برگزاری نمایشگاه کتاب در بوشهر بعد از ۸ سال
۱۴۰۴-۰۸-۰۶
بامدادجنوب_ الهام بهروزی
هنر، بهویژه هنر هفتم از دل زندگی برمیخیزد و دوباره به همان زندگی بازمیگردد؛ با قابهایی که گاه لبریز از زیبایی هستند و گاه سرشار از پرسش. در این میان، فیلمها تنها برای لذت بصری و لحظهای ساخته نمیشوند، بلکه بهسان روایتگرانی خاموش، فرهنگ یک ملت یا یک شرزمین را بازمیگویند، عقاید و باورهای ریشهدار را به تصویر میکشند و از دل داستانها، لایههای پنهان جامعه را آشکار میکنند.
در قابهای روشن و تاریک سینما میتوان رد پای رسوم و سنتها را دید. میتوان نظام اندیشگانی یک جامعه را در کنش شخصیتها و مسیر روایتها جستوجو کرد. سینما همچنین فرصتی برای بازشناسی ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که در آن واقعیت و خیال درهم آمیخته میشود تا تصویری زنده از زیست جمعی انسانها ارائه دهد. در این میان، حتی خرافهها و باورهای عامیانه نیز از نگاه دوربین دور نمیمانند و بهعنوان بخشی از حافظه فرهنگی یک ملت، در روایتها جای میگیرند.
از سوی دیگر، هنر هفتم میتواند جغرافیا و ظرفیتهای طبیعی سرزمینها را نیز به تماشاگران بنمایاند؛ از کوچههای باریک شهرهای قدیمی تا پهنههای گسترده طبیعت که هرکدام روایتگر بخشی از هویت یک سرزمین هستند. بدینترتیب، سینما زبانی فراگیر برای بازگویی تاریخ زیسته، فرهنگ جاری و رویاهای یک جامعه است که با هر روایت تازه، پنجرهای دیگر به فهم انسان و جهان پیرامونش میگشاید.
وضعیتِ این روزهای جامعه ایرانی بهانهای شد تا دوباره سراغ فیلم «دلشکسته» به نویسندگی و کارگردانی علی روئینتن بروم که سالها پیش ساخته شد اما هنوز بوی اکنون میدهد. این فیلم محصول ۱۳۸۷ است ولی انگار از دل همان شکافهایی بیرون آمده که امروز هم در خیابانها، کافهها، دانشگاهها و حتی در گفتوگوهای ساده روزمره میشود، ردشان را دید.
در این اثر، شهاب حسینی در کنار زندهیاد خسرو شکیبایی، زندهیاد رضا رویگری، فریبا کوثری، بیتا بادران، محمود پاکنیت، مجید مشیری، میرطاهر مظلومی و شقایق فراهانی ایفاگر شخصیتهایی هستند که هرکدام نماینده بخشی از جامعهای هستند که بیش از هر چیز درگیر فاصلههاست. فاصلههایی که فقط در حساب بانکی خلاصه نمیشوند، بلکه در عقاید، جهانبینی، سلیقه، زبان و حتی شیوه نگاه کردن به زندگی ریشه دارند.
«دلشکسته» از دل همین فاصلهها روایتش را میسازد؛ جایی که دو طبقه اجتماعی، هرکدام با پیشفرضها و قضاوتهای خود، دیگری را از پشت شیشهای مات میبینند. سوءتفاهمها آرامآرام شکل میگیرند و ذهنیتهایی ساخته میشود که نه از شناخت واقعی، بلکه از شنیدهها، ترسها و کلیشهها تغذیه میکنند. نتیجه جامعهای است که اعضایش کنار هم زندگی میکنند اما لزوما همدیگر را نمیفهمند.
فیلم روئینتن تلاش میکند نشان دهد شکافهای اقتصادی چگونه میتوانند به شکافهای فرهنگی و اعتقادی گره بخورند تا جایی که اختلاف در سبک زندگی، نوع موسیقی، شیوه پوشش یا حتی نوع دینداری به مرزی نامرئی تبدیل میشود. مرزی که عبور از آن آسان نیست، مگر آنکه انسانها پیش از هرچیز بخواهند یکدیگر را بشنوند.
شاید به همین دلیل است که «دلشکسته» بعد از گذشت سالها هنوز هم قابل بازگشت و بازبینی است؛ چون مسئله اصلیاش متعلق به وضعیتی است که جامعه بارها و بارها آن را تجربه کرده است که اگر فهم و گفتوگو جای آن را نگیرد، هر روز عمیقتر میشود. چنانچه عمیق شده و به یک معضل پرچالش درآمده است.
به عقیده برخی از منتقدان سینما، داستان عاشقی امیرعلی و نفس، هرچند از همان ابتدا مسیر قابلحدسی را دنبال میکند، اما در بطن خود حامل مفهومی است که فیلم را از یک روایت عاشقانه ساده فراتر میبرد. قرار گرفتن این رابطه در فضای دانشکده علوم اجتماعی، عمدا آن را به بستری برای بازخوانی «همبستگی اجتماعی» تبدیل میکند؛ مفهومی که از نظر جامعهشناختی، ستون نگهدارنده هر نظم اجتماعی است. فیلم نشان میدهد چگونه عشق، بهعنوان یکی از بنیادیترین پیوندهای انسانی، میتواند از دل دو جهان متفاوت سربرآورد و مرزهای طبقاتی، فرهنگی و ذهنی را هرچند موقت و شکننده کمرنگ کند.
قدرت «دلشکسته» دقیقا در همین جاست، در اینکه کارکرد شخصیتها در پیشبرد ایده فیلم، بیش از خود داستان اهمیت پیدا میکند. شهاب حسینی با بازی نسبتا سنجیده و کنترلشده خود، تصویر قابلباوری از یک جوان مذهبی ارائه میدهد که نظم درونیاش، اخلاقمندیاش و طیف احساسی محدود اما عمیقش، شخصیت امیرعلی را به ستون عاطفی فیلم تبدیل میکند. او نقش را نه با اغراق، بلکه با خلق جزئیاتی میسازد که بیننده را بیزحمت با جهان ذهنیاش همراه میکند.
در سوی دیگر، بیتا بادران است که با انرژی بیرونی و برونگراییاش، تعادلی دیدنی با سکوت و درونگرایی امیرعلی ایجاد میکند. حضور او در نقش نفس، یک نقطه بازگشت برای کارنامه کمحجمش محسوب میشود؛ چراکه هم گستره احساسی بیشتری را ارائه میدهد و هم پیچیدگی بیشتری را در نمایش تردیدها و اضطرابهای یک دختر از طبقه مرفه نشان میدهد.
این ترکیب بازیگری باعث میشود رابطه میان دو شخصیت هرچند الگووار و قابلپیشبینی، اما از حیث اجرا و پرداخت، واقعی و قابللمس به نظر برسد. از همین رو است که «دلشکسته» در زمان اکرانش با وجود فضای نهچندان پرزرقوبرقش، توانست با چند تیزر ساده توجه بسیاری از تماشاگران را جلب کند. فیلم نه بر جلوههای ظاهری، بلکه بر پیوند انسانی و اجتماعی بین شخصیتها تکیه داشت که آن را برای بخشی از مخاطبان تبدیل به اثری ملموس و نزدیک کرد.
در این میان یک شهروند فیلمدوست بوشهری که «دلشکسته» یکی از فیلمهای موردعلاقهاش است و تا کنون چندین بار آن را دیده، به بامداد جنوب گفت: آنچه در «دلشکسته» بیش از هر عنصر دیگری خودنمایی میکند، شکاف و فاصله عقیدتی و فرهنگی میان دو جهان متفاوت است؛ تقابل میان امیرعلی پایبند به اصول مذهبی و نفس برخاسته از طبقهای مرفهتر و آزاداندیشتر در سبک پوشش و سبک زیستن، نمادی از دو تیپ فرهنگی است که در جامعه امروز نیز همزمان حضور دارند و گاه در کنار هم اما بیارتباط با هم حرکت میکنند.
فاطمه حقشناس ادامه داد: فیلم این فاصله را نه با تقابل مستقیم، بلکه با «سوءبرداشت»ها به تصویر میکشد؛ همان برداشتهای پیشینی که هر گروه از دیگری دارد. امیرعلی نفس را ابتدا با همان عینک قضاوت معمول نگاه میکند و نفس نیز جهان امیرعلی را با تصویری کلیشهای و یکبعدی میبیند. این «نادانستگی» و «نفهمیدن جهان دیگری» است که فیلم از آن بهعنوان ریشه اصلی فاصلهها یاد میکند.
به عقیده وی، روئینتن در این اثر نشان میدهد چگونه اختلاف در باور، سبک زندگی، نوع پوشش یا حتی شیوه حرف زدن میتواند تبدیل به دیواری نامرئی شود که نه با بحث، بلکه تنها با تجربه زیسته و لمس متقابل فرو میریزد. در چنین فضایی است که رابطه امیرعلی و نفس معنایی فراتر از یک عاشقانه ساده پیدا میکند که میکوشد فاصلهها را به «درک» تبدیل کند و از دل تقابل، گفتوگو بسازد.
حقشناس تاکید کرد: به همین دلیل است که «دلشکسته» همچنان برای بسیاری از مخاطبان، روایتی آشنا و نزدیک باقی مانده؛ چون نه درباره یک دوره خاص، بلکه درباره دو جهان فرهنگی است که همیشه در جامعه وجود داشتهاند و همچنان در کنار هم ادامه میدهند.
شهروند دیگری نیز که فیلم «دلشکسته» روئینتن را پسندیده اما بر این باور است که کارگردان در برخی از جاهای کار به سمت شعار غش کرده است، به بامداد جنوب گفت: با همه اینها، دلشکسته بازتاب تضادهای فکری و عقیدتی جامعه امروز ماست. ما از این دست فیلمها بیشتر نیاز داریم تا شکافهایی که در سایه ضعف سیاستگذاریهای سلیقهای و کمکاری فرهنگی و هنری ایجاد شدهاند، بازیادآوری و شناسایی کنیم.
به عقیده علی صفری، امروز جوانانی که در کافههای باهنر یا دیگر کافههای بوشهر میبینیم در طیف نفس دلشکسته قرار دارند که اغلب در خانوادهای مرفه یا با رفاه نسبی و دگراندیش رشد کردهاند، نه ما درک درستی از آنها و جهان آنها داریم و نه آنها از ما و باورهای ما! اما این بدین معنی نیست که هر دو قشر ایرانی نباشیم و ایران را دوست نداشته باشیم!
وی با تاکید بر اینکه سینما یکی از تاثیرگذارترین هنرها برای واکاوی شکافهای بروز یافته در جامعه است، افزود: همانقدر که میتواند در بازنمایی فرهنگ ایرانی و ساختارهای اجتماعی نقشی فعال داشته باشد و سیاهیهای زیر پوست شهر، فقر، بیعدالتی و دشواریهای زندگی را به تصویر بکشد، میتواند به فرصتی برای فهم متقابل میان گروههای مختلف اجتماعی نیز تبدیل شود.
صفری تاکید کرد: فیلم «دلشکسته» نمونهای از همین کارکرد دوگانه سینماست. اثری که در ظاهر روایت یک عاشقانه میان دو جوان است، اما در لایههای زیرین خود، تلاشی برای بازتاب دادن شکافهای فکری و فرهنگی موجود در جامعه به شمار میرود. علی روئینتن در این فیلم میکوشد دو جهان متفاوت را روبهروی یکدیگر قرار دهد که با سنت، دینداری و نوعی زیست محافظهکارانه تعریف میشود و جهانی دیگر که بیشتر به آزادیهای فردی، سبک زندگی مدرنتر و نگاه متفاوت به پوشش و روابط اجتماعی گرایش دارد.
وی با بیان اینکه اما اهمیت «دلشکسته» تنها در نشان دادن این فاصلهها نیست، بلکه در تلاشی است که برای نزدیک کردن این دو جهان انجام میدهد، تصریح کرد: روایت امیرعلی و نفس، در واقع تلاشی برای عبور از دیوارهای ذهنی است که میان طبقات و نگرشهای مختلف شکل گرفته است. فیلم نشان میدهد که بسیاری از این فاصلهها بیش از آنکه ریشه در تضاد واقعی داشته باشند، حاصل ناآشنایی و پیشداوریهایی هستند که سالها در ذهن افراد انباشته شدهاند.
این شهروند با اشاره به اینکه به عقیده من، سینما میتواند از سطح نمایش صرف مشکلات فراتر برود و به بستری برای گفتوگو و بازاندیشی بدل شود، گفت: «دلشکسته» نیز در همین مسیر حرکت میکند و میکوشد با روایت یک رابطه انسانی، یادآور شود که در دل هر جامعه چندلایه، هنوز امکان همدلی و فهم مشترک وجود دارد، اگر انسانها فرصت شنیدن و دیدن جهان یکدیگر را پیدا کنند.
۱۴۰۴-۰۸-۰۶
۱۴۰۴-۰۸-۲۴
۱۴۰۴-۰۷-۱۰
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.