دانشآموزان مجبورند دوباره «احراز هویت» کنند
۱۴۰۴-۱۰-۲۲
بامدادجنوب_مریم خوئینی
نقش و کارکرد رسانهها در شرایط جنگی و بحران همواره مهم و تاثیرگذار بوده چرا که تجربه نشان داده است رسانهها صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه میتوانند در شکلدهی به افکار عمومی، مدیریت ادراک اجتماعی از جنگ، و کاهش یا افزایش تنشهای روانی جامعه نقش تعیینکنندهای داشته باشند. برای بررسی این مهم و همچنین چالشهایی مانند جنگ رسانهای، انتشار اخبار جعلی، رقابت بر سر سرعت انتشار خبر و اهمیت سواد رسانهای برای مخاطبان و رسانههای رسمی، با یکی از کارشناسان حوزه رسانه گفتوگو کردهایم.
رضا غبیشاوی کارشناس حوزه رسانه در گفتوگو با بامدادجنوب در خصوص نقش رسانه در شکلدهی افکارعمومی در شرایط جنگی گفت: معمولا گفته میشود که رسانه سه کارکرد اصلی و سنتی دارد؛ اطلاعرسانی و افزایش آگاهی جامعه، سرگرمی و آموزش. البته از نظر دانشمندان علوم ارتباطات، وظایف و ماموریتهای متعددی برعهده رسانههاست. از جمله فرهنگسازی، ارزشسازی و تقویت ارزشهای واقعی جامعه، تقویت صلح و همزیستی و آشنایی جامعه با واقعیتها و اطلاعات ارزشمند.
وی افزود: اینکه رسانهها میتوانند یا نمیتوانند افکار عمومی را شکل دهند نیز از مباحث مناقشه برانگیز و جنجالی است. در جوامع بسته این انتظار از رسانههاست که افکارعمومی و ذهن جامعه را شکل دهند. به گونهای که افکار عمومی شبیه موم یا گل سفال در دست سفالگر(رسانه) است و او میتواند به آن شکل دهد. این نیز ناشی از عدم آشنایی با نظریات و دنیای جدید است چرا که نشانهای از باقی ماندن در عصر گذشته است. زمانی که تصور میشد رسانه میتواند با محتوای رسانهای مثل یک گلوله جادویی، مخاطب را از پا درآورد. در جوامع باز اما چنین انتظار و نگاهی به رسانهها نیست بلکه افکارعمومی، زنده و پویاست اما رسانه میتواند در آن تاثیر بگذارد و آن را تقویت یا تضعیف کند.
این کارشناس حوزه رسانه همچنین تصریح کرد: در شرایط جنگی، انتظار از رسانه این است که به مانند سایر بخشها و دستگاههای خدماتی مثل اورژانس، بیمارستان و آتشنشانی، به فعالیت خود به لحاظ کمی و کیفی اضافه کند زیرا در شرایط غیرعادی از جمله جنگ، نیاز مردم به رسانه برای کسب اطلاع و دریافت آموزش، چند برابر میشود. پس در این شرایط رسانه باید با لحاظ حفظ آرامش روانی جامعه و خودداری از ضربه و ایجاد شوک، خبرهای صحیح و دقیق درباره اتفاقات را به سرعت منتشر کند چرا که این خبرها با زندگی و حیات و مرگ مخاطبان درگیر است.
در شرایط جنگی رسانه فقط ناقل خبر نیست
غبیشاوی یادآور شد: رسانه در شرایط غیرعادی و جنگ، باید آموزشهای لازم را به مردم برای تعامل با شرایط جدید ارائه کند. در چنین شرایطی، رسانهها تنها ناقل خبر نیستند، بلکه میتوانند بر درک جامعه از واقعیت، احساس امنیت یا ناامنی، میزان امید و نگرانی مردم و حتی نوع نگاه به طرفهای درگیر تأثیر بگذارند. نحوه انتخاب تیترها، تصاویر، کارشناسان و زاویه روایت، میتواند برداشت مخاطبان از جنگ را تغییر دهد. در واقع، رسانهها در زمان جنگ به یکی از مهمترین ابزارها برای کمک به افکار عمومی تبدیل میشوند.
وی همچنین تأکید کرد: رسانهها در زمان جنگ وظیفه دارند اطلاعات دقیق، راستیآزماییشده و بیطرفانه ارائه کنند تا مخاطب بتواند بر اساس دادههای معتبر قضاوت کند، نه صرفاً بر مبنای هیجان یا تبلیغات طرفهای درگیر. چراکه رسانهها در جنگ فقط انتقالدهنده خبر نیستند؛ بلکه با انتخاب تیتر، تصویر، زاویه روایت و اولویتبندی اخبار، بر ادراک عمومی از واقعیت جنگ تأثیر میگذارند.
این کارشناس رسانه با اشاره به اینکه گاه رسانهها خود بخشی از میدان جنگ هستند، گفت: طرفهای جنگ تلاش میکنند از ابزار رسانه و اطلاعرسانی در جنگ استفاده و سوء استفاده کنند. مهمترین سوء استفاده از رسانه هم تبدیل آن به ابزار تبلیغات و تبدیل خبر به محتوای تبلیغاتی است تا بتوانند بر ذهن طرف های خودی و مقابل، تاثیر بگذارند.
غبیشاوی تصریح کرد: در نگاه مثبت، در زمان جنگ، رسانه باید در تولید و انتشار خبرها دقت بیشتری داشته باشد و به ابزار جنگ روانی و جنگ تبلیغاتی هیچ کدام از طرفهای جنگ تبدیل نشود خبرها را بیطرفانه و با استقلال کامل تولید و منتشر کند و تحت تاثیر تعصبها و گرایشها و جهتگیریها قرار نگیرد. رسانه در زمان جنگ باید بتواند به صورت مستقل و بی طرفانه به تولید و انتشار محتوای رسانه ای بپردازد و تحت تاثیر نهادهای دیگرقرار نگیرد و تنها ملزم به رعایت چارچوب های حرفه ایو قانونی و اخلاقی دقیق باشد. در نگاه منفی، در زمان جنگ با سوء استفاده از ابزارهای رسانهای، تولید و انتشار آگاهانه خبرهای جعلی یا نیمه جعلی، خبرهای دروغ در دستور کار قرار می گیرد. صحت و واقعیت خبرها و حوادث کوچکترین اهمیتی ندارد و رسانه به ابزاری برای جنگ تبدیل می شود تا بتوانند بیشترین آسیب را به طرف مقابل وارد کند.
وی افزود: در جنگهای مدرن، رسانهها عملاً بخشی از میدان نبرد اطلاعاتی محسوب میشوند، اما طبق استانداردهای حرفهای نباید به ابزار تبلیغاتی طرفهای درگیرتبدیل شوند. رسانه باید ادعاهای نظامی، آمار تلفات و روایتهای جنگی را مستقل بررسی و منبع آنها را شفاف ذکر کند. به همین دلیل، رسانهها همزمان که بخشی از فضای جنگ اطلاعاتی هستند، باید تلاش کنند از افتادن در دام جنگ روانی جلوگیری کنند.
این کارشناس رسانه ادامه داد: در جنگ های کنونی، طرف های جنگ ، اقدام به انتشار غیرواقعی، خبرهای جعلی، خبرهای ترسناک و محتوای نادرست و مشابه میکنند. یکی از وظایف رسانه حرفهای در شرایط جنگی، تولید و انتشار خبرهای واقعی و مقابله مستقیم و غیرمستقیم با خبرهای جعلی است. همچنین مخاطب نباید در خلاء خبری و اطلاع رسانی قرار بگیرد زیرا در این شرایط، هم باعث نگرانی و ترس مخاطب می شود هم آسیب پذیری جامعه و کشور افزایش می یابد.
دقت، قربانی سبقت در انتشار اولین روایت
غبیشاوی با اشاره به مهمترین تفاوت پوشش رسانهای در زمان جنگ و زمان صلح، توضیح داد: در شرایط صلح، رسانهها معمولاً فرصت بیشتری برای تحقیق، بررسی منابع مختلف و ارائه تحلیلهای جامع دارند؛ اما در زمان جنگ، فشار زمانی، محدودیتهای امنیتی و حجم زیاد اطلاعات تأییدنشده، روند اطلاعرسانی را پیچیدهتر میکند. در چنین فضایی، رسانهها باید بهروشنی مشخص کنند کدام اطلاعات قطعی و تأییدشدهاند و کدام موارد در حد ادعا یا ارزیابی باقی ماندهاند. همچنین، انتشار تصاویر خشن، آمار مربوط به تلفات و بهکارگیری واژگان احساسی در پوشش اخبار جنگ، نیازمند دقت و حساسیت بیشتری است.
وی همچنین درباره تلاش بسیاری از رسانهها برای انتشار اولین روایت در بحرانها، گفت: در بحرانها، روایت اولیه از یک رویداد اهمیت زیادی پیدا میکند، زیرا اغلب میتواند ذهنیت اولیه مخاطبان را شکل دهد و بر نحوه درک آنها از ماجرا تأثیر بگذارد. رسانهای که زودتر خبر را منتشر میکند، معمولاً فرصت بیشتری برای جلب توجه افکار عمومی و اثرگذاری بر روایت غالب دارد؛ از همین رو، رقابت بر سر سرعت انتشار در شرایط بحرانی شدت میگیرد. با این حال، این رقابت گاهی ممکن است به بهای کاهش دقت تمام شود، بهویژه زمانی که اطلاعات هنوز بهطور کامل تأیید نشدهاند. در چنین شرایطی، احتمال انتشار اخبار ناقص، نادرست یا حتی گمراهکننده افزایش مییابد.
وی تصریح کرد: در عین حال، هرچه رسانهها و روزنامهنگاران حرفهایتر، باتجربهتر و برخوردار از شبکه منابع قویتری باشند، توان بیشتری برای انتشار سریع و همزمانِ اطلاعات دقیق و معتبر خواهند داشت. رسانههای حرفهای معمولاً تلاش میکنند به بهانه سرعت، دقت را قربانی نکنند و از انتشار اخبار تأییدنشده پرهیز کنند. اگرچه نخستین روایت میتواند تأثیر زیادی بر افکار عمومی داشته باشد، اما اعتبار یک رسانه در گرو صحت اطلاعات آن است. سرعت زمانی ارزشمند است که همراه با راستیآزمایی و تأیید مستقل اطلاعات باشد؛ در غیر این صورت، میتواند زمینهساز شایعه، خطا و انتشار اطلاعات غلط شود.
مخاطب چگونه میتواند اخبار درست را تشخیص دهد؟
غبیشاوی در خصوص تاثیر اخبار جعلی و تصاویر دستکاریشده بر افکار عمومی، گفت: اخبار جعلی و تصاویر دستکاریشده میتوانند تأثیرات عمیقی بر افکار عمومی داشته باشند. این محتواها ممکن است باعث ایجاد ترس، خشم، سردرگمی یا بیاعتمادی شوند و تصمیمگیری افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در شرایط جنگی و بحرانی، انتشار اطلاعات نادرست میتواند به تشدید تنشها، دامن زدن به شایعات و افزایش اضطراب اجتماعی منجر شود. همچنین، تکرار اخبار نادرست ممکن است باعث فرسایش اعتماد عمومی نسبت به رسانهها و منابع رسمی شود. عکسها و ویدئوها باید از نظر زمان، مکان و اصالت بررسی شوند و هرگونه تغییر گمراهکننده در تصاویر، ممنوع است. تصاویر جعلی یا خارج از بافت زمانی میتوانند احساسات عمومی را تحریک کرده، حتی بر تصمیمگیری سیاسی و اجتماعی تأثیر بگذارند.
وی همچنین درباره اینکه مخاطبان چگونه میتوانند اخبار درست را تشخیص دهند، بیان کرد: اصل مهم، تعیین یک یا چند رسانه و خبرنگار و روزنامهنگار حرفهای و معتبر برای دریافت اطلاعات مورد نیاز و خودداری از مراجعه به سایر رسانهها و شبه رسانههاست. برای تشخیص صحت اخبار، مخاطبان باید چند اصل مهم را مدنظر قرار دهند. نخست آنکه یک خبر را تنها بر اساس یک کانال یا صفحه در شبکههای اجتماعی نپذیریم و آن را با چند منبع معتبر و مستقل مقایسه کنیم. همچنین توجه به منبع اولیه خبر، زمان انتشار و شواهد یا مستندات ارائهشده، نقش مهمی در ارزیابی اعتبار اطلاعات دارد. بررسی دقیق تصاویر و ویدئوها نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گاهی محتوایی قدیمی، خارج از زمینه یا دستکاریشده بهعنوان خبر جدید بازنشر میشود. از سوی دیگر، مخاطبان باید نسبت به اخبار یا محتوایی که بیش از حد احساسی، هیجانبرانگیز یا اغراقآمیز به نظر میرسند، با احتیاط بیشتری برخورد کنند و از بازنشر اطلاعات تأییدنشده بپرهیزند.
این کارشناس رسانهای با اشاره به اقدامهایی که رسانههای داخلی برای حفظ مرجعیت خبری باید انجام دهند، توضیح داد: رسانههای داخلی برای حفظ مرجعیت خبری باید سرعت، شفافیت و دقت را همزمان تقویت کنند. در شرایط بحران، تأخیر در اطلاعرسانی یا ارائه اطلاعات ناقص میتواند مخاطبان را به سمت منابع غیررسمی سوق دهد. همچنین، استفاده از کارشناسان متنوع، پاسخگویی سریع به ابهامات و پرهیز از روایتهای یکسویه میتواند به افزایش اعتماد عمومی کمک کند. یکی از مهمترین ضعفهای برخی رسانههای رسمی در بحرانهای اخیر، کندی در اطلاعرسانی،کمبود جزئیات در ارائه اطلاعات و ناتوانی در رقابت با سرعت شبکههای اجتماعی بوده است؛ مسألهای که گاه باعث شکلگیری روایتهای جایگزین در فضای مجازی شده است. همه خبرهای مثبت و منفی داخلی باید از سوی رسانههای داخلی پوشش داده شوند. برای تامین نیازهای خبری، مخاطبان داخلی ابتدا به رسانههای داخلی مراجعه میکنند اگر نتوانند نیاز خود را تامین کنند سراغ رسانههای خارجی میروند که این نیاز را بتوانند تامین کنند؛ البته با هر کیفیتی حتی اگر با خبرهای جعلی و اطلاعات نادرست همراه باشد.
وی تأکید کرد: رسانههای داخلی برای حفظ مرجعیت خبری باید سه اصل را تقویت کنند: سرعت، شفافیت و اعتمادپذیری. اصلاح سریع خطاها، ذکر منبع اطلاعات و شفافسازی درباره ابهامات در رسانه های داخلی، اهمیت بسیاری دارد. مهمترین ضعف برخی رسانههای رسمی در بحرانهای اخیر، تأخیر در اطلاعرسانی، محدود بودن جزئیات و ناتوانی در پاسخ سریع به شایعات فضای مجازی است؛ موضوعی که باعث شده بخشی از مخاطبان برای دریافت اطلاعات به منابع غیررسمی یا شبکههای اجتماعی مراجعه کنند.
۱۴۰۴-۱۰-۲۲
۱۴۰۴-۱۱-۱۸
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.