فرهنگ 22 بازدید
دیدگاه جواد متین درباره تاثیر «بامداد جنوب» در فرهنگ و هنر استان:

اعتماد هنرمندان، سرمایه اصلی بامداد جنوب است

بامدادجنوب_الهام بهروزی

سه هزار فرسخ طی شد تا به امروز رسیدیم؛ مسیری پر از فراز و نشیب؛ پر از صداهای گوناگون و واکاوی دغدغه‌های شنیدنی و ناشنیدنی. در این مسیر سرویس «ادب و هنر» روزنامه کوشید تا تنها بازتاب‌دهنده رویدادها نباشد که همراه و هم‌سخن جامعه فرهنگ، هنر و ادبیات باشد و تربیونی برای شنیدن صداهای کمتر شنیده‌شده، روایت تجربه‌های انباشته مورخان، نویسندگان، شاعران، موسیقیدانان، هنرمندان و کنشگران فرهنگی و ایجاد مجالی برای گفت‌وگو، نقد و اندیشیدن در باب آنچه فرهنگ و هنر این سرزمین را می‌سازد و ارتقا می‌دهد؛ چراکه بر این باور بوده و هستیم که «رسانه» اگر قرار است نقش خود را به‌درستی ایفا کند، باید صدای بی‌صدایان باشد و در عین حال، فضای گفت‌وگو را میان نسل‌ها، دیدگاه‌ها و روایت‌های متکثر فراهم کند.

در همین راستا، جواد متین، نویسنده، هنرمند و روزنامه‌نگار جنوبی، بر این باور است که سرویس «ادب و هنر» بامداد جنوب در طول سال‌های انتشار خود کوشیده با تکیه بر تولید محتوای مستقل، رویکردی آسیب‌شناسانه و توجه به ظرفیت‌های بومی، نقشی فراتر از بازتاب صرف اخبار ایفا کند و در حد توان، به ارتقای گفت‌وگوی فرهنگی، معرفی هنرمندان و طرح مطالبات جامعه فرهنگ و هنر استان بپردازد. این نگاه، ما را بر آن داشت تا به مناسبت انتشار سه‌هزارمین شماره روزنامه بامداد جنوب، پای گفت‌وگو با او بنشینیم و درباره چند و چون، کیفیت و کارنامه سرویس «ادب و هنر» در طول یازده سال انتشار این روزنامه، نظرش را جویا شویم؛ این‌که این صفحه تا چه اندازه توانسته در این سال‌ها در حوزه جریان‌سازی، مطالبه‌گری، معرفی ظرفیت‌های فرهنگی و هنری و بازتاب دغدغه‌های جامعه هنر و ادب نقش‌آفرینی کند.

نخست بگویید که از دید شما سرویس «هنر و ادب» روزنامه بامداد جنوب از آغاز انتشار تاکنون چه مسیری را طی کرده و این روند چه نقاط عطفی داشته است؟ 

سرویس هنر و ادب روزنامه بامداد جنوب از ابتدای انتشار تاکنون، به‌گمان من از نظر کیفی و محتوایی همواره مسیر مناسبی را طی کرده است. این سرویس از همان ابتدا کوشیده با فاصله‌ای معنادار از دیگر رسانه‌های فعال در استان، به تولید محتوا بپردازد که مهم‌ترین ویژگی آن نیز همین رویکرد مستقل در تولید محتواست؛ به‌گونه‌ای که صرفا به بازنشر مطالب فرهنگی و اخبار حوزه فرهنگ و هنر سایر رسانه‌ها اکتفا نکرده و همواره تلاش کرده محتوای اختصاصی ارائه دهد. این ویژگی، شاخص‌ترین امتیاز صفحه فرهنگ و هنر بامداد جنوب بوده و نشان‌دهنده تلاش آن برای ایفای نقش یک رسانه مستقل است.

طبیعتاً هر رسانه‌ای، دوره‌های درخشان و مقاطعی کم‌فروغ را تجربه می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت همواره در اوج باشد. با این حال، در یک ارزیابی کلی می‌توان با اطمینان گفت که این رسانه مسیر حرفه‌ای خود را یافته، جایگاهش را تثبیت کرده و توانسته مورد اقبال جامعه قرار گیرد. افزون بر این، بامداد جنوب در میان جامعه فرهنگ، هنر و ادب نیز به‌عنوان رسانه‌ای قابل اعتماد شناخته می‌شود؛ اعتمادی که حاصل استمرار، استقلال و توجه جدی به تولید محتوای اصیل است.

این سرویس آیا توانسته جریان‌های اصیل فرهنگ، هنر و ادبیات استان را بازتاب دهد و به تثبیت هویت فرهنگی بومی آن کمک کند؟ 

در پاسخ به این سوال مبنی بر میزان موفقیت سرویس هنر و ادب در بازتاب جریان‌های اصیل فرهنگی و هنری استان، احساس می‌کنم بامداد جنوب در این زمینه نیز عملکرد موفقی داشته است؛ چراکه این سرویس با تمرکز بر آیین‌ها، سنن، جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی و هنری، برای بسیاری از آن‌ها پرونده‌های مشخصی تشکیل داده است. برای نمونه می‌توان به پوشش مناسب این رسانه از جشنواره‌های سینمایی، تئاتر و موسیقی اشاره کرد.

همچنین رونمایی کتاب‌ها، برگزاری نمایشگاه‌های عکس و صنایع دستی و دیگر رویدادهای فرهنگی و هنری، در مناسبت‌های مختلف در صفحه ادب و هنر بامداد جنوب به‌موقع و به‌خوبی بازتاب یافته‌اند. در مجموع، بامداد جنوب در انعکاس این جریان‌های فرهنگی و هنری، عملکرد قابل قبولی داشته و توانسته تصویر نسبتا جامعی از فضای فرهنگی استان ارائه دهد.

نقش سرویس «هنر و ادب» روزنامه را در ارتقای ذائقه فرهنگی مخاطبان و گسترش گفت‌وگوی هنری در سطح استان چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

درباره نقش صفحه ادب و هنر در ارتقای آگاهی فرهنگی مخاطبان و گسترش گفت‌وگوی هنری در سطح استان، به‌نظر من بامداد جنوب در این حوزه نیز عملکرد مناسبی داشته است. دلیل این ادعا، رویکرد آسیب‌شناسانه‌ای است که این رسانه در قبال مسائل فرهنگی و هنری اتخاذ کرده است. با اطمینان می‌توان گفت هرگاه موضوعی محل مناقشه میان مدیریت فرهنگی و جامعه فرهنگ و هنر استان بوده، این روزنامه با گفت‌وگو با هنرمندان حوزه‌های مختلف، به واکاوی و بررسی آن پرداخته و در زمان‌ها و مناسبت‌های گوناگون، این مسائل را تحلیل و آسیب‌شناسی کرده است.

با این همه، احساس می‌کنم نه بامداد جنوب و نه هیچ رسانه دیگری در استان بوشهر، تاکنون نتوانسته‌اند به معنای واقعی کلمه به جریان‌سازی مستمر برسند؛ یعنی رسانه‌ای که به‌عنوان خط‌شکن و پیشرو بتواند جریانی را به نفع هنرمندان تغییر دهد. نمونه روشن آن، دو سالی است که در دوره استقرار دولت مرحوم آقای دکتر رئیسی سپری شد؛ دوره‌ای که متاسفانه تصمیمات نابخردانه برخی مدیران فرهنگی، آسیب‌های جدی به بدنه فرهنگ و هنر وارد کرد و هنرمندان در همه حوزه‌ها متضرر شدند.

در آن مقطع، نوعی تمامیت‌خواهی و انحصارطلبی بر فضای فرهنگ، هنر و ادب استان حاکم بود و بسیاری از هنرمندان به‌تدریج به حاشیه رانده شدند. با این حال، در حدود یک سالی که از تغییر دولت و جابه‌جایی مدیران فرهنگی می‌گذرد، تلاش‌هایی صورت گرفته تا بخشی از این خسارت‌ها جبران شود و با میدان دادن به هنرمندان، اندکی از آسیب‌های گذشته کاسته شود.

از دید شما این سرویس در معرفی و حمایت از هنرمندان، نویسندگان و شاعران بومی به‌ویژه چهره‌های نوظهور چقدر موثر ظاهر شده؟

ببینید این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هنرمندان به‌ویژه جوانان نیازمند دیده‌شدن هستند. به نظر من، یکی از ویژگی‌های بارز صفحه فرهنگ، هنر و ادب بامداد جنوب، معرفی نویسندگان، هنرمندان، کارگردانان به‌ویژه موسیقیدانان جوان بوده است؛ رویکردی که واقعا قابل تقدیر است و باید از آن تشکر کرد.

سیاست‌های محتوایی این صفحه تا چه حد توانسته میان نگاه تخصصی و جذب مخاطب عمومی تعادل برقرار کند و برای افزایش تاثیرگذاری فرهنگی و هنری صفحه «هنر و ادب» در آینده فرهنگ و هنر استان، چه اصلاحات و راهکارهایی را ضروری می‌دانید؟

در کل انتظار دارم که این سرویس با توجه به ظرفیت و تجربه‌ای که در اختیار دارد، انتقادی‌تر و متفاوت‌تر با رسانه‌های دیگر عمل کند؛ زیرا بدون تعارف باید بگویم که جهان ما در حال تغییر است و شنیدن صداهای مختلف، ویژگی جهان معاصر است. بنابراین شنیدن فقط یک صدا برای یک رسانه برازنده و کافی نیست. صداهای مختلف محترم‌اند، حتی صداهای مخالف؛ از هر دسته و جریانی. برای مثال، اگر قرار است یک سوژه اجتماعی کار شود، باید صدای مخالفان هم شنیده شود. تجربه نشان داده که تک‌صدایی در رسانه راه به جایی نمی‌برد و عملا نتیجه‌ای ندارد.

اگر بخواهم به‌صورت مصداقی مثال بزنم، امروز نهاد‌های مختلفی در حوزه فرهنگ فعالیت می‌کنند. بیش از سی نهاد فرهنگی در کشور مشغول کار هستند؛ اما اگر همه بخواهند شبیه هم عمل کنند و از روی دست یکدیگر کپی کنند، مخاطب خاصی نخواهند داشت. وضعیت رسانه‌ها هم دقیقاً همین‌گونه است.

من احساس می‌کنم نیاز است که در برهه کنونی در سوژه‌یابی و انتخاب موضوع بیاد جسورانه‌تر عمل کند، موضوعات چالش‌برانگیزتری انتخاب کند و با جسارت بیشتری به آن‌ها بپردازد تا این پوست‌اندازی در ادامه مسیر رسانه اتفاق بیفتد و در تولیدات رسانه‌ای هم شاهد این تغییر باشیم.

به عقیده من، جهان آینده، و دست‌کم ایران آینده، ایران جوانان است؛ نسل زد، نسلی که دیگر صرفا شنونده نیست و حرف برای گفتن دارد. رسانه باید با این نسل همسو شود. بدیهی است بسیاری از ایده‌آل‌ها و استانداردهایی که برای نسل‌های گذشته پذیرفته‌شده بود، برای نسل جوان امروز نه الزاما معتبر است و نه قابل قبول. بنابراین رسانه امروزی برای تاثیرگذاری و رسوخ به میان مردم و نسل جوان باید بتواند مبتنی بر تفکر انتقادی و صدای مردمی باشد تا جایگاه خود را در میان نسل جوان پیدا کند. البته به باور من، بامداد جنوب تا حدی این مسیر را پیدا کرده است و امیدوارم این روند ادامه‌دار باشد. در پایان، برای دوستان، همکاران و همه عزیزان در رسانه فاخر بامداد جنوب آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم روزبه‌روز شاهد شکوفایی بیشتر این رسانه باشیم.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.