«حسبی الله»، صدای وطن در جنگ
بامدادجنوب_الهام بهروزی
موسیقی در میان همه گونههای هنری شاید همراهترین و ماندگارترین زبان عاطفی بشر است که در بزنگاههای تاریخی، اجتماعی و انسانی همواره در کنار مردم ایستاده و روایتگر امید، اندوه، مقاومت و همبستگی بودهاست. موسیقی در بسیاری از مواقع نیرویی الهامبخش برای شکلدهی به ارادههای جمعی بوده است. تاریخ گواه این است که هرگاه جامعهای در معرض بحران، جنگ یا دگرگونیهای بزرگ قرار گرفته، موسیقی بهمثابه رسانهای تاثیرگذار وارد میدان شده و با خلق نغمهها و سرودهای حماسی، روحیه ایستادگی و امید را در میان مردم تقویت کردهاست.
در بسیاری از تجربههای تاریخی جهان، از جنبشهای آزادیخواهانه گرفته تا جنگهای سرنوشتساز، موسیقی نقش سترگی را در امیدبخشی و حماسهآفرینی بازی کردهاست تا جایی که مارشهای نظامی، سرودهای ملی- میهنی و قطعات حماسی، در چنین مقاطعی به نمادهای فرهنگی مقاومت تبدیل شدهاند. آثار بهوجود آمده در بطن انقلابها و جنگها با برانگیختن احساس تعلق و همبستگی توانستهاند جامعه را در این بزنگاههای حساس در مسیر پایداری و تابآوری همراهی کنند. در واقع، موسیقی در این شرایط به بخشی از کنش فرهنگی و اجتماعی ملتها در برابر بحران درمیآیند.
تجربه تاریخی ایران نیز بهخوبی گواه نقشآفرینی موسیقی در مواقع حساس و تنشزاست. در سالهای پیروزی انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس، هنرمندان موسیقی با خلق سرودها و قطعات حماسی، سهم قابل توجهی در تقویت روحیه مقاومت و امید در میان مردم و رزمندگان ایفا کردند. بسیاری از این آثار، با وجود گذشت دههها همچنان در حافظه جمعی جامعه ایرانی زندهاند و بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی مقاومت شناخته میشوند. این سرودها و قاطعات دربردارنده ارزشهایی چون ایثار، همبستگی ملی و دفاع از میهن هستند که هنوز هم شنیدنشان مسرتبخش و محرک ایستادگی در برابر هر تهدیدی است.
در شرایط کنونی که امنیت و تمامیت سرزمینی ما از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا مورد تهدید و تجاوز قرار گرفته، بار دیگر موسیقی به عنوان یکی از ابزارهای امیدساز و حماسهآفرین وارد میدان شده است. در این میان، شماری از هنرمندان و فعالان عرصه موسیقی با تولید قطعاتی با مضامین ملی و میهنی تلاش کردهاند صدای همبستگی و مقاومت مردم ایران را بازتاب دهند و از رهگذر هنر، سهمی در تقویت روحیه جمعی و همدلی عمومی ایفا کنند. انتشار آثاری از سوی خوانندگانی چون رضا صادقی با قطعه «خدا، مادر، وطن»، گرشا رضایی با ترانه «خونه» و همچنین تولید آثار حماسی از سوی آهنگسازانی همچون کارن همایونفر، نشان میدهد که موسیقی همچنان یکی از مهمترین رسانههای فرهنگی در بازتاب احساسات و دغدغههای جمعی جامعه ایرانی است.
در این میان، برخی آثار بیش از دیگر تولیدات مورد توجه افکار عمومی قرار گرفتهاند و توانستهاند در مدت کوتاهی بازتاب گستردهای در میان مخاطبان پیدا کنند. یکی از شاخصترین آنها، تکآهنگ «حسبیالله» محسن چاوشی است که همزمان با فضای پرتنش منطقهای و در تقارن با مناسبتهای مذهبی منتشر شده و با بهرهگیری از مضامین دینی، میهنی و حماسی واکنشهای فراوانی را در میان مخاطبان و اهالی فرهنگ و هنر برانگیختهاست. این اثر در مدت کوتاهی در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافته و به عنوان نمونهای از پیوند میان احساسات مذهبی، هویت ملی و بیان هنری مورد توجه قرار گرفتهاست.
خود محسن چاوشی درباره این قطعه که با شعری از مهدی عباسی و میکس و مسترینگ مهدی کریمی ساخته شده، یادداشتی منتشر کرده که در بخشی از آن نوشته است: «هر چه فکر کردم، دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!
دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیره اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند! تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند، همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند. دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم! که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد، همین کار را میکردم. برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند، خواندم. «حسبی الله» گفتوگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است.»
به عقیده برخی از موسیقیدانان جنوبی، این قطعه شوری را در جامعه در بحران جنگ آفریده، بهطوری که طنینش تمام خیابانها و گذرهای شهرهای دور و نزدیک و کوچک و بزرگ ایران را دربرگرفته و به نغمه حماسی ایرانیها در جنگ اخیر تبدیل شدهاست. در این رابطه، یک مدرس و پژوهشگر موسیقی نیز با اشاره به قطعه «حسبی الله» محسن چاوشی به ایرنا گفت: این هنرمند حس میهندوستی و عرض ارادت به قامت دین و مدنیت را با زبان موسیقی تبیین کرده و به این واسطه، «حسبیالله» فرازهایی از عمق فاجعه «جنگ رمضان» و دومین جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی را برای جهانیان معنابخشی میکند.
رضا مهدوی ادامه داد: بار دیگر شگفتانهای خودجوش از جنس «حسبیالله» از سُویدای وجود محسن چاوشی با کلام گویا و پویای مهدی عباسی از خواب غفلت بیدارمان کرد. در این شرایط، برخی هنرمندان سرشناس یا بهصورت حقیقی خواب هستند یا خود را به خواب زدهاند و بیدارشدن شاید محال باشد.
به عقیده وی، حس میهندوستی، مردمدوستی و عرض ارادت به هر چه پاکی در قامت دین و مدنیت را میتوان از درون و ظاهر تسلیم شده چاوشی؛ خواننده، آهنگساز و ترانهسرا دریافت که مسلمانی را قد و قامتی هنرمندانه در لباس فن موسیقا تبیین کرده است. چاوشی نمونهای از نبوغ دوران است که درک و دریافت درستی از شرایط روزگار را حکمتوار و فلسفهوار جستوجو میکند و حقیقت ازلی را در تفکیک و منطق رویدادها و جریانات روز با فهم دقیق حلاجی میکند.
این کارشناس موسیقی تاکید کرد: در نهایت این هنرمند، نتیجه درک و دریافت خود از شرایط را در قالب تکآهنگها و قطعاتی ارائه میکند که با زبان مردم، آنان را هوشیار میکند و لاجرم بر دل آنان مینشیند و هر روزه بر طیف دوستدارانش افزوده میشود. چاوشی بینیاز از هر درجه و عنوانی در بین عام و خاص است که معنی دقیقی از هنرمند ممتاز را به خود منصوب کرده است. همچنین او بینیاز از هر توجهی است. زمانی سبک چاوشی به اشتباه زیرزمینی نامیده شد و بعدها که ممیزان متوجه اصالت آن شدند، راه را به صورت رسمی برای فعالیت این هنرمند هموار کردند. با وجود این، چاوشی باز هم بینیاز از توجه خاص، نشان و درجه است که آثارش با مضامین اهل بیت(ع)، فلسطین، ماه محرم، قرآنسوزی، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و اینک جنگ رمضان مورد توجه توده مردم هنردوست؛ از کف خیابان تا صدر است.
مهدوی با تاکید بر اینکه البته دیگر آثار زیبا و دلنشین تغزلی مردموار چاوشی در سبک و سیاقهای مختلف موسیقایی مورد توجه مردم قرار گرفته است و نشاندهنده این است که این هنرمند نه تنها مرد خاص موسیقی مردموار پاپ ایرانی، بلکه مرد خاص موسیقی ملی ایران است، تصریح کرد: چاوشی با رفتارهای آتش به اختیار خود، هنر و هنرمند بودن را در راستای توجه به مردم دوستدار فلات عزیز ایران معنایی دیگر بخشیده است. ایران و ایرانی به او افتخار میکند که چنین فرزند پاک و خوش نهادی دارد و سخن و انتقادش را در کنار خلق اثر هنری با شهامت به گوش مسئولان میرساند.
وی با اشاره به مضمون قطعه «حسبیالله» بیان کرد: این اثر، رمز دوم عملیات بعد از «علاج» است که چاوشی آن را در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه منتشر کرد، در ادامه نیز در جریان جنگ رمضان، «حسبیالله» منتشر شد؛ تک تک واژگان این اثر، کلیدواژههایی هستند که با صدای گرم، نرم و گرفته چاوشی، فرازهایی از عمق فاجعه از دومین جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی را برای گوشهای جهانیان معنابخشی میکند.
این کارشناس موسیقی گفت: با توجه به اینکه چاوشی دارای چنین آگاهی و بصیرت همهجانبه است و خود مثل یک ابررسانه عمل میکند، به نظر میرسد رسانه ملی از فراوردههای فکری و هنری او به نهایت بهره میبرد که اتفاقا اینگونه نیست و نباید دیگر آثارش را مورد قضاوت قرار دهد و دستچین وار مجوز پخش در شبکههای رادیویی و تلویزیونی به او بدهد؛ چراکه چاوشی مدتهاست تبدیل به مصداق و معیار هنرهای شنیداری شده است. درود بر وجدان بیدار و شیر پاکی که خورده است.
در پایان این گزارش یادآوری شود که در بزنگاههای تاریخی، نقش هنرمندان در روحیهبخشی و امیدافزایی در جامعه نقشی انکارناپذیر است. هنرمند، نویسنده، روزنامهنگار، نقاش و دیگر کنشگران عرصه فرهنگ و هنر، هر یک با ابزار و زبان خاص خود میتوانند به تقویت همبستگی اجتماعی، همدلی ملی و تبیین ضرورت دفاع مشروع از سرزمین و هویت جمعی یاری رسانند.
تاریخ فرهنگی ایران موید این است که در جنگ کنونی بلکه در همه مقاطع حساس، هنرمندان بسیاری با درک درست از شرایط زمانه و با بهرهگیری از ظرفیتهای هنر در کنار مردم ایستاده و تلاش کردهاند با خلق آثار منحصربهفرد، روحیه ایستادگی و همدلی را در جامعه تقویت کنند. این کنشگری فرهنگی که گاه در قالب شعر موسیقی و گاه در هنرهای تجسمی جلوهگر میشود، سهم بسزایی در تقویت اتحاد و همدلی ملت ایران ایفا کرده و میکند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.