فرهنگ 4 بازدید
روایتی از زندگی و میراث موسیقایی امیرهمایون خرم؛

از بوشهر تا غوغای ستارگان

بامداد جنوب: نام همایون خرم با میراثی از نوای‌های جاودانه‌ای چون «مینای شکسته» و «غوغای ستارگان» برای هر ایرانی آشناست؛ هنرمندی که نامش نیز گواه پیوند عمیق با موسیقی اصیل ایرانی است؛ نامی که مادرش با درکی آزاداندیشانه از دستگاه موسیقی محبوب خود بر او نهاد. چنان‌که فرزندش، رضا خرم تاکید می‌کند: «حمایت بی‌دریغ مادرش، عامل اصلی در «همایون خرم» شدن او بود»؛ حمایتی که در برابر همسایه‌ای که تمرین ویولن او را «آسایش‌بر» خوانده بود، رخ عیان کرده و با افتخار در پاسخ به این همسایه گفته بود: «اتفاقا همایون خیلی هم خوب می‌زند، شماها نمی‌فهمید!»

خرم، هنرمندی بود که موسیقی را برای خود موسیقی می‌خواست؛ مسیری که حتی در دوران انزوا هرگز متوقف نشد. او موسیقی را نه از دریچه نیاز مالی، بلکه بر اساس تعهد درونی دنبال کرد؛ همان‌گونه که دلیل مهندسی خواندنش را این می‌دانست که «هنر نباید به دریوزگی بیفتد.» این پشتکار عاشقانه، ریشه در درس‌هایی داشت که از استاد صبا آموخت؛ درسی که فراتر از نت‌ها و تکنیک شامل «مسائل جامعه‌شناسی و رفتار با دیگران» نیز بود. آثار ماندگار او، آمیزه‌ای از «عقل و عشق» و ساختاری علمی بود که در عین حال، روح عاشقانه هنرمند را منعکس می‌کرد؛ همان چیزی که باعث شد در میان انبوه آثار، در نهایت نام «غوغای ستارگان» به عنوان عنوان خاطراتش انتخاب شود، صرفاً به دلیل استقبال عمومی از آن.

رضا خرم، فرزند این هنرمند جنوبی پرآوازه، در گفت‌وگویی که پیش از این با روزنامه اعتماد داشته است، در خصوص راز ماندگاری موسیقی پدرش، یادآور شده که «بخشی از رمز ماندگاری موسیقی پدر مربوط به مباحث تکنیکال، یعنی آموزش‌ها، یادگیری‌ها، ذوق و استعداد است و معتقدم چیزی بر همه این موارد محیط بود و آن تزکیه‌ای بود که پدر در دل داشتند و در این زمینه هم تلاش کردند و در سلوک بودند که عاشقانه این کارها را انجام می‌دادند. اینها همه موثرند؛ گاهی می‌گفتند: باور کنید، اینها را من نساخته‌ام که مصداق این شعر از حافظ است که می‌گوید: «بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم/که من دلشده این‌ ره نه‌ به ‌خود می‌پویم/ در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند/ آنچه استاد ازل گفت بگو، می‌گویم» یا به باران نت تعبیر می‌کردند و می‌گفتند: باران می‌بارد و من جمع می‌کنم و این اصل ماندگاری بود و باید آدمی متصل شود به منبعی که اصل ماندگاری است و این‌گونه آثار انسان هم ماندگار می‌شوند، در حالی که بعضی‌ها هر چند ممکن است که در زمان خود معروف شوند.

اما قضاوت تاریخ فقط روی آثار انسان‌هاست نه حب و بغض‌ها. یکی از دلایل دیگر ماندگاری آثار هنری پدر این بود که همه کارهای او بر‌مبنای علمی بود. آهنگسازان قدیم بیشتر ذوقی می‌ساختند و در‌نهایت کار خوب می‌شد ولی وقتی به نت نوشته شوند، قابل دفاع یا تدریس در دانشگاه نیستند، در صورتی که اساتید موسیقی، تمام کارهای پدر را در دانشگاه تدریس می‌کردند، چون تمام میزان‌بندی‌ها درست بودند؛ اما ذوق هم در آنها بوده؛ پدر مجموعه عجیبی از عقل و عشق بودند، یعنی همه آثارش، عاقلانه و از جهتی دیگر نیز عاشقانه بودند. من اگر بخواهم صفتی برای پدر بگویم؛ عاقل‌ترین عاشق یا عاشق‌ترین عاقل را به کار می‌برم.»

امیرهمایون خرم نوازنده‌ ویولن، موسیقیدان و آهنگساز برجسته موسیقی ایرانی، نهم تیرماه ۱۳۰۹ در بوشهر متولد شد، با توجه به اینکه مادرش از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بود و مدتی نزد استاد مرتضی نی داوود مشق ساز تار کرده بود، از میان مقام‌های موسیقی ایرانی، به دستگاه همایون علاقه‌ بسیاری داشت، نام همایون را برای فرزند خود انتخاب کرد.

چند ماه پس از تولد همایون، خانواده او به تهران مهاجرت کردند، همایون از کودکی به موسیقی علاقه‌مند بود، به گفته او، مادرش نقش مهمی در تربیت و موفقیت او داشته و همیشه او را به سوی هنرها هدایت کرده و پیوسته مشوقش بوده و هر روز با نوای موسیقی که از صفحات گرامافون پخش می‌شده، همایون را سرگرم می‌کرده و همین امر او را به موسیقی علاقه‌مند می‌کند.

این آهنگساز و نوازنده ویولن درباره علاقه‌مندی خود به موسیقی بیان کرده است: «در دوران کودکی با یک نی‌لبک ساده سعی می‌کردم آهنگ‌های زمان خود را تمرین کنم و به طریقی خودم را به آهنگ‌هایی که می‌شنیدم نزدیک کنم، مادرم که این شوق و ذوق را در من می‌دید، خیلی خوشحال می‌شد و در حقیقت اولین کاری که او کرد، یک روز برایم ویولن خرید که این ویولن عروسکی بود، با توجه به ذوق و علاقه‌ام به موسیقی، یکی از اقوام، مرا برای آموزش موسیقی به استاد ابوالحسن صبا معرفی کرد. حدود چهار، پنج سال بعد با تشویق استاد صبا در ۱۴ سالگی به عنوان نوازنده ویولن به رادیو معرفی شدم. قصدم این بود، اولین قطعه‌ای که در رادیو اجرا کنم، در دستگاه «همایون» باشد، به خاطر اینکه قدردانی از مادرم داشته باشم که نام مرا همایون گذاشته بود و برای یادگیری موسیقی خیلی در من شوق ایجاد کرده بود.»

خرم زمانی که به خدمت نظام مشغول بود در دانشکده افسری با سروان حسینی که از دانش‌آموختگان هنرستان عالی موسیقی بود، آشنا شد و نزد او مبانی هارمونی و کنترپوآن را فراگرفت. خرم تحصیلات عمومی خود را در مدارس گوناگون گذراند و به هنرسرای عالی رفت، همچنین تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه علم و صنعت ایران در رشته مهندسی برق ادامه داد و موفق به دریافت مدرک کارشناسی در این رشته شد.

خرم سال ۱۳۳۳ به‌طور رسمی به عنوان نوازنده به استخدام رادیو درآمد و ابتدا با ارکستر علی محمد خادم میثاق همکاری کرد و آثاری را هم برای این ارکستر ساخت تا اینکه در ۱۳۳۵ به رهبری ارکستر شماره ۲ رادیو منصوب شد که این ارکستر با هشت خواننده کار می‌کرد که چهار خواننده با حبیب‌الله بدیعی و چهار خواننده با همایون خرم برنامه اجرا می‌کردند. خرم را می‌توان از پیشگامان رونق و شکوفایی رادیو در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ دانست که تلاش‌های بسیاری برای پیشرفت و پرورش نسل جدید موسیقی ایران انجام داد.

خرم بعدها در بسیاری از برنامه‌های موسیقی رادیو، به خصوص در برنامه «گلها»، به عنوان آهنگساز، تکنواز ویولن و رهبر ارکستر، آثاری ارزشمند را ارایه کرد. خرم پس از انقلاب بیشتر به تدریس خصوصی ساز ویولن و فعالیت‌های پژوهشی درباره موسیقی ایرانی پرداخت. این آهنگساز و نوازنده برجسته ویولن ۲۸ دی ماه سال ۱۳۹۱ به علت سرطان روده دار فانی را وداع گفت.

خرم، ضمن تسلط در نوازندگی و بداهه‌نوازی، آهنگسازی خلاق و کم‌نظیر و در عین حال مسلط به ظرایف نظری و تئوریک موسیقی ایرانی بوده و از این نظر، پژوهشگری با ارزش و محققی ممتاز به شمار می‌رود، خرم بخشی از حافظه تاریخی موسیقی ایران را با خلق آثاری همچون «تو ای پری کجایی»، «رسوای زمانه منم»، «ساغرم شکست‌ای ساقی»، «غوغای ستارگان» (امشب در سر شوری دارم)، «مینای شکسته»، «بگذر از کوی ما»، «پیک سحری» و «طاقتم ده» رقم زده است.

به گزارش ایرنا، ویولن‌نوازی خرم‌، پرصلابت، سنگین و عاری از هر نوع خودنمایی بود. اگر چه در شیرین‌نوازی، خرم را نمی‌توان با پرویز یاحقی و حبیب‌الله بدیعی هم‌تراز دانست با این حال توانایی او در آفرینش آنی ملودی‌های جاندار و جذاب، بافت تکنوازی‌های او را به مراتب از کارهای دیگران خوش ساخت‌تر و پرمایه‌تر می‌کند.

خوش‌سلیقگی و نوآوری‌های خرم در تنظیم کارهایش شنیدنی و شیوه تقسیم ملودی و همراهی سازها نزد خرم بسیار حساب شده و پرداخت کار بی‌خدشه و نقص است. آثار ارکسترال او که بیشتر جمله‌بندی‌هایی مرکب و پیچیده توأم با ضرب آهنگ‌های بسیار متنوع دارند، نمونه‌های گاه سمفونی گونه‌ای از موسیقی ایرانی ارایه می‌کنند که کمتر آهنگسازی یارای برابری با آنها را داشته‌ است.

خرم معتقد بود: «اگر انسان عشق به کاری در دلش باشد، سبب‌ها کنار هم قرار می‌گیرد که انسان به آن چیزی که شایسته‌ و مشتاق است، برسد. کار هنری اتفاقا کادرشکنی بر مبنای اصالت است.» این آهنگساز فقید همچنین عضو شورای عالی خانه موسیقی و دارای مدرک درجه یک هنری (معادل مدرک دکترا) از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور بود که با هنرمندان بسیاری همچون جواد معروفی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، منصور صارمی، ایرج خواجه امیری و اکبر گلپایگانی و محمدرضا شجریان، محمد اصفهانی و علیرضا قربانی همکاری کرده است و شاگردان بسیاری همچون مانی فرضی، علی وکیلی، پژمان پورزند و بابک شهرکی را پرورش داده است.

«غوغای ستارگان» (خاطرات مهندس همایون خرم)، «ردیف اول چپ کوک» (نوای مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضراب‌ها (به اهتمام بابک شهرکی)، «ردیف دوم راست کوک»؛ شامل تعدادی از پیش‌درآمدها، چهارمضراب‌ها و رِنگ‌ها به کوشش محمدرضا ترابیان از کتاب‌های خرم است.

عضویت در شورای عالی موسیقی رادیو، رهبری ارکستر سازهای ملی، استاد دانشکده موسیقی ملی و هنرستان شبانه، آهنگساز در برنامه‌های موسیقی ایرانی، سخنرانی درباره موسیقی ایرانی در مراکز هنری و فرهنگی اروپا و آمریکا مانند دانشگاه UCLA، دانشگاه گیلان، دانشگاه پزشکی شیراز (درباره استاد صبا و موسیقی ایرانی)، انجمن موسیقی فارس (درباره استاد ابوالحسن صبا)، دانشگاه علامه طباطبایی (درباره مقامات موسیقی ایرانی)، فرهنگسرای ارسباران (درباره استاد علی نقی وزیری)، دانشگاه صنعتی اصفهان (درباره مشخصات موسیقی ایرانی) از سوابق این هنرمند فقید است.

امیرهمایون خرم، سرانجام در سن ۸۲ سالگی در ۲۸ دی ۱۳۹۱ در اثر ابتلا به سرطان روده دارفانی را وداع گفت.

 

 

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.