فرهنگ 8 بازدید
یک کارشناس کتاب در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

کودک با توصیه و اجبار کتاب‌خوان نمی‌شود!

بامدادجنوب_الهام بهروزی

انتخاب کتاب خوب، یکی از شایع‌ترین توصیه‌های کارشناسان فرهنگی برای مانوس‌کردن کودکان با دنیای مطالعه است که این توصیه در روزگار غلبه ابزارهای هوشمند و سرگرمی‌های دیجیتال، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. بی‌شک کتابخوان کردن کودکان امروز که در فضای پرجاذبه و پررقابت رسانه‌های نوین رشد می‌کنند، بدون برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری و همراهی خانواده و نهادهای فرهنگی و آموزشی ممکن نیست.

در این میان، برخی از کارشناسان فرهنگی بر این باورند که اگر قرار است کتاب به دوستی ماندگار برای کودک تبدیل شود، باید از انتخاب درست آغاز کرد که هم با نیازها، روحیات و دنیای ذهنی کودک همخوان باشد و هم با مشارکت خود او صورت گیرد. زهرا مطلق، کارشناس حوزه کتاب نیز بر همین باور است و تاکید دارد که برای پیوند دادن کودکان با کتاب، باید حق انتخاب را برای آن‌ها به رسمیت شناخت.

آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگوی ما با این کارشناس فرهنگی درباره ویژگی‌های کتاب خوب برای کودک، اهمیت تصویرگری، نقش ادبیات بومی و نیز سهم خانواده، مدرسه و کتابخانه‌های عمومی در ترویج فرهنگ مطالعه در میان کودکان و نوجوانان است.

از نگاه شما «کتاب خوب» برای کودک باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

به عقیده من، کتاب خوب برای کودک دارای چند ویژگی است؛ نخست باید با سن و مرحله رشد ذهنی کودک تناسب داشته باشد. طبق پژوهش‌های حوزه ادبیات کودک، کودکان شش تا ۹ سال بیشتر با داستان‌های کوتاه، شخصیت‌های هم‌سن خود و روایت‌های پرتحرک ارتباط برقرار می‌کنند. دوم، زبان کتاب باید ساده و در عین حال غنی باشد؛ یعنی واژگان جدید را به شکل طبیعی وارد ذهن کودک کند، بدون آنکه متن برای او دشوار شود. سوم، تصویرگری باکیفیت با رنگ‌های مناسب روحیه کودک داشته باشد، چون تصویرهای خلاقانه در کتاب‌های کودک نقش مهمی در تقویت تخیل و درک داستان دارند. نکته دیگر پیام غیرمستقیم داستان است؛ کتاب خوب به‌جای نصیحت مستقیم، ارزش‌هایی مانند دوستی، مسئولیت‌پذیری یا احترام به طبیعت را در دل روایت منتقل می‌کند. همچنین توجه به ناشر و نویسنده در حوزه کودک می‌تواند معیار مناسبی برای انتخاب باشد.

چرا برخی از کودکان در سن دبستان علاقه‌ای به کتاب نشان نمی‌دهند؟

بی‌علاقگی به کتاب اغلب به تجربه‌های اولیه کودک از مطالعه برمی‌گردد. اگر اولین مواجهه کودک با کتاب همراه با اجبار یا متن‌های دشوار باشد، ذهن او مطالعه را فعالیتی خسته‌کننده تلقی می‌کند. از سوی دیگر، رقابت شدید رسانه‌های دیجیتال در این میان بی‌تاثیر نیست! اینجا راهکاری که به ذهن من می‌رسد، این است که کتاب در فضای زندگی کودک باید حضور فعالی داشته باشد؛ یعنی والدین خود اهل مطالعه باشند، کتاب در دسترس کودک قرار گیرد و زمان‌های کوتاه اما منظم برای خواندن تعریف شود. مشارکت والدین در مطالعه کودک به‌ویژه در سال‌های ابتدایی، یکی از موثرترین روش‌هاست. در این شیوه، پدر یا مادر بخشی از داستان را می‌خواند و کودک ادامه می‌دهد یا درباره تصویرها صحبت می‌کنند. این تعامل باعث می‌شود کتاب برای کودک به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل شود.

مدرسه در شکل‌گیری عادت مطالعه در میان دانش‌آموزان ابتدایی چگونه می‌تواند نقش فعال‌تری را بازی کند؟ 

مدرسه یکی از مهم‌ترین بسترهای ترویج کتابخوانی است. تجربه کشورهای موفق در حوزه آموزش بیانگر این است که برنامه‌های منظم کتابخوانی در مدرسه تاثیر چشمگیری بر شکل‌گیری عادت مطالعه دارد. ایجاد کتابخانه فعال در مدرسه، برگزاری «ساعت مطالعه آزاد»، دعوت از نویسندگان کودک برای گفت‌وگو با دانش‌آموزان و اجرای مسابقه‌های روایت داستان از جمله روش‌های موثر برای افزاش علاقه به کتاب در میان آن‌ها است. همچنین اگر معلمان بخشی از درس را با معرفی کتاب‌های مرتبط همراه کنند، دانش‌آموزان درک می‌کنند که کتاب فقط برای سرگرمی نیست.

نقش کتابخانه‌های عمومی و مراکز فرهنگی را در جذب کودکان به کتاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

بدون شک کتابخانه‌های عمومی می‌توانند نقش مکمل خانواده و مدرسه را ایفا کنند. تجربه کتابخانه‌های کودک در بسیاری از شهرها نشان داده اگر محیط کتابخانه برای کودک جذاب طراحی شود با فضای رنگی، برنامه‌های قصه‌گویی، کارگاه‌های خلاقیت و نشست‌های کتابخوانی، کودکان به آن فضا جذب می‌شوند. این مراکز می‌توانند حلقه ارتباطی میان نویسندگان، ناشران و مخاطبان کوچک باشند و فرصت آشنایی کودکان با کتاب‌های متنوع را فراهم کنند. البته ما برای تاثیرگذاری بیشتر باید به سمت کتابخانه‌های تخصصی کودک برویم.

متاسفانه استان ما فاقد یک کتابخانه تخصصی برای کودکان است که امیدواریم این مرکز با درایت و نگاه مثبت متولیان امر محقق شود، البته فعال شدن بخش کودک و نوجوان در بسیاری از کتابخانه‌های عمومی پس از بازطراحی، امید را برای رونق گرفتن مطالعه در میان این دو گروه سنی تقویت کرده است. به گفته مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان بوشهر، بسیاری از کتابخانه‌های استان بعد از بازطراحی و فضاسازی مناسب با سن و روحیه کودکان و نوجوانان با رشد در شاخص اعضای کودک و نوجوان مواجه شده‌اند که این اتفاق خیلی خوبی است.

با وجود رشد نسبی در جذب کودکان و نوجوانان به کتابخانه‌های عمومی، گوشی‌های هوشمند و بازی‌های دیجیتال همچنان رقبای جدی کتاب محسوب می‌شوند؛ به نظر شما چه راهکارهایی می‌تواند کتاب و کتابخوانی را برای نسل جدید به تجربه‌ای جذاب و قابل رقابت با سرگرمی‌های دیجیتال تبدیل کند؟

سوال خیلی خوب و حاکی از دغدغه و شناخت است. ببینید شیوه ارائه کتاب باید با شرایط جدید هماهنگ شود. بسیاری از کارشناسان حوزه آموزش معتقدند کتاب اگر با تجربه‌های تعاملی همراه شود، می‌تواند همچنان جذاب باشد. برای مثال، کتاب‌هایی که فعالیت، بازی یا پرسش در دل داستان دارند، کودک را درگیر می‌کنند. همچنین ترکیب کتاب با برنامه‌هایی مانند قصه‌گویی یا نمایش داستان، نقاشی از شخصیت‌های کتاب یا ساخت کاردستی مرتبط با داستان می‌تواند توجه کودکان را جلب کند. نکته مهم این است که کتاب باید به‌عنوان یک تجربه سرگرم‌کننده و کشف‌کننده معرفی شود، نه یک تکلیف آموزشی.

اگر بخواهیم از همان سال‌های ابتدایی عادت مطالعه را در کودک نهادینه کنیم، مهم‌ترین توصیه شما به خانواده‌ها چیست؟

به نظر من باید مطالعه را به بخشی از زندگی روزمره کودک تبدیل کنیم. حتی ۱۵ دقیقه کتابخوانی روزانه می‌تواند تاثیر زیادی داشته باشد. بهتر است والدین اجازه دهند کودک خودش کتاب انتخاب کند، زیرا احساس مالکیت نسبت به انتخاب باعث افزایش انگیزه می‌شود. همچنین هدیه دادن کتاب در مناسبت‌ها، رفتن خانوادگی به کتابفروشی یا کتابخانه و صحبت درباره داستان‌ها در جمع خانواده از روش‌هایی است که تجربه مطالعه را به یک فعالیت مشترک و دلنشین تبدیل می‌کند.

در این میان، برخی خانواده‌ها برای ترغیب فرزندانشان به کتابخوانی، ناخواسته از شیوه‌های اجباری استفاده می‌کنند. به نظر شما والدین چگونه می‌توانند بدون تحمیل و اجبار، علاقه به مطالعه را به‌صورت طبیعی و پایدار در کودکان تقویت کنند؟

طبق تجربه کارشناسان حوزه آموزش و ادبیات کودک، علاقه به کتاب بیشتر از آنکه با توصیه و اجبار شکل بگیرد، با «الگوی رفتاری» و تجربه‌های مثبت در خانه ایجاد می‌شود. کودکی که در محیطی رشد می‌کند که کتاب بخشی از زندگی روزمره است، طبیعتا به مطالعه گرایش پیدا می‌کند. به همین دلیل نخستین گام این است که والدین خود اهل خواندن باشند؛ حتی اگر این مطالعه کوتاه و روزانه باشد. وقتی کودک می‌بیند پدر یا مادر برای خواندن کتاب یا مجله زمان می‌گذارند، این رفتار به تدریج برای او نیز به یک الگوی عادی تبدیل می‌شود.

راهکار دیگر، ایجاد زمان‌های کوتاه اما منظم برای کتابخوانی است. بسیاری از کارشناسان علوم تربیتی معتقدند مطالعه‌ کوتاه و پیوسته برای کودکان دبستانی بسیار موثرتر از جلسات طولانی و پراکنده است. برای نمونه، ۱۵ تا ۲۰ دقیقه مطالعه در پایان روز یا پیش از خواب می‌تواند به یک عادت پایدار تبدیل شود. در این زمان‌ها بهتر است والدین در کنار کودک باشند و گاهی بخشی از داستان را با صدای بلند بخوانند. این شیوه که به «خواندن مشترک» معروف است، هم مهارت خواندن کودک را تقویت می‌کند و هم پیوند عاطفی او با کتاب را افزایش می‌دهد.

کارشناسان همچنین تاکید می‌کنند که گفت‌وگو درباره داستان‌ها اهمیت زیادی دارد. پس از خواندن کتاب، والدین می‌توانند درباره شخصیت‌ها، اتفاق‌های داستان یا پایان آن با کودک صحبت کنند. این گفت‌وگوها نه تنها درک مطلب کودک را افزایش می‌دهد بلکه نشان می‌دهد کتاب موضوعی ارزشمند برای گفت‌وگو در خانواده است.

افزون بر این راهکارهایی که اشاره کردید، برخی از کارشناسان فرهنگی بر باورند که مانوس کردن کودکان با قصه‌ها و داستان‌های بومی می‌تواند در جذب آن‌ها به دنیای کتاب موثر باشد، شما چقدر با این نظر هم‌عقیده هستید؟

راهکار منطقی است، زیرا ادبیات بومی می‌تواند در ایجاد ارتباط عاطفی کودک با کتاب نقش پررنگی ایفا کند. وقتی کودک در داستان با فضاها، واژه‌ها یا فرهنگ نزدیک به محیط زندگی خود روبه‌رو می‌شود، احساس نزدیکی بیشتری با روایت پیدا می‌کند. در مناطق مختلف ایران از جمله جنوب کشور، قصه‌های محلی، افسانه‌های دریایی و روایت‌های مربوط با آن ظرفیت زیادی برای تولید کتاب کودک دارند. این نوع داستان‌ها علاوه بر تقویت علاقه به مطالعه، به حفظ میراث فرهنگی و انتقال آن به نسل جدید نیز کمک می‌کنند. تجربه حاکی از آن است کودکانی که با داستان‌های بومی آشنا می‌شوند، راحت‌تر با ادبیات و کتاب ارتباط برقرار می‌کنند.

نقش تصویرگری و طراحی ظاهری کتاب تا چه اندازه در جذب کودک به مطالعه نقش دارد؟ 

خیلی زیاد؛ چون تصویرگری در کتاب کودک بخشی از روایت داستان است. بسیاری از متخصصان ادبیات کودک معتقدند در سال‌های ابتدایی، تصویر حتی می‌تواند مهم‌تر از متن برای کودکان باشد، زیرا کودک از طریق تصویرها داستان را در ذهن خود کامل می‌کند. استفاده از رنگ‌های زنده، شخصیت‌های قابل‌تشخیص و صفحه‌آرایی مناسب باعث می‌شود کودک با اشتیاق کتاب را ورق بزند. همچنین تصویرگری خوب می‌تواند مهارت‌های دیداری، تخیل و حتی درک مفاهیم پیچیده‌تر را در کودک تقویت کند. به همین دلیل در انتخاب کتاب کودک باید به کیفیت تصویرگری و طراحی کتاب به همان اندازه متن توجه کرد.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.