آغاز پیگیریها برای ثبت جهانی سیراف
۱۴۰۴-۰۸-۱۹
بامدادجنوب_الهام بهروزی
«اسکورت» ساخته یوسف حاتمیکیا اثری است که به همراه «زندهشور» تندیس بخش فیلم مردمی را از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد. این فیلم به پدیده «شوتیها» میپردازد؛ پدیدهای که از بطن شکافهای عمیق یک اقتصاد معیوب و بیمار سر برآورده است. شوتیگری زائدهای بر پیکر جامعهای است که در آن، کار شرافتمندانه از معنا تهی شده و بقا، شکلهای پرخطر و نامتعارف به خود گرفته است. شوتیها نه قهرماناند و نه تبهکار؛ آنان محصول مستقیم ساختاریاند که فرصت را از اکثریت ربوده و خطر را به تنها سرمایه باقیمانده تبدیل کردهاست. از همینرو، شوتیگری بیش از اینکه یک آفت اقتصادی باشد، زخمی است ناسور بر چهره توسعهای که به توازن نرسیده است!
اسکورت، داستان یک سرباز پلیس را روایت میکند که مجبور میشود برای تهیه داروی سرطان دوستش، اسکورت یک زن جوان شوتی شود تا بار قاچاقی را به مقصد برساند… در این اثر، امیر جدیدی، هدی زینالعابدین، افشین هاشمی، رضا کیانیان، مهدی زمینپرداز و هادی شیخالاسلامی به ایفای نقش پرداختند.
بدیهی است حاتمیکیا با انتخاب این سوژه داغ، دست روی یکی از عریانترین تناقضهای جامعه امروز گذاشته و بر این حقیقت تاکید کرده که قانون و انسانیت در برابر اضطرار بقا به عقب رانده میشوند. از همین رو، میتوان مدعی شد که اسکورت، روایتی از فروپاشی مرزهای اخلاقی در شرایطی است که ساختارهای رسمی، کارکرد حمایتی خود را از دست دادهاند. سرباز پلیس فیلم، نماینده نسلی است که میان وظیفه و وجدان، میان قانون و رفاقت، ناچار به انتخابی خاکستری میشود که نه از سر شرارت، که از سر استیصال شکل میگیرد.
حاتمیکیا در این اثر آگاهانه از قهرمانسازی فاصله گرفته و ترجیح میدهد شخصیتهایش را در وضعیت تعلیق اخلاقی رها کند. زن شوتی، ابژه ترحم نیست و سرباز پلیس نیز ناجی مطلق نیست؛ هر دو در چرخهای گرفتارند که پیشتر از آنها سرنوشت رقم زده است. بنابراین میتوان گفت که «اسکورت» ادامه همان دغدغه دیرپای حاتمیکیا مبتنی بر واکاوی نسبت فرد با ساختار و پرسش از اینکه وقتی نظامهای اقتصادی و اجتماعی از انجام وظیفه بازمیمانند، انسان تا کجا مسئول انتخابهای خود باقی میماند؟، است.
فیلم، بیآنکه شعار بدهد یا نسخه بپیچد، آینهای در برابر مخاطب میگیرد و یادآور میشود که شوتیگری نتیجه منطقی شرایطی است که در آن خطر جایگزین امید شده است. «اسکورت» از این نظر، بیش از آنکه یک ملودرام اجتماعی باشد، هشداری است درباره هزینههای پنهان توسعه ناتمام که دیر یا زود دامان همه را میگیرد.
این فیلم به دلیل سوژه و پرداخت مناسب توانست نگاه مخاطبان جشنواره فیلم فجر امسال را به خود جذب کند و در نهایت تندیس بخش مردمی را در کنار «زندهشور» از آن خود کند.
حاتمیکیا در نشست خبری اکران این فیلم در جریان چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر تاکید کرد که من دنبال این نبودم که فیلم سیاه بسازم، فقط میخواستم بگویم عدهای از هموطنان ما برای زندگی میجنگند و باید این را ببینیم. این فیلم را با هدف دیدن غم شوتیها ساختم. از وقتی درباره کولبرها فیلم ساخته شد آنها عزیز ملت شدند و خیلی غمانگیز است که درباره شوتیها هیچ اثری نبود.
این کارگردان جوان که فرزند ابراهیم حاتمیکیا، کارگردان شناختهشده و صاحب سبک در ژانر دفاع مقدس است، ادامه داد: من مدیوم سینما را شبیه اسکورت میبینیم. فیلم با تمرکز بر انسان پشت شغل شوتیگری، تلاش میکند بدون تطهیر یا قهرمانسازی، از زوایای مختلف به اجبارها، انتخابها و پیچیدگیهای این موقعیت انسانی نگاه کند.
در این میان، این اثر در نزد منتقدان سینما نیز با بازخوردهای متفاوتی مواجه شد، برخی اسکورت را اثری متوسط دانستند و برخی دیگر، آن را روای خوبی برای رنج شوتیها و پدیده شوتیگیری و تقابل وجدان و وظیفه بدانند.
به عقیده این دسته از منتقدان، ساخت این فیلم از نظر فنی نیز موفق از آب در آمده است. در این زمینه، مینو خانی بیان میکند: یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم اسکورت صدای آن است که به شیوه سه بعدی اتموس برای اولین بار در سینمای ایران تجربه میشود. این فناوری که به همت شرکت دالبی توسعه پیدا کرده، به جای محدود کردن صدا به کانالهای مشخص راست و چپ و مرکز، امکان مکانیابی دقیق و حرکت دادن صداها در یک فضای سه بعدی بالای سر و اطراف تماشاگر را فراهم میکند. همین باعث شده نقش صدا در این فیلم آنقدر پررنگ شود که لحظه به لحظه تعقیب و گریزها و سایش چرخ ماشینها بر جاده، نفس کشیدنها و هر صدایی در صحنه به طور محسوس و جهتدار شنیده شود و مخاطب را بیش از پیش تحت تاثیر اتفاقات قرار دهد و او را با خود همراه کند تا با همان هیجان سرعت ماشینها فیلم را تعقیب کند.
این منتقد سینما دیگر امتیاز این فیلم را بازی دو شخصیت اصلی آن یعنی امیر جدیدی و هدی زینالعابدین میداند و میافزاید: هر دو آنها نقش خود را به خوبی ایفا میکنند، امیر جدیدی تقابل انجام وظیفه و تصمیمگیری در شرایط بحرانی را خوب به تصویر میکشد و هدی زینالعابدین نقش یک زن شوتی با ویژگیهای مردانه را که البته سرشار از حس زنانگی هم هست، به خوبی بازی میکند.
وی تاکید میکند: اما وجه مهم اسکورت، همان تقابل وظیفه و اخلاق و انتخاب در شرایط بحرانی است که گوهر وجودی هر فرد در آن ظهور و بروز پیدا میکند. امیر جدیدی در نقش سرباز پلیس تقابل این دو حس را در مسیری را که باید همراه حلما باشد، به خوبی نشان میدهد. مسیر پرهیجانی که این دو با هم طی میکنند تا بار به مقصد برسد. در واقع مسیر به بار نشستن این گوهر وجودی است که از نفع شخصی به دیگریخواهی و یک انجام وظیفه انسانی میرسد. هر چند به قول معروف شیمی شکل گرفته بین آنها نشان میدهد که سرباز دارد به حلما دل میبازد؛ اما باز این دلباختگی را به هدف بزرگتری پیوند میزند و همین باعث میشود لحظات درام خوبی در تعقیب و گریز ماشین شوتیها و پلیس شکل بگیرد و اسکورت را از یک فیلم هیجانی اکشن به اثری اجتماعی و درام تبدیل کند. یوسف حاتمیکیا با اسکورت نشان داد که همچنان میتوان به سینمای ایران امیدوار بود و به تصویر کشیده شدن ایدههای جذاب با فرم متناسب با آن را بر پرده نقرهای دید.
خانی با اشاره به اینکه حاتمیکیا که خود فیلمنامه اسکورت را نوشته، تلاش کرده در این اثر نگاهی جامعهشناختی به معضل شوتیها، قاچاقچیان مرزی که در دل جادههای مرزی و شهری برای اداره زندگی خود به این کار مشغولند، بزند؛ بدون اینکه بخواهد درباره آنها سوگیری کند، تصریح میکند: او نشان میدهد که شوتیها با چه معضلاتی دست به گریبان هستند و با انتخاب یک شوتی زن به عنوان شخصیت اصلی داستانش، بر این معضلات بهویژه مشکلات اقتصادی مردم نواحی مرزی (چیزی شبیه خروج ابراهیم حاتمیکیا) تاکید میکند. مثلا آنجا که «حلما» با بازی هدی زینالعابدین عکس شوتیهایی را که در این مسیر جان باختهاند، به دیوار میزند و نشان میدهد آنها برای تامین و گذران مجبور به انتخاب شغلی هستند که هر لحظه با مرگ دست و پنجه نرم میکنند یا آنجا که در پاسخ به سوال سرباز پلیس که اگر مسیر دیگری برای ادامه زندگی داشته باشد همچنان به این کار ادامه میدهد یا نه و حلما میگوید حتی یک لحظه هم این شغل را ادامه نمیدهد.
یوسف حاتمیکیا که دانشآموخته سینما با گرایش تدوین از دانشکده سینما و تئاتر است، در دومین ساخته خود بر این تاکید دارد که «اسکورت» نه درباره جاده است و نه درباره سرعت، بلکه درباره مکثهایی است که جامعه فرصت تجربهشان را از آدمهایش گرفته است. او در این فیلم بهجای آنکه نسخهای اخلاقی صادر کند یا به داوری بنشیند، مسئله را در معرض دید میگذارد و کنار میکشد؛ انگار میخواهد بگوید قضاوت وقتی معنا دارد که انتخاب هم وجود داشته باشد. شوتیهای این فیلم، نه حاشیه قانون که محصول متن فرسوده آن هستند! نشانههایی زنده از توسعهای که بلد نبوده انسان را همزمان با جادهها و سازهها پیش ببرد.
امتیاز «اسکورت» در همین خویشتنداری است. در اینکه بهجای سیاهنمایی، واقعیت را همانقدر خشن نشان میدهد که هست و همانقدر انسانی که باید باشد. فیلم، مخاطب را با ایند پرسش مبنی بر اینکه که اگر جای این آدمها بودیم، چه میکردیم؟، تنها میگذارد. پرسشی که پاسخ ندارد، اما نادیدهگرفتنش نیز پرهزینه است. از این رو، «اسکورت» بیش از آنکه یک فیلم اجتماعی باشد، پرترهای از تلاش سینمایی است که هنوز میتواند به موقع سراغ درد برود و پیش از عادیشدن فاجعه آن را روایت کند و شاید همین جسارت دیدن و دیدهشدن است که «اسکورت» را از یک تجربه مقطعی جشنوارهای عبور میدهد و در حافظه جمعی مخاطب نهادینه میکند و مسئولیتشناسی سینماگران را در برابر مصائب اجتماعی بازیادآوری میکند.
۱۴۰۴-۰۸-۱۹
۱۴۰۴-۰۶-۰۳
۱۴۰۴-۰۹-۰۴
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.