«یار مهربان» در قفس وبسایت
۱۴۰۵-۰۲-۲۷
بامدادجنوب_الهام بهروزی
یکی از نگرانیهای جدی در حوزه فرهنگ در سالهای اخیر، فاصله گرفتن بخشی از نسل جوان از کتاب و مطالعه است. آمارها و پژوهشها نشان میدهد که زیست این نسل بیش از هر زمان دیگری با تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی پیوند خورده است. اما چرا چنین فاصلهای شکل گرفته و چه باید کرد تا کتاب دوباره به زندگی این نسل بازگردد؟ در پاسخ به این سوال برخی از کارشناسان فرهنگی میگویند، بیمیلی به کتاب و مطالعه در بین شمار قابلتوجهی از نسل امروزی نتیجه مجموعهای از تحولات اجتماعی، فناوری و حتی سیاستگذاریهای فرهنگی است.
از اینرو، فاصله گرفتن نسل امروز از کتاب فقط نتیجه جذابیت دنیای مجازی نیست؛ بلکه بخشی از آن به اتکای دیرینه جامعه ما بر فرهنگ شفاهی و غریبه ماندن فرهنگ مکتوب در غیاب گفتمانسازی مستمر و ساختاریافته برمیگردد. به عقیده همین کارشناسان فرهنگی، ما جامعهای هستیم که شعر را از بر میکنیم اما کتاب را کمتر ورق میزنیم؛ حکایتها را سینهبهسینه منتقل میکنیم اما پیوند عمیق با متن مکتوب کمتر شکل گرفته است. بیتردید فرهنگ شفاهی بخش مهمی از هویت ماست، اما زمانی که قرار است نسل امروز را به سمت مطالعه سوق دهیم، همین اتکای افراطی میتواند به مانع تبدیل شود.
از سوی دیگر، جذابیت بیحد و مرز مدیا و جهان پرهیجان مجازی، باعث شده بسیاری از دختران و پسران امروزی به جای کتاب، به سرگرمیها و تفریحات نوظهور روی بیاورند که در جامعه سنتی گذشته چندان پذیرفته نبود، اما امروز کاملا طبیعی و فراگیر شدهاند. کافهنشینی یکی از همین نمودهای زیست مدرن است. تفریحی که در شهری مثل بوشهر در سایه خلأ برنامهسازی فرهنگی و برخورداری از زیرساختهای استاندارد فرهنگی هنری روزبهروز با استقبال بیشتری از سوی نسل جوان مواجه میشود.
یک کارشناس فرهنگی در این باره به بامداد جنوب گفت: نوجوان و جوان امروز، برخلاف نسلهای پیشین در جستوجوی فضایی برای جمع شدن، گفتوگو کردن، تجربه کردن و بودن کنار هم است. کافه، نماد همین خواست است و به یکی از عادیترین و محبوبترین تفریحات نسل جدید تبدیل شدهبهویژه در شهرهایی مثل بوشهر که در سالهای اخیر با رشد قارچگونه کافهها در گوشهگوشه این بندر تاریخی و پیشرو مواجه بودهایم.
زهرا مطلق در ادامه با بیان اینکه این رفتار تا زمانی که تبدیل به تهدیدی برای سلامت روانی و جسمی جوانان نشود، نباید صرفا از زاویه منفی دیده شود. بلکه میتواند یک فرصت فرهنگی باشد، افزود: فرصتی که در سایه کمبود زیرساختهای فرهنگی استاندارد، اتفاقا میتواند کارایی هدفمندی داشته باشد. وقتی سالنهای مطالعه، کتابخانههای بهروز، مراکز فرهنگی فعال و برنامههای منظم فرهنگی برای پاسخگویی به نیاز و سلیقه نسل امروز کافی نیست، طبیعی است که جوانان به سمت فضاهایی میروند که دستکم بخشی از نیازهایشان را تامین میکند. اینجاست که نقش متولیان فرهنگی و مدیران شهری پررنگ میشود. چرا نباید از همین ظرفیت استفاده کنند؟
به عقیده وی، کافهها میتوانند به مراکز مکمل فرهنگی تبدیل شوند؛ نه به معنای رسمی، بلکه در قالب فعالیتهای خلاق و داوطلبانه. تصور کنید هر هفته در چند کافه فعال بوشهر برنامههایی نظیر نقد و بررسی کتاب، جلسات فلسفه کتابخوانی، مرور تاریخ ایران از عهد باستان تا امروز با هدف بازنمایی هویت ایرانی و اصالت فرهنگی، نشستهای کتابخوانی، رونمایی کتاب، روایت خوانی یا حتی مسابقات کوچک و صمیمی کتابخوانی برگزار شود. حضور کارشناسان، نویسندگان و صاحبنظران در چنین فضاهایی هم به کافهها هویت فرهنگی میدهد و هم جوان را به شکل نامحسوس با کتاب آشتی میدهد.
مطلق با تاکید بر اینکه کافهنشینی اگر هدایت شود، میتواند از یک رفتار صرفا تفریحی به یک رفتار فرهنگی نرمال و سودمند تبدیل شود، تصریح کرد: این رفتار بخشی از اوقات فراغت جوان پرانرژی امروز را پربار میکند و در عین حال فرهنگ مطالعه را در جامعه کتابگریز بوشهر بهویژه میان نسل جوان ریشهدارتر میکند. در جهانی که مدرن میشود، راه مقابله با تغییر، نادیده گرفتن آن نیست؛ بلکه باید تغییر را شناخت و از دل آن فرصت ساخت.
به عقیده این کارشناس و فعال فرهنگی، اگر کتاب برای نسل امروز غریبه شده، باید آن را به زبان دنیای امروز دوباره معرفی کنیم؛ گاهی این زبان، آرام و عمیق کتابخانه نیست؛ گاهی عطر قهوه و صدای موسیقی آرام یک کافه است. ما باید این واقعیت را بپذیریم نسل امروز در فضایی رشد کرده که سرعت، تصویر و ارتباط لحظهای در آن حرف اول را میزند. شبکههای اجتماعی، ویدئوهای کوتاه و محتوای سریع نوعی عادت ذهنی ایجاد کردهاند که با تمرکز طولانیمدت برای خواندن یک کتاب چندصدصفحهای فاصله دارد. در واقع ما با نسلی روبهرو هستیم که ذهنش به مصرف محتوای سریع و فشرده عادت کرده است.
مطلق با تاکید بر اینکه فناوری نه تنها ابزارهای جدیدی به زندگی مردم افزوده، بلکه الگوی مصرف فرهنگی را هم تغییر داده است، گفت: در گذشته، کتاب یکی از معدود منابع دسترسی به دانش و سرگرمی بود؛ اما امروز گوشی هوشمند در چند ثانیه انبوهی از محتوا را در اختیار مخاطب میگذارد.
این کارشناس فرهنگی با تاکید بر اینکه نمیتوان تمام تقصیر را بر گردن فضای مجازی انداخت، افزود: خلأ سیاستهای فرهنگی در سالهای گذشته نقش مهمی در کاهش پیوند نسل جوان با کتاب داشته است. در بسیاری از کشورها، کتابخوانی از کودکی بهصورت نظاممند در مدرسه، خانواده و رسانه تقویت میشود؛ اما در جامعه ما این پیوند در بسیاری از موارد شکل نگرفته یا استمرار نداشته است. وقتی کودک از سالهای ابتدایی با کتاب به عنوان یک تجربه لذتبخش آشنا نشود، طبیعی است که در نوجوانی و جوانی جذب رسانههایی شود که برایش هیجان و تنوع بیشتری دارند.
وی همچنین به مسئله دسترسی و جذابیت کتاب اشاره و تصریح کرد: بخشی از کتابهایی که برای نسل جوان تولید میشود هنوز با زبان، دغدغهها و تجربههای زیستی این نسل فاصله دارد. اگر کتاب نتواند با مخاطب خود گفتوگو کند، طبیعتاً مخاطب به سراغ رسانههایی میرود که او را بهتر میفهمند.
مطلق با تاکید بر اینکه رسانهها نیز در سالهای گذشته کمتر توانستهاند تصویر جذابی از کتاب و کتابخوانی ارائه دهند، بیان کرد: به نظر من، اگر کتاب به عنوان یک عنصر زنده در زندگی اجتماعی معرفی نشود، نمیتوان انتظار داشت که نسل جدید بهطور طبیعی به سمت آن برود. با این حال، هنوز فرصتهای زیادی برای بازگرداندن نسل جوان به کتاب وجود دارد. نخستین گام تغییر نگاه به کتابخوانی است.
به عقیده وی، کتابخوانی نباید صرفا به عنوان یک وظیفه آموزشی یا فرهنگی معرفی شود؛ باید آن را به یک تجربه لذتبخش و بخشی از سبک زندگی تبدیل کرد. ایجاد فضاهای جذاب مطالعه، باشگاههای کتابخوانی، گفتوگوهای جمعی درباره کتاب و حضور فعال نویسندگان در میان جوانان میتواند در این مسیر موثر باشد.
او همچنین نقش فناوری را در این مسیر مثبت ارزیابی کرد و گفت: همان فضایی که امروز رقیب کتاب تلقی میشود، میتواند به ابزاری برای گسترش مطالعه تبدیل شود. کتابهای الکترونیکی و کتابهای گویا فرصت بسیار مهمی برای جذب نسل جدید فراهم کردهاند. بسیاری از جوانان در مسیر رفتوآمد، هنگام ورزش یا در زمانهای کوتاه روز میتوانند به کتاب گوش دهند. این شکل از مطالعه شاید با الگوی سنتی تفاوت داشته باشد؛ اما همچنان نوعی ارتباط با کتاب و اندیشه است.
مطلق با تاکید بر اینکه تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که کتابهای صوتی در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته و توانستهاند مخاطبانی را جذب کنند که پیشتر کمتر سراغ کتاب میرفتند، خاطرنشان کرد: برای تقویت فرهنگ مطالعه، همکاری چند نهاد ضروری است؛ از خانواده و مدرسه گرفته تا رسانهها و سیاستگذاران فرهنگی.
مطلق تاکید کرد: اگر بخواهیم نسل جدید را با کتاب آشتی دهیم، باید از سنین پایین این ارتباط را شکل دهیم. مدارس میتوانند با برنامههای خلاقانه مطالعه، کتابخانههای پویا و تشویق دانشآموزان به گفتوگو درباره کتاب، علاقه به مطالعه را در آنها تقویت کنند. در کنار آن، حمایت از تولید کتابهای جذاب و متناسب با دغدغههای جوانان نیز اهمیت زیادی دارد.
این کارشناس فرهنگی با اشاره به اینکه کتاب در فرهنگ ایرانی همواره جایگاهی والا داشته و بسیاری از بزرگان ادب و اندیشه بر ارزش دانایی و مطالعه تاکید کردهاند، گفت: در این زمینه حکیم ابوالقاسم فردوسی که در قرن چهارم هجری با پدید آوردن اثر سترگ شاهنامه به فرهنگ ایرانی و زبان پارسی خدمت بزرگی کرد، خردگرایی و دانشوری را پایه و اساس رشد و توسعه فکری و فرهنگی ایران قلمداد کرد و در این باره اشعار فاخری را سرود که از جمله آنها میتوان به «به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد» یا «توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود» اشاره کرد. لب کلام این است که ما برای داناییافزایی، هویتمندی و آگاهی بیشتر ناگزیر باید به سوی خرد و دانش حرکت کنیم که یکی از روشنترین و ماندگارترین سرچشمههای آن کتاب است؛ چراکه کتاب، حاصل تجربه، اندیشه و دانایی نسلهای پیش از ماست که به شکل مطلوبی میان گذشته، حال و آینده برای ساختن جامعهای آگاهتر و بالندهتر پیوند برقرار میکند.
مطلق یادآور شد: اگرچه شکل دسترسی به دانش تغییر کرده است، اما نیاز انسان به اندیشه، تخیل و فهم عمیق همچنان پابرجاست. کتاب هنوز یکی از مهمترین ابزارهای این مسیر است؛ تنها باید راهی پیدا کنیم که زبان آن منطق با زبان نسل امروز شود.
۱۴۰۵-۰۲-۲۷
۱۴۰۴-۰۵-۱۹
۱۴۰۵-۰۲-۳۰
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.