فرهنگ 20 بازدید
یونس عزیزی، داستان‌نویس در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

رمان دینی از آثار تبلیغی و تعلیمی متمایز است

بامدادجنوب_الهام بهروزی

رمان دینی به‌عنوان یکی از دشوارترین و حساس‌ترین ژانرهای ادبیات معاصر، همواره عرصه تلاقی ایمان و تخیل بوده است. با این حال، سال‌هاست که در فضای نقد ادبی، این پرسش بنیادین مطرح است که آیا هر بازنویسی داستانی از وقایع تاریخی مذهبی، حقیقتا رمان دینی است؟ آسیب‌شناسی جریان جاری ادبیات مذهبی در ایران، نشان از شکافی عمیق میان تاریخ‌نگاری داستانی و رمان دینی دارد. بسیاری از نویسندگان با تصور اینکه علم به موضوعات دینی مجوزی برای رمان‌نویسی است، در دام تقلیل وقایع عظیم تاریخی به روایت‎های سطحی گرفتار شده‌اند. غفلت از جغرافیا، فرهنگ و زیست روزمره شخصیت‎های مقدس، این آثار را به متونی سرد، شبه تاریخی و فاقد جان‌مایه داستانی تبدیل کرده است. خطر بزرگ‌تر اما آنجاست که این رویکرد، در سایه دراماتیزه کردن وقایع، به تحریف تاریخ دین می‎انجامد و توجیه استقلال تخیل هنری، سپر بلای نویسندگانی می‎شود که روح حاکم بر حقیقت تاریخی را قربانی جذابیت‌های ظاهری می‌کنند.

در این میان اما راه چاره چیست؟ چگونه می‌توان از انتقال حقیقت به کشف حقیقت در ساختار روایی رسید؟ برای واکاوی این پارادایم پیچیده، به سراغ یونس عزیزی رفته‌ایم که نگارش رمان «چپ‌دست‌ها»  و مجموعه روایت «هیژده‌چرخ» را در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است. وی داستان‌نویس و روزنامه‎نگار و دانش‎آموخته رشته حکمت هنر در مقطع دکتری است. عزیزی که نگاهی آکادمیک و فلسفی به مقوله رمان دینی دارد، با طرح مفهوم جابه‌جایی کانون هستی‎شناسانه در این‌گونه رمان‌ها، بر این باور است که گسست میان ذهن و عین در جهان مدرن، مفاهیم الهیاتی را از جایگاه حقایق بدیهی به جایگاه مسئله‌های وجودی تغییر داده است.

در گفت‌وگوی پیش رو با نگاهی به رساله دکتری این داستان‌نویس در حوزه رمان دینی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که مولفه‌های واقعی یک رمان دینی اصیل چیست و چگونه می‎توان میان روایت جذاب و امانتداری دینی پیوندی ناگسستنی برقرار کرد. برای خواندن این گفت‌وگوی مفصل با ما همراه شوید.

نخست بگویید ورود مفهوم «ایمان» در رمان مدرن چه تفاوتی با بازنمایی آن در ادبیات سنتی یا ادبیات تعلیمی دارد؟

پاسخ به این سوال اندکی به درازا می‌کشد اما چاره‌ای نداریم؛ زیرا ‌بحثی که درباره آن صحبت خواهیم کرد موضوع درازدامن و مبسوطی است اما به اندازه وسع این گفت‌وگو به آن می‌پردازم. پیش از اینکه به مفهوم ایمان و نحوه حضور آن در ساحت ادبیات داستانی (رمان) بپردازیم، مناسب است اندکی درباره قالب رمان، پیشینه آن و ویژگی‌های این گونه از ادبیات سخت بگوییم. در آغاز لازم است بپذیریم رمان محصول دوران مدرن است و در این عصر پدید آمده. همین موضوع و پذیرش این نکته، تکلیف رمان را به عنوان یک گونه جدید با انواع ادبیات سنتی یا تعلیمی پیشامدرن مشخص می‌کند.

رمان در دوران مدرن به شکلی از ادبیات برای کاوش در پیچیدگی‌های هستی‌شناختی و اجتماعی انسان تبدیل شده. این گونه، امکان بازنمایی عمیق شخصیت و تجارب زیسته را فراهم آورده. رمان در عصر جدید بر پایه مبانی فلسفی همین دوران استوار است که شامل هستی‌شناسی سیال و تاریخ‌مند، معرفت‌شناسی نسبی‌گرا و انتقادی و انسان‌شناسی فردگرا و اگزیستانسیال است؛ بدین معنا که رمان مدرن با عبور از قطعیت‌های سنتی به بازنمایی بحران معنا و جست‌وجوی فردی می‌پردازد. در این مسیر، پذیرش تکثر روایت‌ها و ابهام معرفتی، جایگاه رمان را از بازتاب صرف واقعیت به عرصه تأملات فلسفی ارتقا داده است.

در این چارچوب صرف نظر از تعاریف و نگاه‌های متعدد و متنوع به دین، باید بگویم که دین به‌مثابه پدیده‌ای تجربه‌محور و مبتنی بر مواجهه انسان با امر مقدس و امر متعالی تعریف می‌شود، یعنی تجربه امر قدسی در زندگی روزمره که انسان دینی از طریق مناسک، اسطوره‌ها و نمادها در جست‌وجوی آن است.

این رویکرد امکان تحلیل تجربه‌ دینی را به‌مثابه پدیده‌ای مستقل و دارای ساختار خاص فراهم می‌کند، امری که با ذات رمان به‌عنوان کاوشگر تجارب عمیق انسانی هم‌ راستاست. بر این مبنا، رمان دینی یا رمانی که درون‌مایه و مضمون آن ایمان است، اثری است که در ساختار روایی و محتوایی خود، تجربه مواجهه با امر قدسی و تأملات الهیاتی را در قالب فرم و جهان‌بینی مدرن بازنمایی می‌کند. این رویکرد باعث می‌شود رمان دینی از آثار صرفاً تبلیغی، نظری، ترویجی، تعلیمی، تربیتی یا زندگی‌نامه‌ای محض متمایز شود.

از این‌رو در این قالب، مفهوم محوری دین نه از بعد تعاریف سنتی که اغلب بر تکلیف‌گرایی، مرجعیت‌پذیری مطلق، ساختارهای مابعدالطبیعی جزمی و غیرتاریخی و خداوند متمرکز است، بلکه اساساً از دریچه رویکرد پدیدارشناسانه مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین در ادبیات سنتی اغلب دین یا امر الاهیاتی یک امر ثابت، یقینی، مورد قبول و پیشینی است در رمان اما همان امور یقینی و جازم مورد شک، تردید و سوال قرار می‌گیرند و شخصیت به کنکاش پیرامون آن می‌پردازد. از این رو، رمان یک ظرفیتی را ایجاد کرد که با این‌گونه از مفاهیم گفت‌وگو شود و همین ظرفیت و امکان ارزش افزوده و تفاوت این قالب با ادبیات پیشامدرن است.

با این توصیف رمان دینی از نظر شما ویژگی‌های خاصی می‌تواند داشته باشد، درست است؟!

بله؛ آنچه در ادامه عرض می‌کنم  هرچن به‌طور قطعی و مطلق نیست ولی شما آن‌ها را به عنوان پیشنهادهای بنده در نظر بگیرید که در این حوزه تحقیق کرده‌ام. ممکن است محقق دیگری مولفه‌هایی به این موارد اضافه کنید یا بکاهد و در نهایت خروجی کار، همان رمان دینی باشد که مد نظر ماست؛ اما مهم این است که مبانی فلسفی دوران مدرن نیز در مواجهه با موضعات گوناگون مد نظر قرار گرفته شود.

اگر بخواهم به‌صورت کلی و در یک دسته‌بندی اولیه گزاره‌های ایجابی برای رمان دینی تعیین کنیم تا هم به ویژگی‌های آن پرداخته باشم و هم رمان دینی را که تمایل دارم آن را رمان دینی بازاندیشانه بنامم از ادبیات تعلیمی دینی پیشامدرن جدا کنم، می‌توانم بگویم که در رمان دینی محوریت یافتن امر الهیاتی و تجربه آن در پیرنگ و شخصیت‌پردازی، شکل‌گیری گفت‌وگویی اصیل (گاه همراه با تردید و چالش) میان انسان و ساحت متعالی یا مفاهیم دینی، تاثیرپذیری عمیق انفعالات، تصمیمات و سرنوشت شخصیت‌ها از مواجهه با امر الهیاتی، سامان یافتن جهان داستان با توجه به مؤلفه‌ها و مبانی فلسفی دوران مدرن (فردیت، اختیار، تاریخ‌مندی، بحران معنا، تکثرگرایی) و مواجهه با الهیات به معنای جدید و معاصر آن (شخصی، تجربه‌محور، تفسیری/ تأویلی) و نه لزوماً الهیات سنتی جزمی، می‌تواند ‌شاخصه‌های مورد نظر باشد. موضوعاتی که ما آن‌ها را در ادبیات پیشامدرن مشاهده نمی‌کنیم و به صورت دیگر که مختص به زمان و زمانه همان دوران است، وجود دارد.

چگونه می‌توان مرز میان «رمان دینی» و «داستانی با مضمون دینی» را مشخص کرد؟

در مرحله اول آنچه اهمیت دارد و باعث می‌شود یک اثر را فارغ از محتوای آن، رمان بنامیم یا آن را از رمان‌بودگی خارج کنیم، حفظ فرم، ساختار و روح رمان است. ما ابتدا با رمان به عنوان یک گونه جدید با مختصات و ویژگی‌های خاص خودش مواجهیم. بعد از این مرحله سراغ درونمایه اثر می‌رویم که در این گفت‌وگو منظور ما مفاهیم دینی و ایمانی است. با توجه به توضیحاتی که در سوالات پیشین بیان کردم، مرز میان این موضوعات ارائه و طرح دقیق درونمایه در ساحت رمان است. اگر نویسنده برای عرضه مفاهیم و مضامین مورد نظر رویکردی صرفا تبلیغی، نظری، ترویجی، تعلیمی، تربیتی یا زندگی‌نامه‌ای داشته باشد و به اصطلاح گل‌درشت و شعارگونه مسائلش را بیان کند، این مواجهه قاعدتا از ساحت رمان با توجه به ویژگی‌هایی که عرض شد به دور است. در این صورت بهتر است عنوان داستان را بر آن اثر حمل کنیم نه رمان.

برای فهم بیشتر مسئله، لازم است تاکید کنم عنوان رمان با کلمات متفاوت از جمله دین، اجتماع، تاریخ، فلسفه و مفاهیم دیگر ترکیب‌هایی همچون رمان دینی، رمان اجتماعی، رمان تاریخی، رمان فلسفی، رمان پلیسی، رمان عاشقانه می‌سازد. این نوع ترکیب‌ها فرع بر قضیه است. در واقع، این ترکیب‌ها یا از طریق ناشر برای دسته‌بندی موضوعی رمان‌ها یا کتابفروش برای قفسه‌بندی و دسترسی آسان‌تر مخاطب برای انتخاب کتاب یا از سوی منتقدان برای بررسی مضمون و درونمایه رمان استفاده می‌شود. گاهی این نوع ترکیب‌ها هم البته بر اساس ژانر ساماندهی می‌شود؛ چراکه هر ژانر قواعد ساختاری منحصربه‌فرد خودش را دارد. بنابراین اصل قضیه و مسئله اول رمان ‌بما هو رمان است، در واقع نویسنده رمان می‌نویسد و مخاطب هم رمان می‌خواند. درباره سائر موضوعات می‌توان بعد از این مرحله صحبت کرد.

آثاری زیادی از سوی نویسندگان مختلف منتشر می‌شود که مدعی‌اند رمان دینی نوشته‌اند! طبق پژوهشی که در این زمینه داشتید، آیا می‌توان این آثار را در چارچوب نظری رمان دینی طبقه‌بندی کرد یا بیشتر در حوزه رمان تاریخیمذهبی قرار می‌گیرند؟

اگر بر اساس مبنایی که در سوالات قبل صحبت کردیم، اثری خلق شود عنوان رمان دینی بر آن‌ها صدق می‌کند؛ اما نیاز نیست نویسنده با توجه به نوشتن یک داستان و استفاده از مضامین دینی در اثرش اصرار کند رمان دینی نوشته. صرف اینکه شخصیت رمان یک شخصیت دینی و مذهبی است یا مکان روایت یک مکان مقدس و دینی است باعث نمی‌شود اثر و متن تبدیل به رمان دینی شود. اصرار بر عنوان رمان برای این دسته از آثار اشتباه است. گاهی مشاهده می‌کنیم که روی جلد یا در شناسنامه اثر نوشته شده است «رمان‌گونه»، این موضوع دست‌کم برای من خارج از فهم است. بله، می‌توان این دسته آثار را به‌عنوان داستان‌های دینی، داستان معنوی یا داستان مذهبی شناخت اما استفاده از کلمه رمان بار معنایی خاص ایجاد می‌کند.

حضور شخصیت‌های قدسی، اماکن مقدس یا وقایع مذهبی به‌تنهایی برای دینی تلقی شدن یک رمان کافی است؟

ببینید همان‌طور که اشاره کردم، صرف استفاده از شخصیت‌های قدسی، اماکن مقدس یا وقایع مذهبی بدون ملاحظه فرم و روح رمان برای دینی شدن رمان کفایت نمی‌کند. البته اگر اثری بر اساس ساختار رمان نوشته شود و از شخصیت‌های قدسی، اماکن مقدس یا وقایع مذهبی در بطن اثر استفاده شود، قاعدتا برای انتقال موضوع تسهیل‌گر خواهد بود و مخالفتی با آن نیست.

اجازه بدهید به نکته‌ای اشاره کنم که ممکن است به این موضوع کمک کند. در رمان دینی، مهم نیست شخصیت‌های داستان، قدسی یا مومن یا شأن ایمانی داشته باشد. رمان دینی با کنار گذاشتن قهرمان آرمانی و معصوم، به انسان خطاکار اما اصیل (قدیس گناهکار) روی می‌آورد. این شخصیت‌ها نه نمونه‌های اخلاقی کامل، بلکه انسان‌هایی در حال شدن‌ هستند که ایمان آن‌ها در دل شک، گناه، رنج و تردید شکل می‌گیرد. این تحول، تلقی از ایمان است که در آن، ایمان نه یک صفت اخلاقی، بلکه یک رخداد وجودی است.

در این نوع از آثار یقین جزمی جای خود را به جست‌وجوی اضطراب‌آلود می‌دهد و کشمکش ایمان و شک به موتور محرکه معنا تبدیل می‌شود. این کشمکش نه یک تقابل بیرونی، بلکه تنش درونی سوژه است که باید در عصر عسرت راهی برای زیست خود بیابد. بنابراین شخصیت، اماکن و وقایع مذهبی می‌تواند به این روند کمک کند اما لزوما نیاز نیست که حتما از این دسته افراد یا امکان استفاده کرد. آنچه مهم است شکل گرفتن ایمان در دل شک، گناه، رنج و تردید در بستر فرم و ساختار رمان است.

تاکید زیادی بر ملاحظه فرم، ساختار و روح رمان دارید. آیا شاخصه‌هایی مدنظرتان است که این قالب را از آثار کلاسیک (پیشامدرن) جدا می‌کند؛ به تعبیری آیا تغییر پارادایمی اتفاق افتاده است؟

با توجه به تحولات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که در دوران مدرن رخ داد و همه ساحت‌ها را دربرگرفت، ادبیات هم از این تغییر مصون نماند. در واقع، رمان محصول دوران مدرن است، چون موضوع ما رمان دینی است اجازه بدهید به چند مورد از این تغییرها اشاره کنم تا موضوع روشن‌تر شود.

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌ رمان دینی جابه‌جایی کانون هستی‌شناسانه است. به این معنا که یک گذاری از حقیقت داده‌شده به حقیقت برساخته رقم خورد. به عبارتی تغییر پارادایم از انتقال حقیقت به کشف حقیقت صورت گرفت. این بنیادین‌ترین شاخصه رمان دینی در سطح مضمون است. مبانی فلسفی مدرنیته، با ایجاد گسست میان ذهن و عین و به چالش کشیدن مراجع اقتدار بیرونی، مفاهیم الهیاتی را از جایگاه حقایق بدیهی و تردیدناپذیر به جایگاه مسئله‌های وجودی تقلیل داده‌اند. این شاخصه بیانگر آن است که ایمان در جهان رمان، دیگر یک وضعیت ثابت، ایستا و موروثی نیست که قهرمان از ابتدای داستان مالک آن باشد، بلکه یک فرایند دینامیک، پرمخاطره و در حال شدن است. در این مختصات، روایت حول محور اثبات حقانیت یک دکترین خاص نمی‌چرخد، بلکه بر مدار تجربه‌ درونی سوژه‌ای می‌گردد که در فقدان تکیه‌گاه‌های سنتی، می‌کوشد معنای قدسی را در افق زندگی فردی و با تکیه بر آزادی انتخاب خود بازسازی کند.

مسئله بعد به‌رسمیت‌شناختن شک است. رمان دینی با به‌رسمیت‌شناختن شک به‌عنوان یک مؤلفه‌ ذاتی و جدایی‌ناپذیر دین‌ورزی مدرن تشخص می‌یابد. شک دیگر مترادف با کفر، ارتداد یا نفی امر متعالی نیست؛ بلکه به‌مثابه یک ضرورت تفسیری/ تأویلی و موتور محرکه‌ ایمان اصیل عمل می‌کند. ویژگی بارز مضمون در این رمان‌ها، ترسیم هم‌زیستی تنش‌آلود و تنش‌زا میان اشتیاق وجودی به امر قدسی و عقلانیت انتقادی و شکاک است. این کشمکش سبب می‌شود که متن از ساحت تک‌گویی مؤمنانه خارج شده و به عرصه‌ درگیری دائمی درونی و کشمکش تراژیک بدل شود.

رمان دینی نشان می‌دهد که در عصر سکولار، ایمان ساده‌لوحانه دیگر امکان‌پذیر نیست و ایمان بلوغ‌یافته تنها از معبر تردید جدی و تاریکی روح می‌گذرد. این ویژگی مضمونی، ساختار روایت را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ به‌طوری‌که سیر داستانی نه به‌سوی یک رستگاری تضمین‌شده و خطی، بلکه به‌سوی نوعی وارستگی پیچیده و چندوجهی حرکت می‌کند که در آن، آرامش نه در حذف شک، بلکه در پذیرش مسئولانه‌ ابهام و زیستن با راز حاصل می‌شود.

این مسائل است که رمان با مضامین الهیاتی را تبدیل به رمان دینی می‌کند. بدون دقت در مسائل فلسفی و اندیشه‌ای عصر مدرن نوشتن رمان با مضامین الاهیاتی تبدیل به متنی تبلیغی، ترویجی و تعلیمی خواهد کرد. این موضوع با توجه به ویژگی‌هایی که برای رمان برشمردیم از ذات و ساحت رمان خارج است.

این نکته را هم یادآوری کنم که یک رمان دینی با چارچوبی که اشاره کردم، ممکن است شان تبلیغی و ترویجی هم پیدا کند اما به قول شاعر «میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است.» در این زمینه می‌توانیم گفت‌وگو و حتی میزگرد مبسوط‌تری داشته باشیم و به مسائل و شاخصه‌های دیگری اشاره کنیم اما بیشتر از این در حوصله این گفت‌وگو نمی‌گنجد. امیدوارم در یک مجال موسع‌ فرصتی فراهم شود تا بیشتر درباره این موضوع گفت‌وگو کنیم.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.