بوشهریها همچنان محروم از هنر محسن شریفیان!
مرداد 30, 1404
بامدادجنوب_الهام بهروزی
۱۴ تیر که معادل با روز قلم بود، امسال همزمان با تشییع چند میلیونی پیکر آیتالله خامنهای، قائد امت و رهبر شهید ایران شد. این همزمانی را بهانهای قرار دادیم تا در این مجال، سیری در منظومه فکری و میراث اندیشگانی رهبر شیعیان جهان در عصر معاصر داشته باشیم. ایشان در طول حیات خویش ضمن سرودن اشعار نغز و عارفانه و مدیریت کشور وسیعی چون ایران، از کتابت و نوشتن بازنماند.
با مرور آثار منتشرشده آیتالله خامنهای بر ما روشن میشود که ایشان در هر مقطع از حیات علمی و انقلابی خود، از نوشتن و اندیشیدن بازنمانده است. از ترجمه و تألیف در جوانی تا درسهای خارج فقه، از تفسیر قرآن و شرح نهجالبلاغه تا بیانات راهبردی در باب مقاومت، جهاد تبیین، عدالت، حکومت اسلامی و آینده جهان اسلام؛ همه و همه حاکی از آن است با یک ذهن نظاممند، آیندهنگر و مسئلهمحور روبهرو هستیم. در این میان، آثاری چون «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، «بازگشت به نهجالبلاغه»، «انسان ۲۵۰ ساله»، «آفتاب در مصاف»، «حوزه و روحانیت»، «دوران جدید عالم» و «بیانیه گام دوم انقلاب» تنها نمونههایی از میراث اندیشگانی گستردهای هستند که امروز میتوانند برای پژوهشگران، طلاب، دانشجویان علوم انسانی و فعالان فرهنگی همچنان الهامبخش و راهگشا باشند.
اهمیت این منظومه فکری از آنرو دوچندان میشود که در آن، پیوند میان نظر و عمل، میان ایمان و سیاست و میان سنت و نیازهای زمانه بهروشنی دیده میشود. در آثار ایشان، دین نه در حصار مناسک فردی باقی میماند و نه در سطح شعارهای انتزاعی فروکاسته میشود؛ بلکه به نیرویی اجتماعی، تمدنی و راهبردی تبدیل میشود که میتواند برای اداره جامعه، تربیت انسان، مقاومت در برابر سلطه و ساخت آیندهای متفاوت، معنامند و امیدبخش باشد. از نگاه ایشان، حوزه علمیه باید زنده، پویا و پاسخگو باشد؛ مدیر باید اهل تکلیف و مسئولیت باشد؛ هنر باید در خدمت حقیقت قرار گیرد و جامعه اسلامی باید از جهاد تبیین، آگاهی تاریخی و دشمنشناسی غافل نماند. همین جامعیت در نگاه است که آثار او را از قالب یک مجموعه سخنرانی سیاسی فراتر میبرد و به منبعی برای تأملات عمیق فکری و فرهنگی تبدیل میکند.
از سوی دیگر، تنوع موضوعی آثار آیتالله خامنهای نیز بیانگر این واقعیت است که با شخصیتی تکساحتی مواجه نیستیم. ایشان هم در فقه و استفتائات حضور دارد، هم در اخلاق و معیشت مؤمنانه، هم در تحلیل تاریخ تشیع، هم در نقد تمدن غرب، هم در تبیین حکومت علوی و هم در بازخوانی نقش زنان، جوانان و نخبگان در پیشبرد جامعه اسلامی. این تنوع، اگرچه در ظاهر پراکنده مینماید، اما در عمق خود به یک هسته مرکزی؛ یعنی ساخت انسان مومن، جامعه مقاوم و تمدن اسلامی بازمیگردد؛ به همین دلیل است که مطالعه آثار ایشان، ورود به یک جهان فکری است که هنوز ظرفیتهای فراوانی برای خوانش، تحلیل و بازتفسیر دارد.
در این خصوص با حمید زارعی، شاعر، فعال فرهنگی و پژوهشگر جنوبی در خصوص منظومه فکری و میراث اندیشگانی آیتالله خامنهای که نه تنها رهبر انقلاب اسلام و شیعیان جهان در عصر معاصر بود، بلکه نویسندهای متفکر و آیندهنگر بود، به گفتوگو نشستیم که ماحصل آن در ادامه از نظر شما میگذرد.
در روز قلم، بسیاری از اهالی فرهنگ از نقش پژوهش و نوشتار در شکل دادن به فهم دینی و اجتماعی سخن میگویند؛ حال شما به عنوان یک پژوهشگر بگویید که برای شناخت و بررسی منظومه فکری آیتالله خامنهای باید از کجا شروع کرد؟
به نظرم برای شناخت منظومه فکری و آثار ایشان باید از یک نکته کلیدی آغاز کرد؛ اینکه ایشان دین را در نوشتهها و سخنرانیهایشان امر انتزاعی نمیدانند، بلکه آن را راهبرد زندگی و کنش اجتماعی معرفی میکنند؛ یعنی دین برای ایشان پیوندی روشن با انسان امروز دارد. در تربیت فرد، در جامعهسازی، در اخلاق، در آگاهی تاریخی و حتی در زیست جمعی یک ملت. اگر بخواهم ساده بگویم، ایشان در آثارشان دین را به میدان زندگی میآورند. از دل همین رویکرد، سه محور اصلی در آثار ایشان شکل میگیرد که عبارتند از: «روش تحلیل»، «تاریخ بهمثابه راهبرد» و «نگاه جهانی به بیداری ملتها».
اجازه بدهید از همین محور نخست آغاز کنیم، برای مخاطبان روش تحلیل را بیشتر باز کنید؟
هدف این بخش آن است که مخاطب تنها مصرفکننده اطلاعات نباشد، بلکه بتواند تشخیص دهد و از سطح به عمق برود. برای نمونه، در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، قرآن صرفاً کتاب تلاوت نیست؛ بلکه نقشه جامع ساخت انسان مومن و جامعهساز معرفی میشود. مفاهیم قرآنی در این اثر، جزیرههای جداگانه نیستند بلکه یک منظومهاند.
در کنار آن، کتاب «روش تحلیل سیاسی» را داریم. این کتاب به مخاطب میآموزد چگونه در میان حجم زیاد اطلاعات، روایتها و تحلیلهای گوناگون، سردرگم نشود. روش تحلیل یعنی توانایی دیدن پشتصحنهها، شناخت زمینهها، و درک عوامل واقعی یک پدیده. مجموعه این دو کتاب، ذهن مخاطب را از واکنشهای احساسی نجات میدهد و او را به تحلیلگر تبدیل میکند.
اما بخش مهمی از آثار ایشان درباره تاریخ اسلام و سیره اهلبیت است؛ این آثار دارای ویژگیهایی هستند؟
در این آثار، تاریخ نه حافظهای برای گذشته، بلکه راهبردی برای امروز است. برای نمونه، کتاب «صلح امام حسن؛ پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ» یک نمونه بارز از نگاه تحلیلی به تاریخ است. در این کتاب، نویسنده تلاش میکند صلح امام حسن (ع) را بهعنوان تصمیمی مبتنی بر «حکمت، زمانشناسی و حفظ اصل دین» توضیح دهد. یعنی تصویر رایج صلح از سر ضعف در این اثر نقد میشود و نشان میدهد که چگونه این صلح، یک اقدام راهبردی برای آینده اسلام بوده است.
این نگاه در آثار دیگری نیز وجود دارد. مثلا در مباحث عاشورا و اصولگرایی، اصلمحوری عاشورا، اخلاق در سختی، و مقاومت در برابر تحریفها تشریح میشود یا در کتاب پژوهشی در زندگی امام سجاد (ع)، نقش دعا، تربیت و کار فرهنگی بهعنوان شکلی از مقاومت معرفی میشود. جمعبندی این بخش خیلی ساده است و نتیجه میگیریم که اهلبیت (ع) در هر دوره از تاریخ استراتژی متناسب با شرایط داشتند. گاهی صلح، گاهی قیام و گاهی کار فرهنگی. این آثار به ما یاد میدهند دینداری، فهم شرایط و هوشمندی اجتماعی میخواهد؛ نه فقط احساسات قوی.
یکی از آثار کمتر شناختهشده آیتالله خامنهای، پژوهش درباره مسلمانان هند است؛ از دید شما چرا شناخت این کتاب مهم است؟
بله، کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان»که در سال ۱۳۴۷ تألیف شد، بسیار مهم است. این اثر نشان میدهد که ایشان از همان روزهای جوانی، نگاهشان به مسائل دینی و اجتماعی محدود به مرزهای ایران نبوده. در این کتاب، نقش مسلمانان در نهضت آزادی هند و تعامل آنها با جریانهای استقلالطلب بررسی شده است. این نگاه، نشاندهنده توجه ایشان به «بیداری ملتها»، «نقش ادیان در جنبشهای آزادیخواهانه» و «تحولات جهان اسلام» است.
این رویکرد بعدها در مباحث مربوط به «ولایت و تشیع» نیز دیده میشود. ایشان در این حوزه، ولایت را پیوندی فکری، اخلاقی و اجتماعی معرفی میکنند که میتواند جامعه را به سمت «تمدنسازی» هدایت کند؛ نه صرفا یک مفهوم محدود آیینی.
با این توضیحات، آیا میتوان گفت که آثار ایشان فقط گزارش تاریخی یا توصیف مفاهیم دینی هستند؟
اصلاً. پیام اصلی این آثار برای اهل قلم این است که نویسنده نباید فقط روایتگر باشد. نویسنده باید تحلیلگر باشد، آینده را ببیند و مسیر را روشن کند. قلم برای ایشان وسیلهای است برای امیدآفرینی، پرسشگری و روشنکردن اذهان؛ نه صرفا ثبت رویدادها. در این نگاه، قلم مسئولیت دارد؛ مسئولیت روشنگری، تبیین و آگاهیبخشی.
در پایان، اگر بخواهید پیام امروز را برای جامعه فرهنگی بوشهر تبیین کنید، چه میگویید؟
بوشهر سرزمین فرهنگ، مقاومت، تاریخ دریایی و مردمان فرهنگدوست است. روز قلم برای ما فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور وظیفه اهل فرهنگ است. اگر قلم ما به حقیقت وفادار باشد، هویت این سرزمین حفظ میشود. کتابها و اندیشهها هستند که نسلها را به هم پیوند میدهند. امیدوارم نویسندگان، روزنامهنگاران، پژوهشگران و شاعران بوشهری همیشه قلمشان در خدمت صداقت، فرهنگسازی و روشنگری باقی بماند.
مرداد 30, 1404
اردیبهشت 6, 1405
آذر 4, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.