غزل امیریان پور
غزل امیریان پور

از برازجان تا رؤیاهای یک نوجوان

19 بازدید

اگر بخواهم از برازجان بگویم، شهری است با کیلومترها فاصله از پایتخت در جنوب؛ شهری با آب‌وهوایی گرم که مکان‌های دیدنی زیادی دارد؛ مثل میدان دژ، آبشار شول و منطقه‌های گندم‌ریز. منابع طبیعی برازجان هم بسیار معروف‌اند. مردمان برازجان، مردمانی خونگرم و مهمان‌نواز هستند و این برای من بسیار مهم است، چون خودم به این مکان‌ها رفته‌ام و از دیدن آن‌ها لذت برده‌ام.

به نظرم جاهای تفریحی، دیدنی و سرگرمی چندان زیادی وجود ندارد. با کمبود این فضاها، من و امثال من که نوجوان هستیم، ممکن است ندانیم چگونه اوقات فراغت خود را پر کنیم و گاهی به بیراهه کشیده شویم. راستش را بخواهید، در یک روز معمولی صبح زود درس می‌خوانم، ظهر در خانه استراحت می‌کنم و بعدازظهر به کلاس زبان می‌روم. شب هم با خانواده‌ام وقت می‌گذرانم.

گاهی احساس می‌کنم مردم شهرم بسیار عصبی هستند و فرهنگ‌سازی‌هایی که باید انجام شود، هنوز به‌طور کامل صورت نگرفته است؛ برای مثال، رد شدن از چراغ قرمز یا رانندگی با سرعت بالا در شهر. نمونه‌های دیگری هم هست که نشان می‌دهد هنوز در این زمینه‌ها کار زیادی باید انجام شود.

به‌عنوان یک نوجوان، دوست دارم در درس‌هایم پیشرفت کنم و آرزوهای زیادی دارم. دلم می‌خواهد برای شهرم کارهایی انجام بدهم؛ به کسانی که نیاز مالی دارند کمک کنم، برای کسانی که هنر را دوست دارند مکانی فراهم شود تا بتوانند کارهای هنری انجام دهند و حتی یک موزه تشکیل شود. همچنین برای کسانی که به ورزش علاقه‌مند هستند، یک استادیوم بزرگ ساخته شود تا همه‌گونه ورزش و امکانات لازم در آن فراهم باشد. این موضوع برای من خیلی مهم است، چون باعث پیشرفت شهر و مردمان آن می‌شود.

در مورد ورزش هم باید بگویم استعدادهایی در زمینه ژیمناستیک میان دختران برازجان بسیار دیده می‌شود، اما مسابقات و فرصت‌های کافی برای آن‌ها وجود ندارد. دختران زیادی هستند که استعدادهای فراوانی دارند، اما هنوز شناخته نشده‌اند.

به نظرم نیازهای نسل ما با نیازهای نسل‌های قبل از ما بسیار متفاوت است. دوست داریم شنیده شویم. دوست داریم دیده شویم. با همه سردرگمی‌ها، اما هنوز به آینده امید داریم.

اشتراک‌گذاری: