خط «۱۴۸۰» سنگ صبور مردم استان بوشهر
۱۴۰۴-۱۰-۲۴
بامدادجنوب_الهام بهروزی
خلیجفارسپژوهی از مقولههای مهمی است که امروزه با حدت و شدت بیشتری از سوی پژوهشگران داخلی و خارجی در حال انجام است؛ چراکه شرایط کنونی این آبراهه استراتژیک اقتضا میکند که افزون بر جایگاه تاریخی، ژئوپلیتیکی و تمدنی آن، از منظر زیستی، اقیانوسشناختی و پایداری اکولوژیک نیز بهمثابه نظامی زنده، حساس و آسیبپذیر دیده و فهم شود. بحرانهای همزمان اقلیمی، فشارهای فزاینده صنعتی، تغییرات هیدرولوژیک و مداخلات انسانی موجب شده که این مطالعات و پژوهشها با سرعت و استمرار بیشتری محقق شوند.
بهواسطه این پژوهشها و تحقیقات میدانی، خوشبختانه دانش خلیج فارسپژوهی از سطح توصیفهای تاریخی و روایتهای جغرافیایی فراتر رفته و به مرحله مسئلهیابی و راهبردسازی رسیده است؛ مرحلهای که در آن، ویژگیهای فیزیکی آب، الگوهای گردش جریانها، دینامیک دما و شوری، تنوع زیستی و شکنندگی اکوسیستمها، همگی به اجزای یک معادله پیچیده و بههمپیوسته تبدیل شدهاند. بیتوجهی به هر یک از این اجزا، میتواند پیامدهایی بازگشتناپذیر برای زیستبوم جنوب ایران و معادلات توسعهای منطقه در پی داشته باشد.
در همین چارچوب است که انتشار شماره ویژه مجله معتبر بینالمللی Deep-Sea Research Part II با محوریت «ویژگیهای اقیانوسشناختی و اکولوژیک خلیج فارس» معنایی فراتر از یک رویداد صرفاً دانشگاهی پیدا کرده است. این شماره ویژه که بهتازگی منتشر شده، به گواه متخصصان یکی از جامعترین و معتبرترین مجموعههای علمی جهانی درباره خلیج فارس بهشمار میرود؛ مجموعهای که با اتکا به پژوهشهای میدانی، تحلیلهای پیشرفته و مشارکت طیفی از پژوهشگران بینالمللی، تصویری دقیق، مستند و گاه نگرانکننده از وضعیت کنونی این پهنه راهبردی ارائه میدهد.
میتوان گفت این شماره ویژه نهتنها بازتابدهنده بلوغ علمی خلیجفارسپژوهی در مقیاس جهانی است، بلکه زنگ هشداری است برای سیاستگذاران، مدیران توسعه و نهادهای مسئول در منطقه؛ هشداری که یادآور میشود آینده خلیج فارس، بیش از آنکه به شعارها و اسناد بالادستی گره خورده باشد، به میزان فهم علمی ما از این دریا و ترجمه این فهم به کنشهای عملی و مسئولانه وابسته است.
نائبرئیس کمیسیون منطقهای اقیانوسشناسی بیندولتی یونسکو (IOCINDIO) که سردبیرمسئول این ویژهنامه است، در این خصوص به بامداد جنوب گفت: اگر بخواهم بر اساس مقالاتی که در این شماره ویژه منتشر شده درباره شکافهای دانشی صحبت کنم، باید بگویم حوزههایی که در این ویژهنامه پوشش داده شده عمدتاً شامل بومشناسی و تنوع زیستی خلیجفارس، تغییر اقلیم و گرمایش، اقیانوسشناسی فیزیکی، آلودگی دریا، اکوسیستمهای حساس مانند مرجانها و مانگروها، شیلات، مدلسازیهای زیستی و فر h یندهای بیوژئوشیمیایی است. اینها بخش عمده مباحثی است که در این ویژهنامه دیده میشود.
مریم قائمی در ادامه با اشاره به وجود شکافهای مهم در خلیجفارس تصریح کرد: یکی از مهمترین گپهای (شکافها) آن، کمبود پایشهای بلندمدت -چه در نواحی ساحلی و چه فراساحلی- است. در نتیجه مجموعهدادههای منسجمی که تغییرات زمانی اکوسیستم خلیجفارس را نشان دهد یا وجود ندارد یا بسیار محدود است. همین مسئله در مورد پایش منظم جوامع زیستی مثل مرجانها، کپسیان، پلانکتونها و دیگر زیستگاههای حساس نیز دیده میشود؛ برنامههای منظم و سراسری در کل منطقه خلیج فارس نداریم.
به گفته وی، در حوزه تعامل گردوغبار با چرخه مواد مغذی و تولیدات اولیه در خلیجفارس نیز مطالعات بسیار اندکی انجام شده، در حالی که این پهنه آبی بهشدت تحت تاثیر برهمکنش خشکی، دریا و اتمسفر قرار دارد. ضعف دیگر، نبود مدلهای یکپارچه فیزیکی، بیوژئوشیمیایی و بومشناختی است؛ مدلهایی که بتوانند مسیر آینده تغییرات را پیشبینی کنند. مسئله بعدی، نبود هماهنگی و همسانسازی دادههای منطقهای میان کشورهای خلیجفارس است؛ حتی اگر پایشهایی انجام شده، روشها استاندارد و یکسان نبودهاند و این موضوع مقایسهپذیری را مختل میکند.
رئیس مرکز اقیانوس شناسی و علوم جوی استان بوشهر در پاسخ به اینکه آیا این شماره ویژه تصویری منسجم از پویایی دادههای فیزیکی، شیمیایی و زیستی ارائه میدهد یا خیر؟ توضیح داد: در این شمار ویژه ترکیب مقالات منتشرشده برای نخستینبار یک چارچوب پیوسته از دادههای فیزیکی از جمله گردش آب، جزر و مد و لایهبندی تا دادههای شیمیایی مانند ترکیب ذرات معلق و فلزات سنگین و نیز تاثیر آبشیرینکنها را کنار هم قرار دادهاست. همینطور دادههای زیستی از پلانکتون تا ماکروبنتوزها و همچنین اطلاعات مربوط به خرچنگها، مرجانها و ذخایر ماهی. این گردآوری باعث شده بتوانیم بگوییم یک نقشه جامع اکولوژیک و اقیانوسشناختی فراهمشده، هرچند که هنوز گپهای فراوانی باقی مانده و مسیر پژوهشی طولانی در پیش است.
قائمی با تاکید بر اینکه این ویژهنامه یک پلتفرم مشترک میان پژوهشگران کشورهای حوزه خلیجفارس و جامعه بینالمللی ایجاد کرده و نشان داده نگرانیهای محیطزیستی در این منطقه ماهیتی فرامرزی و مشترک دارد، تصریح کرد: وقتی بازیگران منطقه بر اساس یک زبان مشترک- دادهها، شاخصهای زیستمحیطی و مدلهای مشترک درباره گرمایش، آلودگی، تنوع زیستی و ریسکهای طبیعی- صحبت میکنند، زمینه برای پروژههای مشترک و توافقهای پایش بلندمدت و برنامهریزیهای حفاظتی فراهم میشود. این خود مصداق دیپلماسی علمی است و علاوه بر آن جایگاه ایران را در شبکه جهانی علم تقویت کرده. انتشار این ویژهنامه در یک مجله بسیار معتبر جهانی، علاوه بر دستاورد علمی، یک موفقیت دیپلماتیک برای ما بوده است.
وی در خصوص اینکه آیا این مجموعه میتواند پایهای برای استانداردسازی دادهها و چارچوبهای پایش باشد، گفت: بله؛ این ویژهنامه میتواند نقطه آغاز یک چارچوب مشترک باشد. هرچند پیشرفت ارزشمندی است، اما همچنان نیازمند همکاری بیشتر و مطالعات مشترک با کشورهای منطقه هستیم تا بتوانیم شکافهایی را که اشاره کردم، پوشش دهیم. این شکافها نشان میدهد مدیریت کارآمد خلیجفارس نیازمند تلاش هماهنگ، استانداردسازی روشهای مطالعاتی و دادهبرداری و همچنین مطالعات چندرشتهای در سطح منطقه است. با این حال، همین شماره ویژه نقش مهمی در روشنکردن مسیر پیشِرو دارد و پرسشهای بیپاسخ را نشان میدهد.
نائبرئیس کمیسیون منطقهای اقیانوسشناسی بیندولتی یونسکو (IOCINDIO) سپس به تهدید آبشیرینکنها برای حیات خلیج فارس اشاره و تصریح کرد: متاسفانه بیش از ۵۰ درصد ظرفیت جهانی این تأسیسات در خلیجفارس قرار دارد؛ بیشترین آن در عربستان سعودی و پس از آن در امارات متحده عربی. طبیعی است که در منطقهای با بحران آب، چنین تراکمی وجود داشته باشد. قطعاً تخلیه شورابهها باعث افزایش موضعی شوری و دمای آب میشود و این موضوع استرس حرارتی و فشار مضاعف بر آبزیان ایجاد میکند. در دو مقاله این ویژهنامه تاکید شده که در نقاط اطراف آبشیرینکنها، تنوع ماکروبنتوزها کاهش یافته، گونههای حساس حذف شده و ساختار جوامع تغییر کرده است؛ گونههای مقاوم توانستهاند بمانند. این گزارشها کاهش شدید بنتوزها را در نزدیکی تأسیسات تائید میکند.
به گفته وی، تجمع شورابه در لایههای پایینی آب میتواند تهویه را مختل و اکسیژن محلول را کاهش دهد و خطر کماکسژنی را افزایش دهد. اگر این تخلیه در مسیر جریانهای غالب باشد، دامنه اثرات آن تا چندین کیلومتر گسترش مییابد. در جنوب خلیجفارس که تراکم آبشیرینکنها بیشتر است و تبادل آب کمتر، خطر تجمع شوری بالاتر است. ازاینرو، رعایت فاصله مناسب از زیستگاههای حساس مثل مرجانها و علفزارهای دریایی، پایش لحظهای شوری و اکسیژن، رقیقسازی قبل از تخلیه و استفاده از فناوریهای کمنمک ضروری است.
قائمی سپس به ظهور کویرهای دریایی در قسمتهایی از خلیج فارس اشاره و بیان کرد: «کویرهای دریایی» (Dead zone) یا همان نواحی کماکسیژن، زمانی پدید میآید که اکسیژن محلول به کمتر از دو میلیگرم در لیتر برسد؛ این وضعیت برای آبزیان تهدیدکننده است. در خلیجفارس، هاپیوکسی عمدتاً محلی و فصلی است. مطالعات ما نشان میدهد مساحت این نواحی در اواسط پاییز به بیش از ۵۰ هزار کیلومتر مربع میرسد و در اواخر تابستان بیشتر در بخشهای غربی و میانی دیده میشود. افزایش آلودگی صنعتی و شهری، ورود مواد مغذی و گرمایش، از عوامل اصلی شکلگیری مناطق مرده (Dead zone) است. دادههای تاریخی نیز نشان میدهد افت اکسیژن طی دهههای اخیر بهشدت افزایش یافته است. گرمایش سریع موجب افزایش تبخیر و کاهش اکسیژن محلول میشود و همراه با ورود آلایندهها اکوسیستم را در وضعیت خطرناک قرار میدهد.
وی سپس به تهدیدهای جدید خلیجفارس اشاره کرد و گفت: متاسفانه سرعت گرمایش بیسابقه است؛ دمای آب طی چهار دهه، دوونیم برابر افزایش یافته. این موضوع باعث کاهش اکسیژن، گسترش هاپیوکسی، افزایش آلودگیهای ساحلی، فرسایش مرجانها و مانگروها و فشار صید بیرویه شده است. امروز خلیجفارس یکی از پهنههای دریایی بهشدت تحت استرس در جهان به شمار میآید.
قائمی در خصوص راهکارهایی برای رفع و حذف این تهدیدها نیز توضیح داد: راهکارها باید مبتنی بر طبیعت باشد؛ نظیر احیای مانگروها، حفاظت از علفزارهای دریایی، ترمیم مرجانها و گسترش مناطق حفاظتشده. در حال حاضر تنها پنج درصد خلیجفارس تحت حفاظت است، در حالیکه هدف جهانی ۳۰ درصد تا سال ۲۰۳۰ است. استفاده از پایشهای ماهوارهای، سامانههای هوش مصنوعی و فناوریهای کمنمک در آبشیرینکنها نیز میتواند کمککننده باشد. همچنین نیازمند یک منشور سازگاری منطقهای و افزایش همکاریهای دادهای و علمی با کشورهای منطقه هستیم.
نائبرئیس کمیسیون منطقهای اقیانوسشناسی بیندولتی یونسکو (IOCINDIO) سپس به سامانه پایش منطقهای مشترک در خلیج فارس اشاره کرد و گفت: سازمان منطقهای حفاظت از محیطزیست (راپمی) بستری برای این کار فراهم کرده بود و تا سال ۲۰۰۶ گشتهای مشترکی میان هشت کشور برگزار میشد؛ اما این روند متوقف شد. در ایران، پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی از سال ۲۰۱۸ تا کنون ۹ گشت منظم از اروند تا هرمز و دریای عمان انجام داده و دادههای ارزشمند در حوزههای اکسژن، دما، شوری، وضعیت رسوبات و… بهدست آورده که در قالب «اطلس خلیجفارس و دریای عمان» منتشر شده است؛ اما این دادهها فقط بخش ایرانی را پوشش میدهد و برای تصویر کامل نیاز به همکاری منطقهای داریم.
قائمی با اشاره به اینکه در نشست اخیر کمیسیون منطقهای اقیانوس هند وابسته به یونسکو، موضوع احیای گشتهای مشترک خلیجفارس، دریای عمان و اقیانوس هند مطرح شد که این میتواند جایگاه ایران را تقویت کند، تصریح کرد: تمرکز مطالعات اخیر ما بر گرمایش خلیجفارس، بررسی تغییرات دما، شوری و اکسیژن در چهار دهه گذشته، تغییر رژیم مواد مغذی و دگرگونی اکوسیستم تحت فشار تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی بوده است. یافتههای ما هشدار میدهد که لایهبندی آب افزایش یافته، اکسیژن به شکل نگرانکنندهای کاهش پیدا کرده، مناطق کماکسیژن گسترش یافته و رژیم مواد مغذی تغییر کردهاست. اکنون ترکیبی از محدودیت نیتروژن، فسفر و سیلیس داریم و اکوسیستم خلیجفارس در حال تغییر شکل است.
نائبرئیس کمیسیون منطقهای اقیانوسشناسی بیندولتی یونسکو (IOCINDIO) نقش صنایع نفت و گاز مستقر در جنوب استان را در این تغییرات پررنگ دانست و گفت فعالیتهای شرکتها و پتروشیمیها در این زمینه تاثیر قابلتوجهی داشتهاند؛ افزایش فلزات سنگین، هیدروکربنهای نفتی، کاهش تنوع موجودات کفزی و تاثیر سوء در لایههای مختلف زنجیره غذایی همگی در دادهها دیده میشود. این صنایع همچنان یک منبع پایدار فشار بر اکوسیستم خلیجفارس هستند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.