پرونده هستهای ایران به شرایط عادی بازگشت
مهر 27, 1404
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در لغتنامه مرحوم علی اکبر دهخدا دیپلماسی فن و عمل رهبری مذاکرات به منظور حصول سازش بین ملتها که مورد رضایت طرف مقابل باشد و نیز آداب و مراسم و طرق رهبری این مذاکرات عنوان شده اما در دانشنامه سیاسی آشوری این طور تعریف شده است: دیپلماسی به دانش ارتباط میان سیاست مداران و سردمداران جهان گفته میشود. اما دیپلماسی در ذهن بسیاری از شهروندان با مذاکرات، نشستهای رسمی و دیدارهای سیاسی گره خورده است؛ موضوعی که در ظاهر فاصله زیادی با زندگی روزمره مردم دارد. با این حال، تحولات سیاست خارجی میتواند بر حوزههایی چون اشتغال، سرمایهگذاری، تجارت، گردشگری، مهاجرت، تحصیل و حتی قیمت کالاها تأثیر بگذارد. برهمین اساس میتوان گفت دیپلماسی دیگر صرفاً یک مفهوم نظری در عرصه روابط بینالملل نیست، بلکه به بخشی از واقعیتهای ملموس زندگی شهروندان تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش توجه افکار عمومی به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تحولات بینالمللی، این پرسش بیش از گذشته مطرح شده که مردم سیاست خارجی را چگونه ارزیابی میکنند و مهمترین انتظار آنان از دستگاه دیپلماسی چیست؟ آیا شهروندان موفقیت دیپلماسی را در سطح توافقها و بیانیهها میبینند یا آن را با شاخصهای ملموستری مانند بهبود شرایط اقتصادی، گسترش فرصتهای شغلی و افزایش تعاملات بینالمللی میسنجند؟ برای رسیدن به پاسخی دقیق به چنین پرسشهایی و تصویری که نشان دهد دیپلماسی چه زمانی برای افکار عمومی معنا پیدا میکند، با یکی از کارشناسان روابط بینالملل گفتوگو کردهایم.
دیپلماسی موفق از نظر مردم
محمد چمکوری استاد دانشگاه و کارشناس روابط بینالملل در گفتوگو با بامدادجنوب گفت: دیپلماسی موفق برای یک شهروند یعنی پیشبینیپذیر بودن آینده، به عبارتی ثبات قیمتها و امنیت عمومی و شغلی همچنین کاهش هزینههای غیرضروری و حذف واسطهها و تحریمها، که به دنبال آن گشودگی مسیرها برای یادگیری، سفر و کسبوکار نیز حاصل میشود.
وی با بیان اینکه این موارد برداشت عمومی از دیپلماسی است، افزود: با این حال مردم ما مردمی متمایز هستند با فداکاری خود و گذشت جان و مال خود، دنبال آرمانهای مهمی چون حفظ استقلال کشور، حفظ امنیت و تعالی مادی و معنوی خود و اهمیت دادن به دانایی هستند؛ چون ايرانیها در تاریخ طولانی خود هم آرمانگرا و هم واقعگرا بودهاند. نمونه آن طرح انسان آرمانی یا انسان کامل در اندیشه ایرانی قبل از همه ملتهای باستانی مثل یونانیها و رومی ها است.
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: شکاف میان اهداف اعلامی سیاست خارجی و برداشت عمومی جامعه یکی از چالشهای بنیادین در علوم سیاسی و روابط بینالملل است که اغلب به آن شکاف مشروعیت یا شکاف ادراکی میگویند. این پدیده تنها مختص یک نظام سیاسی خاص نیست و در بسیاری از کشورها به دلایل متعددی رخ میدهد.
چمکوری همچنین یادآور شد: سیاست خارجی که از برداشت عمومی جامعه فاصله زیادی داشته باشد، در بلندمدت به هزینهای برای بقای یک نظام سیاسی تبدیل میشود. پیوند میان امنیت ملی و رفاه عمومی کلیدیترین حلقه گمشدهای است که میتواند این شکاف را ترمیم کند. به عبارت دیگر، هرچه مردم احساس کنند سیاست خارجی کشور مستقیماً به رفاه و امنیت آنها کمک میکند، این شکاف کمتر خواهد شد.
اهمیت اعتمادسازی در عرصه دیپلماسی
وی افزود: در حال حاضر، مهمترین اولویت سیاست خارجی از منظر منافع عمومی، ایجاد ثبات و امنیت منطقهای و بینالمللی است. این امر از طریق دیپلماسی فعال، همکاریهای اقتصادی و فرهنگی، و تلاش برای حل و فصل مسالمتآمیز مناقشات قابل دستیابی است.
این کارشناس روابط بینالملل با تأکید بر اهمیت اعتمادسازی در عرصه دیپلماسی گفت که تحقق این امر مستلزم شفافیت و صداقت در بیان اهداف و اقدامات سیاسی است. چراکه ارائه اطلاعات روشن و قابل اتکا و همچنین پایبندی عملی به تعهدات، توافقها و وعدههای دادهشده، از مهمترین الزامات تقویت اعتماد در روابط دیپلماتیک به شمار میرود.
با وجود همه دشواریها، فشارهای اقتصادی و محدودیتهایی که در سالهای اخیر بر جامعه تحمیل شده است، واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از مردم همچنان با درک شرایط کشور و حساسیتهای موجود در عرصه بینالملل، از منافع و مصالح ملی حمایت میکنند و در بزنگاههای مختلف حضور خود را در صحنه نشان دادهاند. این همراهی را میتوان نوعی سرمایه اجتماعی برای کشور و پشتوانهای برای تصمیمگیران و دیپلماتهایی دانست که در عرصه روابط خارجی مسئولیت دفاع از منافع ملی را برعهده دارند.
در عین حال، این همراهی و حمایت عمومی حامل یک مطالبه روشن نیز هست اینکه سیاست خارجی و دیپلماسی، در کنار پیگیری اهداف کلان و راهبردی کشور، همواره آثار تصمیمات خود بر زندگی مردم را نیز مدنظر قرار دهد.
شهروندان انتظار دارند همانگونه که در شرایط دشوار، هزینهها و پیامدهای تحولات سیاسی و بینالمللی را تحمل میکنند و در کنار کشور میایستند، مسئولان و دستاندرکاران حوزه دیپلماسی نیز مطالبات، دغدغهها و مشکلات آنان را در کانون توجه خود قرار دهند. روشن است که امروز بیش از هر زمان دیگری، موفقیت دیپلماسی تنها در اتاقهای مذاکره و متن توافقها سنجیده نمیشود، بلکه بخشی از ارزیابی آن به میزان میزان تأثیرش بر امنیت، رفاه، ثبات اقتصادی و کیفیت زندگی شهروندان گره خورده است.
از این رو، تقویت پیوند میان منافع ملی و منافع عمومی، میتواند به افزایش اعتماد اجتماعی و تقویت سرمایه ملی منجر شود سرمایهای که در نهایت هم پشتوانه مردم برای عبور از چالشهاست و هم پشتوانه دیپلماتهایی که در عرصه بینالمللی از منافع کشور دفاع میکنند.
مهر 27, 1404
شهریور 24, 1404
اردیبهشت 8, 1405
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.