عبدالمجید ارفعی ساختار اداری «لیان» را بازشناسی کرد
الهام بهروزی
در این روزهای مضطرب، هر بار خبری جانها را بهدرد میآورد، مثل خبر درگذشت پروفسور عبدالمجید ارفعی؛ زبانشناسی که تاریخ ایلامی و زبانهای باستانی اکدی و عیلامی را خواند و با خوانش مستقیم کتیبهها، پردههای تاریکی را از گوشههای ناشناخته تمدن ایلامیان و سپس هخامنشیان کنار زد. او مترجم منشور کوروش بزرگ و از برجستهترین پژوهشگران زبانها و فرهنگهای باستانی ایران بود.
خبر درگذشت این استاد فرهیخته به نوعی اعلام پایان حضور یکی از آخرین بازماندگان نسل مترجمان و کتیبهخوانان خط میخی ایلامی در ایران و جهان بود که تاریخ ایران را از دل گلنبشتهها و آجرنوشتهها بیرون کشید نه از روایتهای ثانویه. به جرات میتوان گفت که ارفعی از استادان بیبدیل زبانهای باستانی بود که با تسلطی استثنایی بر زبانهای اکدی، عیلامی، سومری، اوستایی و پهلوی، توانایی خوانش مستقیم متون پیچیده خط میخی را داشت؛ قابلیتی که او را در شمار معدود متخصصان زنده این حوزه در سطح بینالمللی قرار میداد. عبدالمجید ارفعی کتیبه کوروش را نه به زبان فارسی امروز، که به همان زبانی خواند که کوروش بزرگ حدود دو هزار و پانصد سال پیش، دستکم در بابل عراق امروزی، با آن سخن گفته بود. آنان که او را هنگام خواندن لوحهای گلی دیدهاند، از تسلطی میگویند که شگفتانگیز بود؛ گویی متنی روزمره را به زبان مادری مرور میکند.
همین توانایی بود که او را به یکی از معتبرترین کتیبهخوانان ایران مبدل کرد و نامش را با گلنبشتههای تختجمشید پیوند زد. آثاری که شناخت ساختار اداری، اقتصادی و فرهنگی ایران هخامنشی بدون آنها ممکن نیست.
بخش مهمی از کارنامه علمی ارفعی به خوانش و ترجمه همین لوحها بازمیگردد؛ لوحهایی که گزارش زندگی روزمره، نظام جیره و دستمزد، ثبت اموال، فعالیتهای اداری و سازمان حکومتی هخامنشیان را در خود دارند. انتشار کتاب سهجلدی «گلنبشتههای باروی تختجمشید» در سال ۱۳۸۷، حاصل سالها پژوهش دقیق او بود؛ پژوهشی که عبدالمجید ارفعی را به یکی از مراجع اصلی مطالعات هخامنشی تبدیل کرد. او در مجموع بیش از سه هزار لوح گلی تختجمشید و بیش از سه هزار و دویست آجر کتیبهدار از شوش، چغازنبیل و دیگر محوطههای تاریخی از جمله لیان و… را بررسی، ساماندهی و ترجمه کرد که پیش از او در ایران سابقهای چنین گسترده و نظاممند نداشت.
عبدالمجید ارفعی نهم شهریورماه ۱۳۱۸ در کوه گنو در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در بندرعباس، یزد و تهران ادامه داد. دیپلمش را از مدرسه عالی دارالفنون گرفت و همزمان در رشتههای حقوق، باستانشناسی و ادبیات فارسی پذیرفته شد، اما مسیر زندگی علمیاش او را به ادبیات فارسی و سپس به زبانهای باستانی کشاند. آشنایی با پرویز ناتل خانلری و ابراهیم پورداوود، نقطه عطفی در سرنوشت علمی او بود. به توصیه پورداوود، ارفعی به سراغ زبانهای عیلامی و اکدی رفت؛ حوزهای که به باور استادانش، ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داشت.
او برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد؛ ابتدا در دانشگاه پنسیلوانیا زبان اکدی را آموخت و سپس به دانشگاه شیکاگو رفت که در آن زمان یکی از مهمترین پایگاههای مطالعات زبان عیلامی و گلنبشتههای تختجمشید به شمار میرفت. ارفعی نزدیک به هشت سال در این دانشگاه به پژوهش پرداخت و شاگرد مستقیم ریچارد هالک، ایلامشناس برجسته قرن بیستم، بود. او تنها ایرانی بود که موفق به اخذ دکترای تخصصی زبان عیلامی شد و رساله دکترایش به بررسی زمینههای جغرافیایی لوحهای تختجمشید اختصاص داشت.
به درخواست خانلری، نخستین کتاب خود را با ترجمه فرمان کوروش بزرگ منتشر کرد که پس از ماهها کار دقیق بر روی نسخه تهیهشده از موزه بریتانیا، به یکی از معتبرترین ترجمههای این متن تاریخی مبدل شد. ارفعی پس از بازگشت به ایران، در فرهنگستان ادب و هنر و سپس در موزه ایران باستان فعالیت کرد و تالار کتیبهها را سامان داد؛ صدها گلنوشته و آجرنوشته را شناسایی و طبقهبندی کرد و همواره تاکید داشت این متون به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شوند تا در دسترس جامعه جهانی پژوهش قرار گیرند.
با این حال، پس از انقلاب، سالهایی از عمر این پژوهشگر در سکوت و بیمهری گذشت. او در این سالها با اینکه از فعالیت رسمی علمی دور ماند، اما از دغدغه تاریخ و میراث فرهنگی دست نکشید. از دهه هفتاد بار دیگر به عرصه پژوهش بازگشت و جایگاه علمیاش بیش از پیش شناخته شد. او در سال ۱۳۹۴ جایزه سرو ایرانی را برای یک عمر تلاش در میراث فرهنگی دریافت کرد و در سال ۱۴۰۱ نیز نشان خورشید یونسکو و نشان ایکوم به او اهدا شد.
ارفعی تا واپسین روزهای زندگی، پیگیر بازگشت کتیبههای هخامنشی باقیمانده در موسسه شرقشناسی شیکاگو بود که همچنان زیر سایه روابط سیاسی ایران و آمریکا معلق مانده است. او باور داشت شناخت جامع فرهنگ و تاریخ ایران، بدون آشنایی عمیق با زبانهای عیلامی و اکدی ممکن نیست و بارها بر ضرورت آموزش این زبانها در دانشگاههای کشور تاکید کرد. این زبانشناس برجسته سرانجام ششم اسفند، در ۸۶ سالگی چشم از جهان فروبست؛ بیشک با مرگ یکی از آخرین صداهای خوانش مستقیم تاریخ ایران نیز خاموش شد. این زبانشناس با خوانش بخشی از کتیبههای که در محوطه باستانی لیان کشف شد، تاثیر بسزایی در بازنمایی بخشی از تاریخ ایلامیهای در این بندر کهن داشت.
در این رابطه، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر و باستانشناس و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی جنوب کشور با ابراز اندوه از درگذشت استاد عبدالمجید ارفع، فقدان وی را ضایعهای اندوهبار برای جامعه باستانشناسی و زبانشناسی ایران و جهان دانست و به بامداد جنوب گفت: دکتر عبدالمجید ارفعی از برجستهترین متخصصان ایرانی در حوزه زبانهای ایلامی و اکدی بود و نقشی تعیینکننده در خوانش و تحلیل کتیبههای ایلامی ایفا کرد. از مهمترین فعالیتهای علمی ایشان میتوان به خوانش کتیبههای باروی تختجمشید و چغازنبیل اشاره کرد. افزون بر این، دکتر ارفعی در حوزه مطالعات ایلامی استان بوشهر نیز نقشی بسیار پررنگ داشت و بخش قابلتوجهی از کتیبههای بهدستآمده از این منطقه را خوانش و تحلیل کرد و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار جامعه باستانشناسی، تاریخپژوهی و زبانشناسی قرار داد.
نصرالله ابراهیمی با اشاره به اینکه پرفسور ارفعی در استان بوشهر، بخشی از کتیبههای کشفشده از محوطه تاریخی لیان که در محدوده نیروی دریایی ارتش قرار دارد، مورد خوانش قرار داد، افزود: محوطه تاریخی لیان در سال ۱۹۱۳ میلادی به همت بزارد، باستانشناس فرانسوی بهصورت عجولانه و با کاوشی افقی مورد بررسی قرار گرفت. در جریان این کاوش، مجموعهای از کتیبهها و دادههها ویافتههای فرهنگی بهدست آمد که بخشی از آنها به موزه لوور فرانسه منتقل شد. باید اشاره کنم که بخشی از این کتیبهها از لایههای زیرین و بخشی دیگر از سطح محوطه جمعآوری شد. شماری از کتیبههایی که دکتر ارفعی به خوانش و ترجمه آنها پرداخت، از جمله یافتههای سطحی همین محوطه بوده است.

به گفته وی، محوطه لیان یکی از محوطههای شاخص دوره ایلام میانه بهشمار میرود و این امر نشاندهنده جایگاه مهم بندر تاریخی لیان یا بوشهر امروزی در این دوره است. خوانش کتیبههای کشفشده در منطقه لیان به همت دکتر ارفعی نشان میدهد که این کتیبه عمدتا ماهیتی رسمی و اداری داشتهاند و به موضوعاتی چون ثبت اموال، نذورات، امور مذهبی، ساختوسازها، وقف معابد و ثبت نام حاکمان و مسئولان محلی میپرداختهاند که این امر اهمیت اداری و مذهبی لیان را در دوره ایلام میانه آشکار میکند.
ابراهیمی یادآور شد: از مهمترین شخصیتهای برجسته مرتبط با این محوطه میتوان به الهه «کریریشا» اشاره کرد که بعدها همسر شاه ایلامی شد. ناپیرشا، شاه ایلام معبدی برای این بانوی بزرگ لیان در چغازنبیل و همچنین بوشهر بنا کرد که خود گواهی بر اهمیت مذهبی و سیاسی لیان در دوره ایلام میانه است.
این باستانشناس سپس به جایگاه پژوهشی پروفسور ارفعی در طول دوران فعالیت علمیاش بهویژه در ترجمه و تفسیر متون ایلامی جنوب ایران اشاره و تصریح کرد: ایشان با خوانش کتیبههای ایلامی نقش بسزایی در درک بهتر ساختار اداری ایلامیان و تداوم آن در دوره هخامنشی داشته است. خوانشهای دکتر ارفعی از کتیبههای لیان منجر به پیدایش کتابی مستقل درباره این محوطه شد که به همت بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر با تلاشهای ارزشمند دکتر مشایخی منتشر شد. این کتاب بیانگر اهمیت و نقش لیان در دوره ایلامی است.
وی تاکید کرد: کتیبهها و قطعات میخی بهدستآمده از محوطه لیان که به زبان ایلامی و در برخی دورهها در پیوند با نظام اداری هخامنشی هستند، نشان میدهند که لیان نهتنها یک سکونتگاه، بلکه مرکز مهمی در حوزه اداری، اقتصادی و بندری در کرانه خلیج فارس بوده است. محتوای این متون عمدتا به ثبت و تحویل کالاهایی چون غله، دام و محصولات، جیره و دستمزد کارکنان، حسابرسی انبارها، فعالیتهای بندری و بازرگانی (جابهجایی کالایی از طریق دریا) و نیز نذورات و امور مذهبی (ثبت هدایا و نذرها برای معابد، ذکر نام الههای محلی و نوشتههای مرتبط) و… اختصاص دارد.
ابراهیمی ادامه داد: همچنین در این کتیبهها به نام اشخاص، حاکمان محلی، کاتبان، مسئولان ثبت اسناد و پروژههای عمرانی و وقف املاک اشاره شده است. این کتیبهها بیانگر این هستند که سنت بایگانی و نگارش اداری ایلامی در لیان رواج داشته و در برخی موارد، تداوم آن در دوره هخامنشی نیز قابل مشاهده است. بخشی از این کتیبههای کشفشده در لیان در کتاب «ماموریت در بندر بوشهر» نوشته بزارد منتشر شده که پرده از اهمیت این بندر در دوره ایلامی در کرانه خلیج فارس برمیدارد.
این نویسنده، پژوهشگر و باستانشناس سپس به دیگر خدمات علمی دکتر ارفعی به تاریخ بوشهر اشاره و تصریح کرد: خوانش تنها کتیبه بهدستآمده از کاخهای هخامنشی دشتستان از دیگر تلاشهای علمی این زبانشناس برجسته در تاریخ بوشهر است. بدیهی است در این منطقه سه محوطه شاخص هخامنشی شامل کاخ چرخاب در ورودی برازجان، کاخ سنگ سیاه در روستای جتوت و کاخ بردک سیاه در روستای درودگاه شناسایی شدهاند. در کاوشهای سال ۱۳۸۴ به سرپرستی احسان یغمایی، بخشی از کتیبهای در کاخ بردک سیاه کشف شد که خوانش این کتیبه نیز به همت پروفسور ارفعی محقق شد.
وی یادآور شد: این کتیبه که به خط میخی و به زبان بابلی نو نگاشته شده، بهصورت ناقص باقی مانده و تنها عبارت «برفراز درگاه» از آن خوانده شده است. این اثر در حال حاضر در موزه منطقه خلیج فارس نگهداری میشود و امید میرود در کاوشهای آینده، بخشهای تکمیلی آن نیز بهدست آید. بیتردید، خدمات ارزنده پروفسور عبدالمجید ارفعی در حوزه خوانش کتیبههای ایلامی و اکدی، جایگاهی ممتاز در سطح جهانی دارد. بسیاری او را در شمار معدود چهرههای برتر این حوزه در جهان میدانند. فقدان ایشان، ضایعهای سنگین برای جامعه میراث فرهنگی و مطالعات تاریخی ایران است و امید میرود مسیر علمی که او گشود، به دست پژوهشگران جوان این سرزمین تداوم یابد.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.