فرهنگ 12 بازدید
تاملی بر میراث ادبی بوشهر (دومین شماره)؛

«تنگسیر»، عصیان سرخ جنوب

بامدادجنوب_اکرم عباسی

در دومین بخش از پرونده میراث ادبی بوشهر، رمان ماندگار «تنگسیر» نوشته صادق چوبک را مورد بررسی و واکاوی قرار می‌دهیم. صادق چوبک (۱۴ تیر ۱۲۹۵ – ۱۳ تیر ۱۳۷۷) در کنار بزرگانی چون محمدعلی جمال‌زاده و صادق هدایت، از معماران اصلی داستان‌نویسی نوین ایران شناخته می‌شوند. رمان تنگسیر که در سال ۱۳۴۲ خورشیدی منتشر شد، نخستین رمان چوبک و یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های رئالیسم اجتماعی و ناتورالیسم در ادبیات معاصر ایران است. این اثر که بر بستری از یک واقعیت تاریخی در خطه جنوب و منطقه تنگستان شکل گرفته، به بیانیه‌ای نمادین در ستایش عدالت‌خواهی، پایداری در برابر ظلم و تقابل سنت با ساختارهای نوپدید استعماری تبدیل می‌شود. در این نوشتار، ابعاد ساختاری، مضمونی و تطبیقی این رمان ارزشمند را بررسی می‌کنیم.

ردپای زارمحمد در تاریخ مکتوب؛ از شیرمحمد تا تنگسیر

داستان عصیان زارمحمد (زائرمحمد) تنگسیر، پیش از آنکه در قالب رمان سترگ صادق چوبک قوام یابد، در قاب داستان کوتاهی به نام «شیرمحمد» از مجموعه‌داستان «شلوارهای وصله‌دار» نوشته رسول پرویزی روایت شده بود. اگرچه این دو اثر به حکم تفاوت قالب قلمرو متفاوتی دارند؛ یکی داستان کوتاه شتاب‌زده و دیگری رمانی مفصل و توصیفی اما نقاط اشتراک تامل‌برانگیزی میان آن‌ها وجود دارد که تاثیرپذیری چوبک از روایت پرویزی را آشکار می‌کند.

از جمله این اشتراکات اساسی می‌توان به سه نقطه عطف اشاره کرد که عبارتند از: نخست، وقوع حادثه انتقام در ماه مبارک رمضان؛ دوم، صدمه دیدن دو زن در خانه حاکم شرع فاسد در خلال درگیری و سوم، پناه بردن قهرمان داستان به خانه یک شهروند ارمنی. هرچند این سه عنصر تاثیر حیاتی در پیرنگ اصلی ماجرا ندارند و حذف آن‌ها آسیب ساختاری به بدنه داستان وارد نمی‌کرد؛ اما وجود هم‌زمان آن‌ها در هر دو اثر نشان‌دهنده آن است که چوبک در زمان آفرینش تنگسیر، نیم‌نگاهی جدی به کار پرویزی داشته است.

با این حال، تفاوت‌های اساسی در لحن و ساختار این دو اثر مشهود است. پرویزی داستان خود را در کمتر از 10 صفحه با شتاب پیش می‌برد و تعلیقی جذاب ایجاد می‌کند؛ او پس از معرفی زارمحمد به عنوان فردی مردم‌دوست، ناگهان با خبر قتل پنج نفر در شهر بوشهر مخاطب را درگیر چرایی حادثه می‌کند. در مقابل، چوبک کار خود را با توصیف‌های مفصل، کند و دقیق از طبیعت داغ و خشن جنوب آغاز می‌کند تا بستر ناتورالیستی اثر خود را پی‌ریزی کند.

یکی دیگر از تفاوت‌های بارز این دو روایت، نگاه نویسندگان به جایگاه زن است. رسول پرویزی در داستان کوتاه خود در همان بدو عصیان شیرمحمد، طلاق همسرش را ثبت می‌کند و این زن منفعل بدون کوچک‌ترین اعتراضی، تقدیر خود را می‌پذیرد؛ اما چوبک در رمان خود، همسر زارمحمد را که نام نمادین «شیرو» را بر خود دارد، پا به پای قهرمان داستان تا آخرین لحظه فرار در قایق همراه می‌کند. شیرو در این رمان عنصری فعال و پویاست که دوشادوش همسرش بار سنگین مصائب را به دوش می‌کشد.

رمان تنگسیر با توصیفات زنده و بی‎واسطه از طبیعت بوشهر آغاز می‌شود؛ این ویژگی فراتر از فضاسازی جغرافیایی، مدخلی بر جهان‌بینی ناتورالیستی صادق چوبک است. چوبک با بهره‌گیری از تکنیک «خوش‌آغازی» یا براعت استهلال، در همان صفحات نخستین، بی‌رحمی و خشونت عریان طبیعت را پیش چشم مخاطب می‌آورد تا او را برای پذیرش دنیایی آماده کند که در آن قانون جنگل حکم‌فرماست.

جدال مورچه‌ها بر سر لاشه نیمه‌جان یک سوسک نمونه‌ای مینیاتوری از این جهان‌بینی است. حسین پاینده که با نگاهی آکادمیک به نقد و ساختارشناسی این اثر در کتاب «گشودن رمان» پرداخته، با اشاره به همین صحنه می‌نویسد: «جدال، مخاصمه و درگیری شالوده پیرنگ این رمان خواهد بود. نخستین نشانه از پیرنگ پرکشمکشی را که قرار است در طول این رمان بسط پیدا کند، می‌توان در توصیف راوی از نزاع مورچه‌ها برای تصاحب سوسک نیمه‌جان دید… این نزاع همان تنازع بقاست که در مکتب ناتورالیسم قانون اصلی طبیعت تلقی می‌شود.»

این تنازع بقا در جای‌جای رمان تکرار می‌شود؛ در رام کردن گاو یاغی در ابتدای رمان که زارمحمد در گفت‌وگویی نمادین به گاو می‌گوید او نیز مانند او اگر در تنگنا قرار گیرد، یاغی خواهد شد؛ در نبرد مرگبار زارمحمد با بمبک (کوسه) در اعماق دریا و حتی در مبارزه او با نیازهای بیولوژیک بدنش زمانی که در خانه آساتور ارمنی مخفی شده است. زارمحمد به عنوان فرزند طبیعت، قوانین بقا را بهتر از قوانین مدرن شهری می‌شناسد. او با طبیعت در صلح است، قوانین آن را محترم می‌شمارد و با تکیه بر همین اصول طبیعی، در برابر قوانین مدنی ظالمانه قد علم می‌کند. این رویکرد چوبک قرابت آشکاری با آثار امیل زولا، به‌ویژه رمان «ژرمینال» دارد که در آن کارگران معدن در عین سازگاری با طبیعت خشن خود، علیه مناسبات ظالمانه اجتماعی می‌شورند.

زارمحمد در میانه استعمارستیزی و استبداد محلی

برخلاف روایت رسول پرویزی که در آن هیچ اشاره‌ای به حضور نیروهای بیگانه نمی‌شود، صادق چوبک در تنگسیر پیوندی عمیق میان مبارزات گذشته قهرمان خود با انگلیسی‌ها و قیام کنونی او برقرار می‌کند. زارمحمد در گذشته سرباز رئیسعلی دلواری بوده و در نخلستان‌های تنگک با استعمارگران جنگیده است. او با حسرت به بیرق رنگ‌ورو رفته ایران بر فراز عمارت امیریه می‌نگرد و آن را با پرچم همواره نوی انگلیس مقایسه می‌کند.

اگرچه فقر و تنگنای معیشت زارمحمد را واداشته تا سال‌ها برای انگلیسی‌ها کار کند و سرمایه‌اش حاصل کارگری برای آنان باشد، اما کینه استعمار در دل او زنده است. در همان فصل نخست، رویارویی او با زن و مرد فرنگی که از زمین تنیس بازمی‌گردند، بهانه‌ای برای ابراز این تنفر درونی می‌شود. او به دایی‌اش اعتراض می‌کند که چرا در ماه رمضان پای این بیگانگان را به مغازه باز می‌کند و در پاسخ به این توجیه که «آن‌ها با ما کاری ندارند»، با خشم می‌گوید:

«نه خالو این دیگه نشد. چطور با ما کار ندارن؟ مگه همین چن سال پیش نبود که جهازاشون آوردن خونه و زن و بچه‌ی ما را به گلوله بستن و اون‌همه تنگسیر را کشتن؟ هنوزم اینجا را ول نمیکنن… هر چیز خوبی هس مال ایناس.»

این پیشینه مبارزاتی بیانگر این است که عصیان نهایی زارمحمد در برابر چهار غاصب پول‌هایش (که نماد تزویر، زر و استبداد محلی هستند)، امتداد منطقی همان استعمارستیزی دوران جوانی اوست. تفنگ مارتینی که او در خانه نگهداری و روغن‌کاری می‌کند، یادگار جنگ با انگلیسی‌هاست که حالا برای استقرار عدالت خانگی به کار گرفته می‌شود.

تقابل مفهوم عدالت و امنیت؛ چالش اخلاقی و الهیاتی رمان

عصیان زارمحمد سهمی ناگزیر از خشونت دارد. رمان این سوال چالشی را مطرح می‌کند که در تعارض میان عدالت و امنیت، کدام‌یک اولویت دارد؟ چوبک در این میان بی‌تردید در صف عدالت می‌ایستد. او ثابت می‌کند که فساد اداری و نمایندگان دولتی فرستاده‌شده از تهران، هیچ امیدی برای احقاق حق باقی نگذاشته‌اند. زارمحمد در گفت‌وگویی با دلاک، ناامیدی خود از ساختار حاکمیت مدرن را چنین بیان می‌کند: «باور کن که احمدشاه اصلا نمی‌دونه بوشهر مال ایرونه یا مال عربستون. از این شکایتا خیلی شده و گوش کسی بدهکار نبوده… هر روز یه کارگزار پا میشه از تهرون میاد اینجا مردم را می‌چاپه و راهش را می‌گیره میره.»

در غیاب قانون کارآمد، زارمحمد به ساختار سنتی و اصالت قومی خود تکیه می‌کند و در نهایت نیز با یاری هم‌تباران تنگسیری خود از مهلکه می‌گریزد. با این حال، حل مسئله اخلاقی قتل در این رمان تا حدی سهل‌انگارانه صورت می‌گیرد. نویسنده برای تطهیر عمل قهرمان خود، متوسل به سه بار استخاره پی‌درپی می‌شود که همگی موافق کار اوست. همچنین در صحنه قتل نفر سوم، مقتول در حضور یک روحانی سرشناس و بدون اعتراض او کشته می‌شود.

این رویکرد تطهیرگرایانه، تفاوت عمده تنگسیر با شاهکاری چون «جنایت و مکافات» داستایوفسکی را آشکار می‌سازد. در حالی که راسکولنیکف پس از کشتن پیرزن رباخوار دچار فروپاشی روحی و مرارت عذاب وجدان می‌شود، زارمحمد بر اساس نگاه ناتورالیستی چوبک، خون مقتولان را هدر رفته می‌داند و بدون عذاب وجدان به زندگی خود ادامه می‌دهد. این نبود نگاه فلسفی- الهیاتی عمیق، عمل زارمحمد را در مرز میان یک قیام عدالت‌خواهانه بومی و یک انتقام‌جویی فردی معلق نگه می‌دارد.

بازتاب زبانی و ساختار روایی اثر

تنگسیر از لحاظ ساختار روایی، با بهره‌گیری از دانای کل و شیوه‌های نمایش ذهنی، شخصیت زارمحمد را معرفی می‌کند. چوبک با تسلط کامل بر گویش و زبان مردم جنوب، لحنی بومی به داستان بخشیده که به اصالت آن افزوده است. استفاده از اصطلاحات محلی و فضاسازی ملموس، این اثر را به یکی از پایه‌های اصلی «ادبیات جنوب» تبدیل کرده است؛ جریانی که بعدها توسط نویسندگانی چون احمد محمود و منیرو روانی‌پور تداوم یافت.

پایان‌بندی رمان نیز با همان ضرباهنگ تند و شاعرانه آغازین همراه است و خروج زارمحمد از جغرافیای بوشهر را تصویر می‌کند: «و پارو تو دل آب غوطه خورد و بلم یله شد و رقصید و پس رفت و آب شکاف برداشت و نور ماه لیز خورد و سرهای لرزان تو بلم دور و نزدیک شد… و تو دریا و بیابان و نخلستان و تو گوش محمد و شهر و همهمه پیچید. خدانگهدار.»

اقتباس‌های سینمایی از تنگسیر

رمان تنگسیر پس از انتشار، بازخوردهای بسیار مثبتی دریافت کرد. محمدعلی جمال‌زاده در ستایش این اثر، آن را مدحی خواندنی بر شجاعت و غیرت مردم تنگستان دانست که نشان‌دهنده عشق عمیق چوبک به زادگاهش است. این رمان تاکنون به بیش از ۱۸ زبان دنیا ترجمه شده است.

در حوزه هنرهای تصویری نیز، امیر نادری در سال ۱۳۵۲ با اقتباسی وفادارانه، فیلم سینمایی «تنگسیر» را با بازی بهروز وثوقی در نقش زارمحمد کارگردانی کرد که به یکی از آثار ماندگار سینمای ایران تبدیل شد.

صادق چوبک در رمان تنگسیر توانسته است با تلفیق تکنیک‌های ناتورالیستی و واقع‌گرایی اجتماعی، حماسه‌ای بومی از تقابل فرد با ساختارهای فاسد قدرت خلق کند. اگرچه رمان در پاسخ به پرسش‌های فلسفی و اخلاقی پیرامون خشونت و عدالت فردی مسیر همواری را می‌پیماید، اما به‌عنوان سندی فرهنگی از زیست‌جهان، زبان و آیین‌های مردم جنوب ایران و روحیه ظلم‌ستیزی آن‌ها، جایگاهی تزلزل‌ناپذیر در تاریخ ادبیات داستانی ما دارد. واکاوی این اثر در پرونده میراث ادبی بوشهر، یادآور توانمندی شگرف نویسندگان این خطه در تبدیل رویدادهای محلی به مفاهیم انسانی و جهانی است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.