رویداد 11 بازدید
کارشناس روابط بین‌الملل پاسخ می‌دهد؛

جنگِ محدود یا توافق سرد؟

بامدادجنوب_مریم خوئینی

عصر یکشنبه ۲۰ اردیبهشت بود که اعلام شد پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا که در پاسخ به پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای کشورمان ارائه شده بود، به میانجی‌گر پاکستانی ارائه شده است. طبق آنچه در رسانه‌ها اعلام شد، تمرکز اصلی پاسخ ایران به طرح پیشنهادی آمریکا بر «خاتمه جنگ و امنیت دریانوردی» در خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا ساعتی بعد پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا که ۱۳ اردیبهشت از طریق پاکستان ارائه شد را «کاملاً غیرقابل‌قبول» خواند.

این سیگنال‌ها از تداوم اختلافات و بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف حکایت دارد. در حالی که تهران همچنان بر مواضع اصولی خود در برابر فشارهای واشنگتن تأکید دارد، هم‌زمان، مقامات آمریکایی نیز از نامطلوب بودن پاسخ ایران سخن می‌گویند موضوعی که به باور ناظران، بیش از آنکه نشانه بن‌بست نهایی باشد، بازتابی از چانه‌زنی سخت در آستانه یک دور تازه از دیپلماسی فرسایشی است. در چنین فضایی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا دو طرف هنوز می‌توانند بر سر یک توافق متوازن و قابل اتکا به نقطه مشترک برسند، یا نه، این بار نیز دیوار بی‌اعتمادی بر مسیر مذاکرات سایه خواهد انداخت؟

این جنگ باید با دیپلماسی به سرانجام برسد

احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای در در یادداشتی با عنوان «پس از رد پیشنهاد ایران» که در کانال خود منتشر کرده، با تأکید بر اینکه وضعیت فعلی میان ایران و آمریکا در نهایت باید از طریق دیپلماسی به سرانجامی برسد، نوشته است: رد آخرین پیشنهاد ایران از سوی ترامپ ورود به چه مرحله‌ای است؟ آیا به معنای پایان دیپلماسی و آغاز جنگی دیگر است؟ همان‌طور که پوتین گفته است، هیچکدام از طرف‌ها علاقه‌ای به آغاز درگیری نظامی ندارند، با این حال، به نظرم سطح تنش مقداری بالا خواهد گرفت.

این روزنامه‌نگار با اشاره به اینکه ترامپ و نتانیاهو به صراحت گفته‌اند که هدف‌شان خارج کردن اورانیوم غنی‌شده با غلظت ۶۰ درصد از خاک ایران است، چنین عملیاتی را برای نیروهای آن‌ها بسیار پرمخاطره خوانده و عنوان کرده است: به همین دلیل، اعلام علنی چنین هدفی بسیار عجیب می‌نماید. آیا با علنی کردن هدف‌شان در این باره، در صدد فریب و گمراه‌سازی هستند؟ یا اینکه به موفقیت عملیات خود چنان اطمینان دارند که فاش کردن آن را بی‌زیان می‌بینند؟

 

وی یادداشت خود را این طور به پایان رسانده که، بعید است مسیر دیپلماسی به کلی مسدود شود. این ماجرا در نهایت باید از طریق دیپلماسی به سرانجامی برسد چون هیچ نوع راه‌حل نظامی فیصله‌دهنده و نهایی برای آن قابل تصور نیست. نتیجه مذاکرات ترامپ با همتای چینی خود، فضای ابهام‌آمیز کنونی را روشن‌تر خواهد کرد.

ایران؛ دردسر بزرگ برای ترامپ

علی ودایع کارشناس روابط بین‌الملل نیز در گفت‌وگو با بامدادجنوب در ابتدا با اشاره به زمینه‌های شکل‌گیری تنش‌های اخیر گفت: آنچه به عنوان پاسخ ایران از طریق میانجی پاکستانی مطرح شده، لایه‌های متفاوت اما درهم‌تنیده‌ای دارد. با توجه به مدل رفتاری ترامپ، وقوع جنگ چه در قالب یک نبرد ۱۲ روزه و چه چهل روزه اتفاقی کاملاً محتمل و قابل پیش‌بینی بود. نکته اساسی این است که ترامپ محاسباتی پیش از جنگ داشت که محقق نشد و پیامدهای ثانویه آن عملاً به چالش جدیدی برای آمریکایی‌ها تبدیل شد.

وی ادامه داد: ترامپ فکر می‌کرد جنگ با ایران محدود خواهد بود و تهران خویشتن‌داری می‌کند، اما ایران در پاسخ، سخت‌ترین واکنش‌ها را نشان داد و اهداف متخاصم در کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین سرزمین اشغالی را هدف قرار داد. از سوی دیگر سطح بالای تاب‌آوری ایران در حوزه‌های اقتصادی، نظامی و اجتماعی هم محاسبات طرف مقابل را به‌طور کلی بر هم زد.

این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه افزود: موازنه ایجاد شده و تصاعد هزینه‌های آمریکا، منجر به وضعیتی شد که از آن به عنوان آتش‌بس موقت یاد می‌کنیم. واقعیت این است که برخلاف لفاظی‌ها، واشنگتن بیش از تهران برای حفظ این آتش‌بس تلاش می‌کند چرا که بحث سود و زیان در میان است. اگرچه تئوری‌هایی مبنی بر تلاش آمریکا برای بازآرایی قابلیت‌های تهاجمی وجود دارد، اما ترامپ در آستانه مسابقات جام جهانی و انتخابات میان‌دوره‌ای، تمایلی به ازسرگیری فوری جنگ ندارد. او به دنبال بهره‌برداری بزرگ انتخاباتی از پرونده ایران بود، اما اکنون ایران به یک دردسر بزرگ برای او تبدیل شده است.

حرکت به سمت توافق سرد

ودایع درباره استراتژی ترامپ تصریح کرد: رئیس‌جمهور آمریکا همواره در هر پرونده‌ای به دنبال منافع حداکثری است. بخشی از صحبت‌های فعلی او صرفاً بلوف است تا با ایجاد آشوب فکری و القای بی‌ثباتی رفتاری، تمرکز ایران را بر هم زده و تهران را وادار به تسلیم کند. از سوی دیگر، در تنگه هرمز ما شاهد وضعیت محاصره در محاصره هستیم یعنی ایران از این تنگه به عنوان اهرم فشاری سخت علیه ناوگان آمریکا استفاده می‌کند و آن‌ها نیز رفتار مشابهی دارند. گویی طرفین در یک مسابقه هستند تا ببینند چه کسی زودتر انگشت خود را از روی ماشه برمی‌دارد.

وی در ادامه با اشاره به پرستیژ خاص ترامپ یادآور شد: یک ترس بزرگ و نگرانی ویژه در کاخ سفید وجود دارد پرستیژ ترامپ به عنوان «مرد دیوانه و غیرقابل پیش‌بینی» و توانایی اعمال قدرت او از سوی ایران به چالش کشیده شده است. نگرانی آن‌ها این است که اگر این توانایی در برابر ایران زیر سوال برود، به همان میزان قدرت مانور ترامپ در سایر پرونده‌ها مانند نظام تعرفه‌ای، بحث تایوان، جنگ اوکراین و رویکردهای آمریکا که در آمریکای لاتین لحاظ می‌کند نیز تضعیف خواهد شد.

این کارشناس روابط بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که در صورت به بن‌بست رسیدن مذاکرات چه رخ خواهد داد، گفت: آمریکا به دنبال یک معامله بزرگ است، اما محتمل‌ترین سناریو برخلاف تصور عموم که جنگ را قریب‌الوقوع می‌بینند، حرکت به سمت یک توافق سرد است. در توافق گرم، طرفین به دنبال همکاری‌های مشترک هستند، اما در توافق سرد، هدف اصلی کنترل تخاصم است. فارغ از شخص ترامپ، حاکمیت اقتصادی آمریکا وقتی با یک چالش بزرگ مواجه می‌شود، برای کنترل تقابل تلاش می‌کند.

این تحلیل‌گر روابط بین‌الملل تصریح کرد: منطقه خاورمیانه در بحث ازسرگیری جنگ با ایران به نقطه‌ای رسیده است که دیگر توانایی و گنجایش زد و خورد نظامی با آن سبک و سیاق را ندارد. مضاعف بر این، سناریوی ازسرگیری جنگ، دودی است که به چشم متحدان آمریکا در منطقه، اروپا و خاور دور خواهد رفت. اگرچه شرایط آتش‌بس برقرار است، اما نبرد در منطقه خاکستری(جنگ رسانه‌ای و اطلاعاتی) با شدت ادامه دارد. در همین راستا ایران با مدل رفتاری خود، زمان را به اسلحه علیه ترامپ تبدیل کرده و بن‌بستی که اکنون ترامپ با آن روبه‌روست نشان می‌دهد که طراحی ضرب‌الاجل‌های او دیگر برای ایران رنگ باخته است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.