رویداد 5 بازدید
خلیج فارس رکن مهم امنیت و توسعه؛

موقعیت ژئواستراتژیک بوشهر بازخوانی شود

بامدادجنوب_دکتر عباس علوی نژاد

خلیج فارس با تاریخ چند هزارساله خود یکی از ارکان امنیت پایدار و توسعه برای منطقه به‌ویژه برای ایران از گذشته‌‎های دور بوده است. طمع استعمارگران در طول تاریخ همواره باعث تعرض به این منطقه شده اما این حملات با مقاومت جانانه مردم رشید جنوب و استان بوشهر مواجه شده است. در این گزارش با اشاره به موقعیت ژئواستراتژیکی و ظرفیت اقتصادی خلیج فارس و دریای عمان و نقش محوری مدیریت تنگه هرمز، ضمن یادآوری رشادت‌های مردم در مقابل تجاوز بیگانگان در ادوار مختلف به‌ویژه هشت سال دفاع مقدس، جنگ ۱۲روزه و تجاوزاخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، به برخی اولویت‌ها و برنامه‌های راهبردی برای آینده منطقه بویژه استان بوشهر می‌پردازیم.

خلیج فارس به عنوان قلب خاورمیانه و حتی دنیا شناخته می‌شود. تأمین حدود نصف انرژی دنیا از این منطقه است. این آبراهه پیوند‌دهنده جهان پیرامون تا اقیانوس هند و اطلس، و حلقه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب دنیا تلقی می‌شود. از طرفی نیاز اروپا، چین، ژاپن و هند به انرژی این منطقه، اهمیت و حساسیت آن را افزایش داده است. چین روزانه ۱۶میلیون، ژاپن ۷ میلیون و هند بیش از ۵ میلیون  بشکه نفت در روز نیاز دارند که عمده آن از این منطقه تأمین می شود. آمریکا هم روزانه بیش از ۲ میلیون بشکه نفت از عربستان و عراق دریافت می‌کند. ایران بیشترین سهم از ساحل خلیج فارس را در بخش شمالی دارد و دارای جزایر مهم با موقعیت ژئوپلتیکی از جمله خارک، بوموسی، تنب بزرگ، قشم، هرمز، لارک و لاوان است.

چشم بیگانگان همیشه به این آبراهه بوده است

در این میان انگلیسی‌ها و در سال‌‎های اخیر آمریکا همواره به این منطقه مهم از دنیا چشم طمع و تجاوز داشتند و هنوز هم دارند.گواه روشن آن استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در بیشتر کشورهای این منطقه و پیرامون آن هست.

در برابر این چشم طمع‌ها، ملت ایران در همه ادوار در مقابل زیاده‌خواهی و تعرض بیگانگان استواری، رشادت و مقاومت از خود نشان داده‌اند. در زمان صفویه شاه عباس صفوی با تلاش امامقلی خان حاکم فارس، بنادر و جزایر در سال ۱۶۲۲میلادی، توانستند پرتغالی‌ها را از بندرعباس و جزیره هرمز بیرون کنند اگرچه با دادن امتیازاتی به انگستان و با همکاری آن‌ها بود.

در دهه‌ ۶۰ قرن نوزدهم میلادی نیز انگلستان امتیاز ساختمان و بهره‌برداری خط تلگراف خانقین، تهران، بوشهر را از دولت ایران گرفت که در بوشهر این خط به کابل زیرآبی انگلیسی بوشهر، جاسک، مسقط و کراچی می‌پیوست. بدین ترتیب تلگراف هند- اروپا احداث شد که سیم‌های آن نه تنها لندن را به بمبئی مربوط می‌ساخت، بلکه مانند تارعنکبوت به دور ایران و شیخ‌نشینان خلیج فارس تنیده شد و باعث وابستگی اقتصادی و سیاسی تمام این کشورها به انگلستان شد.

انگلیسی‌ها تا نهضت ملی شدن نفت نقش نخست را در سیاست ایران ایفا کردند و در انواع توطئه‌ها علیه استقلال و حاکمیت ملی ایران دست داشتند. قراردادهای تقسیم ایران به مناطق نفوذ در سال‌های ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵میلادی، قرارداد استعماری ۱۹۱۹با دولت وثوق الدوله و نقشی که در کودتای ۱۲۹۹شمسی و روی کار آوردن رضاخان بازی کردند و بالاخره مشارکت با روس‌ها در اشغال ایران در جریان جنگ دوم جهانی نمونه‌هایی از دخالت‌های بریتانیا در امور ایران است. باید توجه داشت که بیشترین مرز مشترک با خلیج فارس متعلق به ایران است و تنگه هرمز که تا غربی‌ترین نقطه، در کوتاه‌ترین فاصله ۸۰۵ کیلومتر درازا دارد در قلمروی ایران قرار دارد. انگلستان در قسمت‌های مختلف این مرز طولانی برای حفظ ارتباط با هندوستان نمایندگی تأسیس کرده بود که هریک در زمانی خاص صاحب اعتبار و شهرت بوده‌اند.

بوشهر همسایه دیرین خلیج فارس

یکی از مناطق مورد استفاده انگلستان استان بوشهر بوده که بیش از ۷۰۰ کیلومتر(به گفته برخی منابع با محاسبه جزایر بیش از ۹۰۰ کیلومتر) مرز مشترک با خلیج فارس دارد که در امتداد این ساحل نسبتا طولانی بیش از سی و یک بندر کوچک و بزرگ قرار گرفته است. با توجه به موقعیت بوشهر در خلیج فارس، انگلیسی‌ها  نمایندگی بریتانیا در بوشهر را تأسیس کردند و در سال ۱۷۶۳ میلادی با شیخ بوشهر قراردادی بستند که تجارتخانه‌ای در آنجا ایجاد کنند و تجارت بندر را منحصرا در دست خود بگیرند. همچنین در سال ۱۱۹۰هجری شمسی  اولین کنسولگری بریتانیا در بوشهر گشایش یافت.

لردکرزن که در سال ۱۸۸۹میلادی در ایران به عنوان خبرنگار روزنامه تایمز مشغول بود، درباره بوشهر چنین می‌نویسد: بوشهر عمده‌ترین لنگرگاه ایران در کرانه جنوبی است، این شهر از دریا چشم‌انداز جالب‌تری نسبت به دیگر بنادر سواحل شمالی خلیج فارس دارد…و با بناهای دو طبقه و ساحل نسبتا برجسته خود از سطح آب بالاتر می‌نماید.

در طول سال‌های جنگ جهانی اول عملیات نظامی بریتانیا در بین‌النهرین از طریق بوشهر هدایت و تدارک می‌شد. لذا بریتانیا تلاش بسیاری برای تسلط بر آن داشت. به همین جهت در اولین روزهای اشغال آن، مبارزان و وطن‌خواهان بوشهر را دستگیر و به هندوستان تبعید نمود. همراهی آزادی‌خواهان بوشهر اعم از روحانی، تاجر و معلم و…با مبارزان جنوب ازنگرانی‌های بزرگ بریتانیا در خلیج فارس به شمار می‌رفت. تمام این اقدامات نشان می‌داد که بریتانیا در صدد است با اعمال فشار سیاسی و نظامی و در تنگنا قراردادن ایران از نظر اقتصادی با اشغال مهم‌ترین شهر بندری آن به خواسته‌های خود برسد.

ایستادگی قهرمانان بوشهری در برابر استعمارگران

منطقه بوشهر از مدت‌ها پیش اسباب دلهره و نگرانی انگلستان را موجب شده بود، زیرا موفقیت‌های سیاسی و اقتصادی آلمان‌ها از سال‌های پیش از جنگ، عرصه را بر انگلیسی‌ها در آن منطقه تنگ کرده بود. با شروع جنگ جهانی و آغاز عملیات نیروهای انگلیسی در جبهه بین‌النهرین، اهمیت بوشهر به عنوان ستاد فرماندهی خلیج فارس برای انگلستان افزون‌تر شد و این در حالی بود که موقعیت امنیتی بوشهر برای انگلیسی‌ها سخت نامساعد جلوه می‌کرد. زیرا فعالیت‌های آزادی‌خواهان و وطن‌دوستان بوشهر، تلاش‌های پی‌گیر و مداوم رئیسعلی دلواری، کوشش‌های مامورین آلمانی از جمله واسموس، همکاری خوانین ضد انگلیسی مانند میرزامحمدخان برازجانی، شیخ حسین‌خان چاکوتاهی و زائر خضرخان اهرمی با یکدیگر، شرایط سیاسی جنوب فارس را به ضرر انگلستان تغییر داده بود. این در حالی بود که برای عملیات در بین‌النهرین و سراسر خلیج فارس، بوشهر پایگاه اصلی اداری، ارتباطی، تدارکاتی و فرماندهی انگلستان محسوب می‌شد. با این حال در یک ساله اول جنگ هدف اصلی انگلستان در جنوب ایران، حفظ و حراست پایگاه حیاتی بوشهر بود که خصوصا زیر ضربات پی در پی شهید رئیسعلی دلواری قرار داشت.

در این راستا، مردم این منطقه علیه خصلت‌های امپریالیستی بریتانیا قیام کردند و مبارزه‌ای را شروع کردند که طبیعتا تا زمانی که سلطه وجود داشته باشد، ادامه خواهد داشت. این جنبش‌ها در حقیقت آگاهی و حساسیت مردم در مقابل تحقیر آن‌هاست و به قول ژان پل سارتر«کشتن یک اروپایی با گلوله مانند این است که با یک تیر دو نشان بزنیم… به جا می‌ماندیک انسان مرده و یک انسان آزاد». به این ترتیب با ورود نیروی نظامی انگلیس به بوشهر، مردم مبارزه سخت و پردامنه‌ای را علیه قوای انگلیس آغاز کردند.

رئیسعلی دلواری نماد قیام ضد انگلیسی و دشمن سرسخت اجانب که جریان فداکاری‌هایش در جنگ دلوار و شبیخون‌های متوالی به اردوگاه‌های افراد نیروی خصم بسیار مشهور است به نمایندگان حیدرخان که برای میانجی‌گری و اتخاذ بی‌طرفی بین او و انگلیسی‌ها وارد گفت‌وگو شده بودند، می‌گوید:«چگونه می‌توانم بی‌طرفی اختیار کنم در حالی‌که استقلال ایران دچار مخاطره شده است. انگلیسی‌ها بروند این دام را بر مرغ دگر نهند که عنقا را بلند است آشیانه، عطایشان را به لقایشان بخشیدم، کشتن و کشته‌شدن شعار من است و تا آخرین قطره خونم را نثار راه استقلال و تمامیت وطنم خواهم نمود. هیهات، هرگز اجازه نخواهم داد انگلیسی‌ها در منطقه نفوذم نیرو پیاده کنند».

در جنگ جهانی اول روحانیون بوشهری هم حامی نیروهای انقلابی بودند و با اعلام جهاد علیه انگلیسی‌ها به ستیز با آنان پرداختند.

در مجموع بوشهر در طول تاریخ سراسر افتخار‌آمیز خود سه بار در سال‌های۱۲۱۶، ۱۲۳۵و۱۲۹۴ خورشیدی ازسوی قوای نظامی و استعماری انگلیس مورد تجاوز و اشغال قرار گرفت، ولی هربار، مردم غیور و جان برکف خطه دلاورخیز جنوب به مقابله با اشغالگران برخاستند. در این میان، نقش رئیسعلی دلواری، به‌عنوان طلایه‌دار نهضت مبارزات مسلحانه مردم تنگستان  از این‌رو پررنگ و حائز اهمیت است که در حمله سوم ناوگان دریایی انگلیسی‌ها در ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ خورشیدی که منجر به اشغال بندر بوشهر و برافراشتن پرچم بریتانیا بر فراز عمارت حکومتی شد، از یک‌سو توانست با سازماندهی تفنگچیان و مبارزان دلواری حملات چریکی و نامتقارن علیه استحکامات و اردوگاه نظامی انگلیسی‌ها در محلات بهمنی و تنگک بوشهر طرح‌ریزی و عملیاتی کرده، ضربات سختی بر پیکره استعمارگران وارد کند و از سوی دیگر پیوند عمیق و ریشه‌دار با مرجعیت آن روز یعنی آیت‌الله شیخ محمدحسین مجاهد برازجانی برقرار کرد که منجر به صدور فتوای قیام علیه استعمارگران خارجی شد تا شوری وصف‌ناپذیر در میان مردم منطقه به وجود آورد.

مقاومت ادامه دارد

سومین حماسه، مبارزه مردم بوشهر در جنگ تحمیلی ۸ ساله بود که شهید نادر مهدوی و همرزمانش با آمریکا در خلیج‌فارس مقابله کردند و در راه دفاع از ایران و مقابله با ظلم، به شهادت رسیدند.

مردم استان بوشهر در جنگ ۱۲روزه و جنگ سوم که بیش از دو ماه از آغاز آن می‌گذرد و از سوی آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب با همکاری کشورهای عربی منطقه بر کشور عزیزمان تحمیل شده، جانانه ایستادند و با تقدیم شهیدان از عزت و استقلال ایران دفاع کردند.دشمن زبون در این دو جنگ علاوه بر مراکز نظامی به مراکز مهم اقتصادی و زیرساخت ها هم حمله کرد و خسارت‌های زیادی وارد نمود اما مردم دلاور استان بوشهر همراه با سایر مردم ایران زمین با حضور یکپارچه خود در میدان جنگ، شهرها و روستاها از شرف، عزت و میهن خود دفاع کردند و همراه با رزمندگان سلحشور حماسه آفریدند.

دشمن تصور می‌کرد با شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد و برخی مسئولین کشور زمینه برای سوء استفاده ضدانقلاب و دشمنان ایران برای آشوب فراهم می‌شود و ایران ناتوان می‌گردد، اما امروز بیش از دو ماه از استقامت ایرانیان می‌گذرد و دشمن بود که درخواست آتش‌بس و مذاکره کرد.

لزوم برنامه‌ریزی برای بهره‌مندی از ظرفیت سواحل

بدیهی است در این شرایط حساس کشور در حالی که نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی شجاعانه در حال دفاع در مقابل تجاوز دشمن هستند و مردم هم خستگی ناپذیر از آن‌ها حمایت می‌کنند بر مدیران اجرایی کشور فرض است تا ضمن تأمین نیازهای عمومی مردم و ارایه خدمات مناسب، به اجرای برنامه‌های توسعه هم توجه کنند و برای شرایط بعد از این مرحله چاره‌اندیشی کنند.

یکی از اولویت‌های برنامه هفتم توسعه کشور، اقتصاد دریامحور است که باید سالی یک درصد به سهم اقتصاد دریا محور در اقتصاد ملی اضافه شود و لازمه آن سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها مانند بندرگاه، توسعه شبکه ریلی، جاده و فرودگاه و همچنین سرمایه‌گذاری در سواحل است.

قبل از انقلاب در خوزستان برنامه‌های استخراج و صادرات نفت و توسعه راه‌آهن و بنادر در اولویت قرار گرفت و بوشهر عقب ماند. در دفاع مقدس ۸ ساله به لحاظ نزدیکی بوشهر به خوزستان و مناطق جنگی از حیث توسعه بنادر و راه‌آهن عقب ماند و عمده توسعه در بنادر شهید رجایی در استان هرمزگان صورت گرفت و بالطبع احداث راه‌آهن هم در مسیر بندرعباس به مرکز کشور در اولویت بود. البته توسعه سواحل مکران هم حدود دو دهه قبل در سخنان رهبر شهید انقلاب مطرح شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در برنامه‌‎های توسعه هم با اعمال نفوذ یا به‌دلیل ضعف در برنامه‌ها علی‌رغم ظرفیت استان بوشهر برای ایجاد پالایشگاه‌ها و مراکز صنعتی آب‌بر، عمده آن‌ها در مناطق مرکزی و حتی کویری مستقر شد که امروز ناچار شدند آب فولاد مبارکه و سایر مراکز عمده صنعتی را از خلیج فارس و دریای عمان با انتقال لوله فراهم کنند و تولیدات آن‌ها را با قطار برای صادرات به سواحل و بنادر جنوبی منتقل نمایند.

دلایل عدم سرمایه‌گذاری مناسب در سواحل

هرچه یک منطقه از مرکز دور افتاده و جدا افتاده‌تر باشد، توسعه در آنجا کمتر است و مدیران ملی نگاه تمرکزگرا دارند. دلیل دوم این است که مناطق ساحلی در حالت جداافتادگی از شبکه‌های زیرساختی کشور قرار گرفته است و آب، برق، گاز، ریل، بندر و فرودگاه اندک است در حالی که مناطق ساحلی باید دارای این امکانات باشد و به خاطر همین تراکم جمعیت در مقایسه با کشور و به ویژه مرکز کشور و از میانگین کشور هم کمتر است و نیروی انسانی این مناطق هم فاقد مهارت کافی است و نمی‌توان از آن‌ها در صنعت استفاده کرد.

از طرفی در منطقه مرزی با وجود پدیده قاچاق جامعه را نسبت به توسعه بی‌توجه می‌کند که این برداشت کلی باعث می‌شود اقبال عمومی به توسعه منطقه وجود نداشته باشد. البته گام‌هایی برداشته شده اما عقب‌ماندگی‌ها جبران نشد و فاصله کارها با نیاز منطقه هنوز زیاد است.

استعمارگران باعث شدند که توجه به دریا و اقتصاد دریایی در کشور ما زیاد نباشد در حالی که دریا یک محل استراتژیک و اقتصادی قابل تأمل در کشور است. در کشور ۵ هزار کیلومتر مرز آبی با احتساب جزایر وجود دارد. هفت استان ساحلی داریم اما سهم مشارکت سواحل از اقتصاد بدون در نظر گرفتن نفت بسیار کم است. جمعیت در سواحل کشور به جز استان‌های شمالی که تراکم بالا است، اندک است. در سواحل جنوب کشور از هرمزگان که بگذریم به سمت میناب و شرق تراکم جمعیت بسیار اندک است

در حالی که در دنیا ۶۰ درصد شهرهای بزرگ و جمعیت و اقتصاد در سواحل دریا قرار دارند و اقتصاد بسیاری از کشورهای آبی وابسته به ساحل است، اما در ایران به اقتصاد دریا و دریاپایه کمتر توجه شده است.

تصمیم‌گیری به مدیران محلی واگذار شود

دراسناد بالادستی و سیاست‌های کلی به این موضوع توجه شده و راهکارهایی برای توسعه دریا در نظر گرفته شده و دبیرخانه‌ای در سال ۱۳۹۱ برای توسعه در سواحل مکران شکل گرفت. اگر مدیریت زمین و اراضی در سواحل و نحوه به کارگیری این زمین‌ها درست باشد می‌توان ارزش‌آفرین باشد.

دولت باید بخشی از اختیار تصمیم‌گیری برای مناطق را به مدیران محلی واگذار کند. برخی کشورهای منطقه از دریا ثروت زیادی به دست می‌آورند به ویژه در زمینه پرورش ماهی در قفس و ایجاد مزارع میگو با ارتقای تکنولوژی از واحد سطح تولید بیشتر و بهره‌وری بالاتر دارند.

درایران هم ظرفیت‌های خوبی وجود دارد مثلا در منطقه زرآباد سیستان و بلوچستان می‌توان از هر هکتار ۱۰۰ تن موز برداشت کرد اما در حال حاضر ۳۰ تن در هکتار تولید می‌شود و ما سالی ۷۰۰ هزار تن مصرف موز داریم که می‌توانیم با افزایش بهره‌وری در هکتار نیاز کشور را در این زمینه تأمین کنیم و حتی صادرات میوه‌های استوایی داشته باشیم. اگر روان‌آب‌های فصلی مهار شود نیاز کشاورزی را هم می‌توانیم تأمین کنیم.

سالی میلیاردها متر مکعب بارش در سواحل وجود دارد که عمده آن باعث روان‌آب می‌شود که خاک را با خود می‌برد، در حالی که می‌توان از آن در تولید محصولات کشاورزی  استفاده کرد.

سهم اقتصاد دریا از اقتصاد ملی در برنامه توسعه هفتم قرار است هر سال یک درصد به اقتصاد دریا اضافه شود و در پایان پنج سال سهم آن از اقتصاد ملی ۷ درصد شود و این الزاماتی دارد. در برنامه‌ها اهداف خوبی دیده می شود مانند اینکه رشد اقتصاد سالی ۸ درصد شود اما چگونه این محقق می‌شود. کارشناسان می‌گویند باید هر سال ۲۸۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شود تا رشد ۸ درصدی محقق شود اما با نبود سرمایه رشد مذکورهم محقق نمی‌شود.

بخشی از ظرفیت‌ها در دست همسایگان است

ایران از پتانسیل چهارراه حمل‌ونقل، لجستیک و هاب منطقه‌ای برخوردار است اما برخی کشورهای همسایه بخشی از این ظرفیت را از ما گرفته‌اند و تنها چیزی که باقی مانده کریدور شمالی جنوبی و ساحلی در جنوب شرقی به سمت شمال غربی است که باید فعال شود.

با توجه به وضعیت خلیج فارس و محدودیت‌های ایجاد شده در بنادر باید کشتی‌های با تناژ بالا بتوانند پهلوگیری کنند. به گفته مسئولین ذیربط منطقه چابهار باید حداقل ۲۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جذب کند. حمل‌ونقل و ترابری جاده‌ای و ترکیبی شامل ریل و جاده و هوایی باید تکمیل شود تا توسعه امکان‌پذیر باشد. می‌توانیم ظرف سه سال با ۹ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری همه کاستی‌ها را در منطقه مکران برطرف کنیم. بندر شهید بهشتی چابهار نیاز به ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار دارد تا تکمیل شود.

این مسأله نیاز به اراده و عزم جدی برای توسعه دارد، در فاز اول در بندر شهید بهشتی سالانه پنج تا هشت میلیون تن کالا را می‌توان پذیرش کرد. برای این زیرساخت‌ها سرمایه مورد نیاز است. ۲.۵ میلیارد دلار برای تکمیل کریدور شمال و جنوب و یک میلیارد دلار هم برای سواحل جنوب لازم داریم، ۲ میلیارد دلار هم برای توسعه بنادر مورد نیاز است و روی هم رفته ۹ میلیارد دلار سرمایه لازم است.

راه دیگر این است که اگر پول در کشور وجود ندارد، باید سهمیه نفت اختصاص بدهند تا صرف زیرساخت سواحل شود و بتواند پشتوانه سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در منطقه باشد هم برگشت سرمایه خواهد بود و هم می‌توان به جای پول، نفت را به سرمایه‌گذار داد و با پیش‌خور کردن این سهمیه نفت و یا گاز پروژه‌ها را به وسیله خارجی‌ها اجرا کرد و از محل فروش نفت و گاز زیرساخت‌ها را ایجاد کرد.

از طرفی برای سرمایه‌گذار مشوق لازم است اگر دولت امتیازاتی برای سرمایه‌گذار قائل شود ترجیح می‌دهد به جای رفتن به عمان و دوبی یا ترکیه در ایران سرمایه‌گذاری کند و عمده کسانی که در کشور سرمایه دارند اگر موانع برطرف شود انتخاب اول‌شان ایران است.

سرمایه‌گذاران هندی قرار بود در چابهار برای توسعه بندر سرمایه‌گذاری کنند و اپراتوری بندری را هم به عهده بگیرند و چابهار به محلی برای ترانزیت کالا تبدیل شود. در قراردادی که بنا بود دائمی باشد با هندی‌ها به مشکل برخوردیم وبا توجه به حوادث اخیر سرمایه‌گذاری معطل ماند واخیرا اعلام شد هندی‌ها آنجا را رها کردند.

مسأله بعدی توسعه شبکه ریلی و جاده‌ای و ارتباطی است که باید تکمیل شود. باید از طریق بازار سرمایه نقدینگی جدیدی در قالب شرکت‌های سهامی عام جذب کرد مثل کاری که در دهه ۷۰شمسی با تشکیل و ثبت شرکت سرمایه‌گذاری توسعه و عمران استان بوشهر (سهامی عام)  شروع شد و از شرکت‌های بزرگ ملی و عموم مردم در سراسر کشور جذب سرمایه شروع شد اما هنوز در بورس یا فرابورس پذیرفته نشده است.

شرکت‌های بزرگ با تشکیل کنسرسیوم و یا به صورت انفرادی می‌توانند سهامی را در بازار ارائه کنند و به اتکای آن سهام منابعی جذب شود که صرف توسعه شود. روش سوم این است که بانک‌ها سرمایه‌گذاری کنند و وام‌ بدهند تا صرفه وتوجیه اقتصادی داشته باشد. با احداث زیرساخت‌ها شامل ریلی و بندری، می‌شود به ترانزیت کمک کرد.

تکمیل راه آهن شیراز به بوشهر باید در اولویت برنامه های دولت واستان  باشد در حالی که سال‌هاست این طرح مهم شروع شده ولی پیشرفت قابل قبول نداشته است.

باتوجه به شرایط فعلی که اولویت با موضوع دفاع درمقابل تجاوز دشمن هست به نظر می رسد باید در برنامه  هفتم توسعه اصلاحاتی انجام شود و برای اجرای آن اهتمام لازم صورت گیرد در غیر این صورت سرنوشتی به مراتب بدتر از برنامه‌های قبلی را خواهد داشت که متوسط عملکرد حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بوده است.

همچنین باید با توجه به تهدیدهای دشمن نسبت به جزیره خارک، برای ایجاد راه‌حل‌های جایگزین صادرات نفت از طریق لوله زمینی که در دفاع مقدس ۸ ساله هم مدنظر بود و خط لوله ساحلی برای انتقال نفت به دریای عمان انجام شد، و بعد ازجنگ برای انتقال آب اختصاص یافت، و از آنجایی که استفاده دومنظوره از آن مدنظر بود، شاید نیاز باشد با توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها، مجدد از آن خط برای انتقال نفت به سمت دریای عمان بهره‌برداری شود.

 

 

 

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.