رویداد 15 بازدید
روایت دیپلمات بوشهری از بازخوانی جنگ 12روزه؛

این سرمایه می‌تواند به «قدرت بازدارندگی» تبدیل شود

بامدادجنوب_مریم خوئینی

گفت‌وگوها درباره پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به‌طور کامل از فضای عمومی کشور رخت نبسته است. دستگاه دیپلماسی تلاش دارد این رویداد را از یک درگیری نظامی مقطعی فراتر برده، به‌عنوان یک سرمایه سیاسی و هویتی بازتعریف کند. سخنان وزیر امور خارجه کشورمان روز پنجشنبه ۴ دی در نشست تبیین سیاست‌های خارجی کشور که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، نشان می‌دهد روایت رسمی از این جنگ، صرفاً ناظر بر میدان نبرد نیست، بلکه بر مقاومت ملی، شکست محاسبات دشمن و نقش انسجام اجتماعی در عبور از بحران تأکید دارد؛ روایتی که به نظر می‌رسد در حال حاضر قرار است پشتوانه ورود کشور به مرحله‌ای تازه از مواجهه با فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک باشد. برای بررسی کارکردهای سیاسی این بازخوانی با الله کرم مشتاقی کارشناس روابط بین الملل گفت‌وگو کردیم.

مشتاقی معتقد است برخی حوادث در تاریخ یک کشور اگرچه ظاهرا در برهه‌ای کوتاه رخ داده اما تاثیراتی عمیق و تجربه‌ای ژرف در تاریخ سیاسی، اجتماعی و به خصوص فکری و ذهنی آن جامعه به جای می‌گذارد. یکی از این حوادث جنگ ۱۲ روزه است که به گمان او تا ده‌ها سال در ذهن جمعی جامعه ایران و مقامات کشور باقی خواهد ماند.

وی تصریح کرد: جنگ ۱۲ روزه حادثه‌ای عظیم و عمیق است که به گمان من تاکنون به دلایل متعدد حتی ۵٪ از آن نیز واشکافی نشده است. نه تنها دولت بلکه اندیشکده‌ها، سازمان‌ها، اهل فکر، اصحاب رسانه، دستگاه های امنیتی، سیاستمداران، مقامات، تصمیم گیران، تصمیم سازان و… باید آن را بازخوانی کنند.

بازخوانی به شرط هنر و ظرافت

این دیپلمات بوشهری یادآور شد: البته یک نکته ظریف در اینجا وجود دارد و آن اینکه با وجود ضرورت این بازخوانی، باید این هنر و ظرافت و فهم وجود داشته باشد که این بازخوانی نه تنها منجر به تزریق التهاب و نگرانی در جامعه نشود بلکه منجر به تقویت جامعه و ترمیم بافت‌های ضربه خورده و شناسایی بافت‌های ضربه‌پذیر شود.

مشتاقی در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان این جنگ را به‌عنوان یک سرمایه سیاسی پایدار تلقی کرد یا مصرف کوتاه‌مدت دارد؟ گفت: این حادثه را نباید حادثه‌ای در حدِ مثلا حمله به کنسولگری کشورمان در مزارشریف و به شهادت رساندن دیپلمات‌های کشورمان دانست، نباید در حد یک تنش چند روزه با دشمن خارجی دانست و نباید در حد یک اقدام سنگین تروریستی در نظر گرفت. جنگ ۱۲ روزه حادثه‌ای در وزن و قیاس جنگ تحمیلی ۸ ساله است، یعنی باید از همان دریچه‌ای که به دفاع مقدس ۸ ساله نگاه می‌کنیم، به جنگ ۱۲ روزه بنگریم. رهبر انقلاب در جایی درباره دفاع مقدس ۸ ساله فرموده‌اند: «آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند… این یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم، یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم» به گمان من جنگ ۱۲ روزه نیز در همان حد و اندازه است. نگاه گذرا و مقطعی به جنگ ۱۲روزه، خطرناک و ساده لوحانه است. هنر دولت و البته هنر همه دستگاه‌ها و بالاتر از آن هنر طرفداران این مرز و بوم و آب و خاک و دین و میهن باید این باشد که این جنگ نه تنها به سرمایه سیاسی پایدار بلکه به سرمایه تاریخی و تمدنی تبدیل شود. حتی معتقدم کنش جمعی ایرانی ها به جنگ ۱۲ روزه می‌تواند تبدیل به «قدرت بازدارندگی» تبدیل شود.

جنگ ۱۲ روزه فراتر از سرمایه سیاسی است

وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که تبدیل تجربه نظامی به سرمایه سیاسی چه فرصت‌ها و چه خطراتی دارد؟ گفت: چنان که اشاره شد، عظمت این حادثه چنان است که می‌تواند به سرمایه تاریخی و اجتماعی تبدیل شود. شاید واژه «سرمایه سیاسی» موجب تقلیل مفهوم آن شود. اتفاقا معتقدم این جنگ نباید به سرمایه سیاسی محض و بدتر از آن برای سیاستمدران و جناح‌ها، مصادره به مطلوب شود و از درون تهی شود. اگرچه تبدیل حوادث سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… به سرمایه سیاسی ایراد و اشکالی ندارد اما من معتقدم این حادثه صرفا یک حادثه نظامی نبود بلکه ماهیتی ترکیبی دارد و این قابلیت را دارد که به سرمایه و تجربه تمدنی و تاریخی تبدیل شود. تنها خطر این مهندسی پیچیده یعنی تبدیل ماجرایی که در ظاهر ۱۲ روزه بوده به قدرت تاریخی یک ملت آن است که، تقلیل گرایانه با آن مواجه شویم یعنی آن را به کشمکش سیاسی، حادثه‌ای زودگذر، غرور کاذب، روایت نادرست و … تقلیل بدهیم.

این کارشناس روابط بین الملل در خصوص اینکه این نوع روایت‌سازی می‌تواند در مدیریت فشارهای اقتصادی مؤثر باشد، افزود: در این موضوع باید دو مقوله «مدیریت اقتصادی» و «توجیه بی‌کفایتی» از یکدیگر جدا شوند. مردم می‌پذیرند که در شرایط جنگ یا در شرایطی که منابع کشور آسیب دیده و نیاز به بودجه برای بازسازی دارد، فشارها را بپذیرند اما اگر احساس کنند عده‌ای دنبال توجیه کم‌کاری و ترک‌فعل خود هستند، نتیجه‌بخش نخواهد بود. بعضی سوء تصمیمات و اقداماتی که تاثیر مهمی بر معیشت و اقتصاد مردم دارند ربطی به جنگ ۱۲ روزه ندارد و اگر کسی بخواهد آن را به جنگ گره بزند واقعا رفتارش خیانت‌آلود و سزاوار شماتت است.

صداقت نباید برای پوشش ناکامی‌ها باشد

مشتاقی همچنین درباره رابطه پذیرش مشکلات داخلی و افزایش اعتماد عمومی، گفت: صداقت همیشه کارساز است. اما باید بین صداقت با بلاهت و یا فرار از مسئولیت مرز قائل شد. گاهی برخی حرف‌ها با وجود ظاهری صادقانه اما پیامدی شدیدا ضد امنیتی و ضد ملی دارند و مصداق روشن روایت ضعف و ارسال پیام ضعف به دشمن هستند. به نظر من میزان این نوع اظهاراتِ دولبه که اتفاقا لبه منفی آن تیزتر است در میان برخی از مقامات ارشد ما زیاد شده است. مثلا اینکه مقامات ارشد اقتصادی کشور از مردم بخواهند به علت شرایط موجود اعم از پیامدهای جنگ، وضعیت اقتصادی جهانی، فشار و تحریم خارجی و… صرفه جویی کنند تا حدودی پذیرفتنی است اما اگر با ادبیات مایوس کننده به اسم صداقت بگوید خزانه خالی است و وضع کشور چنین است و چنان است، این دیگر صداقت نیست، بلکه عدم دریافت درست از امنیت ملی است.

وی افزود: حتی اگر مشکلی وجود داشته باشد تو مسئولی که مشکل را برطرف کنی. برخی از مسئولان خود را صرفا مسئول فصل بهار و تابستانِ کشور می‌دانند، به محض اینکه باد بهاری و ثمرات تابستان تمام شود دیگر خود را مسئول نمی‌دانند و با روش‌های گوناگون سعی می‌کنند از پاسخگویی فرار کنند، یکی از این روش‌های به ظاهر محترمانه، صرفا «با برچسب صداقت» انجام می‌شود. بنابراین مسئولان نباید گمان کنند می توانند از صداقت پرده‌ای برای پوشش ناکامی‌های خود درست کنند.

مشتاقی در پایان با بیان اینکه اعتماد عمومی مبنا و اساس مادی و معنوی خود را دارد، تأکید کرد: اتفاقا اگر صداقت جنبه‌ای کاریکاتوری و توجیه‌گرایانه به خود بگیرد معکوس عمل می کند و حتی ممکن است در جایی که باید صداقت به خرج داد نیز مردم آن را نمی پذیرند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.