اصلاحطلبان از گفتوگوی تمدنها تا استراتژی بقا
بامدادجنوب_مریم خوئینی
۲۹ سال پیش در چنین روزی یعنی ۲ خرداد ۱۳۷۶، هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، برگزار شد. انتخاباتی با حال و هوایی متفاوت از انتخاباتهایی که تا آن روز در جمهوری اسلامی ایران برگزار شده بود. حضور مردم و بهویژه جوانان در این دور به حدی چشمگیر بود که همچنان به عنوان یکی از صفحات درخشان تاریخ جمهوری اسلامی از آن یاد میشود.
در این انتخابات ۲۳۸ نفر داوطلب شدند که شورای نگهبان صلاحیت ۴ نفر را تأیید کرد؛ آقایان سید محمد خاتمی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی اکبر ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین کشور، محمد محمدی رِیشهری وزیر پیشین اطلاعات و نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج و رضا زوارهای رئیس وقت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و عضو حقوقدان شورای نگهبان.
در این دوره ۳۶ میلیون و ۴۶۶ هزار و ۴۸۷ نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات بودند که از این تعداد ۲۹ میلیون و ۱۴۵ هزار و ۷۴۵ نفر( ۷۹.۹۲درصد) در انتخابات شرکت کردند.
صبح شنبه سوم خرداد ۱۳۷۶ رئیس ستاد انتخابات کشور اعلام کرد از زمان پایان اخذ رأی در ساعت ۱۰ جمعه شب تا آن ساعت از ۸ میلیون و ۹۸۹ هزار و ۶۵ رأی شمارش شده خاتمی ۶ میلیون و ۴۹ هزارو ۸۳۴ رأی و ناطق نوری ۲ میلیون و ۴۹۸ هزار و ۳۱۶ رأی به دست آوردهاند و مجموع آرای دو نفر دیگر (ریشهری و زوارهای)، کمتر از ۴۰۰ هزار بوده است.
پس از پایان شمارش آراء، حجتالاسلام سید محمد خاتمی با ۲۰ میلیون و ۱۳۸ هزار و ۷۸۴ رای(۶۹ درصد) به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد.
همچنین حجتالاسلام علی اکبر ناطق نوری ۷ میلیون و ۲۴۸ هزار و ۳۱۷ رای، حجتالاسلام محمد محمدی ری شهری ۷۴۴ هزار و ۲۰۵ رای و سید رضا زوارهای ۷۷۲ هزار و ۷۰۷ رای را کسب کردند.
آیتالله خامنهای، در پیامی که ۳ خرداد ۱۳۷۶ صادر کردند حضور باشکوه مردم در پای صندوقهای رأی را حماسهای تاریخی خواندند. در این پیام آمده بود: صحنه زیبا و پرشوری که در روز جمعه دوم خرداد و در پای صندوقهای رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسه تاریخی بود.
محمدعلی ابطحی، معاون رئیس جمهور در دوران سیدمحمد خاتمی 2 خرداد سال گذشته نوشت: دوم خرداد ۱۳۷۶ تنها انتخاباتی است که در تاریخ ماندگار شد. در آن انتخابات آقای سید محمدخاتمی قرار نبود رأی بیاورد و آورد .نسل جدید، چه آنها که از اصلاحات عبور کردهاند، چه نیروهای تند رو که تحت تاثیر تبلیغات رسمی قرار دارند و یا اصلا اطلاعی از آن دوران ندارند، حتما نمی دانند شعارهای آقای خاتمی اقتصادی نبود. بر توسعه اجتماعی و سیاسی فرهنگی و آزادیهای شخصی تأکید میکرد. اما به اعتقاد همه کارشناسان اقتصادی بهترین، آرامترین، وموفق ترین دوره اقتصادی آن دوران بود.
شعارهای دوم خرداد ۷۶، ضرورتی حیاتی برای امروز
بیست و نه سال از دوم خرداد سال ۱۳۷۶، میگذرد بازخوانی این تاریخ در خرداد ۱۴۰۵ بیش از آنکه یک یادآوری نوستالژیک باشد، میتواند ضرورتی برای درک دگردیسی عمیق در لایههای سیاسی و اجتماعی ایران باشد. مسیری که با شور و مطالبات توسعه سیاسی آغاز شد، در طول سه دهه اخیر از گردنههای پرپیچوخمی عبور کرده که هر کدام بخشی از آرمانهای اولیه را در مواجهه با واقعیتهای سخت صیقل داده است.
بررسی روند انتخاباتها پس از دهه هفتاد، نشاندهنده تغییر فاز تدریجی جامعهای است که در انتخابات دو دهه گذشته مشارکت نسبتا خوبی داشتند اما در انتخابات اخیر نزدیک به ۶۰ درصد مشارکتی نداشتند. در این میان، حوادث تلخ و البته تعیینکننده نیز رخ داده است؛ حوادثی که حتی نقشی کلیدی در بازتعریف نسبت میان دولت و ملت ایفا کردند. این مقاطع تاریخی، شکاف میان شعارهای جناحی و واقعیتهای معیشتی را بیش از پیش نمایان ساختند و زمینهساز گذار جامعه از دوقطبیهای سنتی شدند.
اکنون در اتمسفر فعلی کشور، در حالی که ایران دوران حساسی را سپری میکند، دوم خرداد دیگر نه یک جریان سیاسی، بلکه یک تجربه تاریخی تلقی میشود. جامعه امروز ایران، خسته از رقابتهای فرسوده جناحی که دههها انرژی کشور را مستهلک کرد، حالا در پی عقلانیتی است که بتواند فراتر از مرزبندیهای سیاسی، امنیت و معیشت را تضمین کند.
سید حسین جعفری رئیس فراکسیون اصلاحطلبان خانه احزاب استان بوشهر، در گفتوگو با بامداد جنوب با نگاهی آسیبشناسانه به تحولات سه دهه اخیر، بیان کرد: در سال ۷۶، گفتوگوی تمدنها و تنشزدایی به عنوان یک گفتمان ایجابی و مبتنی بر آرمانهای سیاسی که همان دموکراسیخواهی، توسعه سیاسی و گسترش روابط باشد از سوی دولت اصلاحات مطرح شد. رویکرد که یک انتخاب در میان گزینههای متعدد سیاست خارجی بود. اما امروز در سال ۱۴۰۵، پس از تجربه سخت جنگ تحمیلی و فشارهای سنگین، این مفهوم از سطح یک تجویز سیاسی به سطح یک ضرورت حیاتی ارتقا یافته است.
دبیر حزب مردم سالاری دراستان بوشهر با تأکید بر اینکه تنشزدایی دیگر یک ترجیح جناحی نیست، افزود: امروز این رویکرد، پیششرط اصلی برای پروژه بازسازی کشور است. در واقع، تنشزدایی از دایره دعواهای کهنه اصلاحطلب و اصولگرا خارج شده و به یک اجماع ملی برای بقا پیوند خورده است.
جعفری همچنین در بخش دیگری از تحلیل خود به ریشههای اقتصادی این تحول اشاره کرد و گفت: انباشت بحرانها و تحریمهای فلجکننده، هزینههای سنگینی بر پیکره امنیت ملی وارد کرده است. واقعیت این است که اقتصاد تحت فشار، دیگر توان تحمل ماجراجوییهای ایدئولوژیک و تنشهای پرهزینه را ندارد. بنابراین، تنشزدایی در افق ۱۴۰۵، نه یک کنش اخلاقی، بلکه یک استراتژی توسعهگرایانه برای جذب سرمایه و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده است.
این استاد دانشگاه در ادامه با نگاهی به کارنامه جریانهای سیاسی تصریح کرد: اگر در سال ۷۶، تنشزدایی پروژهای برای کسب مشروعیت بینالمللی بود، امروز باید اعتراف کرد که ضرورتهای عینی فشار اقتصادی و تهدیدات امنیتی این مسیر را دیکته میکنند، نه صرفاً خواست یک حزب یا جریان خاص. در واقع، ما از یک انتخاب گفتمانی به یک اجبار راهبردی رسیدهایم.
وی در پایان یادآور شد: امروز با توجه به هزینههای فرصتِ از دست رفته در دهههای گذشته، دیگر بدیلی برای این مسیر وجود ندارد مگر اینکه بخواهیم پروژه بازسازی کشور را برای همیشه به تعویق بیندازیم. این یک عملگرایی (پراگماتیسم) ناگزیر است که در آن، منافع ملی و بقای اقتصادی بر هرگونه ترجیح ایدئولوژیک ارجحیت یافته است.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.