فرهنگ 10 بازدید
در جست‌وجوی حسین (ع) به دور از کلیشه‌گرایی؛

روایت قیام کربلا به روایت نسل زدی‌های بوشهری

بامدادجنوب_الهام بهروزی

محرم برای ما دهه شصتی‌ها و نسل‌های پیش از آن، همواره رنگ و بویی مقدس و آسمانی داشته و دارد که در سایه تربیت خانواده، مدرسه و جامعه، به شکلی سنتی در وجودمان ریشه دوانده و حفظ شده است؛ اما این شب‌ها در کوچه‌پس‌کوچه‌های بوشهر و در آیین‌های محرمی با چهره‌های جدیدی روبه‌رو شدیم که نگاهشان به این آیین، با ما تفاوت‌های بارزی دارد؛ «نسل زد» که نه با دیکته کردن مفاهیم، بلکه با عینک پرسشگری و واقع‌بینی به جهان می‌نگرند.

این نسل فرزند دنیای هوشمند است و زندگی بدون فناوری برایش بی‌معناست. به عبارت بهتر، آن‎ها با زیست دوگانه میان دنیای واقعی و فضای مجازی، با نگاهی واقع‎بین و عمل‌گرا به همه چیز می‌نگرند. اگرچه دامنه توجه کوتاهی دارند، اما پردازشگرهای سریعی هستند که اطلاعات را به‌صورت کپسولی و فشرده می‌طلبند. این گیمرهای حرفه‌ای، ساختارشکن و قاعده‌ناپذیر هستند و به رتبه‌بندی‌های سنتی اعتنایی ندارند. برای این نسل که به حریم شخصی خود حساس است و از تحت کنترل بودن متنفر است، نصیحت‌های قدیمی‌ها دیگر کارایی ندارد.

آن‎ها عاشق دیده و شنیده شدن هستند و به‌عنوان یادگیرندگان جسور، دانش را به اشتراک می‌گذارند. جست‌وجوگر و کنجکاوند و اگر در شرایطی چالشی قرار نگیرند، یادگیری برایشان معنا ندارد. نسل زد، سلطه‌ناپذیر است و مطالبه‌گر جدی آزادی؛ اما در عین حال بسیار پذیرا و بخشنده است. این‌ها که به شخصی‌سازی آموزش عادت کرده‎اند، خودشان به سراغ منابع می‌روند.

از این‌رو، بازشناسی فرهنگ عاشورا برای این نسل، نیازمند زبان نوینی است. آن‎ها دیگر عاشورا را در لایه‌های تکراری منبرهای سنتی جست‌وجو نمی‎کنند، بلکه خواهان درک فلسفه و جریان‌شناسی این واقعه هستند. این جوانان اهل حال که با تکیه بر خیال‎پردازی قوی خود به تحلیل حوادث می‎پردازند، اگر عاشورا را به عنوان جریانی زنده، اخلاقی و چالشی درک کنند، با تمام وجود پای کار می‎آیند. برای همراه کردن این نسل برخط و همیشه در دسترس، باید از پیله سنت‎های صلب فاصله گرفت و به آن‎ها اجازه داد تا معنای تازه‌ای برای آزادگی در زندگی امروز خود پیدا کنند.

در شب‌هایی که گذشت، با حضور در برخی از آیین‌های عاشورایی با شماری از نسل زدی‌ها در پوشش و رفتارهایی متفاوت روبه‌رو و به شکل‌های مختلفی با آن‌ها همکلام می‌شدم، برای مثال، با معصومه، دختر دوستم به‌واسطه آشنایی که از پیش داشتم، پرسیدم که نظرش در مورد عاشورا چیست؟ او در این خصوص به بامداد جنوب گفت: عاشورا برای من همیشه یک حال و خاصی دارد، از وقتی بچه بودم، مادرم مرا با خودش به مراسم سینه‌زنی می‌برد که در حسینه بهبهانی برگزار می‌شد، آن زمان درکی از این مراسم نداشتم و گاهی شلوغی آن مرا کلافه می‌کرد تا اینکه بزرگ‌تر شدم و آن را جزئی از باورهای پدرم و مادرم دیدم که هر ساله در رثای امام حسین (ع) در آن شرکت می‌کنند. من هم شاید بیشتر برای احترام در این مراسم شرکت می‌کنم.

وی با اشاره به اینکه اما امسال نگاهم کمی تغییر کرده است، افزود: من دیگر نمی‌خواهم فقط یک تماشاگر باشم که برای احترام به باورهای خانواده‌ام یا بقیه اینجا می‌آید. برای من عاشورا باید معنای بزرگ‌تری داشته باشد. دوست دارم بفهمم چرا یک آدم باید از همه چیزش بگذرد؟ من دنبال آن روح آزادگی و شجاعتی هستم که در زندگی امروز هم به دردم بخورد. شاید حجابم با مادرم یا هم‌نسل‌های او فرق داشته باشد اما ته دلم می‌خواهم این واقعه را به درک و مطالعه و تجربه خودم کشف کنم، نه اینکه فقط چون بزرگ‌ترها گفته‌اند، آن را بپذیرم.

معصومه یادآور شد: در مجموع چیزی که از امام حسین (ع) در قیام عاشورا درک کرده‌ام، آزادگی اوست. انتظار دارم که با ما نسل زدی‌ها نه با قضاوت، بلکه با درک بهتری از دنیای ما مواجه شوند. ما امام حسین (ع) را دوست داریم اما قبول کنید در برخی از منبرها به‌جای اینکه با ما همدلی کنند، با نگاه‌های سنگین و حرف‌های دستوری ما را دفع می‌کنند.

وی تاکید کرد: من شاید باورهای سفت و سخت مادرم یا پدرم را نداشته باشم، اما یک دختر ایرانی هستم که به امام حسین (ع) به خاطر ایستادن در برابر ظلم و رسیدن به آزادی‌خواهی ارادت دارم. برای نسل ما که دنبال حقیقت و منطق است، امام حسین نماد کسی است که زیر بار حرف زور نرفت و این دقیقا همان چیزی است که ما در زندگی امروزمان به دنبالش هستیم.

این نسل، برخلاف اینکه گاهی تمامیت‌خواه و رفاه‌طلب توصیف شده‌اند، اما منطقی که در پشت حرف‌هایشان ریشه دوانده، آدمی را به تفکر وامی‌دارد. تفاوت آن‌ها با ما دهه شصتی‌ها در این است که به‎جای تقلید از پدر و مادر و جامعه، خود به‌دنبال کشف و شناخت یک شخصیت یا جریان هستند. آن‌ها به سادگی زیر بار روایت‌های آماده نمی‌روند و همین پرسشگری‌شان موید این است که نمی‌توان این نسل را عاری از باور و اعتقاد دانست، چون باورهای آن‌ها از دل جست‌وجوگری و تجربه‌های شخصی بیرون می‌آید. آن‌ها به‌دنبال پیوند زدن آرمان‌های بزرگی مثل آزادگی به زندگی واقعی خود هستند و این همان نقطه قوت نسل زدی‌هاست که باید آن را به رسمیت شناخت.

آرمان دیگر نسل زدی است که در جریان مراسم شمع‌زنی در شب عاشورا در حین عبور از طاق خونی در بافت تاریخی با او و دوستانش مواجه شدم. او با چند تا از دوستانش برای تماشای شمع‌زنی به طاق آمده بود، به سمتش رفتم و با معرفی خودم از او خواستم به دو سه سوال درباره این مراسم و عاشورا جواب بدهد، ابتدا گارد گرفت ولی در نهایت گفت: «من مذهبی نیستم اگر جواب‌هایم به دردتان بخوره، باشه.» به او تضمین دادم که فقط یک گپ‌و‌گفت ساده درباره مراسم محرم و امام حسین (ع) است.

او در خصوص اینکه مراسمی مثل شمع‌زنی چه جاذبه‌ای برای او دارد، گفت: ببینید همان‌طور که اشاره کردم مذهبی نیستم، پدر و مادرمم چندان افراد معتقدی نیستند ولی همیشه به مراسم محرم و امام حسین (ع) احترام می‌گذارند، صادقانه بگویم هرگز با خودم شمعی نمی‌آورم؛ ولی وقتی شمع‌هایی که به دیوار چسبیده و خاموش شده‌اند، برمی‌دارم روشن می‌کنم. چون خیلی از این شمع‌ها را جوان‌هایی هم‌سن و سال من روشن‌ کرده‌اند حالا دختر یا پسر فرقی ندارد، احتمالا حاجتی یا نذری داشته باشند. من با روشن کردن آن‌ها آرزو می‌کنم که خدا صدای‌شان را بشنود.

او ادامه داد: یک اعتراف کنم که مراسم شمع‌زنی و سینه‌‍‌زنی را همیشه دوست داشتم، وقتی در این فضا قرار می‌گیرم با خودم کلنجار می‌روم که امام حسین (ع) قطعا شخصیت بزرگی است که همه اینقدر برایش به سر و سینه می‎زنند. من نه در خانواده و نه در مدرسه و نه در جمع دوستانم زیاد با افراد مذهبی مواجه نبودم، اما واقعا دوست دارم با یک آدم آگاه از امام حسین (ع) بیشتر بشنوم، جوری برایم تعریف کند که شعارگونه نباشد، حقیقتا از شعار و بزرگ‌نمایی بدم می‌آید؛ اما تا الان چیزی که خودم درک کرده‌ام، این است که امام حسین (ع) یک ناجی و قهرمان آزاده است.

دریا هم دختری از نسل زد است که تازه 20 ساله شده. او در مراسم سینه‌زنی شب عاشورای حسینه بهبهانی به همراه خاله خود حاضر شده، آن هم با حجاب اختیاری؛ یعنی یک تیشرت مشکی با موهای باز و شلوار جین. او نیز به ما گفت: من و دوستانم، دخترهای بی‌باوری نیستیم، دلیلی نمی‌شود چون چادر و روسری نمی‌پوشیم به ما صفت‌هایی بچسبانند که دلمان را بشکند.

او با دلگیری از مراسم شب تاسوعا یاد کرد و افزود: من در این شب به همراه مادرم به یکی از مساجد رفتم که بعد از مراسم سینه‌زنی و زیارت‌عاشورا، مردی روی منبر رفت و شروع کرد از اهمیت مراسم محرم گفت و در حین گفته‌هایش از حضور دختران بی‌حجاب در این مراسم نقد کرد و آن‌ها را بی‌حیا خواند و گفت آن‌ها جزئی از این مراسم نیستند و نباید در این مراسم شرکت کنند. با شنیدن این حرف‌ها دلم شکست. درست است حجاب اختیاری دارم اما در همان مراسم به حرمت مسجد شال روی سرم انداخته بودم پس ما حرمت سرمان می‌شود و این دلیلی نمی‌شود که چون حجاب سفت و سختی نداریم، حق نداریم امام حسین را دوست داشته باشیم یا در مراسمش شرکت کنیم! نباید حس تعلق را از ما بگیرند.

از دریا فاصله می‌گیرم، او خیلی رنجیده بود ولی در عین حال می‌شد احترام به امام حسین (ع) را در نگاهش دید. دختر جوانی که در ابتدای زندگی بین بایدها و نبایدها در حال دست و پا زدن بود اما با همه این‌ها، او امام حسین (ع) را دوست داشت و برای مراسمش آمده بود.

در جایی کمی دورتر دختر جوانی بود که حجاب داشت و کنار سه دختر دیگر ایستاده بود که هر سه حجاب اختیاری داشتند با آرایش ملایم و موهایی مدل‌دار. به سمت دختر محجبه رفتم که اسمش مهسا بود. از او خواستم که کمی با هم گپ بزنیم در خصوص نظرش درباره عاشورا و قیام امام حسین (ع). مهسا با رویی باز استقبال کرد و گفت: من تک فرزند هستم و پدر و مادرم معلم و آدم‌هایی معمولی و اهل نماز و روزه هستند اما مادربزرگم (مادر مادرم) زن معتقدی است با توجه به شغل مادرم، من بیشتر وقتم با او گذشته. از همین‌رو، از کودکی دوست داشتم مثل او چادری باشم. او همیشه مرا با خودش به روضه می‎برد و من از همان موقع امام حسین (ع) را دوست داشتم و با خودم عهد کردم نه تنها همیشه در مراسم عزاداری‌اش شرکت کنم، بلکه راه او را با انسانیت ادامه بدهم.

به دوستانش اشاره کردم و گفتم که آیا با آن‌ها سر پوششی که دارند، مشکلی نداری؟، بیان کرد: نه خیلی دوستانم خوب هستند و خوش‌ذات، شاید حجاب‌شان مثل من نباشد اما مثل من امام حسین (ع) را دوست دارند. ما هر کدام در خانواده‌های متفاوتی بزرگ شدیم ولی همه ما باور داریم.

حرف مهسا، تیر خلاصی است به همه پیش‌فرض‌هایی که سعی دارند عزاداری را در یک قالب خاص محصور کنند. او و دوستانش، نماد نسلی هستند که بر سر یک اصل مشترک؛ یعنی عشق به آزادگی حسین (ع)، به یک تفاهم نانوشته رسیده‌اند که به ما تاکید می‌کند برای همراهی در مسیر حقیقت، نیازی به هم‌شکل بودن نیست.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.