وقتی صندوقهای رای به خط مقدم جبهه رفتند
۱۴۰۵-۰۱-۲۴
بامدادجنوب_مریم خوئینی
پاسخ به یک پرسش تکراری اما حیاتی، این روزها به سختترین کار برای کارشناسان سیاست خارجی و روابط بینالملل بدل شده است: «خوشبینی یا بدبینی؟» در شرایطی که ایران تلاش کرده با دیپلماسی فعال، راه را برای کاهش تنش هموار کند، واشینگتن با اصرار بر نادیده گرفتن واقعیت فناوری هستهای ایران، عملاً میز مذاکره را به یک تریبون یکطرفه تبدیل کرده است. در روزهایی که میانجیها در ترددند به باور برخی از کارشناسان دیدگاهها هر روز دورتر از دیروز به نظر میرسد، در این گزارش به دنبال پاسخ به این معما هستیم که آیا شرایط فعلی نه جنگ و نه صلح فعلی، آرامشِ قبل از طوفان است یا صرفاً توقفی کوتاه در مسیری که به تنشهای بزرگتر ختم میشود؟
آمریکا دنبال اعلام پیروزی است نه مذاکره
رضا صارمیراد، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با بامداد جنوب درباره اخبار ضد و نقیضی که از احتمال مذاکرات یا تداوم تنشها به گوش میرسد، گفت: اخباری که به صورت جسته و گریخته در این خصوص اعلام میشود، هنوز جنبه رسمی ندارند و نمیتوان با قاطعیت گفت که این اتفاقات در حال رخ دادن است یا خیر. اما آنچه مسلم است، اگر مبنا را همین اخبار بگذاریم، نشان میدهد که آمریکاییها دچار نوعی انعطاف شدهاند، مثلاً اعلام کردهاند که غنیسازی ایران را در یک مرکز خاص میتوانند بپذیرند. این با موضعگیریهای قبلی آنها تفاوت دارد. با این حال، اختلاف دیدگاهها بیش از آنکه بر سر جزئیات باشد، روی کلیات است.
وی ادامه داد: نگاه آمریکاییها به گونهای است که میخواهند از فرایند مذاکره برای خود یک پیروزی بسازند، نه اینکه لزوماً برای حل مشکلات مذاکره کنند، همین رویکرد، توافق را دچار مشکل میکند. در مورد فضای جنگی نیز باید بگویم که آمریکاییها از نظر نیروهای مستقر در منطقه کاملاً آماده هستند و توانمندیشان را به بالاترین سطح آوردهاند، اما سوال اینجاست که چه عواملی مانع آنهاست؟
این کارشناس روابط بینالملل در خصوص اینکه چه شاخصهایی نقش بازدارنده را در برابر تهاجم بیشتر آمریکا ایفا میکنند، گفت: آمریکاییها اکنون با مشکلات جدی روبهرو هستند. اگر روزهای اول جنگ را مرور کنید، قیمت نفت حدود ۸۰ تا ۹۰ دلار بود، اما اکنون که در وضعیت آتشبس هستیم، قیمت زیر ۱۰۰ دلار نیامده است. این یعنی ذخایر نفتی دنیا در حال اتمام است و به همین دلیل قیمتها بالا میرود. البته این قیمتها برای فروش آتی است و اگر کسی بخواهد خرید نقدی انجام دهد، قیمت حدود ۱۳۰ دلار است؛ این یک مسأله بازدارنده اساسی است. مسأله دیگر، وضعیت داخلی ایالات متحده است. نرخ بهره اوراق قرضه در آمریکا به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۸ رسیده است. دولت آمریکا برای بسیاری از پروژههای خود از طریق این اوراق قرض میکند و سودی متعارف بر اساس تورم میپردازد. در حالی که نرخ تورم در آمریکا ۳.۸ درصد است، سودی که برای اوراق قرضه اعلام شده ۵.۶ درصد است؛ یعنی سودی بالاتر از نرخ تورم. بازپرداخت این مبالغ برای سال آینده، فشار مالی بسیار سنگینی به دولت آمریکا وارد میکند. افزایش قیمت سوخت نیز قوز بالای قوز شده است قیمت بنزین به طور متوسط ۵۰ درصد و قیمت گازوئیل ۶۰ درصد افزایش یافته که اینها همگی عوامل بازدارنده هستند.
نقشههایی که نقش بر آب شدند
صارمیراد با بیان اینکه تصورات اولیه واشینگتن نیز از نتیجه جنگ تغییر کرده است، افزود: آمریکاییها تصوراتی در ابتدای جنگ داشتند که اکنون دیگر نمیتوانند با آن محاسبات پیش بروند. این تصور که میآییم، میزنیم و همهچیز تمام میشود و ایران تسلیم میشود، شکست خورده است. آنها نه همراهی مردمی را دارند و نه ترور رهبران ایران توانست خللی در اراده کشور ایجاد کند. تمام این راهها را آزمودند و به نتیجه نرسیدند. از سوی دیگر، ایران صراحتاً اعلام کرده که اگر زیرساختهای ما هدف قرار بگیرد، ما نیز زیرساختهای تمام کشورهای منطقه را هدف قرار میدهیم. فلج شدن زیرساختهای انرژی منطقه به این معناست که حتی اگر تنگه هرمز باز بماند، دیگر انرژیای برای صادرات وجود نخواهد داشت تا از آن عبور کند.
وی با تأکید بر اینکه آمریکاییها همه اینها را حساب میکنند، گفت: اکنون نیز عملیاتی مثل اشغال جزایر یا حمله به سایتهای هستهای و شهرهای موشکی جمهوری اسلامی ایران برای آنها بسیار پرتلفات خواهد بود. به همین دلیل بین گزینههای موجود مردد هستند. ضمن اینکه در داخل خود آمریکا نیز حدود ۶۰ درصد مردم معتقدند این جنگ بیفایده بوده و واشینگتن اصلاً نباید حمله نظامی میکرد. این همراهی نکردن مردم باعث شده آمریکاییها در مواردی به فکر امتیاز دادن بیفتند هرچند زمان برای آنها بسیار حیاتی است.
این کارشناس حوزه بینالملل در پاسخ به این پرسش که با توجه به این عوامل، آیا فکر میکنید آمریکا به دنبال خرید زمان است؟ گفت: گذشت زمان به ضرر آمریکاییهاست. برآوردها نشان میدهد ذخایر
مصرفکنندگان نفت تقریباً تا ۱۵ خرداد دوام میآورد و از تیرماه، اثرات واقعی آن روی قیمتها (بحران جهانی) آشکار میشود. بنابراین زمان به نفع آمریکا نیست.
موفقیت مذاکره به شرط توازن قدرت
این استاد دانشگاه در خصوص تفاوت اصلی این دور از مذاکرات با دورههای گذشته افزود: تفاوت بزرگ در «تنگه هرمز» است. ما امروز نقطهای در دست داریم که به واسطه جغرافیای خاص منطقه، کسی نمیتواند آن را از ما بگیرد. یک سوی این تنگه حساس کاملاً در اختیار ماست و سوی دیگر در اختیار عمانیهاست، که هماهنگی کاملی با ما دارند. این یک اهرم فشار است که دنیا اثرگذاری آن را دیده و هر زمان احساس خطر کنیم، از آن استفاده میکنیم. وجود این اهرم فشار، وجه تمایز اصلی این مذاکرات با گذشته است.
صارمی راد در پایان در پاسخ به این پرسش که اگر همین امروز قرار باشد مذاکرات آغاز شود، شرط اصلی موفقیت آن را چه میدانید؟ گفت: شرط اول این است که دو کشور در شرایط برابر با هم مذاکره کنند. آمریکاییها نباید از موضع بالاتر یا به اصطلاح ارباب صحبت کنند. نباید بگویند شما اول این اقدام را انجام بده و فلان امتیاز را بده تا بعد بنشینیم صحبت کنیم اگر قرار است مذاکرهای صورت بگیرد، باید اتفاقات گذشته را کنار بگذاریم و به عنوان دو کشور که میخواهند مشکلات را حل کنند، رودررو شویم. من یک سری مشکل دارم که میخواهم حل شود و شما هم همینطور پس لزومی ندارد به ما بگوید من زورم زیاد است و قویتر هستم. البته این مشکلی است که آمریکا نه فقط با ما، بلکه با تمام دنیا دارد. برای نمونه به سفر ترامپ به چین نگاه کنید؛ آنجا آمریکا ناچار شد در شرایطی برابر با چین مواجه شود. این همان مدلی است که برای ما مطلوب و منطقی است؛ مذاکره در سایه احترام متقابل و توازن قدرت.
۱۴۰۵-۰۱-۲۴
۱۴۰۴-۱۰-۰۷
۱۴۰۴-۱۱-۰۵
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.