بومگردیها، موثرترین ابزار برندسازی میراث ناملموس هستند
بامدادجنوب_الهام بهروزی
در سالهای اخیر، بومگردیها در گردشگری بهعنوان راهی برای حفظ فرهنگ و معماری بومی در ایران مورد توجه قرار گرفتهاند. در این میان، استان بوشهر با داشتن تاریخی درخشان و فرهنگ دریانوردی، آیینهای کهن، موسیقی شورانگیز، خوراکهای متنوع و خوشطعم و معماری و بافت تاریخی منحصربهفرد از مستعدترین نقاط کشور برای توسعه بومگردی و گردشگری فرهنگی شناخته میشود.
برای تحلیل دقیقتر این موضوع، با عماد شیرویس، کارشناس ارشد گردشگری و رئیس انجمن حرفهای راهنمایان گردشگری استان بوشهر که بهتازگی بهعنوان بازرس اصلی هیاتمدیره جامعه انجمنهای حرفهای راهنمایان گردشگری کشور انتخاب شدهاست، گفتوگویی مفصل انجام دادهایم تا ظرفیتها، چالشها و چشمانداز این حوزه و همچنین نقش بومگردیها را در توسعه گردشگری فرهنگی، بازنمایی هویت بومی و ضرورت گسترش اقامتگاهها در نواحی مختلف استان مورد واکاوی قرار بدهیم.
به عقیده عماد شیرویس، بومگردی در بوشهر تنها یک صنعت نیست، بلکه فضایی فرهنگی است که میتواند چهرهای متفاوت از جنوب ایران را به جهان بنمایاند. شرط موفقیت آن، حفظ اصالت و مشارکت مردم بومی است؛ همانچیزی که بوشهر به زیبایی در دل خود دارد.
همچنین شیرویس بر این باور است که بومگردیها با الهام از معماری سنتی و اصیل ایرانی و جنوبی این قابلیت را دارند که به جهانیشدن گردشگری بوشهر دامن بزنند. در ادامه شما را به خواندن ماحصل گفتوگوی مفصلمان با این کارشناس گردشگری دعوت میکنیم.
از دید شما بومگردیها چگونه میتوانند به رشد و توسعه گردشگری استان بوشهر کمک کنند؟
ببینید بوشهر از معدود استانهایی است که سه مؤلفه اصلی گردشگری فرهنگی را همزمان دارد که شامل فرهنگ زنده، معماری اصیل و طبیعت متنوع میشود. از سواحل گرم و رطوبتی خلیجفارس گرفته تا نواحی خوشآب و هوا و کوهستانی جم و ریز. به جرات میگویم تنوع اقلیمی ما شگفتانگیز است؛ اما چیزی که بوشهر را متمایز میکند، فرهنگ روزمره مردمانش است؛ فرهنگی که هنوز در خانهها، موسیقی، خوراک و صنایع دستی نفس میکشد.
در این بین، به عقیده من، بومگردی این امکان را فراهم میکند که این فرهنگ زنده به شکلی علمی و پایدار به گردشگران معرفی شود. ما در واقع در بومگردی نه فقط اقامتگاه، بلکه فضای روایت فرهنگ ایجاد میکنیم. وقتی گردشگر وارد خانهای قدیمی در محله بهبهانی یا کوتی میشود، با همان شناشیر، پنجرههای چوبی و بوی قلیهماهی، عملا در درون تاریخ بوشهر زندگی میکند. حالا اگر بخواهم با نگاهی علمی هم به این سوال شما پاسخ بدهم باید بگویم که بومگردی یکی از موثرترین ابزارهای «بازنمایی فرهنگی» و «برندسازی میراث ناملموس» محسوب میشود؛ یعنی آنچه دولتها سالها برایش بودجه میگذارند، در بومگردی بهطور طبیعی اتفاق میافتد.
شما به بافت تاریخی اشاره کردید که برای گردشگران، فرهنگ بومی منطقه را با معماری منحصربهفردش روایت میکند، در این باره بیشتر توضیح میدهید؟
بله؛ معماری بومی در بوشهر فقط پاسخ به اقلیم نیست، بلکه کشف یک فلسفه زیستی است. بناهای سنتی و اعیانی بوشهری با شناشیرهای مرتفع، حیاط مرکزی، ایوان وسیع و پنجرههای مزین به هنر گرهچینی، نتیجه قرنها تجربه زندگی مردم در برابر گرما و رطوبت است. این خانهها در عین سادگی، معنامحورند؛ فضاها نه تنها عملکردی بلکه آیینیاند.
وقتی ما از بازنمایی فرهنگ حرف میزنیم، یعنی از طرز فکر انسان بوشهری سخن میگوییم. برای مثال، باز بودن ایوانها و سرتاسری بودن فضاها، بازتاب روحیه مهماننوازی و باهمزیستی و مداراجویی مردم این منطقه است. بنابراین اگر بومگردیها بتوانند این زبان فضایی را حفظ کنند، تجربه گردشگر از حضور در بافت تاریخی و سکونت در بناهایی با این معماری ممتاز عمیق میشود. بدون اغراق باید بگویم که معماری بوشهر بهتنهایی یک موزه زنده مردمشناسی است.
با توجه به اینکه سالها تجربه حضور در انجمن حرفهای راهنمایان گردشگری استان بوشهر را دارید، استقبال گردشگران از بومگردیهایی سنتی استان را چگونه دیدید؟
خیلی خوب، خوشبختانه این استقبال در سالهای اخیر بهتر و بیشتر هم شده تا جایی که این استقبال موجب توسعه و افزایش اقامتگاههای بومگردی در استان شده است و ما الان بومگردیهای منحصربهفردی را در استان داریم که میتوان به «هزار» در روستای بینک گناوه، اقامتگاه «سینیز» روستای حصار در دیلم، «رباط» بندو در عسلویه، حاجرئیس، ژرمانیسکا، هاجربانو و… در بوشهر، آناهید در کنگان، پیسو در بندر رستمی، قلعه نصوری در سیراف (که بهزودی راهاندازی میشود) و… اشاره کرد. بیشک هر کدام از آنها راویان راستینی برای فرهنگ بومی و خوراکهای محلی منطقه خود بوده و هستند.
در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کنم که ترکیب گردشگران است. برخلاف تصور عمومی که بومگردی را ویژه گردشگران خارجی میدانند، بیش از ۷۰ درصد گردشگران این اقامتگاهها ایرانیان فرهنگی و جوانانی هستند که به دنبال تجربه زندگی واقعی و شناخت فرهنگ بومی جنوب هستند. آنها میخواهند موسیقی نیانبان را از نزدیک بشنوند، با زنان حصیرباف دشتی حرف بزنند یا قلیهماهی را با دستپخت محلی امتحان کنند. این یعنی بومگردی توانسته است، هم اقتصاد محلی را فعال کند و هم درک فرهنگی از بوشهر را به سایر استانها منتقل کند.
به صنایع دستی منطقه اشاره کردید که عموما در بومگردیها به صورت تزئینی یا کاربردی جریان دارند و همچنین خوراکهای محلی منطقه که در منوی غذایی آنها سرو میشود، این دو در تقویت تجربه فرهنگی گردشگران از سفرشان به استان تا چه میزانی نقشآفرینی میکنند؟
به جرات میگویم، خوراک محلی ستون اصلی بومگردیهای بوشهر است. آنچه گردشگر از اقامت در این منطقه به یاد میسپارد، تنها معماری و فرهنگ اصیل آن نیست، بلکه طعم غذا و صدا و بوی آن مکان است. در پژوهشهای میدانی ما، تجربه خوراک محلی بیشترین امتیاز رضایت را در میان گردشگران دارد. خوراکهای شاخص استان مثل قلیهماهی، میگوی دوپیازه، تهانداز ماهی، ماهی شکمپور تنوری، مرغ شکمپر جنوبی، رنگینک خرما، قهوه بوشهری و نان تابهای بیشترین طرفدار را داشته و دارند. بنابراین وقتی این غذاها با روایت محلی سرو شوند، نوعی آموزش فرهنگی اتفاق میافتد.
در حوزه صنایع دستی نیز وضع مشابه است. حصیربافی اهرم و دشتستان، عبا و گلیم دشتی، گبه شول گناوه و لنجسازی دیلم، هر یک بخشی از روایت زندگی در جنوب را بازگو میکنند. بیشک اگر اقامتگاهها فروشگاه یا کارگاه زنده این صنایع را در تجربه اقامت بگنجانند، درآمد و ماندگاری گردشگر افزایش مییابد.
به نظر شما توسعه بومگردی باید در کدام مناطق استان متمرکز شود تا بیشترین بازده را داشته باشد؟
تحلیل ما در انجمن راهنمایان گردشگری بوشهر مبتنی بر شاخصهای اقلیمی، زیرساختی و فرهنگی است. بر این اساس در این زمینه پنج منطقه اولویتدار را تعریف کردهایم که شامل بافت تاریخی بوشهر میشود که بهدلیل تاریخمندی و معماری بینظیرش (معماری دوران زندیه و قاجاریه)، نزدیکی به ساحل و زیرساخت فرهنگی شهر پتانسیل بالایی در رونقبخشی گردشگری بوشهر در این سالها ایفا کرده است.
دومین نقطه تنگستان است که دو شهر مهم اهرم و دلوار را در خود جای داده؛ شهرهایی که صحنهگردان جنبش بزرگ جنوب و مبارزه با استعمار پیر و مهد اسطوره استعمارستیزی، یعنی رئیسعلی دلواری و همچنین زائرخضرخان تنگستانی و… بودهاند، امروزه قلعه زائرخضرخان در اهرم و خانهموزه رئیسعلی در دلوار با سیاستگذاری صحیح در نقشهراه گردشگری استان میتوانند طلاییترین نقطه در گردشگری مقاومت در استان باشند.
دشتستان و دشتی نیز به خاطر تنوع کشاورزی و تولید خرما و همچنین صنایع دستی کمنظیری چون عبابافی، گلیمبافی، حصیربافی و… میتواند مقصدی برای گردشگری کشاورزی و فرهنگی باشد. این دو شهرستان قابلیت ایجاد اقامتگاههای روستایی را دارند.
همچنین گناوه و دیلم که از نظر صنایع دستی مثل گبه و…، بازارهای بزرگ تجاری و سنتی و جاذبههای طبیعی ظرفیتهای منحصربهفردی در اختیار دارند، میتوانند به توسعه «بومگردی ساحلی» در استان دامن بزنند. افزون بر این، جم و ریز بهدلیل آبوهوای معتدلتر در تابستانها، امکان توسعه بومگردی کوهستانی را دارند که مکمل گردشگری زمستانی بوشهر است. در مجموع توزیع هوشمندانه بومگردیها میان این مناطق میتواند شبکهای متوازن از گردشگری فرهنگی برای استان ایجاد کند و فشار را از مراکز شهری بردارد.
از دید شما مهمترین چالشهایی که در مسیر توسعه بومگردی در استان وجود دارد؟ کدامند؟
ببینید چالشهای این حوزه چندوجهی هستند. اولین چالش، کمبود آموزش تخصصی برای میزبانان محلی است. بسیاری از میزبانان از نظر فرهنگی توانمندند اما شناخت کافی از بازاریابی گردشگری یا مدیریت مهمان ندارند. ما در انجمن، دورههایی طراحی کردهایم که میزبانان را با استانداردهای بینالمللی آشنا میکند.
دومین چالش، مشکل صدور مجوز و هماهنگی بین نهادهاست. گاهی مجوز میراث فرهنگی صادر میشود ولی شهرداری یا منابع طبیعی همراهی لازم را ندارد که ضروری است یک پنجره واحد خدمات گردشگری در استان ایجاد شود. سومین چالش، بازسازیهای غیراصولی بناهای اقامتگاههاست. بعضی اقامتگاهها در بازسازی بناهای تاریخی، شکل و فرم آن را تغییر میدهند و فقط پوسته سنت را نگه میدارند. این باعث از بین رفتن اصالت فضا میشود. ما تاکید داریم که هیچ بومگردی بدون مشاوره متخصص مرمت یا معمار بومی مجاز به فعالیت نباشد. چالش چهارم، کمبود تبلیغات حرفهای و دیجیتال مارکتینگ است. هنوز بسیاری از گردشگران داخلی از تنوع بومگردیهای استان آگاه نیستند.
اگر بخواهیم با نگاه کلانی به مقوله بومگردی بنگریم، از دید شما بومگردیها چطور میتوانند به توسعه پایدار گردشگری استان کمک کنند؟
از نگاه علمی، بومگردی تلفیق سه بُعد پایداری؛ یعنی «محیطزیست»، «فرهنگ» و «اقتصاد» است. در بوشهر، این مدل به بهترین شکل قابل پیادهسازی است. در سطح اقتصادی، بیش از ۷۰ درصد درآمد اقامتگاههای فعال استان از داخل روستا هزینه میشود؛ یعنی پول در چرخه محلی میماند. از دید فرهنگی، بومگردی موجب بازگشت جوانان به زادگاهشان شده است. بسیاری از مدیران اقامتگاهها جوانانی هستند که از شهر به روستا برگشتهاند.
از بعد زیستمحیطی، خانههای بومی مصرف انرژی پایینی دارند و با مصالح طبیعی ساخته میشوند؛ نمونه کامل معماری اقلیمی پایدار. این یعنی بومگردی نه فقط صنعت گردشگری بلکه نوعی «شیوه زیست جدید» برای آینده شهرها و روستاهای جنوب است.
سخن پایانی؟
خلاصه میگویم که بومگردی پلی است میان دیروز و فردای بوشهر. البته ما نمیخواهیم گذشته را موزه کنیم، میخواهیم آن را زندگی کنیم و به اشتراک بگذاریم. بوشهر شایسته آن است که در کنار معماری خاص و فرهنگ اصیل و تاریخ دیرینهاش، به یکی از قطبهای گردشگری فرهنگی ایران تبدیل شود. از اینرو، بومگردی نهتنها یک منبع درآمد، بلکه پاسداری از فرهنگ بومی ماست؛ حرکتی که نسل آینده را با آواها، رنگها، عطرها و مزههای بوشهر مانوس میکند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.