رویداد 8 بازدید
خلیج فارس در سایه جنگ؛

اعراب نگران قدرت ایران هستند یا جنگ؟

بامدادجنوب_مریم خوئینی

خلیج فارس همچنان در مقطعی قرار گرفته که تحولات آن تنها به روابط میان کشورهای ساحلی و حاشیه آن محدود نمی‌شود و هر تغییر در مناسبات ایران و آمریکا می‌تواند معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. در شرایطی که دونالد ترامپ از نبود مذاکره و برنامه‌ای برای گفت‌وگو با تهران سخن گفته، کشورهای عربی خلیج فارس نیز با محاسبات تازه‌ای روبه‌رو شده‌اند. کشورهایی که از یک سو نگران گسترش تنش و پیامدهای امنیتی و اقتصادی آن هستند و از سوی دیگر هم نمی‌توانند نسبت به سیاست‌های واشنگتن و تحولات پیرامون جمهوری اسلامی ایران بی‌تفاوت بمانند.

در همین چارچوب، رفتار امارات متحده عربی در قبال تهران، رویکرد عربستان پس از سال‌ها تلاش برای کاهش تنش با ایران و توافق دفاعی اخیر ریاض با ترکیه و پاکستان، پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده نظم امنیتی منطقه ایجاد کرده است. برخی از کارشناسان حوزه روابط بین‌الملل معتقد هستند کشورهای خلیج فارس در حال فاصله گرفتن از سیاست موازنه و حرکت به سمت آرایش‌های امنیتی جدید هستند و برخی دیگر بر این باورند که آن‌ها همچنان تلاش می‌کنند میان روابط خود با تهران و واشنگتن تعادل برقرار کنند. آن هم در شرایطی که مسیر مذاکره ایران و آمریکا بار دیگر با ابهام مواجه شده است.

برای بررسی این تحولات و جایگاه ایران در معادلات جدید منطقه، با  کامران کرمی روزنامه‌نگار و پژوهشگر مهمان مرکز مطالعات خاورمیانه که حوزه مطالعاتی‌ش مسائل امنیتی و اقتصادسیاسی خلیج فارس و شبه جزیره عربی است، گفت‌وگو کرده‌ایم.

تهران باید همه مسیرهای دیپلماتیک را فعال نگهدارد

وی معتقد است نباید موضع اخیر دونالد ترامپ را پایان دیپلماسی تلقی کرد. در شرایط فعلی، آنچه از سوی واشنگتن دنبال می‌شود بیشتر در چارچوب سیاست فشار و به تعبیر دقیق‌تر «دیپلماسی قهری» قابل فهم است، یعنی افزایش هزینه‌ها و فشار بر طرف مقابل با هدف تغییر محاسبات و وادار کردن آن به پذیرش شرایط مطلوب‌تر.

کرمی افزود: میان نبود مذاکره و پایان دیپلماسی باید تفاوت قائل شد. البته این به معنای منتفی بودن سناریوی دور دیگری از درگیری و جنگ پرشدت نیست. اگر سیاست فشار نتواند به نتیجه برسد، به‌ویژه پس از انتخابات کنگره آمریکا در ماه نوامبر، ممکن است بار دیگر گزینه نظامی در محاسبات واشنگتن وزن بیشتری پیدا کند. بنابراین در مقطع کنونی باید هم‌زمان دو مسیر را دید؛ مسیر نخست فشار و دیپلماسی قهری و مسیر دوم، احتمال حرکت به سمت دور جدیدی از درگیری در صورت شکست این رویکرد.

این کارشناس روابط بین‌الملل بیان کرد: ایران نباید دیپلماسی خود را به تصمیم واشنگتن گره بزند. حتی اگر کانال مستقیم با آمریکا فعلا مسدود باشد، تهران می‌تواند از ظرفیت بازیگران منطقه‌ای برای حفظ کانال‌های ارتباطی استفاده کند.

وی ادامه داد: در این میان، مسیر عمان اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا عمان همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که هم با ایران و هم با غرب کانال ارتباطی قابل اتکایی دارد. به‌خصوص در موضوع تنگه هرمز، توافقی که میان ایران و عمان در حال نهایی شدن است، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

کرمی یادآور شد: پایبندی دو طرف به این توافق می‌تواند نشان دهد که حتی در شرایط افزایش فشار و تنش، امکان ایجاد سازوکارهای عملی برای مدیریت بحران وجود دارد. بنابراین سیاست کم‌هزینه‌تر برای ایران، انتظار منفعلانه برای تغییر موضع واشنگتن نیست، بلکه فعال نگه داشتن همه مسیرهای دیپلماتیک و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای علیه ایران است.

امارات از قدرت ایران نگران است

وی درباره اینکه آیا تحولات اخیر نشان می‌دهد امارات- که در سال‌های اخیر تلاش کرده بود هم روابط اقتصادی خود با ایران را حفظ کند و هم روابط امنیتی نزدیکی با آمریکا داشته باشد- در حال فاصله گرفتن جدی از تهران است، گفت: این تحول را بیشتر باید در چارچوب تغییر محاسبات امنیتی ابوظبی دید تا فاصله‌گیری کامل از تهران. امارات هم‌زمان چند ملاحظه دارد از یک سو رابطه راهبردی و امنیتی با آمریکا برایش اهمیت اساسی دارد و از سوی دیگر، اقتصاد امارات و موقعیت آن به‌عنوان یک مرکز تجاری و ترانزیتی، به ثبات منطقه و کاهش تنش با ایران نیاز دارد. بنابراین ابوظبی نمی‌خواهد در موقعیتی قرار بگیرد که در خط مقدم تقابل مستقیم با ایران قرار گیرد. این همان تناقضی است که در سیاست بسیاری از کشورهای عرب خلیج فارس دیده می‌شود آن‌ها از افزایش قدرت و نفوذ ایران نگران‌اند، اما از جنگ با ایران نیز به‌شدت پرهیز دارند. در نتیجه، فاصله‌گیری امنیتی از تهران لزوما به معنای قطع پیوندهای اقتصادی و دیپلماتیک نیست.

این کارشناس حوزه بین‌الملل در پاسخ به این پرسش آیا رفتار امارات را می‌توان نشانه‌ای از تغییر محاسبات کشورهای عربی خلیج فارس دانست؟ گفت: به نظرم هنوز راهبرد اصلی امارات، حفظ موازنه است. ابوظبی در سال‌های گذشته به این جمع‌بندی رسیده که نمی‌تواند امنیت خود را صرفا از طریق تقابل با ایران تأمین کند. در عین حال، نمی‌خواهد در شرایطی قرار بگیرد که ایران دست بالا را در معادلات امنیتی خلیج فارس پیدا کند.

کرمی افزود: این رویکرد را می‌توان در موضوع هرمز نیز مشاهده کرد. کشورهای عربی خلیج فارس از یک دور جدید جنگ استقبال نمی‌کنند،اما در عین حال با هر ترتیبی که به تسلط ایران، یا حتی یک سازوکار انحصاری ایران و عمان بر مدیریت تنگه منجر شود، موافق نیستند. به همین دلیل تلاش خواهند کرد بر توافق در حال نهایی شدن میان تهران و مسقط اثر بگذارند و موضوع هرمز را از یک توافق دوجانبه به یک مسئله امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کنند.

نیاز ریاض به تنش‌زدایی در برابر ایران

کرمی درخصوص سیاست‌های ریاض در برابر تهران هم گفت: ریاض همچنان به تنش‌زدایی نیاز دارد و بعید است بخواهد به سیاست تقابل مستقیم با ایران بازگردد. تجربه سال‌های گذشته به سعودی‌ها نشان داده که جنگ یا رویارویی مستقیم با ایران می‌تواند هزینه‌های بسیار سنگینی برای امنیت، اقتصاد و زیرساخت‌های انرژی عربستان داشته باشد. اما تنش‌زدایی به معنای پذیرش افزایش نفوذ ایران هم نیست.

وی با تأکید بر اینکه عربستان به دنبال مدیریت رقابت با ایران است، نه حذف رقابت، تصریح کرد: عربستان ممکن است هم‌زمان که کانال‌های ارتباطی با تهران را حفظ می‌کند، روابط دفاعی خود را با بازیگران دیگری مانند ترکیه و پاکستان نیز تقویت کند. این دو سیاست الزاماً متناقض نیستند؛ بلکه بخشی از راهبرد موازنه دنباله‌روی با وجوه نرم و سخت ریاض برای افزایش گزینه‌های امنیتی خود در محیطی است که نسبت به آینده تعهد آمریکا نیز با احتیاط بیشتری نگاه می‌کند.

این کارشناس حوزه بین‌الملل درباره توافق دفاعی اخیر عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه و پیام آن برای ایران و سایر کشورهای منطقه، توضیح داد: این توافق را نباید صرفا یک توافق دفاعی معمولی دید. اهمیت آن در این است که نشان می‌دهد کشورهای منطقه در حال تلاش برای تنوع‌بخشی به گزینه‌های امنیتی خود هستند.

کرمی افزود: عربستان می‌خواهد وابستگی مطلق به یک تأمین‌کننده امنیتی را کاهش دهد و در کنار رابطه با آمریکا، از ظرفیت ترکیه و پاکستان نیز استفاده کند. اما از سوی دیگر، نباید آن را به‌سرعت به معنای شکل‌گیری یک ائتلاف ضدایرانی تعبیرکرد.

کشورهای خلیج فارس به دنبال مدیریت ریسک جنگ هستند

او با بیان اینکه تفاوت مهمی میان تقویت توان بازدارندگی و آمادگی برای تقابل وجود دارد، گفت: ریاض می‌خواهد دست خود را در برابر همه بازیگران باز نگه دارد؛ هم واشنگتن، هم تهران و هم سایر قدرت‌های منطقه‌ای، آن هم در یک محیط سیال که عدم قطعیت به بخش قابل توجهی در الگوی کنش‌ورزی کشورها از جمله ریاض به‌عنوان یک بازیگر موازنه‌جو تبدیل شده است.

این کارشناس حوزه بین‌الملل در پاسخ به این سوال آیا کشورهای عرب خلیج فارس در شرایط فعلی بیشتر به دنبال تقابل با ایران هستند یا نگرانی از گسترش درگیری که باعث شده به سمت میانجی‌گری و کاهش تنش حرکت کنند؟ بیان کرد: به نظرم کفه دوم سنگین‌تر است. دولت های عرب خلیج فارس نه از افزایش قدرت منطقه‌ای ایران رضایت دارند و نه با ایده تسلط ایران بر معادلات خلیج فارس و هرمز موافق‌اند؛ اما این نگرانی به این معنا نیست که خواهان جنگ هستند. اتفاقا تجربه تنش و جنگ‌های گذشته به آن‌ها نشان داده که هزینه بی‌ثباتی پیش از آنکه به ایران برسد، می‌تواند متوجه خود کشورهای خلیج فارس شود. به همین دلیل سیاست آن‌ها را باید ترکیبی از بازدارندگی، موازنه‌سازی و میانجی‌گری دانست.

کرمی یادآور شد: در موضوع هرمز نیز همین منطق حاکم است آن‌ها از یک طرف نمی‌خواهند ایران دست بالا را پیدا کند و از طرف دیگر نمی‌خواهند توافق ایران و عمان شکست بخورد و تنگه بار دیگر به نقطه آغاز یک بحران نظامی تبدیل شود. بنابراین تلاش خواهند کرد در توافق ایران و عمان اثرگذار باشند و هم‌زمان آن را در چارچوب یک سازوکار گسترده‌تر امنیتی قرار دهند. در مجموع، کشورهای عرب خلیج فارس امروز بیش از هر چیز به دنبال مدیریت ریسک جنگ هستند، نه پیروزی در جنگ. آن‌ها با افزایش قدرت ایران مسأله دارند، اما راه‌حل مطلوبشان برای این مسئله، الزاما جنگ نیست؛ بلکه ترکیبی از فشار دیپلماتیک، موازنه‌سازی امنیتی، حفظ ارتباط با تهران و تلاش برای بین‌المللی کردن ترتیبات امنیتی مربوط به هرمز است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.