اعتمادسازی نیازمند تغییر نگرشهاست
بامداد جنوب: در پی اعلام جرم دادستانی تهران علیه مدیر وقت شبکه افق، عوامل و مجری یک برنامه تلویزیونی بهدنبال پخش محتوایی توهینآمیز که باعث آزرده خاطر شدن بسیاری از هموطنان شد، بار دیگر موضوع مسئولیت رسانهای و نسبت رسانه ملی با افکار عمومی به یکی از بحثهای جدی فضای عمومی کشور تبدیل شد. این اتفاق اگرچه در ظاهر یک واکنش قضائی به یک خطای مشخص رسانهای است، اما در لایههای عمیقتر خود، پرسشهایی فراتر از یک برنامه یا یک شبکه را مطرح میکند؛ پرسشهایی درباره سازوکارهای نظارت، نظام پاسخگویی، مرزهای حرفهایگری در تولید محتوا و مهمتر از همه، مسأله اعتماد عمومی به رسانه ملی.
در سالهای اخیر، فاصله میان بخشی از جامعه و رسانه رسمی کشور، به یکی از چالشهای اجتماعی و ارتباطی تبدیل شده است. بخشی از افکار عمومی، رسانه ملی را نه بهعنوان مرجع اصلی روایت واقعیت، بلکه بهعنوان رسانهای یکسویه و کمگفتوگو با جامعه ارزیابی میکند. در چنین شرایطی، هر نوع مواجهه رسمی با خطاهای رسانهای، ناگزیر با این پرسش روبهرو میشود که آیا این اقدامات میتواند به ترمیم این شکاف کمک کند یا صرفاً بهعنوان واکنشی مقطعی در برابر فشار افکار عمومی باقی خواهد ماند.
اعلام جرم و تشکیل پرونده قضائی علیه عوامل یک برنامه تلویزیونی، از یکسو میتواند نشانهای از حساسیت نسبت به شأن رسانه و حقوق مخاطبان تلقی شود و از سوی دیگر، این دغدغه را ایجاد میکند که بدون اصلاح ساختارها، فرایندهای تولید محتوا و نظام نظارت درونسازمانی، چنین برخوردهایی تا چه اندازه قادر به ایجاد تغییر پایدار خواهند بود. در همین چارچوب، گفتوگو با کارشناسان رسانه میتواند به روشنتر شدن این پرسش کمک کند که آیا این اتفاق را باید نقطه آغاز یک مسیر اصلاحی دانست یا صرفاً یک واکنش محدود به یک خطای خاص.
نیازی به واکنش قضائی نبود
رضا غبیشاوی معاون سردبیر سایت عصرایران در گفتوگو با بامداد جنوب در خصوص اینکه اعلام جرم علیه عوامل یک برنامه تلویزیونی تا چه اندازه در رسانه ملی سابقهدار است و چه پیامی به افکار عمومی میدهد، گفت: در گذشته هم مواردی از برخوردهای دادگستری و حتی بسیار شدید در برابر برنامههای صداوسیما وجود دارد که شاید معروف ترین و مهمترین آن برخورد امام خمینی با مصاحبه رادیویی معروف به اوشین در سال ۶۷ است که احکام سنگین زندان و انفصال از خدمت برای ۷ نفر از کارکنان صداوسیما و رادیو صادر میشود اما با دخالتهای محمد هاشمی رئیس وقت این مسأله حل و فصل می شود.
وی افزود: به نظرم، اعلام جرم دادستانی علیه یک برنامه صداوسیما در ماجرای اخیر (توهین برنامه شبکه افق به جنازه جان باختگان حوادث دی)، اقدام صحیح و قابل دفاعی نیست. زیرا در واکنش به این برنامه طنز، رئیس سازمان صداوسیما رئیس شبکه افق را برکنار کرد و برنامه خط خطی هم متوقف شد. روابط عمومی صداوسیما هم از مردم بابت مطالب مطرح شده در این برنامه عذرخواهی کرد.
غبیشاوی تصریح کرد: اگر کسی از صداوسیما شکایت کرده باشد دادگستری میتواند پیگیری کند اما اینکه دادگستری و دادستانی، راسا ورود کند شیوه مناسب و خوبی نیست. زیرا اولا هر فعالیت رسانهای از جمله در صداوسیما ممکن است با اشتباهات روبهرو باشد. حق اشتباه در فعالیت رسانهای را باید به رسمیت شناخت، گرچه رسانه متعهد به فعالیتهای حرفهای و صحیح و به دور از خطاست. ثانیا در ساختار داخلی صداوسیما برخورد لازم انجام و عذرخواهی شده است. ثالثا دادگستری جز در مواردی که شکایت دریافت میکند خود نباید راسا وارد مسائل فعالیت رسانهای شود زیرا هم در بلندمدت بینتیجه یا کم نتیجه است یا نتیجه عکس میدهد هم امنیت فعالیت رسانهای را تضعیف میکند هم میتواند به عنوان ابزار فشار بر رسانهها، مورد سوء استفاده احتمالی قرار بگیرد.
خطاهایی که ناشی از نگاه نادرست است
این فعال رسانهای اضافه کرد: البته انتظار است صداوسیما در واکنش به انتشار این برنامه توهین آمیز علیه جان باختگان حوادث دی ۱۴۰۴، علاوه بر برکناری مدیرعامل شبکه افق و توقف برنامه خط خطی و عذرخواهی از مردم، دست به این اقدامات هم بزند: ایجاد هیأت بررسی به ریاست یک فرد معتبر خارج از صداوسیما و انتشار جزئیات گزارش آن؛ انتشار جزئیاتی که منجر به تهیه و پخش این برنامه شد؛ تغییر و اصلاح مسیرهایی که منجر به انتشار این برنامه شد؛ تهیه یا اصلاح آیین نامههای رسانهای درباره انتشار این محتوا. اشاره به این نکته هم مهم است: برنامه توهین آمیز اخیر در صداوسیما نه نتیجه یک اشتباه یا بروز یک خطای سهوی، بلکه نتیجه یک روند اشتباه و نگاه اشتباه است. اصلاح روند و نگاه نیز تنها از سوی مسئولان عالی صداوسیما یا مسئولان بالادستی این سازمان ممکن است.
غبیشاوی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین برخوردهایی میتواند به ترمیم اعتماد آسیبدیده مردم به صداوسیما کمک کند یا اعتمادسازی نیازمند تغییرات عمیقتری است؟ گفت: خیر، اعتمادسازی میان صداوسیما و مردم و مخاطبان نیازمند تغییر چارچوب، ارزشها، نگاهها و نگرشها در این سازمان است تا به تغییر در محتوای آن بیانجامد.
این فعال رسانهای یادآور شد: بازگشت اعتماد مردم به صداوسیما نیازمند اصلاحات و تغییرات بزرگی است که به طور خلاصه باید آن را اینگونه تعریف کرد: صداوسیما باید خود را به فعالیت مستقل و بی طرفانه در چارچوب های قانونی، حرفه ای و اخلاقی متعهد بداند. علاوه بر این صداوسیما باید خود را نهادی پاسخگو، شفاف و مسئولیتپذیر بداند و در واقعیت نیز این موارد را اجرایی کند. بهترین راه برای اصلاح صداوسیما، علاوه بر تغییر در ساختار و وضعیت حقوقی آن، پایان دادن به انحصار و امکان راه اندازی و فعالیت شبکههای خصوصی رادیو تلویزیونی است.
غبیشاوی در پاسخ به این پرسش که آیا در رسانههای معتبر دنیا، مواجهه با خطای رسانهای چگونه است و چه تفاوتی با رویههای فعلی ما دارد؟ گفت:در رسانههای معتبر و حرفه ای جهان، آییننامه مکتوب درباره اینکه رسانه به هنگام بروز اشتباه چه باید بکند وجود دارد. این آییننامه همه جزئیات و وظایف بخش های مختلف را به هنگام این اتفاق ، توضیح میدهد و مشخص کرده است. چنین چیزی البته در صداوسیما و دیگر رسانه های حکومتی، دولتی و رسمی وجود ندارد بلکه در اکثر مواقع، واکنشها، سلیقهای، شخصی یا براساس رویههای ناپایدار شفاهی هستند.
وی تصریح کرد: در رسانههای معتبر و حرفه ای جهان، وقتی اشتباه رخ میدهد چند گام اساسی انجام میشود؛ توضیح جزئیات اشتباه رخ داده، چرایی و چگونگی بروز اشتباه و شناسایی عامل یا عاملان مستقیم یا غیرمستقیم. توضیح مسئولان در رسانه شامل حذف محتوا در صورت امکان، انتشار توضیح افراد ذی نفع یا آسیب دیده و تلاش برای جبران خسارت معنوی وارد شده است، در صورت نیاز فرد یا افراد دخیل یا مرتبط با بروز اشتباه در رسانه، برکنار می شوند یا استعفا میکنند، وعده رسانه برای اصلاح رویهها و ساختارها با هدف جلوگیری از تکرار اشتباه، تشکیل هیأت بررسی به ریاست فردی معتبر و دارای تجربه و مهارت از خارج از رسانه برای بررسی و تهیه گزارش. گزارش بعد از تهیه منتشر و مدیران رسانه هم متعهد به اجرای توصیه های گزارش می شود.
مطالب مرتبط
دانشآموزان مجبورند دوباره «احراز هویت» کنند
۱۴۰۴-۱۰-۲۲
از یادبود«مدرس» تا گزارش کار مجلس دوازدهم
۱۴۰۴-۰۹-۱۰
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.