بومی را موزهای کردهایم؛ به عبارت بهتر، لباس محلی را صرفا همانطور که بوده، بدون بازطراحی مفهومی و بدون ترجمه به زبان امروز داریم عرضه میکنیم. این در حالی است که نسل نوجوان بهدنبال هویت است، اما هویتی که «معاصر» باشد.»
در ادامه این گفتوگو دلایل ناکامی سیاستگذاریهای فرهنگی در حوزه مد و لباس، امکان بازگشت هوشمندانه مولفههای بومی به پوشاک معاصر ایران و… مورد واکاوی قرار گرفتهاند. برای خواندن نقطه نظرات این طراح لباس با ما همراه شوید.
از دید شما چرا صنعت مد و لباس ایران در رقابت با پوشاک غربی مغلوب شده است و نتوانسته نسل جوان را به خود جذب کند؟
نمیشود با اطمینان مدعی شویم که صنعت مد و لباس ما مغلوب شده؛ چون ما عملا در این زمینه هنوز وارد رقابت نشدهایم! ببینید صنعت مد غربی یک اکوسیستم کامل است؛ از پژوهش جامعهشناختی و آیندهپژوهی سلیقه نسلها گرفته تا طراحی، برندسازی، تولید انبوه، توزیع و روایت رسانهای. این در حالی است که در ایران، مد اغلب به طراحی یک لباس تقلیل یافته، نه به خلق یک سبک زندگی. بنابراین وقتی مد را صرفا به فرم ظاهری محدود میکنیم، طبیعی است که در برابر مد غربی که بهدنبال روایت، هیجان، داستان و هویت مصرفی است، عقب بمانیم.
البته اینجا جا دارد که این موضوع را نیز متذکر شوم که ما هیچگاه «مد» را بهعنوان صنعت نفهمیدیم؛ بلکه آن را یا یک مسئله فرهنگی– ایدئولوژیک دیدیم، در حالی که مد در جهان، یک صنعت میانرشتهای است که اقتصاد، جامعهشناسی، روانشناسی مصرف، رسانه و تکنولوژی را به هم پیوند میدهد که طراح باید به این حوزهها مسلط باشد.
در ایران، اما طراح معمولا در انتهای زنجیره قرار دارد، نه در ابتدای آن. او نه به دادههای بازار دسترسی دارد، نه به حمایت صنعتی، نه به شبکه توزیع وصل است. در چنین شرایطی، طبیعی است که محصول نهایی وی توان رقابت با پوشاک غربی را که حاصل دههها تجربه صنعتی است، نداشته باشد.
در این میان، نقش سیاستگذاریها را چگونه ارزیابی میکنید؟ چرا تلاشهای کارگروه مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حضور موثر لباس اصیل ایرانی در بازار منجر نشده؟
خب، این سوال عمیقی است. از دید من، مشکل اصلی، گسست میان سیاستگذاری فرهنگی و منطق بازار است. کارگروه مد و لباس بیشتر رویکردی ویترینی و جشنوارهای داشته؛ یعنی بر نمایش لباس محلی و بومی بیشتر تمرکز داشت، نه نفوذ آن در زندگی روزمره مردم! به عقیده من، طراحیهایی که در جشنوارهها دیده میشوند، اغلب قابلیت تولید انبوه، قیمتگذاری رقابتی و تطبیق با سلیقه مصرفکننده واقعی را ندارند. طبیعی است که مد اگر به بازار وصل نشود، در نهایت به آرشیو ختم میشود؛ نه به کمد لباس نوجوان ایرانی.
اشتباه کجاست؟
پاسخ مشخص است، ما لباس بومی را موزهای و «منجمد» کردیم. آن را در قاب میراث فرهنگی گذاشتیم و از حرکت بازداشتیم. در حالی که لباس بومی در گذشته، خود حاصل نوآوری و سازگاری با زمانه بوده است. ما هرگز از خود نپرسیدیم که چگونه میتوان لباس بختیاری، بلوچ یا قشقایی را برای زندگی مردمان امروز بازتعریف کرد؟ از همینرو، لباس بومی به لباس آیینی تقلیل یافت؛ نه لباس زندگی. به عبارت بهتر، لباس محلی را صرفا همانطور که بوده، بدون بازطراحی مفهومی و بدون ترجمه به زبان امروز عرضه کردیم و میکنیم. این در حالی است که نسل نوجوان بهدنبال هویت است، اما هویتی که معاصر، کاربردی و متناسب با زیست روزمره او باشد. بنابراین وقتی لباس بومی را بدون نوآوری در برش، کاربرد، رنگ و روایت ارائه میکنیم، آن را از زندگی روزمره حذف میکنیم. در حالی که در دنیا، طراحان موفق، سنت را به جای تکرار، بازتفسیر میکنند.
درست مثل اتفاقی که در صنعت مد و لباس فرانسه افتاده، آنها دائم بهدنبال بازتفسیر هنرها و نمایههای لباس اقوام اصیل جهان هستند، نظیر سوزندوزی زنان بلوچ که در صنعت این کشور راه یافت و مورد استفاده قرار گرفت؛ اما این اتفاق در صنعت مد و لباس خودمان به شکل مطلوبی نیفتاده، چرا؟
این دقیقاً یکی از تناقضهای تلخ ماست. سوزندوزی بلوچ، در نگاه طراح فرانسوی متریال الهام است؛ اما در ایران نماد قومیتی دستنخورده مانده است. طراح خارجی، جسارت ترکیب دارد؛ سوزندوزی را روی کت، کیف، کفش یا حتی لباس خیابانی مینشاند؛ اما در داخل یا آن را دستنخورده نگه میداریم یا به لباسهای غیرکاربردی محدود میکنیم.
ریشه این فاصله آنجاست که زنجیره ارتباطی میان زنان هنرمند بلوچ و صنعت مد و لباس هیچگاه بهصورت حرفهای شکل نگرفته؛ نه سازوکار قراردادهای پایدار وجود دارد، نه برندهای مشترک تعریف شده و نه روایت منصفانهای که این هنر را از سطح لباسهای محلی به جریان زنده مد امروز پیوند بدهد. همین گسست باعث شده که در داخل کشور به کالایی حاشیهای تبدیل شود.
بهنظر میرسد صنعت مد ایران از «نوآوری» میترسد؟ اینگونه نیست؟
تا حد زیادی بله. ما در حوزه مد دچار نوعی محافظهکاری فرهنگی شدهایم. هر نوآوری سریعاً با این پرسش مواجه میشود که «آیا این ایرانی است؟» در حالی که هویت، امری پویاست. نتیجه این ترس، تولید لباسهایی است که نه کاملا سنتیاند، نه واقعا مدرن. نتیجه این ترس، تولید لباسهایی است که نه کاملاً سنتیاند، نه مدرن و کاربردی. طبیعتا این وضعیت خاکستری، جذابیتی برای مصرفکننده ایجاد نمیکند و میدان را به برندهای خارجی یا کپیهای بیهویت میسپارد.
با توجه به اینکه شما ضعف زنجیره تولید و نبود حمایت صنعتی را از دلایل اصلی ناکامی مد ایرانی میدانید، چه سازوکار عملی و مشخصی میتوان تعریف کرد تا هم ارزش اقتصادی عادلانه برای هنرمند محقق شود و هم نمادهای بومی بهروز و کاربردی در پوشاک روزمره تبلور یابند؟
ببینید مد بدون صنعت، صرفاً هنر است. ما زیرساخت تولید رقابتی، زنجیره تأمین منسجم و حمایت هدفمند از برندهای نوپا نداریم. وقتی طراح نتواند طرح خود را با قیمت مناسب و کیفیت پایدار به بازار برساند، طبیعی است که مصرفکننده به سراغ گزینهای میرود که هم در دسترستر است و هم روایت جذابتری دارد؛ حتی اگر وارداتی یا کپی باشد.
بنابراین از دید من، نخستین گام، عبور از نگاه حمایتی نمادین و حرکت بهسوی یک مدل صنعتی– اقتصادی روشن است. این پیوند زمانی شکل میگیرد که زنان هنرمند محلی که خالقان اصلی لباس بومی هستند، بهمثابه بخشی از زنجیره ارزش شناخته شوند. ایجاد تعاونیهای تخصصی با پشتوانه حقوقی، عقد قراردادهای شفاف میان این تعاونیها و برندهای شهری و تعریف استانداردهای مشخص برای کیفیت، زمان تحویل و دستمزد، میتواند این ارتباط را از حالت مقطعی خارج کند.
در کنار آن، نقش دولت و نهادهای سیاستگذار باید از برگزاری جشنوارهها به تسهیلگری صنعتی تغییر کند؛ یعنی حمایت هدفمند از برندهای نوپا با هدف کاهش ریسک تولید انبوه و ایجاد بسترهای فروش پایدار صورت بگیرد. طبیعتا وقتی طراح بتواند با اتکا به یک زنجیره تأمین منسجم، محصولی با قیمت رقابتی و روایت معتبر به بازار عرضه کند، هم هنر بومی از حالت موزهای خارج میشود و هم مصرفکننده، لباس هویتمحور را بهعنوان بخشی از پوشش روزمره خود میپذیرد. در غیر این صورت، این ظرفیت همچنان یا در حاشیه میماند یا مغلوب لباسهای خارجی موجود در بازار میشود.
آیا میتوان بازار داخلی را به سمت مد و لباس هویتمند ایرانی برگرداند؟
قطعا؛ زیرا اگر امید نبود، ما طراح نمیشدیم؛ اما این بازگشت، اتفاقی و شعاری نخواهد بود. مد ایرانی زمانی به بازار بازمیگردد که خلاقیت آزاد شود، صنعت مد بهشکل اصولی و متعارف تعریف و فعال شود و هویت، بهجای شعار، به تجربهای ملموس در زندگی روزمره تبدیل شود. در چنین شرایطی لباس ایرانی نه در تقابل با صنعت مد و لباس جهان، بلکه در گفتوگو با آن خواهد ایستاد.
۱۴۰۴-۱۰-۱۴
۱۴۰۴-۰۶-۰۳
۱۴۰۴-۰۹-۰۱
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.