فرهنگ 15 بازدید
تحلیل نقش رسانه‌ها در مدیریت افکار عمومی در گفت‌وگو با بامداد جنوب؛

اعتماد عمومی با اطلاع‌رسانی شفاف شکل می‌گیرد

بامدادجنوب_الهام بهروزی

نقش رسانه‌ها در شرایط بحرانی و رخدادهای پرتنش مثل جنگ کنونی بیش از هر زمان دیگری برجسته می‌شود. در چنین موقعیت‌هایی افکار عمومی با حجم گسترده‌ای از اخبار، روایت‌ها و تحلیل‌های گوناگون مواجه است که همین امر ضرورت اطلاع‌رسانی دقیق، به‌موقع و مسئولانه رسانه‌ها را اعم از مکتوب و غیرمکتوب دوچندان می‌کند. رسانه‌های داخلی در این میان وظیفه دارند ضمن انتقال واقعیت‌ها، با پرهیز از هیجان‌زدگی و انتشار اطلاعات نادرست، به مدیریت جریان اطلاع‌رسانی، کاهش نگرانی‌های اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی کمک کنند.

از سوی دیگر، شکل‌گیری روایت‌های مختلف در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، اهمیت مرجعیت خبری و نقش حرفه‌ای رسانه‌ها در تبیین رویدادها را بیش از پیش آشکار کرده است. در چنین فضایی، پایبندی به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، ارائه تحلیل‌های کارشناسی و توجه به آثار روانی محتوا بر جامعه از مهم‌ترین الزامات فعالیت رسانه‌ای شناخته می‌شود.

در همین زمینه در گفت‌وگویی با اکرم عباسی، فعال رسانه و کارشناس ارشد علوم ارتباطات و رسانه در گفت‌وگویی به بررسی نقش و مسئولیت رسانه‌های داخلی در مدیریت اطلاع‌رسانی در شرایط بحرانی، تقویت امنیت روانی جامعه و مقابله با شایعات و اخبار نادرست پرداخته‌ایم. برای خواندن این گفت‌وگو با ما همراه شوید.

نخست بگویید که رسانه داخلی در شرایط بحرانی و جنگی چگونه می‌تواند میان اطلاع‌رسانی سریع و دقیق و در عین حال حفظ آرامش و امنیت روانی جامعه توازن برقرار کند؟

ببینید در شرایط بحران، سرعت در اطلاع‌رسانی یک ضرورت است، اما این سرعت زمانی ارزشمند خواهد بود که با دقت، صحت و مسئولیت همراه باشد. تجربه نشان داده رسانه‌هایی که در کنار سرعت، از نظام راستی‌آزمایی، منابع معتبر و چارچوب‌بندی حرفه‌ای خبر استفاده می‌کنند، نه تنها مانع گسترش شایعات می‌شوند؛ بلکه به تثبیت آرامش اجتماعی نیز کمک می‌کنند. بنابراین رسانه داخلی باید در چنین شرایطی از انتشار اخبار ناقص، گمانه‌زنی‌های هیجانی و روایت‌های مبهم و همچنین سکوت اشتباه پرهیز کند و با ارائه اطلاعات دقیق، روشن و قابل اعتماد به جامعه کمک کند تا ضمن کوتاه‌کردن دست رسانه‌های معاند از روایت‌سازی، رویدادها را در بستر واقعی به اطلاع مردم برساند. در واقع، رسانه در بحران صرفا ناقل خبر نباشد، بلکه از بازیگران اصلی در مدیریت افکار عمومی و حفظ ثبات روانی جامعه شناخته شود.

در این میان، مهم‌ترین مسئولیت‌های حرفه‌ای رسانه‌های داخلی شامل خبرگزاری‌ها، صدا و سیما، روزنامه‌ها و… در مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از گسترش اضطراب اجتماعی در شرایط بحران چیست؟

طبیعتا رسانه در شرایط بحرانی مثل جنگ و درگیری‌های نظامی نقشی فراتر از اطلاع‌رسانی دارد، زیرا یکی از ارکان مهم مدیریت افکار عمومی شناخته می‌شود. به عقیده من، مهم‌ترین مسئولیت روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها به‌ویژه صدا و سیما در چنین شرایطی ایجاد اطمینان، کاهش اضطراب اجتماعی و جلوگیری از شکل‌گیری فضای بی‌اعتمادی است که این مهم از طریق ارائه اطلاعات دقیق، تحلیل‌های کارشناسی، توضیح روندها و پرهیز از بزرگ‌نمایی یا سیاه‌نمایی رویدادها تحقق می‌یابد. رسانه در بحران جنگ باید به مخاطب کمک کند تا واقعیت‌ها را در چارچوبی عقلانی و قابل فهم تحلیل کند. تقویت حس همبستگی اجتماعی، برجسته‌سازی ظرفیت‌های ملی برای عبور از بحران و تکیه بر روایت‌های امیدبخش اما واقع‌گرایانه از جمله مسئولیت‌های حرفه‌ای رسانه‌های داخلی در این شرایط محسوب می‌شود.

آیا در شرایط کنونی که کشورمان مورد تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته، رسانه‌های مذکور توانسته‌اند در زمینه اطلاع‌رسانی دقیق، تقویت اعتماد عمومی و کاهش اضطراب اجتماعی عملکرد قابل قبولی ارائه دهند؟

خب، ارزیابی عملکرد رسانه‌های داخلی در شرایط بحرانی کنونی نیازمند نگاهی منصفانه و واقع‌بینانه است. در جنگ و شرایط تنش‌آلود، رسانه‌ها با حجم بالایی از اطلاعات، سرعت بالای تحولات و فشار سنگین افکار عمومی مواجه هستند و طبیعی است که مدیریت چنین فضایی نیازمند آمادگی حرفه‌ای و هماهنگی گسترده است. با این حال، می‌توان گفت رسانه‌های داخلی در بسیاری از موارد تلاش کرده‌اند با انتشار اخبار رسمی، بهره‌گیری از تحلیل‌های کارشناسی و پرهیز از دامن زدن به هیجان‌های بی‌پایه، به تثبیت آرامش نسبی در جامعه کمک کنند.

در این میان، نقش رسانه‌های فراگیر، به‌ویژه صدا و سیما و خبرگزاری‌های رسمی، در ارائه روایت‌های مستند و پوشش مستمر تحولات قابل توجه بوده است. این رسانه‌ها با تمرکز بر اطلاع‌رسانی مستمر، دعوت از کارشناسان و تبیین ابعاد مختلف تحولات تلاش کرده‌اند تصویر گویایی از شرایط پیش‌رو در اختیار افکار عمومی قرار دهند و تا اندازه زیادی از شکل‌گیری فضای ابهام و شایعه جلوگیری کنند.

با وجود این، واقعیت آن است که فضای رسانه‌ای امروز به‌شدت متکثر و رقابتی است و مخاطبان از منابع متعددی اطلاعات دریافت می‌کنند. از این رو، رسانه‌های داخلی برای حفظ مرجعیت خبری خود ناگزیرند سرعت، شفافیت و تنوع روایت‌های تحلیلی را بیش از پیش تقویت کنند. بنابراین هرچه فاصله میان وقوع رویدادها و ارائه روایت دقیق و قابل اعتماد از سوی رسانه‌های رسمی کاهش یابد، امکان تاثیرگذاری روایت‌های نادرست نیز کمتر خواهد شد.

در مجموع می‌توان گفت رسانه‌های داخلی در این شرایط تلاش کرده‌اند وظیفه حرفه‌ای خود را در راستای حفظ آرامش اجتماعی و تقویت همبستگی ملی ایفا کنند، اما تداوم این مسیر نیازمند ارتقای مستمر استانداردهای حرفه‌ای، افزایش شفافیت اطلاع‌رسانی و تقویت ارتباط موثر با افکار عمومی است که در نهایت به تقویت اعتماد عمومی و افزایش تاب‌آوری جامعه در برابر شرایط بحرانی کمک خواهد کرد.

به‌نظر شما آیا رسانه داخلی در شرایط کنونی توانسته مرجعیت خبری خود را در میان افکار عمومی تقویت و تثبیت کند؟

به نظر من، مرجعیت خبری زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب رسانه را به‌عنوان قابل اعتمادترین منبع اطلاعات بشناسد. در شرایط بحرانی و جنگی، این اعتماد بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. رسانه داخلی برای دستیابی به چنین جایگاهی باید سه اصل بنیادین را رعایت کند که شامل شفافیت، سرعت مسئولانه و صحت اطلاعات می‌شود. بنابراین انتشار به‌موقع اطلاعات رسمی، استفاده از منابع معتبر، اصلاح سریع خطاها و پرهیز از پنهان‌کاری غیرضروری از مهم‌ترین عوامل تقویت اعتماد عمومی است. هر اندازه رسانه بتواند فاصله زمانی میان وقوع رویداد و ارائه روایت دقیق آن را کاهش دهد، احتمال رجوع مخاطب به منابع غیرمعتبر نیز کمتر خواهد شد.

چه شاخص‌ها و معیارهایی برای تولید و انتشار «خوراک خبری سالم» در شرایط بحرانی و جنگی باید مورد توجه رسانه‌ها قرار گیرد؟

سوال خوبی است. خوراک خبری سالم در شرایط بحران بر چند اصل اساسی شامل صحت اطلاعات، تناسب در حجم و نوع اخبار، پرهیز از اغراق و توجه به آثار روانی محتوا استوار است. طبیعتا در چنین شرایطی لازم است رسانه‌ها از تمرکز افراطی بر اخبار منفی یا تصاویر تنش‌زا پرهیز کنند و در کنار اطلاع‌رسانی دقیق، تحلیل‌های روشن و امیدبخش نیز ارائه دهند. همچنین ارائه راهکارهای عملی برای مواجهه با بحران، توضیح اقدامات نهادهای مسئول و برجسته‌سازی ظرفیت‌های اجتماعی برای عبور از شرایط دشوار می‌تواند به سالم‌سازی فضای خبری کمک کند. چنین رویکردی مانع از شکل‌گیری احساس ناامنی و درماندگی در افکار عمومی خواهد شد.

آیا لحن، چارچوب‌بندی خبر، انتخاب واژگان و نحوه روایت رویدادها در کاهش یا افزایش تنش روانی جامعه نقش موثری دارد؟

قطعا. مطالعات و پژوهش‌های حوزه علوم ارتباطات و رسانه مؤید این است که شیوه روایت خبر گاه بیش از خود خبر بر برداشت مخاطب تاثیر می‌گذارد. انتخاب واژگان، تیترها، تصاویر و چارچوب‌بندی رویدادها می‌تواند احساس آرامش یا اضطراب را در جامعه تقویت کند. بدون تردید رسانه‌ای که از زبان هیجانی، تیترهای تحریک‌آمیز یا روایت‌های مبالغه‌آمیز استفاده می‌کند، ناخواسته به تشدید تنش روانی کمک خواهد کرد. در مقابل، استفاده از ادبیات دقیق، آرام و مسئولانه، ارائه اطلاعات در قالبی تحلیلی و اجتناب از هیجان‌سازی می‌تواند به تثبیت آرامش اجتماعی کمک کند. بنابراین زبان رسانه در بحران باید زبانی حرفه‌ای، متعادل و مبتنی بر واقعیت باشد.

از دید شما روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها، صدا و سیما و حتی کانال‌های خبری در شرایط بحرانی فعلی چگونه می‌توانند از بروز بمباران خبری، هیجان‌زدگی رسانه‌ای و تشدید فضای نگرانی در جامعه جلوگیری کنند؟

به نکته خوبی اشاره کردید؛ چراکه یکی از چالش‌های جدی در شرایط بحران، پدیده بمباران خبری است؛ وضعیتی که در آن حجم بالای اخبار بدون اولویت‌بندی و تحلیل مناسب منتشر می‌شود و مخاطب را دچار سردرگمی و اضطراب می‌کند. رسانه‌های حرفه‌ای با مدیریت جریان اطلاعات، گزینش اخبار مهم، ارائه تحلیل‌های روشن و پرهیز از بازنشر مکرر اخبار مشابه می‌توانند از چنین وضعیتی جلوگیری کنند. همچنین تنظیم زمان‌بندی مناسب برای انتشار اخبار، استفاده از برنامه‌های تحلیلی و گفت‌وگو با کارشناسان، به مخاطب کمک می‌کند تا درک عمیق‌تر و آرام‌تری از تحولات داشته باشد.

یکی از آفت‌هایی که در سال‌های اخیر به‌ویژه در جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی با آن مواجه شده‌ایم، روایت‌سازی شبکه‌های آن‌وری است که کار خبری و محتواسازی را برای رسانه داخلی سخت‌تر کرده، به نظر شما رسانه‌های داخلی چگونه باید واقعیت‌ها را بازتاب دهند تا هم اعتماد عمومی حفظ شود و هم زمینه سوءاستفاده روانی از اخبار فراهم نشود؟

در فضای پیچیده رسانه‌ای امروز، بحران‌ها غالبا با «جنگ روایت‌ها» همراه هستند. در چنین شرایطی مهم‌ترین سرمایه رسانه داخلی اعتماد مخاطب است. این اعتماد زمانی حفظ می‌شود که رسانه واقعیت‌ها را با صداقت و شفافیت بازتاب دهد و از پنهان‌کاری یا روایت‌های یک‌سویه پرهیز کند. در عین حال، لازم است اطلاعات در چارچوبی مسئولانه ارائه شود تا امکان سوءبرداشت یا سوءاستفاده روانی از آن کاهش یابد. به نظر من، تکیه بر داده‌های دقیق، تحلیل کارشناسی و روایت متوازن از رویدادها می‌تواند رسانه را به مرجع قابل اعتماد در میان انبوه روایت‌های متعارض تبدیل کند.

در پایان شما چه راهبردها و سازوکارهای حرفه‌ای برای پیشگیری، شناسایی و اصلاح شایعات و اخبار نادرست در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که بتواند به مدیریت بهتر جریان اطلاعات و تثبیت آرامش و اعتماد در فضای رسانه‌ای کشور کمک کند؟

شایعه معمولا در شرایط کمبود اطلاعات معتبر و فضای بی‌اعتمادی شکل می‌گیرد. بنابراین مهم‌ترین راهبرد برای مقابله با آن، اطلاع‌رسانی سریع و شفاف است. ایجاد واحدهای راستی‌آزمایی خبر، پاسخ‌گویی به‌موقع به پرسش‌های افکار عمومی و ارائه توضیحات دقیق درباره رویدادها از جمله اقداماتی است که می‌تواند از گسترش شایعات جلوگیری کند. همچنین آموزش سواد رسانه‌ای به مخاطبان و تشویق آنان به بررسی منابع خبر، نقش مهمی در کاهش تاثیرگذاری اخبار نادرست دارد.

به عقیده من، در شرایط بحرانی مثل جنگ کنونی، پراکندگی پیام‌های رسانه‌ای می‌تواند به سردرگمی و افزایش اضطراب عمومی منجر شود. بنابراین هماهنگی میان نهادهای اطلاع‌رسانی و رسانه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. ایجاد سازوکارهای مشخص برای تبادل اطلاعات، برگزاری نشست‌های خبری منظم، دسترسی سریع رسانه‌ها به منابع رسمی و تدوین دستورالعمل‌های حرفه‌ای برای پوشش بحران از جمله اقداماتی است که می‌تواند به انسجام پیام رسانه‌ای کمک کند. چنین هماهنگی موجب می‌شود اطلاعات دقیق، منسجم و آرامش‌بخش در اختیار افکار عمومی قرار گیرد و جامعه با اطمینان بیشتری تحولات را دنبال کند.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.