«کنیزکان عمارت ملکخانی»؛ داستانی تمثیلی با لایههای نمادین
بامدادجنوب_الهام بهروزی
انتشار تازهترین رمان بلقیس سلیمانی با عنوان «کنیزکان عمارت ملکخانی» بار دیگر نام این نویسنده را در فضای ادبیات داستانی کشور این روزها برجسته کردهاست. این اثر همچون بسیاری از نوشتههای پیشین او، روایتی اجتماعی با محوریت زندگی و تجربههای زنان ارائه میدهد. بلقیس سلیمانی از جمله نویسندگانی است که نام او در ادبیات معاصر ایران با روایتهای اجتماعی، نگاه انتقادی و توجه جدی به مسائل زنان گره خورده است. او در طول سالهای فعالیت خود کوشیده تا ادبیات داستانی را به عرصهای برای بازتاب واقعیتهای پیچیده جامعه تبدیل کند که اغلب در زندگی روزمره زنان، در مناسبات قدرت، در ساختارهای فرهنگی و در لایههای پنهان روابط انسانی شکل میگیرند. سلیمانی در آثار خود نوعی روایت اجتماعی ارائه میکند که در آن زندگی فردی شخصیتها با زمینههای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی درهم میآمیزد.
این نویسنده و پژوهشگر که ریشه در فضای روستایی استان کرمان دارد، از همان سالهای نخست زندگی با سنتهای شفاهی، روایتهای بومی و ادبیات کلاسیک فارسی آشنا شد. همین پیوند اولیه با فرهنگ و ادبیات، بعدها در شکلگیری نگاه داستانی او نقش مهمی ایفا کرد. سلیمانی در مسیر نویسندگی خود همواره تلاش کرده است میان تجربه زیسته، دانش نظری و مشاهده دقیق جامعه ارتباط برقرار کند، از همینرو، آثار او علاوه بر وجه ادبی، دارای لایههای تودرتویی از تحلیل اجتماعی و فرهنگی نیز هستند. تحصیل در رشته فلسفه و فعالیت در حوزه روزنامهنگاری و پژوهشهای فرهنگی نیز به این نگاه تحلیلی عمق بیشتری بخشیده است.
یک منتقد ادبی در خصوص جایگاه سلیمانی در ادبیات داستانی معاصر ایران به بامداد جنوب گفت: بلقیس سلیمانی از جمله نویسندگان نسل سوم است که علاوه بر انقلاب، جنگ را نیز تجربه کرده است. او در آثار خود به مسائل و معضلات زنان پرداخته و معمولا زنان، شخصیتهای اصلی رمانهایش هستند. این زنان عموما زنانی آرمانی اما مقهور شرایط زیستی و ساختارهای حاکم بر جامعهاند. آنها با تنهایی دستوپنجه نرم میکنند؛ تنهایی از جنس تنهایی بینفردی تا تنهایی اگزیستانسیال. اغلب از حقوق و مطالبات خود میگذرند و سکوت اختیار میکنند. سلیمانی توانسته است در آثارش وضعیت متزلزل و در حال گذار زنان را بهخوبی به تصویر بکشد.
به عقیده مهدی انصاری، سلیمانی در کارهایش کوشیده است به روایتهای تازهتری نیز بپردازد و تجربهای از چندصدایی در روایت ارائه دهد؛ هرچند به نظر میرسد در نهایت صدایی مسلط وجود دارد که تنها رنگ و لحن خود را تغییر میدهد. افزون بر این، سلیمانی تلاش کرده است در مواجهه با تاریخ و مفاهیم جنگ نیز دست به بازاندیشی بزند.
وی تاکید کرد: یکی از ویژگیهای برجسته سبک نویسندگی بلقیس سلیمانی، روایت ساده اما تاملبرانگیز اوست. او از زبانی روان و قابلفهم استفاده میکند، اما در دل همین سادگی، مفاهیم پیچیده اجتماعی و انسانی را مطرح میکند. سلیمانی با پرهیز از شعارزدگی، تجربههای درونی و دغدغههای این شخصیتها را در بستر زندگی واقعی روایت میکند و از همین طریق خواننده را با لایههای پنهان زندگی اجتماعی روبهرو میکند.
انصاری با تاکید بر اینکه تمرکز بر مسائل زنان یکی از مهمترین محورهای آثار سلیمانی است، تصریح کرد: او در داستانهای خود به وضعیت زنان در جامعه معاصر ایران میپردازد و تلاش میکند پیچیدگیهای زندگی آنان را در چارچوب تحولات تاریخی و اجتماعی بازنمایی کند. زنان در آثار او تنها شخصیتهای حاشیهای نیستند، بلکه به عنوان کنشگران اصلی داستان حضور دارند که با پرسشهای هویتی، محدودیتهای فرهنگی، انتظارات اجتماعی و چالشهای فردی مواجه هستند. سلیمانی از خلال این روایتها، تصویری چندلایه از زندگی زنان ارائه میدهد و در پی این است تا نشان بدهد چگونه ساختارهای اجتماعی میتوانند بر مسیر زندگی فردی آنها تاثیر بگذارد.
این نویسنده و منتقد ادبی یادآور شد: از سوی دیگر، آثار این نویسنده تنها به موضوع زنان محدود نمیشود، بلکه طیفی گسترده از مسائل اجتماعی را در بر میگیرد. او به موضوعاتی مانند تغییرات فرهنگی، روابط قدرت، سنت و مدرنیته و تاثیر تحولات تاریخی بر زندگی انسانها توجه دارد. در بسیاری از داستانهای او، شخصیتها در میانه تحولات اجتماعی قرار گرفتهاند و باید میان ارزشهای سنتی و شرایط جدید زندگی راهی برای ادامه مسیر خود پیدا کنند.
در اینجا باید اشاره شود که بلقیس سلیمانی تنها یک نویسنده و داستاننویس نیست، او در حوزه پژوهش و نقد ادبی نیز فعالیت داشته و با نگارش مقالات و کتابهای پژوهشی به بررسی ادبیات و فرهنگ پرداخته است. این ترکیب میان فعالیت ادبی و پژوهشی باعث شده نگاه او به ادبیات نگاهی آگاهانه و تحلیلی باشد. او معتقد است نویسنده باید فراتر از تجربههای شخصی حرکت کند و با مطالعه، شناخت زبان و درک عمیق جامعه، به خلق آثاری دست بزند که بتوانند مخاطب را به اندیشیدن وادار کند.
به همین دلیل، سلیمانی را میتوان از جمله نویسندگانی دانست که ادبیات را برای طرح پرسشهای جدی اجتماعی به کار گرفته است. آثار او بازتابی از دغدغههای انسانی، اجتماعی و فرهنگی است و تلاش میکند صدای گروههایی را بازتاب دهد که کمتر در روایتهای رسمی دیده میشوند. در نتیجه، جایگاه او در ادبیات معاصر ایران تنها به عنوان یک داستاننویس خلاصه نمیشود، بلکه او را میتوان از چهرههایی دانست که با نگاهی منتقدانه و انسانی، ادبیات را به ابزاری برای فهم عمیقتر جامعه تبدیل کردهاند.
نکته قابل توجه در مسیر نویسندگی بلقیس سلیمانی آن است که تازهترین اثر او با عنوان «کنیزکان عمارت ملکخانی» نیز همچنان در امتداد همان دغدغههای دیرینهاش درباره زنان و جایگاه آنان در جامعه شکل گرفته است. سلیمانی که سالهاست در آثار داستانی خود به زندگی، تجربهها و چالشهای زنان میپردازد، در این رمان تازه نیز بار دیگر روایت زنانهای را در مرکز داستان قرار داده و کوشیده است از خلال سرگذشت شخصیتهایش، لایههایی از واقعیتهای اجتماعی و تاریخی را به تصویر بکشد.
این داستاننویس درباره رمان جدید خود در گفتوگویی با ایسنا گفت: این کتاب حدود یک هفته است که منتشر شده و قرار بود که زودتر منتشر شود؛ اما شرایط این اجازه را نداد. البته فکر نمیکردم با شرایط حاضر، الان هم کتاب منتشر بشود. امیدوارم بتواند جای خود را پیدا کند.
وی در خصوص موضوع این رمان بیان کرد: موضوع «کنیزکان عمارت ملکخانی» زنان است، منتها داستان کمی تمثیلی و سمبولیک است. داستان به لایههای پنهان مناسبات و ساختارهای جامعه سنتی ایران اشاره دارد و نشان میدهد چگونه زنان در برآورده کردن خواستههایشان ناکام میمانند، چطور به بازی گرفته میشوند و بهطور کلی چطور در خدمت ساختارهای کلانتری مانند خانواده، جامعه و قبیله قرار میگیرند؛ تقریبا میتوان گفت زنها حتی در تقابلهایشان نیز به نوعی در خدمت این ساختار هستند.
سلیمانی با بیان اینکه به لحاظ فرم سعی کرده تازگیهایی داشته باشد، خاطرنشان کرد: داستان برگرفته از فرمی از یکی از افسانههای عامیانه به نام «خاله سپیتک» از اوسنههای مشهور ناحیه کویری ایران است. البته شاید بتوان گفت هم فرم و حتی محتوای رمان نیز تحت تأثیر آن افسانه شکل گرفته است.
او درباره استفاده از اقلیم در داستانهایش نیز گفت: سعی کردم این بومیگرایی در خدمت یکسری ایدههای کلانتر باشد؛ در واقع اقلیم خود به خود و به صرف اقلیم بودن مورد بهرهبرداری قرار نمیگیرد. اقلیم، سنن و آیینها در خدمت ایدههای بزرگتری مانند ساختارهای بهرهکش و تبعیضآمیز است که اگر این آیین و سنن نباشد چه اتفاقاتی میافتد، همه اینها برای حفظ ساختار کلانتر هستند و زمانی که این ساختار بشکند، آیینها و سنن از بین میرود، آیینها تا جایی کارآیی دارند که در خدمت ساختارها باشند.
داستان رمان «کنیزکان عمارت ملکخانی»، داستان زندگی زنانی است که با وجود اختلاف نسلی و طبقاتی، سرنوشتی کموبیش یکسان دارند. رنج میکشند، خیانت میبینند، کینه میورزند و انتقام میگیرند. بر خود و مردان زندگیشان زخم میزنند. زندگی برایشان آوردگاه بقا و انتقام میشود. عشق و همدلی و همراهی در برهوت زندگیشان گم میشود. میدان رزمی زنانه از دل آیینها و تاریخ اجتماعی سر برون میآورد و زنان داستان را چونان زنگیان مست روبهروی هم قرار میدهد. تیغ میکشند و جام زهر مینوشند و مینوشانند. خواهری نمیکنند و با نفرت از یکدیگر، خشم و انتقام را در درون خود همچون آتشی گدازان روشن نگه میدارند. چه چیزی آنها را تا به این حد هیولاوش کرده است؟ چرا تاریخ و فرهنگ و سیاست همدست میشوند با شر درون آدمها، به جای آنکه مامنی باشند برای انسان تنها و درمانده امروز؟ چرا آدمیان، عمارتهای پوسیده را نقش و نگار میزنند و مرمت میکنند وقتی از پایبست ویران هستند؟ چرا زنان به جای پنجه کشیدن بر روی یکدیگر و تیغ در کف گرفتن به یاری یکدیگر برنمیخیزند؟ این زخمها و خونها تاوان کدام گناهاند و آیا سر باز ایستادن دارند؟
در نوشته پشت جلد کتاب هم آمده است: «برای توران خانم، که از اول گلش را از رنج و ماتم سرشته بودند، مرگ اردلان حکم عروسی را داشت. سالها دنبال بهانهای برای سوگواری میگشت و حالا خدا یک خوبش را در کاسه او گذاشته بود؛ پسری دانشگاهدیده، رعنا، جوان، خوشقد و قیافه، در غربت، در یک حادثه مرموز تصادف کشته میشود، جسدش هرگز به خانه بازگردانده نمیشود تا کس و کارش عقدههای دلشان را در کنار آن خالی کنند. از او یتیمی باقی میماند که معلوم نیست مادرش کی و کجایی بوده، و از همه مهمتر این پسر فرزند ارشدِ زنی بوده که تمام هنر و افتخارش زاییدن سه پسر برای طایفه ملکخانی و شوهر زنبارهاش بوده. و حالا یکی از آنها از صفحه روزگار محو شده. همان که بهترینشان بوده و مادرش او را از همهچیز و همهکس بیشتر دوست داشته.»
یادآوری میشود، «کنیزکان عمارت ملکخانی» نوشته بلقیس سلیمانی در ۲۴۰ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۴۲۰هزار تومان در انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب شده است.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.