روزهای پر التهاب بوشهر در شهریور ۱۳۲۰
۱۴۰۴-۰۶-۰۵
بامدادجنوب_مریم خوئینی
۱۰ اردیبهشت فرصتی است برای بازخوانی شناسنامه آبی این سرزمین، که قرنهاست نبض انرژی و امنیت جهان در آن میتپد. خلیج فارس برای ما بوشهریها، فراتر از یک همسایه دیرین و مهربان، هویت و معنای زیستن است. اما در جهان پرآشوب و شرایط کنونی امروز این پهنه نیلگون دیگر تنها یک آبراه و منبع انرژی نیست بلکه به چهارراه دیپلماسی و حتی میدان رقابت قدرتهای بزرگ در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. زیرا خلیج فارس جایی است که جغرافیا با سیاست گره میخورد و واژه ژئوپلیتیک متولد میشود. به باور برخی از استادان این حوزه، هر اتفاقی و هر حرکتی در این منطقه میتواند پیامی سیاسی به پایتختهای قدرت در جهان مخابره میکند. اما سهم ما از این جغرافیایِ ثروت و قدرت چقدر است؟ برای پاسخ به این سوالات و واکاوی نسبت میان قدرت، جغرافیا و امنیت، در آستانه «روز ملی خلیج فارس» در گفتوگو با استاد دانشگاه و پژوهشگر جغرافیای سیاسی، از زاویهای فراتر از شعار، به واقعیتهای این دریای پرماجرا مینگریم.
خلیج فارس همچنان مرکز ثقل انرژی جهان
مجید دهقانیان در گفتوگو با بامداد جنوب در این باره میگوید: به نظر میرسد با وجود گسترش انرژیهای تجدیدپذیر در قرن ۲۱، اهمیت خلیج فارس نهتنها کاهش نیافته بلکه همچنان یکی از نقاط حیاتی ژئواکونومیک جهان باقی مانده است.
وی افزود: دلیل آن روشن است چون گذار انرژی یک روند تدریجی است و اقتصاد جهانی هنوز به شکل ساختاری به نفت و گاز وابسته است و بخش بزرگی از این انرژی از خلیج فارس تأمین میشود. بنابراین باید بپذیریم که وزن سیاسی این آبراهه همچنان قابلچشمپوشی نیست. با این حال، تحولات جنگ اخیر و حساسیت بالا نسبت به تنگه هرمز باعث شده برخی کشورها بهدنبال کاهش میزان وابستگی خود به این گذرگاه فوقالعاده مهم باشند.
این پژوهشگر جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک با بیان اینکه خلیج فارس همچنان مرکز ثقل انرژی جهانی است، گفت: با این حال میتوان مشاهده کرد که بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بهطور خیلی روشن به مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی و کالا علاقهمند شدهاند؛ مسیرهایی که ریسکهای احتمالی عبور از تنگه هرمز را کاهش میدهند. بنابراین ارزش ژئوپلیتیکی خلیج فارس همچنان بسیار بالاست، اما تنوعسازی مسیرهای تجاری و انرژی به یک روند قابل توجه تبدیل شده است و این روندی است که در پاسخ به تحولات اخیر و برای کاهش آسیبپذیری استراتژیک دنبال میشود.
موانع شکلگیری پیمان دفاعی مشترک در خلیج فارس
دهقانیان تصریح کرد: از منظر جغرافیای سیاسی، شکلگیری یک پیمان دفاعی مشترک در خلیج فارس با چند مانع ساختاری روبهرو است. به نظرم چند نکته را میتوان در نظر گرفت نخست، وابستگی امنیتی بالای برخی کشورهای منطقه به قدرتهای فرامنطقهای است. طی دهههای گذشته بسیاری از دولتهای حاشیه خلیج فارس بخش مهمی از امنیت خود را بر پایه حمایت نظامی قدرتهای بزرگ تنظیم کردهاند.
وی یادآور شد: این وابستگی باعث شده معماری امنیتی منطقه به جای آنکه درونزا باشد، به شبکهای از روابط امنیتی با بازیگران بیرونی گره بخورد و در نتیجه انگیزه و امکان ایجاد یک سازوکار دفاعی کاملاً منطقهای کاهش یابد.
این استاد دانشگاه بیان کرد: مانع دوم به ساختار دولت- ملت در برخی کشورهای منطقه مربوط میشود. در جغرافیای سیاسی، دولتهایی که از نظر هویت ملی، انسجام اجتماعی و استقلال تصمیمگیری با چالش روبهرو هستند، معمولاً در اتخاذ تصمیمهای مهم و مستقل با محدودیت مواجهاند. در چنین شرایطی سیاستهای امنیتی آنها بیشتر تحت تأثیر ملاحظات بیرونی یا موازنههای قدرت خارجی قرار میگیرد.
دهقانیان، عامل سوم را حضور گسترده نظامی قدرتهای خارجی در منطقه عنوان کرد و افزود: پایگاههای نظامی، ناوگانهای دریایی و شبکههای امنیتی خارجی در خلیج فارس عملاً بخشی از ساختار امنیتی موجود را شکل دادهاند. این حضور نهتنها وابستگی امنیتی را تقویت میکند، بلکه فضای لازم برای شکلگیری یک سازوکار امنیتی مستقل منطقهای را عملاً محدود میسازد چرا که یک طرف خلیج فارس ایران است و ایران بهطور واضح با این موضوع مخالف است.
وی با بیان اینکه مسأله امنیت واگذار شده نیز نقش مهمی دارد، گفت: در بسیاری از موارد، تأمین امنیت بهجای آنکه بر ظرفیتهای بومی و همکاری منطقهای استوار باشد، به بازیگران بیرونی واگذار شده است. چنین الگویی باعث میشود کشورهای منطقه کمتر به سمت ایجاد اعتماد متقابل و سازوکارهای دفاعی مشترک حرکت کنند.
خلیج فارس مهمترین آبراه راهبردی جهان
در همین حال استادان دیگر نیز معتقد هستند از دیدگاه جغرافیای سیاسی، خلیج فارس و به موازات آن تنگه هرمز، از معدود مناطق جهان هستند که واجد اهمیت همزمان در این چهار حوزه هستند: ژئواستراتژی، ژئواکونومی، ژئوپولیتیک و ژئوکالچر. به عبارت دیگر از یکسو موقعیت ژئواستراتژیک آنها جایگاه ویژهای به منطقه میدهد، از سوی دیگر پیوند جغرافیا با اقتصاد، سیاست و فرهنگ موجب شده که این منطقه به عرصهای پیچیده و چندبعدی تبدیل شود. بنابراین، تحلیل جامع تنگه هرمز مستلزم در نظر گرفتن این چهار بُعد در قالب یک مجموعه آبی و منطقهای با اهمیت بینالمللی است.
سارا اکبری استاد دانشگاه فردوسی مشهد در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه این مسیر دریایی، مهمترین آبراه راهبردی جهان به شمار میآید، تصریح کرد: هرچند آبراههای دیگری مانند تنگه بابالمندب، کانال سوئز یا کانال پاناما نیز در شبکه جهانی حملونقل انرژی نقشآفرینی میکنند، اما هیچیک از آنها از نظر حجم انتقال انرژی و سوابق تاریخی، با تنگه هرمز قابل مقایسه نیستند. تجربه تاریخی از دوران باستان تا دوره معاصر نیز این جایگاه ممتاز را بارها تأیید کرده است.
وی افزود: بر اساس دادههای موجود، از سال ۱۹۷۰ تاکنون حدود یکچهارم نفت خام جهان از این آبراه عبور کرده است؛ رقمی که عملاً معادل حدود ۴۰ درصد مصرف روزانه نفت خام جهان محسوب میشود. همچنین، نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز از طریق همین تنگه جابهجا میشود که سهمی نزدیک به ۴۰ تا ۴۵ درصد کل صادرات جهانی این محصول را تشکیل میدهد. این حجم از مبادلات انرژی، نقش هرمز را در ثبات و امنیت بازار جهانی بیش از پیش آشکار میکند.
۱۴۰۴-۰۶-۰۵
۱۴۰۴-۰۵-۰۸
۱۴۰۵-۰۲-۲۸
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.