رویدادی از جنس هدف و آموزش
آبان 11, 1404
بامدادجنوب_نازنین غلامی
چمدانها همیشه در دنیای واقعی بسته نمیشوند؛ گاهی تنها در ذهن انسانها، در میان تردیدها، آرزوها و ترسها شکل میگیرند. برای بخش قابلتوجهی از نسل زد، مهاجرت دیگر نه یک اتفاق دور از انتظار است و نه انتخابی حاشیهای؛ بلکه به بخشی از تصمیمگیریهای کلان زندگی تبدیل شده است. تصمیمی که در مرز میان امید، ناامیدی، جستوجوی فرصت و نگرانی از آینده شکل میگیرد. این نسل بیش از هر زمان دیگری جهان را میشناسد و همزمان، بیش از هر زمان دیگری میان ماندن و رفتن سرگردان است.
پیشتر در گزارشی با عنوان «نسل زد و رؤیای رفتن یا امید به ماندن؟» در همین رسانه، به سراغ خود جوانان رفتیم و از نگاه آنها به این پرسش پرداختیم. در آن گزارش، هر کدام از نسلزدها از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه میکردند؛ برخی ماندن را انتخابی آگاهانه و برخاسته از دلبستگی به ریشهها میدانستند، برخی دیگر مهاجرت را راهی برای ساختن آیندهای روشنتر تلقی میکردند و گروهی هم میان این دو، با تردید و دلنگرانی دستوپنجه نرم میکردند. آنچه از دل این گفتوگوها بیرون آمد، تصویری بود از نسلی که نهفقط در جستوجوی فرصت، بلکه درگیر یافتن معنا، هویت و جایگاه خود در جهان است.
اما برای عبور از روایتهای احساسی و نزدیک شدن به واقعیتهای این مسیر، باید به سراغ تجربههای تخصصی و آمارهای دقیقتر رفت. به همین منظور، در ادامه با صبا غلامی، مدیرعامل یک شرکت فعال در حوزه مهاجرت گفتوگو کردهایم تا این موضوع را از زاویهای حرفهایتر و مبتنی بر تجربههای واقعی بررسی کنیم؛ از دلایل افزایش تمایل به مهاجرت گرفته تا چالشهایی که نسل جوان در این مسیر پیش رو دارد.
این روزها بیشتر متقاضیان شما در چه بازه سنی هستند؟ آیا نسل زد سهم بیشتری نسبت به گذشته دارد؟
عمده متقاضیان مهاجرت در بازه سنی ۱۸ تا ۳۴ سال قرار دارند. بله، نسل زد سهم قابلتوجهی از مراجعان باانگیزه را به خود اختصاص داده است که عمدتاً با اهداف ادامه تحصیل یا یافتن فرصتهای شغلی بهتر اقدام میکنند. البته نباید از گروه سنی ۳۵ تا ۴۴ سال نیز غافل شد؛ این گروه اغلب شامل افراد متخصص و کارآفرینانی است که با اهداف توسعه حرفهای، مسیر مهاجرت را برمیگزینند.
جوانان بیشتر برای کسب درآمد مهاجرت میکنند یا ارتقای کیفیت زندگی؟
مهاجرت جوانان ایرانی صرفاً تابعی از مسائل مالی و مادیات نیست؛ بلکه این تصمیم، ترکیبی از درآمد، کیفیت زندگی و چشمانداز نسبت به آینده است. جوانان ایرانی بیش از آنکه صرفاً جویای درآمدهای بیشتر باشند، خواستار زیستن در محیطی باثبات هستند. در نتیجه، میتوان گفت که آنها خواستار آیندهای روشنتر و کیفیت زندگی بهتر هستند، نه اینکه صرفاً درآمد بیشتر را هدف نهایی خود قرار دهند.
رایجترین تصور اشتباهی که نسل زد درباره مهاجرت دارد چیست؟
تصورات نادرست درباره مهاجرت بسیار زیاد است؛ اما شاید بتوان گفت رایجترین تصور غلط، نه تنها در نسل زد بلکه در میان اغلب نسلهای دیگر که تجربه اقامت در سایر کشورها را ندارند، این است که گمان میکنند با مهاجرت تمامی مشکلات زندگی حل میشود. این انگاره معمولاً از دیدن زندگی افراد در شبکههای اجتماعی یا شنیدن داستانهای موفقیتهای گزینششده شکل میگیرد، در حالی که واقعیت ماجرا بسیار پیچیدهتر از این روایتهاست.
فضای مجازی برای ترغیب به مهاجرت چقدر مؤثر بوده است؟
من نقش فضای مجازی را بهویژه در ترغیب افراد، خصوصاً نسل زد، بسیار پررنگ میدانم. با این وجود، هنوز درصد قابلتوجهی از مراجعین، روشهای سنتی دریافت مشاوره را برای اقدام خود برمیگزینند.
آیا تابهحال به متقاضی گفتهاید که مهاجرت نکند؟ چرا؟
بله، افرادی وجود دارند که حداقلهای لازم برای اقدام مهاجرتی را ندارند؛ برای نمونه، نداشتن مدارک تحصیلی معتبر یا مدرک زبان مورد نیاز، دست ما را میبندد. در چنین شرایطی، تنها تعداد محدودی کشور برای اقدام باقی میماند که متقاضی در صورت رسیدن به مقصد، به دلیل عدم تسلط به زبان، با مشکلات جدی در یافتن شغل یا دریافت حقوق کافی مواجه خواهد شد. در نتیجه، ما مجبور میشویم یا به آنها توصیه کنیم اقدام نکنند، و یا اگر اصرار به اقدام داشته باشند، مسئولیت پیامدهای احتمالی بر عهده خودشان خواهد بود.
بزرگترین شوکی که جوانان پس از مهاجرت تجربه میکنند چیست؟
بزرگترین شوک این است که متوجه میشوند مهاجرت پایان مشکلات نیست، بلکه تنها نوع مشکلات عوض میشود. از رایجترین شوکها میتوان به تنهایی، از دست دادن شبکه حمایتی که در وطن داشتهاند، آغاز دوباره از صفر، هزینههای بالای زندگی، تفاوت در فرهنگ کاری و احساس عدم تعلق اجتماعی اشاره کرد.
به نظر شما کدام کشور بیشترین تصویر غیرواقعی را در ذهن جوانان ساخته است؟
به نظر من این تصویر غیرواقعی در مورد تمامی کشورها صدق میکند. ما هر روز شاهد تبلیغات فراواقعی و اطلاعات غیردقیق درباره تمامی کشورهای مقصد از جمله کانادا، آمریکا و امارات هستیم.
چند درصد از افرادی که مهاجرت میکنند، از تصمیم خود پشیمان میشوند؟
هیچ آمار دقیق و علمی در این زمینه وجود ندارد؛ اما بیشتر مهاجران با وجود سختیهای اولیه، از تصمیم خود کاملاً پشیمان نیستند. بسیاری از مهاجران در سالهای نخست، دلتنگی، تنهایی، شوک فرهنگی یا تردید را تجربه میکنند، اما با گذشت زمان، پس از پیدا کردن شغل، یادگیری زبان و ایجاد روابط اجتماعی، میزان رضایت به شکل محسوسی در آنها افزایش مییابد.
اگر قرار بود فقط یک تغییر در ایران رخ دهد که موج مهاجرت جوانان را کاهش دهد، آن تغییر چه بود؟
اگر تنها یک عامل را بخواهم انتخاب کنم، ایجاد چشماندازی قابل پیشبینی برای آینده است. شاید این موضوع کلی به نظر برسد، اما تقریباً تمامی عوامل اصلی مهاجرت را در بر میگیرد.
بزرگترین حقیقت تلخی که هیچکس قبل از مهاجرت به جوانان نمیگوید چیست؟
شاید بزرگترین حقیقت تلخ این است که مهاجرت بیش از آنکه ادامهی زندگی در کشوری دیگر باشد، شروع یک زندگی کاملاً جدید است.
حداقل سرمایه لازم برای مهاجرت چقدر است؟
پاسخ به این پرسش بسیار کلی است و به کشور مقصد، شرایط شخصی، سنی، نوع روش مهاجرت (کاری، تحصیلی، سرمایهگذاری) و متغیرهای دیگر بستگی دارد و نمیتوان مبلغ ثابتی برای آن تعیین کرد.
بیشترین مقاصدی که ایرانیان مایل به مهاجرت به آن هستند کجاست؟
کانادا، آلمان، استرالیا، ایالاتمتحده، انگلستان، سوئد، هلند، ترکیه، قبرس و امارات متحده عربی بیشترین متقاضیان را دارند.
کلاهبرداریهای شایع در زمینه مهاجرت چه مواردی هستند؟
کلاهبرداران معمولاً نشانههایی دارند؛ از جمله درخواست پرداخت صرفاً با ارز دیجیتال یا حوالههای غیرقابلپیگیری، نداشتن قراردادهای کتبی، فشار بر متقاضی برای تصمیمگیری فوری، درخواست برای جعل یا تغییر اطلاعات پرونده و در نهایت، تضمین قطعی موفقیت که همگی از نشانههای هشداردهنده هستند.
بسیاری معتقدند شرکتهای مهاجرتی فقط روی رؤیای مهاجرت مانور میدهند و از سختیهای آن کمتر میگویند. این انتقاد را قبول دارید؟
این انتقاد تا حدی وارد است، اما نمیتوان آن را به تمامی شرکتها تعمیم داد. ماهیت بازاریابی، تأکید بر مزایا و نتایج مطلوب است و صنعت مهاجرت نیز از این رویه پیروی میکند. با این حال، باید به سختیهایی نظیر فشار روانی ناشی از دوری از خانواده، دشواری یادگیری زبان، احتمال عدم یافتن شغل تخصصی در ماههای نخست، هزینههای بالای زندگی، نیاز به معادلسازی مدارک و احساس انزوای اجتماعی نیز توجه کرد. مشاوران حرفهای از همان ابتدا درباره این چالشها با متقاضی صحبت میکنند و در مواردی که مهاجرت را به نفع متقاضی نمیدانند، او را از اقدام منصرف میکنند؛ رفتاری که اگرچه از نظر تجاری به ضرر شرکت است، اما نشانه حرفهای بودن محسوب میشود. در نهایت، مهاجرت نه بهشت تضمینشده است و نه اشتباه مطلق؛ بلکه تصمیمی است که باید با بررسی متوازن فرصتها و چالشها اتخاذ شود.
در نهایت، مهاجرت تصمیمی ساده و لحظهای نیست؛ انتخابی دشوار و سرنوشتساز است که فرد و خانوادهاش باید با دقت، آگاهی و دوراندیشی درباره آن بیندیشند. این تصمیم میتواند مسیر زندگی، آینده شغلی، وضعیت اقتصادی، روابط خانوادگی و حتی هویت فردی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد. از همین رو، مهاجرت نباید تنها راهی برای فرار از مشکلات یا رسیدن سریع به موفقیت تلقی شود، بلکه لازم است فرصتها، محدودیتها، هزینهها و پیامدهای آن بهدرستی سنجیده شود. با این حال، امیدواریم روزی فرا برسد که ایران، با فراهم شدن شرایطی مطلوب، به کشوری تبدیل شود که مردم جهان آرزوی زندگی در آن را داشته باشند.
آبان 11, 1404
مهر 27, 1404
شهریور 16, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.