ناگفتههای بودجه «توازن» از زبان تاجگردون
۱۴۰۴-۰۵-۲۴
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در حالی که منطقه همچنان درگیر تنش است پرسش اصلی در محافل دیپلماتیک این است که آیا در میانهی این درگیریها و زیر سایه جنگ، فضایی برای گفتوگو باقی مانده است؟ واقعیت این است که ما با یکی از پیچیدهترین ادوار تاریخ روابط بینالملل مواجه هستیم جایی که نه تنها بندهای توافقنامهها بلکه جان مذاکرهکنندگان نیز به ابزاری برای تهدید و فشار تبدیل شده است. در این گزارش به بررسی نقش پاکستان به عنوان مقدورترین میانجی فعلی، چالش بیسابقه تهدید صریح هیأتهای دیپلماتیک و تغییر استراتژی ایران از توافق جامع به راستیآزمایی گامبهگام بپردازیم تا دریابیم در این برهه، میدان بر دیپلماسی پیشی گرفته است یا نه؟
میانجیگری برند ملی برای کشورها
اللهکرم مشتاقی از دیپلماتهای هماستانی و کارشناس روابط بینالملل در گفتوگو با بامدادجنوب در خصوص انتخاب پاکستان به عنوان کشور میانجی گفت: میانجیگری برای کشورهای دنیا به نوعی برند ملی محسوب میشود و برند محترم، سودمند و موثری است. در سیاست خارجی یعنی اگر کشوری بتواند خودش را به عنوان یک کشور میانجیگر و میزبان صلح معرفی کند، به راحتی میتواند منافع ملی و سیاست خارجی خود را در نیا پیش ببرد و تاثیر بسزایی در سیاست، فرهنگ، اقتصاد، تجارت، رسانه و سایر حوزههای مربوط بگذارد.
مشتاقی افزود: برای اینکه کشورها بتوانند نقش میانجی را ایفا کنند، باید حائز شرایط مشخصی باشند که میتوان آنها را در چند محور دستهبندی کرد یک اینکه به صلحطلب بودن مشهور باشد، سیاست خارجیاش عدم نظامیگری و عدم شرکت در ائتلافهای جنگی و نظامی باشد، مثل چین، عمان یا سوئیس. دوم اینکه در تنش و جنگ با همسایگانش نباشد یعنی تاریخ آن کشور هم تاریخ صلحآمیزی باشد حالا چه خودش وارد جنگ با همسایگان شود چه مورد حمله همسایگان قرار گرفته باشد چون این کشور نمیتواند میزبان صلح باشد، سوم اینکه جنگ بین دو طرف را به ضرر خود بداند، چهارم اینکه تمایلش برای ارتباط با هر دو طرف جنگ یکسان باشد، پنجم اینکه مورد اعتماد تاریخی دو طرف درگیری باشد یعنی هر دو طرف پیشینه ارتباطی طولانی مدت و مثبتی با این کشور میانجی داشته باشند، ششم اینکه ابزارهای مادی و معنوی مورد نیاز برای واسطه گری را داشته باشد و نهایتاً هفتم حرفش برای هر دو طرف یا اتمام حجتش یا تعهدش برای هر دو طرف محترم باشد به عبارتی هر دو طرف درگیری آن چیزی که این کشور بعضاً بعنوان میانجی و حکم یا ارائه میکند بپذیرند و برای دو طرف محترم باشد.
پاکستان فعلا بهترین میانجی است
این کارشناس حوزه بینالملل ادامه داد: پاکستانیها حداقل این شرایط را دارند یعنی نمره پاکستان برای میانجیگری با همه این شرایط که وجود دارد زیر ۵۰ درصد است اما در شرایط حاضر و در بحران کنونی در واقع میشود گفت گزینه «بهترین» موجود است. زیرا کشورهای حاشیه خلیج فارس که قاعدتا نمیتوانند میزبان باشند یعنی برخلاف دفعات قبل که گاهی قطر گاهی عمان میانجی میشد، اکنون بنا به شرایط متعدد امنیتی و نظامی امکان چنین میانجیگری وجود ندارد.
وی یادآورشد: برای آمریکاییها مصر و حتی الجزایر هم میتواند گزینه مطلوب باشد، اما الجزایر باز برای ما مشکلات امنیتی و نظامی دارد، زیرا تردد به الجزایر سخت است، ترکیه را آمریکا نمیپذیرد و روسیه اعتبار جهانیش فعلا مورد خدشه است و خودش درگیر جنگ است، چین نیز خودش نمیپذیرد که وارد میانجیگری در این موضوع شود، اروپا هم ما تمایلی نداریم که میانجی باشند. در مجموع با بررسی همه شرایط بهترین گزینه موجود فعلاً پاکستان است.
مذاکره در عین تهدید دیپلماتها عاقلانه نیست
مشتاقی درباره تهدیدات اخیر علیه دیپلماتها، گفت: تهدید هیأت گفتوگو کننده بین دو طرف موضوع مذاکرات را کاملا پیچیده و معلق و مبهم کرده ما با یک مسأله جدیدی در تاریخ جنگهای بینالمللی در عصر مدرن روبهرو هستیم، حتی در جنگهای سیصد چهارصد سال گذشته جنگهای خونین و طولانی مدت در اروپا هم کسی وارد مذاکره میشد دو طرف هیأت مذاکرهکننده یکدیگر را تهدید نمیکردند اما اکنون با پدیده تهدید (تهدید به مرگ)از طرف مقابل مواجه هستیم. شرکت در این مذاکرات در این شرایط و زیر این نوع تهدیدها کاملا غیرعقلانی است گاهی طرف مقابل در حین مذاکره کشور را تهدید میکند این یک سطحی است ولی بالاتر از آن هیأت مذاکره کننده را تهدید میکند یعنی به صورت خاص میگوید من این هیأت را خواهم زد به دو دلیل به نظرم حاضر شدن در میز این مذاکره عقلانی نیست.
وی یکی از این دلایل را در خطر بودن جان مذاکره کنندگان برشمرد و افزود: اگرچه هیأت مذاکرهکننده وقتی از ایران خارج میشود بالاخره ممکن است جانش در خطر باشد و گروههای تروریستی و ناشناس آنهایی که بالاخره از این مذاکره استقبال نمیکنند در سطح منطقه بینالملل ممکن است هیأت را مورد هدف قرار بدهند اما زمانی که طرف مقابل چنین اظهارنظری میکند، این توهین به کل کشور است. دوم، حتی اگر این تهدید عملی نشود و به صورت پنهان پیام بدهند که ما تضمین میکنیم و چنین گفتهای را هیچگاه عملیاتی نخواهیم کرد شما در سلامت کامل میآیید و باز خواهید گشت، به نظرم بیفایده است چون تصور رسانهای و فکری که ایجاد میشود از این مذاکره اینگونه خواهد بود که هیأت ایرانی به واسطه تهدیدی که شدند مجبور شدند پای میز مذاکره حاضر شوند.
وی ادامه داد: اما چاره چیست چه باید کرد ما همیشه گفتیم دریچه کوچکی از دیپلماسی همیشه باز است و آن را نمیخواهیم ببندیم. این دریچه یک درصدی را نباید بسته باشد. اما چه باید کرد؟ انتقال پیام چه به واسطه پاکستانیها و چه به وسیله خود سیاستمداران دو کشور از طریق رسانهها و یا در شبکههای اجتماعی باید ادامه یابد تا اینکه به یک نقطه کمابیش مشترکی برسیم. آن زمان نقش واسطهها فعالتر خواهد شد اما در این مرحله مذاکره با این شکلی که پیش از این وجود داشته، به نظرم بیمعناست. مگر اینکه رسما و به صورت علنی نه در پشت صحنه و به صورت غیر رسمی این اظهار نظر را پس بگیرند و از هیأت ایرانی بابت چنین تهدید زشت و غیرانسانی و غیراخلاقی و جدیدی که در عرصه روابط بینالملل ما با آن مواجه شدیم، عذرخواهی کند.
آمریکا، بدعهد، زورمحور و پریشانگوست
این دیپلمات بوشهری همچنین درباره اینکه گفته میشود آمریکا یک بسته ۱۵ بندی ارائه داده و ایران نیز پاسخ خود را ارسال کرده است، گفت: تقریباً هیچ کدام از بندهای بسته آمریکاییها از طرف ما مورد پذیرش قرار نگرفته همچنان که هیچکدام از بندهای دهگانه مورد نظر ما از طرف آمریکاییها مورد پذیرش قرار نگرفت. چون اراده طرف مقابل به ادامه زورگویی به شیوههای مختلف و ارادهاش عدم به رسمیت شناختن ایران است و دسترسی به پیروزی به هر طریق ممکن. یعنی آنها حتی قاعده برد- برد را نمیپذیرند و چنان که ترامپ گفته او حتی نه نود درصد و نه نود و پنج درصد، بلکه آن چیزی که از ایران میخواهد تسلیم مطلق است. هیچ کشور عاقل و شرافتمندی این را نمیپذیرد.
مشتاقی تأکید کرد: طرف مقابل ما یک کشور بدعهد زورمحور پریشانگوست و برنامه روشنی ندارد من این پریشانگویی و بیبرنامگی را نه به عنوان یک توهین بلکه به عنوان یک واقعیت و یکی از دلایل پیچیده بودن پیچیده شدن این گفتوگوها و مذاکرات عرض میکنم روشن نیست چه میخواهند. صبح یک چیزی میگویند، عصر صحبت خودشان را نقض میکنند. راهکار کنونی برای برونرفت از این موضوع اگر بخواهیم از دریچه دیپلماسی نگاه کنیم-البته دیپلماسی در این برهه وزن بسیار کمی دارد و تا الان اصل بر میدان است- چارهای جز گام به گام کردن موضوعات و قطعه قطعه کردن موضوعات نداریم، یعنی برخلاف گذشتهها که میگفتیم همه موضوعات باید در یک ظرف واحد مورد پذیرش قرار گیرد الان اتفاقاً به دلایل متعدد از جمله بدعهدی شدید آمریکاییها معتقدیم که باید گام به گام راستی آزمایی کنیم و بعد وارد گام بعد شویم.
وی ادامه داد: آغازگر این مسیر هم موضوعات کمتر اختلافی یا سادهتر است. مثلاً آزادسازی پولهای بلوکهشده ایرانی یکی از گامهای ساده اولیه است، که اگر آمریکاییها چنین موضوعی را مورد موافقت قرار دهند، ما وارد گامهای بعد خواهیم شد. اما اگر در این مورد که یک موضوع تقریباً تاریخی است و ربطی به این جنگ کنونی ندارد، مورد پذیرش آنها قرار نگیرد بدیهی است وارد موضوعات چالشی امنیتی پیچیده سیاسیتر نمیتوانیم بشویم.
مشتاقی در پایان در پاسخ به این پرسش که اگر میانجیگری اسلامآباد به نتیجه نرسد، گزینه جایگزین برای مدیریت بحران چیست؟ گفت: نوع، عنوان و ماهیت میانجی چه پاکستان باشد چه مصر باشد چه الجزایر باشد چه اروپا باشد و چه حتی سازمان ملل باشد تأثیری در فرایند حل تنش بین آمریکا و ایران ندارد، یعنی مشکل حال حاضر، میانجی نیست که ما بگوییم با تغییر میانجی این مشکل رفع شود. بنابراین تصور اینکه ایران و آمریکا به سوی تغییر میانجی بروند وجود ندارد و من معتقدم اگر بنا باشد که این تنش کاهش پیدا کند واقعیتهای میدان تعیینکننده خواهد بود و همچنان تا آخر این بحران پاکستان به عنوان میانجی یا واسط یا حداقل منتقلکننده پیام بین طرفها حضور خواهد داشت.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.