مذاکره بخشی از جنگ است
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در حالی که غبار جنگ روانی بر آبهای نیلگون خلیجفارس سایه انداخته، تازهترین تحلیلها نشان میدهد که تنگه هرمز نه با بیانیههای رسانهای، که تنها با شروط حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران اداره میشود. اکنون برخی از کارشناسان با توجه به تاکتیکهای دشمن در جنگ روایتها، از منطق جدیدی در سیاست خارجی سخن میگویند یعنی مذاکره نه به معنای عقبنشینی، بلکه به مثابه بخشی از خودِ جنگ برای تثبیت دستاوردهای میدانی است، آن هم با حفظ خط قرمزی به نام غنیسازی که حالا بیش از هر زمان دیگری وزن چانهزنی ایران را تعیین میکند.
تثبیت حقوق ملت هدف اصلی است
بر همین اساس محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و رئیس هیأت مذاکره کنونی ایران در صداوسیما گفت که امروز در حوزه نظامی موفقیت کسب کردیم و گاهی نیازمند مانور و حرکت درست در این عرصه ها هستیم، و خیابان باعث شده است در میدان با قدرت بایستیم.
او تأکید کرد: امروز دشمن نمیتواند خواسته خود را بر ما تحمیل کند و ما نیز باید بتوانیم حقوق ملت را (حفظ کنیم) به این معنا که در حوزه نظامی آن را به دست آوردیم و باید از جهت حقوقی و سیاسی آن را تثبیت کنیم، اینجا جایی است که دیپلماسی اقتدار باید به میدان بیاید و پرچم را به دست بگیرد.
رئیس هیأت مذاکره کنونی ایران تصریح کرد: همه تلاش دشمن این بود که خواستههای خود را به ما تحمیل کند و مهم است که ما حقوق خود را ثبت کنیم لذا اینجاست که مذاکره یک روش مبارزه است.
قالیباف تأکید کرد که تثبیت حقوق ملت باید هدف اصلی ما باشد و مطمئن باشید که در میدان دیپلماسی هیچ وادادگی نخواهد بود. تا وقتی که در حوزه میدان و نظامی کار را دنبال میکردیم محکم ایستاده بودیم و امروز نیز محکم ایستادهایم و هر لحظه دشمن خطایی بکند آماده هستیم. این گونه نیست که الان که داریم مذاکره میکنیم نیروی مسلح آماده نباشد، بلکه همانطور که مردم در خیابان هستند، نیروهای مسلح ما نیز آماده هستند.
تنگه هرمز از اول هم باز نشده بود
حمیدرضا کاظمی کارشناس روابط بین الملل در حوزه خلیج فارس در گفتوگو با بامداد جنوب در خصوص وضعیت تنگه هرمز و جنگ روانی که دشمن به راه انداخت، گفت: نکتهای که میخواهم بگویم این است که همان ابتدا تنگه هرمز به طور کامل باز نشده بود. دستگاه تبلیغاتی آمریکاییها در راستای جنگ روانی و ایجاد اختلاف، اعلام کرد که تنگه هرمز کاملاً باز است در صورتی که اصلاً اینگونه نبود. تنگه صرفاً با شروطی، آن هم فقط به روی کشتیهای غیرنظامی باز شده بود. این کشتیها باید از مسیر میان «لارک» و «قشم» کشور خودمان عبور میکردند لذا کل داستان، بیشتر جنگ روانی دشمن بود.
وی در ادامه تصریح کرد: انتظار میرود حتی اگر دشمن واقعیتی را بیان میکند، ما با دیده تردید به آن نگاه کنیم. به طور قطع اغلب کسانی که این موضوع را دنبال میکردند هم با تردید به آن مینگریستند. وقتی آمریکا میگوید تنگه باز شده، حتماً جزئیات دیگری پشت پرده وجود دارد. کما اینکه بعد از آن هم موضوع اصلاح شد؛ یعنی هم فرماندهی سپاه و هم باقی بازیگران تأثیرگذار این عرصه اعلام کردند که تنگه هرمز باز نشده و صرفاً برای عبور کشتیهای غیرنظامی، بهطور موقت امکان تردد از مسیر لارک فراهم شده است.
این کارشناس روابط بین الملل با اشاره به تهدید محاصره بنادر ایران افزود: در ادامه ماجرا زمانی که آمریکاییها اعلام کردند به محاصره بنادر ایران را از سمت اقیانوس هند و دریای عرب ادامه میدهند، قصد داشتند از این موضوع به عنوان یک «ابزار فشار» در مذاکرات استفاده کنند. در واکنش به این تهدید، ایران مجدد اعلام کرد که تنگه به طور کامل بسته شد. این گزارشی بود از وضعیت فعلی تنگه هرمز.
بده و بستان در مذاکره مهم است
کاظمی در خصوص بحث مذاکره ایران و آمریکا که بار دیگر مطرح شده است، گفت: اولاً ما نباید این مسأله را تبدیل به موضوع سیاست داخلی کنیم. طبیعی است که جریانهای سیاسی دیدگاههای متفاوتی داشته باشند در آمریکا هم دموکراتها تندترین انتقادها را علیه ترامپ مطرح میکنند. در اینجا هم برخی نقد دارند. نباید بگوییم هیچکس حرفی نزند و فقط ما حرف بزنیم. باید این پویایی را به رسمیت بشناسیم.
وی تأکید کرد: این بخشی از واقعیتِ نیروهای سیاسی ایران است که همه یک دیدگاه ندارند. اینجا مثل کشورهای همسایه نیست که یک شیخ حرفی بزند و همه پشت سرش همان را تکرار کنند. اتفاقاً خیلی هم خوب است که منتقد وجود داشته باشد؛ این نشانه پویایی سیاسی است.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: این حرف که «ما در این وضعیت نباید مذاکره کنیم»، اشتباه است. مذاکره بخشی از خودِ جنگ است. در حال حاضر روسیه و اوکراین هم با وجود درگیری، سر تبادل اسرا یا چگونگی رسیدن به آتشبس، مذاکره میکنند. لذا اینکه بگوییم هیچ مذاکراتی نباشد، غلط است، اما اینکه در مذاکره چه چیزی میدهیم و چه چیزی میگیریم، نکته اصلی است که باید دربارهاش حرف زد.
وی با بیان اینکه خط قرمزها از جمله غنیسازی و ذخایر راهبردی در مذاکره باید لحاظ شود، گفت: اگر منظور از مذاکره این باشد که بعد از این همه هزینه، تلفات و تلاشهایی که در سی سال گذشته بابت چرخه سوخت هستهای و غنیسازی دادهایم، بخواهیم دستاوردها را مفت و مجانی از دست بدهیم، به طور قطع من هم مخالف هستم. اینکه بخواهید ذخایر راهبردی اورانیوم را بدهید تا آتشبس شود، اشتباه است. آمریکا دقیقاً همین را میخواهد. ارزیابی آنها تا قبل از جنگ این بود که ما را به این نقطه برسانند.
حفظ چرخه غنیسازی
این کارشناس حوزه بینالملل یادآور شد: در مذاکرات قبلی هم سعی میکردیم با رعایت خط قرمزمان، یعنی «حفظ چرخه غنیسازی»، انعطافهایی داشته باشیم. اگر غنیسازی را از دست بدهیم، یک ضربه بزرگ و خسارتبار خواهد بود. ما میتوانیم غنیسازی داشته باشیم ولی سلاح هستهای نداشته باشیم. نکته اینجاست: آنچه را دشمن نتوانست در میدان به دست بیاورد، نباید با مذاکره به دست بیاورد اما نفسِ مذاکره اشتباه نیست. ما باید تأکید کنیم که حفظ غنیسازی خط قرمز ماست. این دستاورد، حاصل تلاش امروز و دیروز نیست؛ بلکه از دهه ۵۰ میلادی یکی از خواستههای بنیادین ما بوده است.
وی در پاسخ به این پرسش آیا آتشبس تمدید میشود؟ گفت: به نظر میرسد فاصله در مذاکرات همچنان زیاد است؛ زیرا آمریکاییها حاضر نیستند حق ایران برای غنیسازی را بپذیرند. با این حال، اگر مسائل پیرامون تنگه هرمز و محاصره حل شود، احتمال تمدید آتشبس وجود دارد اما در مورد «توافق هستهای»، همچنان میان ایران و آمریکا فاصلههای جدی وجود دارد.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.