فرهنگ 46 بازدید
ستایش متین، کودک کتابخوان بوشهری در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

کتاب گاهی خواهر و گاهی برادر من است

بامدادجنوب_الهام بهروزی

بهترین و طلایی‌ترین سن برای آغاز کتابخوانی دوره کودکی است؛ دورانی که ذهن، آماده کشف و خیال‌پردازی است و هر عادتی می‌تواند در ژرفای شخصیت انسان ریشه بدواند. کارشناسان فرهنگی معتقدند انس کودک با کتاب، اگر از سال‌های نخست زندگی آغاز شود، به‌تدریج و در اثر تکرار و استمرار به بخشی از سبک زندگی او تبدیل خواهد شد که نه‌تنها بر میزان آگاهی و دانش، بلکه بر نوع نگاه، شیوه سخن گفتن، قدرت تحلیل و حتی کیفیت ارتباطات او نیز تاثیر می‌گذارد. در این میان، نقش خانواده و به ویژه پدر و مادر، نقشی تعیین‌کننده و انکارناپذیر است؛ چراکه در خانه‌هایی که کتاب جایگاهی واقعی دارد، والدین ساعات مشخصی را به مطالعه اختصاص می‌دهند و فرزندان، پدر و مادر خود را در حال کتاب خواندن می‌بینند، کودکان نیز ناخودآگاه به جهان خواندن و دانستن نزدیک می‌شوند و نسبت به کتاب، حس رغبت، کنجکاوی و صمیمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

در واقع، کودکان پیش از آنکه شنونده توصیه‌های تربیتی باشند، مشاهده‌گر رفتارهای روزمره والدین هستند. وقتی کتاب در خانه حضور دائمی داشته باشد، وقتی قفسه‌ها تنها جنبه تزئینی نداشته باشند و ورق خوردن کتاب به بخشی از زندگی عادی خانواده تبدیل شود، کودک نیز کتاب را عنصری طبیعی و لذت‌بخش در زندگی می‌بیند. چنین فضایی می‌تواند بذر علاقه به مطالعه را در ذهن کودک بکارد که در سال‌های بعد، به درختی تنومند از دانایی، تفکر و خلاقیت تبدیل می‌شود.

ستایش متین، دختر ۱۱ ساله بوشهری، یکی از نمونه‌های موفق همین الگو است که از نخستین سال‌های زندگی، در خانه‌ای سرشار از کتاب، مطالعه و گفت‌وگوهای فرهنگی رشد کرده و از همان دوران نوزادی تا امروز که به ۱۱ سالگی رسیده، با کتاب مانوس و همنشین بوده است. او دختر جواد متین، نویسنده، عضو کانون منتقدان تئاتر کشور و پژوهشگر تئاتر است؛ چهره‌ای فرهنگی که سال‌هاست بخش مهمی از زندگی خود را با مطالعه، نوشتن و پژوهش سپری کرده و در میان دوستان و اهالی فرهنگ، به عنوان کتابخوانی جدی شناخته می‌شود، از آن دست انسان‌هایی که به تعبیر عامه «خوره کتاب» هستند.

طبیعی است کودکی که در چنین خانه‌ای رشد می‌کند، خیلی زود با جهان کتاب پیوند برقرار کند. ستایش نیز به تأسی از پدر و در سایه تشویق‌های او، آرام‌آرام رابطه‌ای عمیق و صمیمی با کتاب پیدا کرده است که امروز از حد یک سرگرمی کودکانه فراتر رفته و به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره‌اش تبدیل شده است. او بیشتر به مطالعه آثار ترجمه و داستان‌های نویسندگان جهان علاقه نشان می‌دهد، اما در عین حال از شنیدن و خواندن قصه‌ها، افسانه‌ها و حکایت‌های ایرانی نیز غافل نیست و تلاش می‌کند میان جهان خیال‌انگیز ادبیات جهان و روایت‌های کهن سرزمین خود، ارتباط ذهنی و عاطفی برقرار کند.

کارشناسان فرهنگی باور دارند کودکانی که با کتاب رشد می‌کنند، معمولا از روحیه‌ای آرام‌تر، دایره واژگانی گسترده‌تر و ذهنی تحلیلگرتر برخوردارند. این کودکان با ورود به جهان داستان‌ها و آشنایی با شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و تجربه‌های گوناگون، زندگی را از زاویه‌ای عمیق‌تر می‌بینند و قدرت همدلی و درک مسائل انسانی در آنان بیش از دیگر همسالانشان شکل می‌گیرد. کتاب برای این دسته از کودکان تنها وسیله‌ای برای سرگرمی نیست، بلکه پنجره‌ای است برای شناخت جهان، انسان‌ها و حتی خودشان.

ستایش متین نیز از همین دسته کودکان است که با شخصیت‌های داستانی رابطه‌ای نزدیک برقرار می‌کند، درباره پیام و مفهوم قصه‌ها می‌اندیشد و گاه چنان با کتاب‌ها انس می‌گیرد که آن‌ها را در مقام خواهرو برادر خود می‌بیند. برای او کتاب‌ها موجوداتی زنده هستند؛ همراهانی که در لحظه‌های تنهایی، خیال، پرسش و کشف، کنارش می‌مانند و او را به جهان‌هایی دور و ناشناخته می‌برند که شاید مهم‌ترین سرمایه آینده این کودک کتابخوان بوشهری باشند.

ستایش متین که در کلاس چهارم دبستان مشغول تحصیل است، در گفت‌وگو با بامداد جنوب درباره آغاز دوستی‌اش با کتاب گفت: من از بچگی با کتاب دوست شدم. پدر و مادرم تعریف می‌کنند که از همان یک‌سالگی برایم مجموعه ۱۲ جلدی «می‌می‌نی و مامانی» و مجموعه ۴۵ جلدی «فسقلی‌ها» و کتاب‌های دیگری می‌خواندند. بعدها که بزرگ‌تر شدم و خواندن را یاد گرفتم، خودم شروع کردم به کتاب خواندن. من و کتاب رابطه خیلی خوبی با هم داریم؛ او برایم هم خواهر است و هم برادر.

او با ذوق کودکانه‌ای که در کلامش موج می‌زند، ادامه داد: پدرم خیلی اهل کتاب است؛ طوری که هنگام اسباب‌کشی، فقط ۱۸ کارتن به کتاب‌های او تعلق داشت! مادرم هم کتاب می‌خواند اما من در کتابخوانی بیشتر از پدرم الگو می‌گیرم. حالا که ۱۱ ساله شده‌ام، دوست دارم بیشتر کتاب‌های نوجوان را بخوانم و هنوز اشتیاقی برای خواندن کتاب‌های پدرم ندارم، چون درک آن‌ها برایم سخت است.

این کودک کتابخوان، در ادامه با اشاره به کتاب‌های موردعلاقه‌اش بیان کرد: کتاب «ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر» از لوئیس سکر، مجموعه «فرانکلین» از پالت بورژوا، «پاستیل‌های بنفش» از کاترین اپلگیت و «خوک کریسمس» از جی‌کی رولینگ، از کتاب‌های موردعلاقه‌ام هستند. «خوک کریسمس» خیلی به دلم نشست. داستان پسری است که خواهرش در شب کریسمس، خوک او را از ماشین به بیرون پرت می‌کند و ماشینی از روی آن رد می‌شود. بعد از این ماجرا، پسر وقتی به خانه می‌رسد همه‌جا را به‌هم می‌ریزد تا اینکه برایش یک خوک جدید می‌خرند؛ خوکی که جادویی است و ماجراهای جالبی را رقم می‌زند. پیام این کتاب از دید من این بود که باید قدر داشته‌ها و اطرافیانمان را بیشتر بدانیم.

ستایش درباره میزان آشنایی‌اش با داستان‌ها و حکایت‌های کهن ایرانی و آثار کلاسیک ادبی نیز توضیح داد: متاسفانه هنوز فرصت نکرده‌ام داستان‌های ایرانی و آثاری مثل گلستان و شاهنامه را به‌صورت متمرکز بخوانم، اما بعضی از داستان‌های فاخر آن‌ها را در کتاب‌های مختلف خوانده‌ایم یا پدرم داستان‌هایی مثل «سلطان مار»، «رستم و سهراب»، «سیمرغ» و «زال» را برایم تعریف کرده است. حتی در یک تور علمی ـ آموزشی که از طرف مدرسه به تخت جمشید رفتیم، آنجا هم برخی از اسطوره‌ها و داستان‌های مربوط به هخامنشیان را برایمان توضیح دادند. چون کمتر داستان ایرانی خوانده‌ام، هنوز شناخت کاملی از آن‌ها ندارم، اما داستان «سلطان مار» که داستانی طولانی و جذاب است، یکی از داستان‌های ایرانی موردعلاقه من به شمار می‌رود.

او در پاسخ به این سوال که جالب‌ترین کتابی که تاکنون خوانده، چه کتابی بوده است، گفت: کتاب «خوک کریسمس» جالب‌ترین کتابی است که خوانده‌ام. هرچند هنوز مجموعه «هری پاتر» را نخوانده‌ام، اما «خوک کریسمس» جی‌کی رولینگ را کتاب خیلی جالبی دیدم. همچنین از طراحی، جلد و داستان کتاب «پاستیل‌های بنفش» که به‌تازگی خوانده‌ام، خیلی خوشم آمد. این کتاب، کاری زیبا، قابل‌درک و تأثیرگذار بود.»

ستایش که به واسطه کتابخوانی دست به قلم شده و داستان‌های کمیک می‌نویسند، با اشاره به تاثیر کتاب بر نگاه و درک اجتماعی‌اش ادامه داد: کتاب خواندن باعث شده چیزهای خوبی یاد بگیرم. مثلا در کتاب «پاستیل‌های بنفش» با آدم‌هایی مواجه شدم که از نظر مالی ضعیف هستند و فهمیدم که باید بیشتر هوای آن‌ها را داشته باشیم.

متین در ادامه در پاسخ به این سوال که چه کتاب‌هایی را به هم‌سن‌وسال‌هایش پیشنهاد می‌کند، گفت: اگر بخواهم چند کتاب برای هم‌سن‌وسال‌هایم معرفی کنم، اول از همه مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» نوشته مرحوم مهدی آذریزدی است؛ مجموعه‌ای هشت جلدی که از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده و بازآفرینی قصه‌هایی از کلیله و دمنه، مثنوی معنوی، سندبادنامه، قابوس‌نامه، مرزبان‌نامه، گلستان و ملستان، قصه‌های قرآن، داستان‌های شیخ عطار و زندگی ۱۴ معصوم(ع) است.

او ادامه داد: کتاب «خوک کریسمس» از مجموعه کتاب‌های بادکنک و نوشته جی‌کی رولینگ هم خیلی خوب است. کتاب بعدی «ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر» از نشر افق است که برنده ۱۹ جایزه ادبی شده و من خیلی آن را توصیه می‌کنم. این کتاب داستان پسری را روایت می‌کند که خیلی دروغ می‌گوید؛ آن هم دروغ‌های بزرگ و عجیب! به‌طوری که همه از او فراری هستند و هیچ دوستی ندارد. رفتارهای زشتی هم دارد تا اینکه با کمک یک مشاور، رفتارهایش را تغییر می‌دهد و دوستان زیادی پیدا می‌کند.

این دانش‌آموز کتابخوان همچنین گفت: کتاب «دُری» نوشته ابی هنلن از انتشارات پرتقال را هم پیشنهاد می‌کنم. دری یک هیولا زیر تختش دارد که اسمش وروجک است و این مجموعه، داستان‌های خیلی جالبی دارد.

او در ادامه از دیگر کتاب‌های محبوبش نام برد و افزود: مجموعه ۱۰ جلدی «دفترچه خاطرات جغد» از ریکا الیوت از انتشارات هوپا، «پاستیل‌های بنفش» از انتشارات پرتقال و مجموعه ۱۵ جلدی «جودی» هم از کتاب‌هایی هستند که دوست دارم و بیشترشان برای گروه سنی نوجوان مناسب هستند.

ستایش درباره تاثیر کتابخوانی بر زندگی روزمره‌اش بیان کرد: کتاب خواندن باعث شده انشای بهتری بنویسم و گاهی هم داستان‌های کمیک بنویسم. من همیشه قبل از خواب کتاب می‌خوانم و این کار کمک می‌کند بهتر بخوانم و بهتر فکر کنم. بعضی وقت‌ها پدر و مادرم، البته بیشتر پدرم، هنوز هم برایم کتاب می‌خوانند اما اغلب ترجیح می‌دهم خودم کتاب بخوانم.

شوقی که در کلمات این دختر ۱۱ ساله جاری است، نشان می‌دهد کتاب برای نسل امروز، اگر درست معرفی شود، هنوز هم می‌تواند پنجره‌ای روشن رو به تخیل، آگاهی و مهربانی باز کند که از دل قصه‌ها، کودکان را آرام‌آرام به دنیای بزرگ‌تر فهم و دانایی پیوند می‌دهد.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.