بهناز لاوری
بهناز لاوری

میان موج‌های دیروز و دنیای امروز

6 بازدید

من زنی از دیار جنوبم. هر وقت دلتنگ می‌شدم، صدای موج‌های دریا آرامم می‌کرد. وقتی دریا طوفانی بود، دوست داشتم قطره‌های آب صورتم را خیس کنند و باران بر جانم بنشیند. طبیعت برایم پناهگاهی بود که در آن احساس زندگی می‌کردم؛ جایی که می‌توانستم خودم باشم و از زیبایی‌های ساده لذت ببرم. با این حال، همیشه احساس می‌کردم نگاه و واکنش من به طبیعت و زندگی با بسیاری از اطرافیانم متفاوت است. آن شور و شوقی که من در تماشای دریا، باران یا آسمان داشتم، کمتر در دیگران می‌دیدم.

سال‌های جوانی من در دورانی سپری شد که تعصب‌های سخت‌گیرانه بر خانواده‌ها و جامعه سایه انداخته بود. بسیاری از تصمیم‌ها نه بر اساس خواست و علاقه فردی، بلکه بر پایه سنت‌ها و نگرانی از قضاوت دیگران گرفته می‌شد. ما یاد گرفته بودیم پیش از آنکه به خواسته‌های خود فکر کنیم، به این بیندیشیم که دیگران چه خواهند گفت. به همین دلیل بسیاری از آرزوها و احساسات ناگفته می‌ماند و فرصت بروز پیدا نمی‌کرد.

با این همه زندگی در همان روزگار نیز زیبایی‌های خودش را داشت. روابط خانوادگی صمیمی‌تر بود و آدم‌ها بیشتر برای یکدیگر وقت می‌گذاشتند. ما در همان زمان و مکان زندگی می‌کردیم و با امکانات محدود، شادی‌ها و غم‌های خود را معنا می‌بخشیدیم.

امروز اما جهان تغییر کرده است. چه بخواهیم و چه نخواهیم، زندگی مسیر خود را به سوی تحول طی می‌کند. نسل جدید زندگی را با فناوری و ارتباطات گسترده آمیخته است. جوانان امروز اطلاعات بیشتری در اختیار دارند و فرصت‌های بیشتری برای انتخاب مسیر زندگی خود پیدا کرده‌اند.

اگر بخواهم تفاوت نسل خودمان و نسل امروز را در یک جمله بیان کنم، می‌گویم ما بیش از اندازه به نظر دیگران وابسته بودیم، اما نسل جدید بیشتر به خود تکیه می‌کند. شاید گاهی این اعتمادبه‌نفس از نگاه برخی افراطی به نظر برسد، اما در عین حال به جوانان جرأت داده است که خودشان باشند و برای خواسته‌هایشان تلاش کنند.

من معتقدم هر نسلی نقاط قوت و ضعف خودش را دارد. مهم این است که به جای ماندن در گذشته یا سرزنش کردن نسل‌های دیگر، از یکدیگر بیاموزیم. ما می‌توانیم تجربه را به نسل جوان منتقل کنیم و در مقابل، از آنها جسارت، امید و نگاه رو به آینده را یاد بگیریم. شاید همین گفت‌وگوی میان نسل‌ها پلی شود میان موج‌های دیروز و دنیای امروز.

اشتراک‌گذاری: