مخالف معماری بیریشه و نمایشی هستم
بامدادجنوب_الهام بهروزی
بافت تاریخی بوشهر یکی از منحصربهفردترین بافتهای تاریخی نه تنها در جغرافیای ایران، بلکه در گستره خاورمیانه بهشمار میآید؛ بافتی که در روزگاری نهچندان دور، قلب تپنده تعاملات سیاسی، تجاری و فرهنگی جنوب کشور بود و کنسولهای کشورهای بیگانه، خانههای اعیانی، تجارتخانههای پررونق و عمارتهای باشکوه را در دل خود جای داده بود. این بافت تاریخی، روایتگر دورهای از شکوفایی بندری بوشهر است که معماری آن بازتابی از زیست، فرهنگ، اقتصاد و مناسبات اجتماعی مردمان این بندر کهن بوده و هست.
خانهها و عمارتهایی که با معماری چشمنواز، متناسب با اقلیم جنوب و رو به دریا شکل گرفتهاند، با شناشیرهای چوبی، در و پنجرههای ظریف و دلبرانه، سقفهای بلند و فضاهای باز، نهتنها پاسخگوی گرما و رطوبت اقلیم بودهاند، بلکه نوعی هویت بصری و فرهنگی منحصربهفرد را شکل دادهاند که بوشهر را از بسیاری از شهرهای بندری منطقه متمایز کرده است. ترکیب هنرمندانه این بناها با گلهای کاغذی رنگارنگ، درختان بومی مانند کهور و فضاهای زنده، چشماندازی را ترسیم کرده که هوش از سر هر رهگذری میرباید و هنوز هم، با وجود گذر زمان قدرت تأثیرگذاری خود را حفظ کرده است.
این بخش از شهر که چهار محله قدیمی و ریشهدار بوشهر یعنی کوتی، شنبدی، دهدشتی و بهبهانی را در خود جای داده، در سالهای اخیر بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. با اهتمام سرمایهگذاران دوستدار تاریخ و فرهنگ بوشهر، در کنار برخی سیاستگذاریهای فرهنگی و شهری، بخشی از این بافت تاریخی دگرباره جان گرفته و به مکانی برای حضور، گفتوگو و زیست فرهنگی تبدیل شده است. امروز بسیاری از خانههای اعیانی و عمارتهای منحصربهفرد، در قامت کافهها، بوتیکهتلها، فضاهای فرهنگی و هنری، میزبان گردشگران، خانوادهها و جوانانی از گوشهوکنار ایران هستند و همین موضوع، نقشی محسوس در رونق دوباره گردشگری شهری بوشهر، بهویژه در نیمه دوم سال ایفا کرده است.
با این حال، این بازگشت حیات، خالی از چالش نبوده است. در میان تلاشها برای مرمت و باززندهسازی بافت تاریخی، بخشهایی از این فرایند بهدلیل کجسلیقگی، شتابزدگی و فاصله گرفتن از روح و خاستگاه معماری بومی، با واکنش و نگرانی برخی از بوشهرپژوهان، معماران و دوستداران تاریخ و هویت این بندر کهن مواجه شده است. آنچه مورد نقد قرار میگیرد، نه اصل مرمت و احیا، بلکه چگونگی و منطق مداخله در بافتی است که هر جزء آن حامل معنا، حافظه و هویت تاریخی است.
در همین راستا، عبدالرحمان برزگر، نویسنده بوشهری، بر این باور است که بافت تاریخی بوشهر، آیینهای از معماری و فرهنگ اصیل مردمان این شهر است و مرمت و بازسازی جزءجزء آن باید با درک دقیق ماهیت اولیه، روح تاریخی و منطق اقلیمی آن صورت بگیرد. از نگاه او، نوآوریهای غلط و شتابزده، استفاده نابجا از مصالح جدید و مدرن، و همچنین برخی نقاشیها و مداخلات بصری غیرمرتبط در گذرها و بناها، نهتنها به احیای بافت کمک نکرده، بلکه در مواردی موجب شده هویت تاریخی آن زیر سایه این تغییرات، از اصالت خود فاصله بگیرد و چهرهای ناهماهنگ با پیشینهاش به خود بگیرد.
این دغدغهها، امروز بافت تاریخی بوشهر را در نقطهای حساس قرار داده است؛ نقطهای میان «احیا» و «تحریف»، میان باززندهسازی آگاهانه و مداخلهای که میتواند به تدریج، ریشههای هویتی این سرمایه ارزشمند تاریخی را دچار خدشه کند.
عبدالرحمان برزگر، بوشهرپژوه و نویسنده در این باره به بامداد جنوب گفت: شهرها، پیش از آن که مجموعهای از خیابانها و بناها باشند، روایتهایی زنده از اندیشه، قدرت، اقتصاد و فرهنگ مردمان خویشاند. در این میان، معماری فاخر همواره در متن شهرها و در نقاط ثقل حیات اجتماعی شکل گرفته است؛ جایی که سیاست، تجارت، دیوانسالاری و ارتباطات فرا مرزی به هم میرسند. بدیهی است بافت ارزشمند تاریخی بوشهر نه صرفاً به عنوان سرپناه، بلکه به مثابه نمادهایی از شأن، اعتبار و جهانبینی سازندگانشان قد برافراشته و در گذر زمان به حافظه کالبدی شهر بدل شده است.
وی با بیان اینکه مجموعه بافت تاریخی دیار بوشهر نمونهای کمنظیر از چنینش معماری آگاهانه در مسیر افت و خیز این بندر کهن است، افزود: در واقع بافت بوشهر، گفتوگویی مداوم با دریا، باد، تجارت و سفرهای دریایی شکل گرفته است. در این بافت رد تاریخ، حوادث و گوناگونی آدمهایی مشاهده میشود که هر یک نگاه متفاوتی به جهان هستی خلیج فارس داشتهاند. این حاصل تلفیق هوشمندانه اقلیم، اقتصاد و ذهنیت جهانی سازندگان و ساکنان آن است که افق دیدشان محدود به مرزهای جغرافیایی نبوده است. پس گامبرداری در این گستره آداب خود را میطلبد.
این کنشگر و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی در ادامه با تاکید بر اینکه برای فهم هویت بافت قدیم بوشهر و الهامبخشی برای آیندهای در پیوند میان اصالت و معاصر بایستی تعریفی دقیق صورت بگیرد تا در عین حال روشنگری اجتماعی، درک لایههای پنهان معنا، اندیشه و تجربه زیسته، در پس دیوارهای خاموش این معماری فاخر هویدا شود، بیان کرد: نگاه عمیق و ملاقات مدوام با این هنر نمایی تاریخی، نیازمند درک صحیح و حضوری آگاهانه است.
برزگر با اشاره به اینکه بافت تاریخی بوشهر نتیجه همزیستی انسان، اقلیم، فرهنگ و معماری است، تاکید کرد: سرمایهای که سالها برای شناساندن آن تلاش شد تا امروز بخش بزرگی از جامعه، ارزش تاریخی و هویتی آن را درک کند. این آگاهی جمعی، دستاوردی مهم و امیدبخش است که خوشبختانه اکنون شاهد این ارزشگذاری از سوی مردم هستیم.
به عقیده این بوشهرپژوه، اما اکنون درست در زمانی که بافت قدیم بوشهر بیش از هر زمان دیگری در رسانههای اجتماعی بهویژه به شکل خودجوش دیده شده، با خطری تازه روبهروست؛ خطری که نه از فراموشی، بلکه از «استفاده نادرست» میآید. تبدیل خانهها و عمارتهای تاریخی به هتل، کافه و فضاهای گردشگری، اگر بدون فهم معماری بومی و اصول حفاظت انجام شود، بهجای نجات بافت، آن را آرام و بیصدا فرسوده و از هویت تاریخی آن میکاهد.
برزگر با تاکید بر اینکه تغییر تناسبات، حذف جزئیات اصیل، استفاده از مصالح و فرمهای ناهمگون به ویژه نقاشیهای دیواریِ بیارتباط با هویت بوشهر، شاید کمکی نابجا و جلوه بصری به جذب گردشگر کند، اما چهره واقعی بافت را مخدوش میسازد، تصریح کرد: بافت تاریخی بوم نقاشی نیست؛ خود اثر هنری است. اعتراضم به «مردم» نیست، بلکه به کسانی است که بیقانون و بیدانش حاصل تجمع اندیشههای گذشته و تاریخ را تخریب میکنند. مخالف کافه و هتل نیستم؛ مخالف معماریِ بیریشه، سلیقهمحور و نمایشی هستم که جای روایت و گفتمان تاریخی را میگیرد.
این فعال فرهنگی با بیان اینکه بافت تاریخی بوشهر نیازمند حفاظت فعال است، گفت: حفاظتی که در آن سود اقتصادی در کنار مسئولیت فرهنگی تعریف شود، مالک و بهرهبردار به اندازه معمار و مدیر شهری پاسخگو باشد و زیباسازی، جای خود را به «اصالتسازی» بدهد. اگر با روشمندسازی برای نجات بافت اقدام نکنیم، بافتی خواهیم داشت که شلوغ و پر رفت و آمد خواهد بود و شاید رونق اقتصادی هم داشته باشد، اما دیگر بوشهر نیست، پوستهای به ظاهر بزک کرده که ریشههای آن در حال خشکیدن است. هنوز هم دیر نشده و زمان اصلاح وجود دارد؛ به شرط گفتوگو، تدوین ضوابط روشن و احترام به روح این شهر.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.