جامعه 317 بازدید
در گفت‌وگو با یک متخصص روان‌درمانی بررسی شد؛

راهکارهایی برای کاهش دروغگویی کودکان

بامدادجنوب_داود علیزاده

راستگویی به عنوان یکی از ستون‌های اصلی اخلاقی در تربیت فرزندان شناخته می‌شود، اما مواجهه با نخستین نشانه‌های دروغگویی در کودکان، اغلب والدین را در چرخه‌ای از نگرانی، خشم و سردرگمی گرفتار می‌کند. بسیاری از پدر و مادرها در این لحظات نمی‌دانند که آیا با یک رفتار طبیعی اقتضای سنی روبرو هستند یا باید زنگ خطر مشکلات رفتاری را به صدا درآورند. متخصصان حوزه کودک معتقدند برای تحلیل این رفتار، نباید با عینک بزرگسالی به دنیای کودکان نگریست؛ چرا که دروغگویی در دوران رشد، لزوماً به معنای «بد بودن» کودک نیست، بلکه اغلب واکنشی به محیط، ترس یا حتی تلاشی برای خلاقیت است. برای واکاوی ریشه‌های این رفتار و دستیابی به راهکارهای تربیتی مؤثر، با «مریم دیانت»، روان‌شناس کودک و نوجوان و روان‌درمانگر، به گفت‌وگو نشستیم تا ابعاد مختلف این چالش تربیتی را از نگاه علمی و کاربردی بررسی کنیم.

بسیاری از والدین به محض مشاهده اولین دروغ از فرزندشان، نگران می‌شوند و گمان می‌کنند کودکشان در حال تبدیل شدن به فردی غیرصادق است. آیا دروغگویی در کودکان همیشه یک رفتار آسیب‌زا و نشانه‌ اختلال است؟

خیر، اصلاً این‌طور نیست. والدین باید بدانند که دروغگویی در کودکان، به ویژه در سنین خردسالی، لزوماً به معنای یک صفت شخصیتی بد یا اختلال رفتاری نیست. کودک در مسیر رشد، مراحل مختلفی را طی می‌کند. گاهی اوقات آنچه ما «دروغ» می‌نامیم، در واقع ناشی از قوه تخیل قوی کودک است؛ او هنوز مرز دقیق میان دنیای خیال و واقعیت را درک نمی‌کند و ممکن است داستان‌هایی بسازد که از نظر ما دروغ محسوب شود، اما برای او صرفاً یک بازی ذهنی است. علاوه بر این، دروغگویی می‌تواند ابزاری باشد برای فرار از تنبیه، ترس از ناراحت کردن والدین، جلب توجه و یا حتی ابراز وجود؛ بنابراین، نگاه کلیشه‌ای و قضاوت‌گرانه به کودک در این مواقع، تنها اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند.

شما به «ترس از والدین» اشاره کردید. آیا می‌توان گفت که یکی از مقصران اصلی دروغگویی کودکان، خود والدین هستند؟

دقیقاً همین‌طور است. یکی از مهم‌ترین ریشه‌های دروغگویی در کودکان، «ترس از واکنش والدین» است. وقتی کودک احساس می‌کند که اگر حقیقت را بگوید، بلافاصله با سرزنش، تحقیر، تنبیه یا خشم شدید روبرو می‌شود، دروغگویی را به‌عنوان یک مکانیسم دفاعی برای محافظت از خود انتخاب می‌کند. در واقع، کودک یاد می‌گیرد که برای حفظ امنیت روانی خود در برابر خشم والدین، پنهان‌کاری کند. نحوه برخورد والدین در لحظاتی که کودک اشتباهی مرتکب شده، سرنوشت‌ساز است. اگر واکنش‌ها با داد و فریاد، برچسب‌زنی و تنبیه همراه باشد، کودک به جای یادگیری صداقت، «دروغ‌گفتنِ ماهرانه» را یاد می‌گیرد تا دوباره دچار آن وضعیت دردناک نشود.

نقش والدین به عنوان «الگو» در این میان چگونه تعریف می‌شود؟ آیا فرزندان فقط از آنچه می‌گوییم می‌آموزند یا رفتار ما اولویت دارد؟

کودکان ناظران دقیقی هستند. آن‌ها تمام رفتارهای ما را زیر ذره‌بین دارند. اگر در فضای خانواده، دروغ‌های مصلحتی، پنهان‌کاری‌های کوچک یا رفتارهایی مثل ترساندن کودک برای رسیدن به یک هدف خاص رایج باشد، کودک ناخودآگاه این الگوها را درونی می‌کند. شما نمی‌توانید از کودکی که در محیطی پر از پنهان‌کاری رشد کرده، انتظار صداقت مطلق داشته باشید. والدینی که به فرزندشان می‌گویند: «بگو بابا خونه نیست!» یا رفتارهای متناقض دارند، نباید انتظار داشته باشند که کودک در موقعیت‌های مشابه، حقیقت را بگوید. پیش از هر توصیه‌ای، والدین باید خودشان آینه صداقت باشند.

محیط‌های خارج از خانه مثل مدرسه، دوستان و فضای مجازی چقدر در شکل‌گیری این عادت مؤثرند؟

محیط، بستری است که رفتار در آن پرورش می‌یابد. اگر فضای خانواده، فضای امنی باشد، کودک قدرتِ مقابله با فشارهای محیط بیرونی را پیدا می‌کند. کودکی که در خانه «اعتماد، احترام و آرامش» را تجربه می‌کند، وقتی در مدرسه یا فضای مجازی با فشارهای همسالان برای دروغ گفتن مواجه می‌شود، به دلیل پشتوانه روانی قوی که در خانه ساخته، کمتر به سمت پنهان‌کاری می‌رود؛ اما اگر کودک در خانه هم مدام در معرض قضاوت، مقایسه با دیگران و فشارهای روانی باشد، طبیعی است که در مواجهه با محیط‌های بیرونی، برای دیده شدن یا پذیرفته شدن، به دروغ متوسل شود.

به عنوان راهکار پایانی، والدین چگونه می‌توانند «فضای امن» را برای پرورش صداقت در خانه ایجاد کنند؟

راهکار اصلی، تغییر رویکرد از «تنبیه» به «تعامل» است. والدین باید شرایطی ایجاد کنند که کودک بداند حتی اگر اشتباهی کرد، گفتن حقیقت هزینه کمتری نسبت به دروغ گفتن دارد. وقتی کودک اشتباهی می‌کند، واکنش آرام، گفت‌وگوی منطقی درباره پیامدهای رفتار و پرهیز از تنبیهات شدید، بهترین راه است. هرگز نباید به کودک برچسب زد؛ عباراتی مثل «تو دروغگویی» یا «تو بچه بدی هستی» به هویت کودک آسیب می‌زند. به جای آن، درباره اهمیت «اعتماد» در خانواده صحبت کنید. بگذارید کودک بفهمد که راستگویی ابزاری برای حفظ امنیت و آرامشِ پیوندهای خانوادگی است، نه صرفاً یک دستور اخلاقی خشک و خالی. صداقت، میوه یک رابطه امن و مبتنی بر احترام است؛ زمانی که کودک احساس کند شنیده می‌شود و حتی با وجود اشتباهاتش، مورد پذیرش و عشق بی‌قید و شرط والدین است، دیگر دلیلی برای پنهان‌کاری نخواهد داشت.

سخن پایانی؟

والدین باید در انتخاب کلمات در صحبت با کودک دقت کنند و باز هم تأکید می‌کنم والدین آینه رفتاری کودکان هستند، هرآنچه به آنها بگوییم در آینده نه‌چندان دور پژواک آن را خودمان خواهیم. شنید.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.