فرهنگ 47 بازدید
مریم هاشمی تنگستانی در گفت‌و‌گو با بامداد جنوب:

شاعر باید بتواند آینه‌ جامعه‌ و زمانه‌ خودش بشود

بامدادجنوب_رضا شبانکاره

زنان شاعر بوشهری نقشی کلیدی در پویایی، حرکت‌بخشی و جریان‌سازی سپهر ادبی این خطه ایفا کرده و می‌کنند. این شاعران با بهره‌گیری از زبان سحار شعر، توانسته‌اند تصویری شفاف از زیست‌جهان زنانه در اقلیم تفتیده‌ جنوب را با بیانی خیال‌انگیز و تعابیری بومی ترسیم کنند. سروده‌های نام‌آشنایانی چون روجا چمنکار، نشمین ریاضی، لیلا گله‌داران و آیدا عمیدی با عبور از مرزهای جغرافیایی جنوب و به مدد رسانه‌های تخصصی، جایگاهی شایسته در ادبیات معاصر ایران یافته‌اند. مریم هاشمی‌تنگستانی نیز از چهره‌های خوش‌قریحه‌ این نسل است که سال گذشته با انتشار دومین مجموعه‌ شعر سپید خود، حضور جدی‌اش را در این عرصه تداوم بخشید.

این شاعر جنوبی متولد سوم اسفند ۱۳۵۹ خورشیدی در تبریز است. او در خانواده‌ای فرهنگی و ادبی به دنیا آمد. پدرش سیدجلال هاشمی‌تنگستانی، پژوهشگر و نویسنده‌ فقید بوشهری بود که در عنفوان جوانی (۳۰ سالگی) از دنیا رفت. از مریم هاشمی‌تنگستانی تا کنون دو مجموعه شعر سپید به‌نام‌های «جریان ساکت خانه»، انتشارات هلیله (۱۳۹۹) و «مُحتاط با الف زیاد»، انتشارات نورهان (۱۴۰۴) منتشر و روانه‌ بازار کتاب شده است.

این شاعر هم‌نسل با شاعرانی همچون لیلی گله‌داران، روجا چمنکار، آیدا عمیدی و … است که نزدیک به دو دهه دیرتر از این شاعران برای انتشار کتاب و شعرهای خویش اقدام کرد. با این حال، آثار شعری او نشان داده است که با شاعری جسور مواجه هستیم. سرویس ادب و هنر روزنامه‌ بامداد جنوب برای شناخت بهتر و ژرف‌تر این بانوی شاعر و جهان شعری‌اش با وی به گفت‌وگو نشسته که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.

نخست بگویید که چطور به جهان شاعرانگی وارد شدید و به سرودن شعر تمایل پیدا کردید؟

همراه و همواره با کتاب رشدکردن، بزرگ‌شدن و داشتن خانواده‌ای که مطالعه جزء لاینفک زندگی‌شان باشد، خودش به‌تنهایی سکوی پرتاب بزرگی‌ا‌ست به سوی نوشتن، بیشتر نوشتن و خواندن کتاب‌های بسیار. البته، در این مسیر، نویسنده‌بودن پدرم نیز بی‌تاثیر نبود. همچنین، داشتن احساس و دید متفاوت نسبت به جهان پیرامون نیز می‌تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.

در این سال‌هایی که به کار شعر مشغولید، چه کسانی در این راه همراه و حمایتگر شما بودند و هستند؟

ورود به دنیای قصه‌ها و داستان‌ها، بیشتر از افراد پیرامون انسان می‌تواند مفید و یاریگر باشد. در کلمه‌ها زندگی‌کردن، لمس و حس‌کردنِ بار معنایی که بر دوش کلمات است، زیستن در دنیای جادویی و فانتزی به دور از واقعیت‌های مرسوم، تأثیر بالقوه‌ای دارد. هرچند نمی‌توان حمایت‌های خانواده و دوستان در این زمینه را نادیده گرفت.

شما نسبت به همسالان و هم‌نسلان خود، با تأخیر بسیاری دست به انتشار کتاب شعرتان زدید؛ چرا؟

به نظرم چاپ کتاب -چه شعر، چه داستان- سن و وقت خاصی نمی‌طلبد. باید آن حس، شرایط و تلنگر به زندگی‌ات وارد شود. چه‌بسیار آسمان ابری بی‌باران و چه‌اندک آسمان‌هایی با ابرهایی به‌شدت باران‌زا. شناخت فردی از خود و جامعه، اعتماد به کلمات خود لازم است و آن وقت، بمب انتشار نوشته‌ها رخ خواهد داد. علاوه‌بر این‌ها، باید برای ذهن، فکر و وقت مخاطب احترام قائل شد. چا‌ِ کتاب پشت سر هم درصورتی‌که خروجی خوبی نداشته باشد چندان مطلوب نیست.

ذهنیت و رویکرد زیبایی‌شناسی شما در شعر چیست و چگونه در آفرینش‌های ادبی شما رخ می‌دهد؟

ذهنیت و رویکرد من «تفکر، تخیل، عاطفه و اخلاق» است. از این میان، تفکر و تخیل با عاطفه و کلام همراه می‌شوند. روایت و زبان شعری با تمرکز تخیل می‌کنی و تصویر می‌سازی. البته با زبان خاص خود، محتوای شعر گاه می‌تواند آهنگین باشد، به‌گونه‌ای‌که با مخاطب ارتباط برقرار کند. برای من احساس و اخلاق در وهله‌ اول است و تضاد در درجه‌ دوم. از تضادها تصاویر فوق‌العاده‌ای پدید می‌آید .

در نخستین مجموعه‌ شعر شما، دغدغه‌ها و نگرانی‌های زنانه زیاد به چشم می‌خورد. از این دغدغه‌ها بیشتر بگویید که این نوع مسائل ریشه در چه چیزی دارند؟

من زنم. ما زنیم و‌ جدا از اینکه در چه جغرافیایی زیست می‌کنیم، نگرانی‌ها و دغدغه‌های مشترک زیادی داریم. همان‌طور که می‌دانید، زنان برای برقراری تساوی در همه‌ زمینه‌ها -سیاسی، اقتصادی، جنسیتی، حق رأی، حق کار و حق تحصیل- سال‌ها مبارزه کرده‌اند. چه‌بسیار زنانی که حتی حق صحبت هم نداشتند و به‌سرعت در صورت بیان اعتراض، صدای‌شان خفه شده‌ است. خیانت، قتل‌های ناموسی بی‌شمار، کودک‌همسری و غیره وجود داشته و همچنان وجود دارد. من به عنوان یک زن، سعی کردم این حس‌های مشترک را بنویسم تا زنان دیگر هم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند؛ «زن‌هایی را می‌شناسم/ با چشمانی گود/ و سینه‌هایی/ که زیر بار عشق آویزان مانده‌اند/

من آن زنم/ هیس/ هیس/ زنده‌ای با سینه‌ای که زیر بار/ عشق آویزان مانده …»

مجموعه جدید شما مجموعه‌ شعر «محتاط با الف زیاد» از لحاظ فرم، زبان و محتوا چه تفاوت‌هایی با نخستین اثرتان یعنی «جریان ساکت خانه» دارد؟

«محتاط با الف زیاد» شامل شعرهای من بین سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ است. رسیدن به زبان خاص خود، پخته‌ترشدن محتوا و زبان شعری، استفاده از موتیف‌ها، تصاویر و المان‌های جنوب، گستردگی بیشتر مسائل اجتماعی و سیاسی بدون سانسور و در نهایت عصیانی که از خفگی زیاد سرچشمه می‌گیرد، در این مجموعه بیشتر به چشم می‌خورد.

شما تا چه حد شعر خود را جوششی و تا چه حد کوششی می‌دانید؟ اهمیت این دو در شعر، نزد شما چیست؟

به‌تعریفی، آن بخش را که در اختیار شاعر است، بخش بیرونی یا اُبژکتیو یا فیزیک شعر می‌توان نامید که دست‌یافتنی و اکتسابی و به‌تعبیری بخش کوشیدنی است؛ اما بخش اصلی و اصیل شعر، همان است که شاعر در اختیار آن است و می‌توان آن را بخش درونی یا سوبژکتیو نامید. هیچ‌گاه ننشستم بگویم که حالا یک شعر بنویسم. باید آن حال و هوا و احساس درونی بجوشد تا کلمات از دل، سرازیر دفتر شوند. هرچند می‌تواند مدت‌های مدیدی طول بکشد، ولی شعر من بیشتر جوششی است تا کوششی. آن زمان که جاری شد، مراحل بعد هم در پی آن اجرایی می‌شود.

کارکرد شعر امروز در زمانه‌ ما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شعر زمانه‌ ما، جای بحث و نقد بی‌شمار دارد. در دهه‌ی ۳۰ با دفتر شعر «هوای تازه» «احمد شاملو»، شعر سپید بعد از «نیما» که انقلابی در سرودن شعر به وجود آورد، ظهور می‌کند و همچنین شاعران بزرگ دیگر چون «اخوان ثالث»، «بیژن الهی»، «فروغ فرخزاد»، «احمدرضا احمدی» و … که غول‌های ادبیات معاصرند.

درحال‌حاضر، شاعران بسیار خوبی داریم که به دلیل بی‌توجهی، رانت‌بازی، مسائل دیگر و نداشتن تریبون صدای‌شان به گوش کسی نمی‌رسد. آن‌هایی که حتی شعرشان شعر نیست، با داشتن تریبون تمام فضای ادبیات را اشغال کرده‌اند. اگر شاعران خوب و باسواد فضا داشته باشند و صدای‌شان برسد، شعر امروز ما قدم در راه درست و خوبی خواهد گذاشت. به‌خصوص شاعران زن بسیار خوبی در شعر نو و آزاد در حال فعالیت هستند. سخن در این مقوله بسیار است. به قول احمدرضا احمدی «باید یک دفعه قرار بگذاریم، به خاطر همه‌چیز آه بکشیم.»

شما چه عواملی را در نشو و نمو شعر امروز زنان ایران در سال‌های اخیر دخیل می‌دانید؟ 

شعر امروز زنان ایران، تحت تاثیر عوامل مختلفی، از جمله بازترشدن گره فرهنگی و شکاف عمیق جنسیتی بین زن و مرد، مبارزات زنان در همه‌ این سال‌ها برای رسیدن به حقوق خود، آگاه‌شدن خانواده‌ها و دست‌کشیدن از یک‌سری سنت‌های به‌شدت پوچ و عقب‌مانده، واردشدن به دنیای پویا و سراسر محرک علم و تکنولوژی و فضای مجازی است. ناگفته نماند که در سنتی‌ترین دوران تاریخی ایران، زنان همچنان دست به قلم بوده‌ و نقش‌آفرینی کرده‌اند و در این مهم، نمی‌توان از حمایت مردان از زنان چشم‌پوشی کرد.

حضور، تحرک و پویایی شعر زنان امروز ایران چه تاثیری بر فضای فرهنگی، ادبی و مدنی ایران گذاشته است؟ 

تاثیرش به همان اندازه است که یک شاعر مرد می‌تواند بر شعر و ادبیات بگذارد؛ تاثیری که نه‌تنها بر شعر و ادبیات کشورش، بلکه بر ادبیات جهان دارد. برای پاسخ به این پرسش، کافی ا‌ست شعر فروغ فرخزاد یا سیمین بهبهانی را یادآوری کنم. این دو زن، شاعرانی جریان‌ساز در عصر خود بودند؛ شاعرانی مهم برای ادبیات ما. یکی در شعر سپید و دیگری در غزل فارسی. شاعرانی که تصویر و پوستر آن‌ها، نوشته‌ها و کتاب‌های آن‌ها در خانه و کتابخانه‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد و در خانه‌‌هایمان، بخشی از زیبایی زندگی‌مان شده است. نوشته‌هایی بر روی دیوار که انسان را به اندیشیدن وامی‌دارد، مجموعه شعرهایی که بازکردن صفحه‌ی اول آن‌ها، مساوی‌ست با خواندن کامل کتاب و غرق‌شدن در آن تا ماه‌ها، بلکه سال‌ها. و اندیشیدن، خانه‌ای‌ست که برای ورود به آن تنها باید انسان بود؛ انسانی که جرأت غرق‌شدن در دریای اندیشه را داشته باشد.

به نظر شما چه آسیب‌هایی شعر امروز زنان ایران، به‌ویژه شعر زنان بوشهر را تهدید می‌کند؟

باز برای پاسخ به این پرسش، کلمه‌ زن را در ذهنم خط می‌زنم و به جای آن «انسان» را می‌نویسم. آسیب‌های شعر برای شاعران ایرانی، برگرفته از عوامل بسیاری می‌تواند باشد؛ آسیب از بخش سانسور گرفته تا مطالعه‌نکردن.

شاعر باید بتواند آینه‌ جامعه‌ و زمانه‌ خودش بشود. اگر آینه را خاک گرفته، باید دستمال بیاوریم و خاک را از آینه‌ها بزداییم. بخشی از این آوردن و تمیزکردن، وظیفه‌ ادبیات و شاعر است. «چه‌گفتن» یک بخش است و «چگونه‌گفتن» بخشی دیگر از شعر و ادبیات ماست. هر دوی آن‌ها نیاز به مطالعه و تجربه‌ زیستن در رنج و آگاهی دارند.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.