«زنان خلیجفارس»، معماران حقیقی ادبیات عامیانه جنوب
بامدادجنوب_الهام بهروزی
۱۰ اردیبهشت مناسبتی مهم نه تنها در تقویم رسمی کشور، بلکه در تاریخ سیاسی آن شناخته میشود؛ روز خلیج فارس که در سالهای اخیر دستهای پنهانی در پی تحریف این نام درخشان و تاریخی است تا بدینشکل سیطره مردمان سرزمین پارس را بر این خلیج استراتژیک تحت شعاع قرار بدهند ولی همه این تقلاها و تلاشهای مذبوحانه در برابر تاریخ و تمدن کهن ایرانی راه به جایی نبرده است.
در این میان، سیدقاسم یاحسینی بر این باور است که حقانیت خلیج فارس را نه تنها با منابع تاریخی و جغرافیایی کهن، بلکه با مطالعات نوین و مستندنگاریهای دقیق میتوان برای همیشه اثبات و تاکید کرد. به عقیده وی، تاریخنگاری و تاریخنگری در ابعاد مختلف و مرتبط با خلیج فارس باید با جدیت هرچه تمامتر تداوم پیدا کند و مباحث نوتری چون تاریخ زنان در کرانههای این خلیج دیرپا نظیر تاریخ زنان بوشهر که بیشترین مرز را با آن دارد، میتواند بخشی از مجهولیات تاریخ سترگ این خلیج را روشن و کشف کند.
البته باید تاکید شود که تاریخ زنان بوشهر تاریخ چندان روشنی نیست، چراکه تحت سیطره نگاه مردسارالانه مورخان، همواره خود آن مغفول و مجهول مانده است اما با استفاده از شگردهای نوین تاریخنگاری میتوان تا حدودی به ابهامات و خلأهای موجود در باب زنان بوشهر و زنان خلیج فارس پاسخ داد.
روز ملی خلیج فارس را فرصت مغتنمی شمردیم تا در خصوص تاریخ زنان بوشهر و تاثیر آن بر مطالعات تاریخ خلیج فارس با سیدقاسم یاحسینی، زنپژوه و مورخ پرکار جنوبی که بیش از سی سال از عمر خود را صرف مطالعه این حوزه کرده، بنشینیم. با ما برای خواندن این گفتوگوی مفصل همراه شوید.
بازخوانی نقش زنان بوشهر در تاریخ خلیجفارس چه ضرورتی برای تکمیل و تصحیح روایتهای تاریخی این منطقه دارد؟
اجازه بدهید یک جمله کلیشهای اما همچنان درک نشده درباره زنان عرض کنم؛ آن هم این است که زنان نیمی از هر جامعه انسانی را تشکیل میدهند. نادیده گرفتن زنان در همه تحولات اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، فرهنگی و حتی تمدنی نادیده گرفتن نصف یک جامعه پویاست. قبول دارم که در جامعه پیشامدرن ایران و همچنین خلیج فارس و بوشهر به دلایل عدیده، زنان نمیتوانستند و گاه حتی نمیخواستند کنشگر واقعی باشند اما رد پای زنان در تاریخ خلیج فارس یک پروژه/ پروسه طولانیمدت مدرن است که مهمترین وظیفه آن به حرف واداشتن تاریخی است که مستبدانه و مردسالارانه نه تنها زنان را نادیده گرفته، بلکه اقدام به حذف آنها کرده است.
بنابراین ما در عصر مدرن فعلی و ای بسا پسامدرن باید با روشهای مختلف پژوهشی و حتی شناختشناسی، جای پای زنان در تاریخ خلیجفارس را آشکار کنیم؛ وظیفهای سهمگین، پرچالش، پر از بیم و امید و حتی در مواردی نومیدکننده!
از دید شما مستندسازی تاریخ زنان بوشهر چگونه میتواند به روشن شدن برخی مجهولات و خلأهای تاریخ خلیجفارس کمک کند؟
در پاسخ به پرسش اول ضرورتها، چالشها و چشمانداز کلی چنین تلاشی را فهرستوار اشاره کردم و فکر میکنم تا اندازهای در حد دانش ناچیزم پاسخ اجمالی به پرسش شما داده باشم.
طبق مطالعات طولانیمدتی که در خصوص تاریخ زنان جنوب بهویژه بوشهر داشتید آیا زیست در جوار خلیجفارس تاثیری هم بر بالندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بوشهری داشته است؟
پاسخ به این پرسش به قول برودل، متخصص تاریخ مدیترانه و از متفکران موج دوم مکتب آنال، نیاز به یک «تاریخ درازمدت» دارد. شک نیست که زنان در طول تاریخ خلیج فارس به اندازه سهمی که به آنها داده میشد و حدی که برایشان قائل بودند که عموما هم چیزی جز بستر تا مطبخ نبود، کوشش کردند سهمآفرینی کنند اما واسفا همین کوشش اندک نیز در نگاه مردسالارانه مورخان ما که در منطقه خلیج فارس ماقبل قاجار عملا «هیچ» بود، بهشدت نادیده انگاشته شده و بر اساس ضربالمثل مشهور «انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته»؛ نه زنی بوده و نه به زنی پرداخته شده است!
در چنین برهوت منابع تاریخی از نقشآفرینی زنان در خلیجفارس به تعبیر میلر، جامعهشناس برجسته آمریکایی، باید تخیل تاریخی خودمان را به کار بیندازیم که البته برای بار چندم تاکید میکنم که تخیل تاریخی فرق فارقی دارد با خیالپردازی و پناه بردن به نوعی رمانتیسم.
در این میان، نقش زنان بوشهری را در مناسبات تجاری و اقتصادی مرتبط با خلیجفارس در دورههای مختلف تاریخی تا چه میزان تاثیرگذار دیدید؟
در گفتوگوی بلندی که دو سال پیش با شما (خانم الهام بهروزی) در کتاب «بوشهربانو» داشتم، در جایی گفتم که برای چند هزار سال تاریخ بوشهر در عصر باستان ما حتی نام یک زن را نمیتوانیم ببریم؛ بماند که در مورد مردها نیز چنین است؛ اما اگر «تخیل تاریخی» خود را به کار ببریم، میتوانیم از نقش ساختاری در اقتصاد روستایی، کار و پیشه، صنایع دستی، تجارت خرد، کشاورزی، دامداری، خانواده و روابط زناشویی، تربیت فرزندان، ارتباط اجتماعی و البته محصولات و تولیدات فرهنگی (همان فولکلور مشهور) نام ببریم و نقشآفرینی زنان سرزمینمان را نوعی بازسازی تاریخی کنیم. شبیه همان کاری که من و شما در کتاب «بوشهربانو» انجام دادیم!
آنها در حفظ و انتقال آیینها، هنرهای سنتی و میراث ناملموس سواحل خلیجفارس چقدر موثر ظاهر شدند؟
شاید اصلیترین کارکرد زنان در عصر پیشامدرن در خلیج فارس، سهم عظیم و انکارناپذیر آنان در تولیدات ادبی، ادبیات عامیانه، اشعار روستایی و محلی، قصهها و داستانهای عوامانه، لالاییها، ضربالمثلها، نازآواها، موسیقی کودکان و محصولاتی از این دست دانست، حتی میتوان مدعی شد که اگر زنان در این حوزه نقشآفرینی نمیکردند، ادبیات امروز محلی و فولکلور ما بسیار تُنُک و حتی سترون میبود. زنان علاوه بر تولیدات فرهنگی، موتور اصلی ساخت فرهنگ عمومی و خرده فرهنگهای متنوعی در زمینههای زنان و زایمان، بهداشت و درمان، عروسی ، ختنهسوران و در یک کلام سوگها و سورها بودند؛ همه آنچه ما امروز تحت عنوان فولکلور، آداب و رسوم، سنتهای اجتماعی و خرده فرهنگهای موردی سراغ داریم یا مورد مطالعه قرار گرفتهاند، محصول نقشآفرینی خلاقانه زنان خلیج فارس است.
به باور من، زنان خلیجفارس پیشگامان مثلث فرهنگی شعر، قصه و موسیقی در این دیار بودند. لالاییهای مادران متاسفانه با وجود اینکه گردآوری شده، اما تا امروز از منظر نقد ادبی، جامعهشناسی، ادبیات، شناختشناسی و مطالعات بین رشتهای نگریسته و تحلیل نشده، در حالی که آمیزهای شگفتی از شعر، قصه و موسیقی است. یک لالایی اصیل بوشهری تنها یک روایت، یک موسیقی در لحن و ادا و یک شعر به تنهایی نیست، بلکه یک «واحد مستقل» از آرزوها، آمالها و خواستههای سرکوبشده و نیازهای ملموس زنانه مفقود بوده است. بنابراین میبینیم که با به کار بردن روش «مونث کردن منابع» و استفاده مناسب از تخیل تاریخی میتوان سکوت تاریخ را شکست و سرریزی گفتارهای زنانه را نیوشید.
چرا تاریخ زنان در سواحل خلیجفارس همچنان کمتر دیده شده و بهصورت منسجم تدوین نشده است؟
پاسخ این سوال هم سخت است و هم آسان! تا همین امروز نیز کل «زن» و «زنانگی» در پوشش ستبر و سختی از تابوئیسم پوشیده شده است. ما حتی امروز در برخی از مناطق روستایی حاضر نیستیم زن را به نام خودش بنامیم، عموم زنان یا «زن کوشعلی» یا «زن ممد» هستند یا مادر اکبر یا اصغر (دی اکبر و دی اصغر)! گویی زن خود فیالنفسه فاقد نام و هویت است. در جامعه زنزداییشده اینچنینی سخن گفتن از پژوهش در باب زنان برای معتقدان به این راه، نوعی «جهاد» و برای دیگران حداکثر ادا و اصول روشنفکرانه، دانشگاه و ژورنالیستی است.
این روزها از «زن» سخن زیادی گفته و برده میشود اما کدام زن؟ به تعبیر صادق هدایت، «زن اثیری» است؛ زنی که فاقد پوست و گوشت و اندام است. چنین زنی برای سخنسرایی و تجلیات روشنفکرانه و حتی داعیههای فمینیستی ایدهآل است؛ اما اثیری است، فاقد واقعیت موجود است و در یک کلام در رگهایش خون جاری نیست!
با توجه به باز شدن فضا برای فعالیتهای اجتماعی انتظار میرود که زنان بیشتری به عرصه پژوهش و نوشتن از زنان بوشهر و خلیج فارس روی خوش نشان بدهند اما این انتظار تاکنون چندان برآورده نشده، به نظر شما چه موانع باعث شده زنان بوشهری کمتر به نگارش و پژوهش درباره تاریخ خلیجفارس بپردازند؟
از در و دیوار موانع میریزد. یک خانم دانشگاهی متاهلِ دارای سه فرزند را در نظر بگیرید که با شوهر خود که استاد دانشگاه است، به دانشگاه و محل درس میرود و هر دو ساعتها تدریس میکنند و به تعبیر عوام، با دانشجویان سر و کله زده و «هچ و ناهچ» میکنند. این زوج «مدرن» خسته و خورد به خانه برمیگردند. فکر میکنید کدام برای «تمدد اعصاب» و «استراحت» به اتاق خواب یا اتاق کارش میرود؟ و کدام یک فعل پختن و شستن را باید صرف کند (با الهام از فیلم «هامون» مهرجویی).
اگر بخواهیم خلاصه کنم و بیش از این رنجه موره نکنم، زنان استعداد کار کردن البته دارند اما مجالشان اندک است. آنها وارد دنیای مدرن شدهاند، موبایل، اتومبیل و اینترنت دارند اما «آقاهایشان» همچنان توقع کارکرد یک زن سنتی را از آنها دارند. بر اساس مطالعه مشهور، زنان پنج کار در خانه انجام میدهند و کار در بیرون از خانه عملا کار «ششم» آنها تلقی میشود، بنابراین با این «ترافیک کاری» مجالی برای کار میدانی، پژوهش کتابخانهای و تفکر در باب زنان و جنبش آنان باقی میماند؟
بماند که برخی از «آقایان» هیچ خوش ندارند «عیالشان» به کارهای «مبتذلی» چون مطالعات زنان و زنپژوهی بپردازند! حالا تصور کنید محقق زنی که در باب زنان خلیج فارس در بوشهر، بندر عباس، بندر لنگه و چند جای دیگر کار میکنند، نیازمند چه حجم فداکاری، عبور از خط قرمزها، فرسودگی اعصاب و حتی بگومگوهای خانوادگی است؟ افزون بر این، پیش از این در یکی از مقالات مستقلی که منتشر کردم، اشاره شده که دانشگاهها در منطقه خودمان همچنان ساختار مردسالارانه دارند، نشان به این نشان که همه جریانهای پرشتاب فمینیستی و جنبش و ناجنبشهای زنان در خارج از دانشگاههای ما اتفاق افتاده و میافتد (محرمانه پیش خودمان بماند ما چند زن شاخص جریانساز محصول دانشگله در بوشهر داریم؟) امیدوارم دوستان و همکاران محترم دانشگاهی از صراحت کلام من دلخور نشوند.
خب، کمرنگ بودن روایت زنان در تاریخنگاری خلیجفارس چه پیامدهایی برای فهم هویت تاریخی این منطقه به همراه خواهد داشت؟
شما را به پاسخ سوال اول ارجاع میدهم؛ زنان نیمی از هر جامعه را تشکیل میدهند و سکوت و نادیدهگرفتن آنها در هر جامعه عملا منجر به نادیده گرفتن نصف یک جامعه میشود. در مطالعات تاریخی مربوط به خلیج فارس زنان «نیمه پنهان» ما هستند و وظیفه مورخ امروزی آشکارگی این پنهانشدگی است.
شما تاریخ شفاهی زنان بوشهر را در بازسازی لایههای مغفول تاریخ خلیجفارس تا چه اندازه مهم میدانید؟
خوشبختانه در سالهای اخیر به تاریخ شفاهی زنان در منطقه خلیج فارس عنایتهایی شده و حتی برخی از مورخان شفاهی و خاطرهنویسان بوشهری چندین کتاب در زمینه خاطرات زنان بوشهری یا مقیم بوشهر در ژانرهای متنوعی از جمله دفاع مقدس، آموزش و پرورش، پزشکی و … تهیه و تولید کردند، اما «خاطرات شفاهی» یک عیب بسیار بزرگ دارد و آن هم این است که مورخ شفاهی حداکثر میتواند تا یک یا دو نسل عقب برود؛ یعنی چیزی حدود ۱۰۰ سال قبل. مثلا شما خانم بهروزی حداکثر در یک گفتوگوی شفاهی میتوانید از مادر و مادربزرگ خود نام ببرید و خاطره تعریف کنید؛ اما آیا حتی نامی از جده هفتمتان دارید؟
پس میبینید که تاریخ شفاهی برای ثبت و ضبط حداکثر دو تا سه نسل مناسب است و بیش از این کارکرد ندارد. بماند که «تاریخ شفاهی» و «خاطرات شفاهی» فوت و فنهای کوزهگری خاص خودشان را دارند که تنها با روشن کردن ضبط و صوت و پیاده کردن صوت و متن که «بحمدالله این کار دیجیتالیزه شده است» کار پیش نمیرود. مورخ شفاهی واقعی علاوه بر تسلط بر موضوع باید پژوهشگر قهار، روانشناسی تیزهوش، مشاهدهگری موشکاف و مطلع از دانشها، علوم اجتماعی و علوم دقیقه و طبیعی باشد (اینچنین شیری خدا هم نافریده).
به عقیده شما در این میان، زنان پژوهشگر و فعال فرهنگی امروز بوشهر چقدر در بازشناسی تاریخ زنان و خلیجفارس سهیم هستند؟
خوشبختانه به یمن آزادشدن زنان بوشهری و خلیج فارسی در یک ناجنبش طولانی ۵۰ سال اخیر از یک فرهنگ مردسالارانه و سرکوبگر آنها، با وجود همه مشکلات شخصی، خانوادگی، کاری و اجتماعی، «زنانه» پا به میدان گذاشته و در حال شکستن تابوی چندهزارساله تاریخ خود هستند. در حال حاضر اگر نگویم صدها، با اطمینان مطالعهشده میگویم دهها زن شاعر، داستاننویس، رماننویس، نمایشنامهنویس، نقاش، مجسمهساز، گرافیست، روزنامهنگار، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی داریم که دغدغه فکری و ذهنی اکثر آنها «خلیج فارس»، «زن خلیج فارسی» و «خلیج فارس در گستره فرهنگ و تاریخ» است.
ما نباید خلیج فارس را تنها در شعار «خلیج همیشه فارس» خلاصه کنیم؛ بلکه زن رماننویسی که در بوشهر و کنگان رمان مینویسد؛ پژوهشگر زنی که در بوشهر و تهران درباره مناسبات اقتصادی و اجتماعی بوشهر در عهد قاجار و حتی مورخ شفاهی که درباره تاریخ کووید ۱۹ در بوشهر مینویسد و پژوهش میکنند، همه آنها جویبارهای کمخروش و پرخروشی هستند که ماحصل مطالعاتشان ذیل مطالعات نوین خلیج فارس جمعبندی میشود. من حتی آن خانمی که درباره گیاهان دارویی بوشهر یا سرگذشت ماماهای سنتی بوشهر تحقیق و پژوهشی میکنند، به نوعی خلیجفارسپژوه میدانم؛ چراکه بر این باورم که خلیج فارس باید در عرصه تمدنی و فرهنگی دید و شناخت و مطالعه کرد، نه در کشتی و دریا و سینهزنی صرف! در مطالعات نوین خلیج فارسپژوهی حدود ۳۰۰ زیرمجموعه داریم که همه آنها مدخلهایی بالقوه برای خلیج فارسپژوهی میدانم.
آثاری که درباره تاریخ زنان بوشهر یا زنان خلیجفارس به وجود آمدهاند، چگونه ارزیابی میکنید و آیا این آثار به خلأهایی که در این زمینه وجود داشتهاند، پاسخ مناسب دادهاند؟
من سه سالی است که یکی از دغدغههایم همین پرسش است و دوسال است که با همکاری یک تیم چند نفره سرگرم جمعآوری کلیه پژوهشهای زنانه در قالب کتاب در زمینههای مختلف منتشرشده هستیم. بر اساس آنچه تاکنون فراچنگ ما آمده است، زنان استان بوشهر در حدود ۳۰ زمینه متنوع حدود هزار کتاب تولید و منتشر کردهاند. از این هزار پژوهش، بخش قابلتوجهی به جغرافیا، تاریخ، تاریخ اجتماعی و تاریخ سیاسی بوشهر و خلیج فارس اختصاص دارد. میپندارم که در این عرصه زنان بوشهری پرکارترین و پرنشاطترین زنان سراسر خلیج فارس هستند.
برای تدوین تصویری جامعتر از جایگاه زنان بوشهر در تاریخ خلیجفارس، چه رویکردهای بینرشتهای باید در دستور کار قرار گیرد؟
برای نگارش یک تاریخ عمومی از حال و روز زنان خلیج فارس و بوشهر علاوه بر تکنگاریهای اختصاصی و تخصصی در دنیا و مطالعات پستمدرن فعلی ما نیاز به یک همکاری جمعی و مطالعات بینرشتهای، مطالعات میانرشتهای و مطالعات چند رشتهای داریم (بر اهل فن وجه افتراق این سه مطالعه ذکرشده مشخص و مبرهن است). دانشگاههای ما، ژورنالیستهای ما، فیلمسازهای ما، پژوهشگران ما و در یک کلام اصحاب قلم و اندیشه بوشهر و خلیج فارس در یک بده و بستان پستمدرن باید سویههای مختلف تاریخ مغفول زنان بوشهر و خلیجفارس را بکاوند، از زیر تل عظیم فراموشی بیرون بیاورند و با نظریههای مدرن علوم اجتماعی محک بزنند و در یک همکاری و پروسه دیالکتیکی، سویههای چندوجهی کار را مطالعه کرده و به سامان رسانند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.