افزایش نگرانیها پس از چهارمین حمله به حریم نیروگاه اتمی بوشهر
فروردین 16, 1405
بامدادجنوب_مریم خوئینی
دیگری شکی در آن نیست که تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست گلوگاهی راهبردی است که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند و هر تحول در آن میتواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، خبر توافق میان ایران و آمریکا و خبر بازگشایی کامل این آبراه پس از دورهای از تنش و نااطمینانی، بازتاب گستردهای در محافل سیاسی و اقتصادی جهان داشته است.
در سالهای گذشته، نام تنگه هرمز همواره با بحرانهای امنیتی، تهدیدهای متقابل و نگرانی از اختلال در صادرات نفت و گاز گره خورده بود. اکنون اما گزارشها از توافقی حکایت دارند که یکی از مهمترین نتایج آن، تضمین عبور آزاد کشتیهای تجاری و بازگشت آرامش به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان است. تحولی که نه تنها برای ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت ویژهای دارد جالب است بدانید قبل از اینکه اعلام توافق شود از طرحی با عنوان مدیریت تنگه هرمز در محافل مختلف سیاسی مطرح شد حتی برخی از نمایندگان مجلس نیز در این باره گفتوگو کردند برخی از سیاسیون هم این طرح را با ملی شدن صنعت نفت مقایسه کردند.
در این گزارش به بررسی ابعاد مختلف بازگشایی تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن و تأثیر احتمالی این توافق بر آینده مناسبات منطقهای و بازار جهانی آن پرداختهایم.
بازتعریف بنیادین مدیریت تنگه هرمز
مجید دهقانیان مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک، در گفتوگو با بامدادجنوب، در خصوص طرح مدیریت تنگه هرمز گفت: به نظر من طرح مدیریت تنگه هرمز که ایران پس از جنگ و با الهام از توانایی اثباتشده خود در کنترل و مسدودسازی این آبراه آن را دنبال میکند، در واقع یک بازتعریف بنیادین در نظم حاکم بر این گذرگاه استراتژیک به شمار میرود. بر اساس گزارشها این طرح با مشارکت حقوقی و عملیاتی عمان در حال تدوین است.
وی تصریح کرد: این طرح چند محور کلیدی دارد نخست آنکه هیچ کشتیای بدون اخذ مجوز از ایران حق عبور نخواهد داشت و تردد برای کشتیهای متخاصم، به ویژه رژیم اسرائیل، به طور مطلق ممنوع اعلام میشود(البته به نظرم بعد از توافق این موضوع قابل چانهزنی باشد). مساله دوم سیستم تعرفههای خدماتی بر اساس ارزش و وزن بار برای کشتیهای مجاز در نظر گرفته شده که قرار است منبع درآمدی قابل توجه برای ایران باشد و جزئیات آن در آییننامهای از سوی دولت تصویب شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه یکی از نکات مهم، مدیریت این آبراه در چارچوب همکاری دوجانبه با عمان است، بیان کرد: از سوی دیگر کار باید به گونهای پیش برود تا از یکجانبهگرایی فاصله گرفته شود و وجههای حقوقی و منطقهای پیدا کند. چراکه از نظر حقوقی، این طرح بر حق حاکمیت ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی استوار است و بر این باور تأکید دارد که کل تنگه در آبهای سرزمینی این دو کشور قرار دارد و هیچ نقطهای در آبهای آزاد نیست.
دهقانیان با بیان اینکه ایران مفهوم عبور ایمن را مطرح میکند که بر هماهنگی و عدم تهدید علیه کشورهای ساحلی تأکید دارد، توضیح داد: در عین حال این طرح، با کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها- تا جایی که اطلاع دارم ایران آن را تصویب نکرده و آن را لازمالاجرا نمیداند- در تعارض نسبی قرار میگیرد، چرا که این کنوانسیون بر آزادی عبور ترانزیت در تنگههای بینالمللی تأکید دارد و آمریکا و برخی کشورها این اقدام را غیرقانونی میخوانند، هرچند ایران برای مستندسازی خود به رویههای مشابه در برخی کشورهااشاره میکند که از کشتیهای عبوری عوارض دریافت میدارند.
مدیریت هرمز بدون اجماع منطقهای ممکن است؟
وی بیان کرد: در خصوص امکانپذیری اجرای این طرح بدون اجماع منطقهای، باید گفت که ایران صراحتاً اعلام کرده تصمیم نهایی در دست تهران و مسقط است و سایر کشورهای حاشیه خلیجفارس هیچ حقی در این زمینه ندارند، اما این به معنای نادیده گرفتن کامل واکنشها نیست و طبیعی هم است که به تصمیمات کشورهای خلیج فارس وزن دهد و آن را نادیده نگیرد. البته عمان با رویکرد دیپلماتیک خود نقش یک شریک فنی و حقوقی را ایفا میکند و نه یک قدرت نظامی و همین مشارکت طرح ایران را از حالت یکجانبه خارج میکند، با این حال کشورهای جنوبی خلیجفارس و به ویژه آمریکا به شدت مخالفند و آن را نقض حقوق بینالملل میدانند.
این کارشناس حوزه بینالملل گفت: به نظر من، اگرچه اجماع منطقهای محقق نمیشود، اما ایران با اتکا به قدرت نظامی اثباتشدهاش در کنترل تنگه در جنگ و نیز همکاری حقوقی با عمان، اراده خود را برای اجرای طرح اعلام کرده است، هرچند که نادیده گرفتن کامل نظر سایر بازیگران، هزینههای سنگین سیاسی و امنیتی به همراه خواهد داشت و تنشهایی را در پی خواهد داشت که نمیتوان از آنها چشم پوشید.
دهقانیان همچنین درباره ارزیابی مهمترین فرصت و مهمترین ریسک این طرح، بیان کرد: باید به این نکته توجه کرد که ایران سالها به عنوان حامی صلح و ثبات در هرمز شناخته شده و اکنون با این طرح به دنبال تبدیل تنگه از یک نقطهضعف به یک دارایی ملی و منبع درآمدی پایدار است.
درآمد هرمز دو برابر نفت
وی تصریح کرد: من معتقدم برآوردها نشان میدهد که درآمد حاصل از عوارض کشتیها میتواند دو برابر درآمد نفت ایران باشد و در دوران پس از جنگ، به موتور محرک اقتصادی کشور تبدیل شود.
این مدرس دانشگاه با یادآوری اینکه این اقدام جایگاه ژئوپلیتیک ایران را به طور چشمگیری ارتقا میدهد، گفت: این رویداد ایران را از یک بازیگر منطقهای به قدرتی با قابلیت اعمال نفوذ مستقیم بر امنیت انرژی جهانی مبدل میسازد، همچنین تثبیت حقوقی و عملیاتی این دستاورد جنگی، میتواند به عنوان یک اقدام ماندگار در تاریخ کشور ثبت شود و معادلات قدرت را به نفع ایران تغییر دهد، اما در مقابل، به نظر من، بزرگترین ریسک این طرح، تشدید تقابل با نظام بینالملل و بروز تنشهای جدید است، زیرا اقدام عملی برای اعمال عوارض و اخذ مجوز، واکنش جدی آمریکا و متحدانش را در پی خواهد داشت و میتواند به دور جدیدی از رویارویی نظامی یا تحریمهای گستردهتر منجر شود.
وی تصریح کرد: البته اجرای یکجانبه این طرح بدون اجماع منطقهای ممکن است به بروز تنشهایی مستقیم با همسایگان جنوبی خلیجفارس بیانجامد که به نظر من باید بهصورت دوفاکتو آن را در نظر گرفت. با این حال ایران تأکید دارد که جنگ ثابت کرده توان کنترل و مسدودسازی تنگه را دارد و این دارایی راهبردی و ملی باید برای کشور درآمدزا باشد، اما در عمل، موفقیت این طرح به میزان مهارت ایران در مدیریت همزمان روابط با عمان، پاسخگویی به نگرانیهای منطقهای و کاهش هزینههای تقابل با قدرتهای فرامنطقهای بستگی خواهد داشت. از این رو معتقدم بدون یک راهبرد دیپلماتیک هوشمندانه، ریسکهای آن به مراتب از فرصتهایش پیشی خواهد گرفت.
فروردین 16, 1405
مرداد 6, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.