تا اطلاع ثانویه سینما در بوشهر تعطیل است
بامدادجنوب_الهام بهروزی
بوشهر بهعنوان یکی از پنج استان جوان کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند زیرساختهای فرهنگی و هنری متناسب با ترکیب جمعیتی خود است. این استاد دارای بدنهای جوان، پرتحرک و علاقهمند به سینما و هنرهای نمایشی، اما با ظرفیتی محدود و نابرابر در حوزه برخورداری از سالنهای سینماست. در حال حاضر، سهم مرکز استان از فضاهای سینمایی به سالن ۵۵۰ نفره سینمای شهید آوینی و سینمای کانون پرورش فکری کودک و نوجوان با ظرفیت ۲۰۰ صندلی محدود شدهاست که نه با جمعیت شهر همخوانی دارد و نه پاسخگوی ذائقه متنوع مخاطبان آن است.
این در حالی است که سینمای ۵۰ ساله بهمن با سه سالن و حدود ۸۰۰ صندلی، سالها یکی از اصلیترین پاتوقهای فرهنگی شهر بوشهر بهشمار میرفت که پس از فاجعه متروپل و اعلام ناایمنبودن سازه از سوی شورای فنی استانداری در سال ۱۴۰۱ تعطیل شد و از آن زمان تاکنون با وجود وعدهها و قولهای مکرر برای تخریب، نوسازی یا تبدیل آن به یک مجتمع یا پردیس سینمایی همچنان بلاتکلیف باقی مانده است.
در این میان، زمزمههایی نیز طی دو سال اخیر پیوسته به گوش میرسد مبنی بر اینکه حوزه هنری بهعنوان متولی سینما بهمن با همراهی استانداری در حال بررسی گزینههای پیشروست؛ از امکان بازسازی و احیای سازه موجود گرفته تا تخریب کامل و احداث یک پردیس سینمایی جدید. با این حال، نه وعدههای دادهشده در دولت گذشته برای وارد مدار شدن یک پردیس سینمایی به سرانجام رسید و نه چشمانداز مشخصی از آینده این مرکز فرهنگی هنری در دولت کنونی ترسیم شدهاست.
برآیند وضعیت کنونی این است که استان بوشهر امروز بهجز سینمای کانون که عمدتا مخاطب کودک و نوجوان دارد و فعالیتش نیز فصلی است، تنها از سه سالن فعال در بوشهر، برازجان و کنگان و یک سینمای سیار در گناوه برخوردار است که این سینمای سیار فعالیتی محدود و ناپیوسته دارد. این کمبود، در شرایطی بیش از پیش به چشم میآید که با گرمتر شدن هوا، استقبال جوانان و شهروندان بوشهری از سینما و فضاهای فرهنگی و هنری سرپوشیده افزایش مییابد؛ مطالبهای خاکخورده که سالهاست پاسخی درخور نیافته است.
طبق شنیدههای موثق، ظاهرا موضوع تخریب و احداث پردیس سینمایی بهجای سازه فرسوده کنونی سینما بهمن، از سوی استانداری و حوزه هنری تائید و نهایی شده است؛ اما اینک گره کار همچون بسیاری از طرحهای فرهنگی این دیار به مسئله سرمایهگذار خورده است. هزینه تخریب بنای فعلی و ساخت یک مجتمع سینمایی بزرگ و استاندارد بهقدری بالاست که تاکنون هیچ نهاد یا سرمایهگذار خصوصی جرأت ورود جدی به آن را پیدا نکرده است.
با کمی تأمل میتوان دریافت که در چنین شرایطی، برخی نهادهای عمومی و خدماتی نظیر شهرداری، باید بیش از دیگران برای ورود به این عرصه احساس مسئولیت کنند؛ چراکه توسعه زیرساختهای فرهنگی و هنری بخشی از رسالت ذاتی و وظایف اجتماعی این مجموعه است. با این همه، واقعیت تلخ آن است که شهرداری بوشهر در سالهای اخیر، کارنامهای دلگرمکننده در حوزه توسعه زیرساختهای فرهنگی و هنری از خود بهجا نگذاشته است؛ چه در ماجرای کتابخانه مرکزی بوشهر، چه در بحث کتابخانه سیار و چه در حوزه سینما و دیگر فضاهای فرهنگی. هر بار هم که از سوی رسانهها و افکار عمومی مورد نقد قرار گرفته، از اجرای طرحها و وعدههایی خبر داده که هنوز کلنگ بسیاری از آنها حتی بر زمین هم ننشسته است.
این در حالی است که در بسیاری از کلانشهرها و حتی شهرهای نهچندان بزرگ کشور، شهرداریها نقش جدی و موثری در توسعه زیرساختهای فرهنگی ایفا کردهاند؛ از ساخت سالنهای چندمنظوره و نگارخانهها گرفته تا تماشاخانهها و پردیسهای سینمایی مجهز و استاندارد. آنها به خوبی درک کردهاند که توسعه شهری فقط در آسفالت خیابانها، ساخت پل و جدولگذاری معابر خلاصه نمیشود. شهری که فاقد روح فرهنگی باشد، هرچقدر هم در ظاهر توسعهیافته بهنظر برسد، در باطن شهری ناقص و بیجان است.
متاسفانه بوشهر با همه پیشینه درخشان فرهنگی، ادبی و هنریاش، سالهاست در زمینه زیرساختهای فرهنگی و هنری بهویژه در حوزه سینما با خلائی جدی روبهرو است. به راستی چرا شهری که نامش با موسیقی، ادبیات، تئاتر، آیین و هنر گره خورده، باید از داشتن یک پردیس سینمایی درخور شأن شهروندانش محروم باشد؟ چرا جوانان، خانوادهها، هنردوستان و اهالی فرهنگ این شهر باید همچنان حسرت یک فضای استاندارد برای تماشای فیلم، برگزاری رویدادهای هنری و بهرهمندی از امکانات فرهنگی روز را با خود بهدوش بکشند؟
سینما بهمن سالهاست به نمادی از تعلل، بیبرنامگی و کمتوجهی به نیازهای فرهنگی این شهر تبدیل شده است. مجموعهای نوستالژیک که میتوانست سالها پیش تعیین تکلیف شود، اما هر بار در پیچوخم وعدهها، کمبود اعتبار، نبود اراده جدی و پاسکاری مسئولیتها متوقف مانده است. بیشک تا زمانی سرمایهگذار مشخصی پای کار نیاید و نهادهای مسئول بهطور عملی و نه شعاری وارد میدان نشوند، امید تبدیل آن به یک مجتمع سینمایی شکیل و استاندارد هم ممکن است به سرنوشت همان وعدههای تکراری دچار شود.
در این میان، شهرداری بوشهر میتواند و باید یکی از بازیگران اصلی این میدان باشد؛ چه با مشارکت مستقیم، چه با تسهیلگری، چه با تعریف بستههای حمایتی و تشویقی برای جذب سرمایهگذار. اگر مدیریت شهری واقعا به توسعه متوازن شهر باور دارد، باید بپذیرد که فرهنگ در حاشیه شهر قرار ندارد، بلکه متن آن است. همانقدر که ساخت یک تقاطع غیرهمسطح، یک پروژه عمرانی یا یک پارک اهمیت دارد، ایجاد یک فضای فرهنگی بهروز و ماندگار نیز اهمیت دارد، چهبسا بیشتر؛ چراکه پروژههای عمرانی، کالبد شهر را میسازند، اما این زیرساختهای فرهنگی هستند که به شهر روح، هویت و معنا میبخشند.
از سوی دیگر، استانداری، حوزه هنری، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای ذیربط نیز نباید نقش خود را صرفا به تائید و اعلام موافقت محدود کنند. امروز بوشهر بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سازنده، امیدساز و مسئولانه نیاز دارد. اگر قرار است سینما بهمن از این وضعیت بلاتکلیف رهایی یابد، باید ارادهای جمعی شکل بگیرد در آن، منافع فرهنگی شهر بر مصلحتاندیشیهای مقطعی و بیعملیهای فرساینده ترجیح داده شود.
در این میان یک شهروند سینمادوست بوشهری به بامداد جنوب گفت: بوشهر شهری زنده، فرهنگی و مستعد است که شایسته برخورداری از زیرساختهایی متناسب با ظرفیتهای انسانی و هنری خود است. محروم ماندن این شهر از یک سینمای مجهز و استاندارد به معنای نادیده گرفتن حق فرهنگی است که سالهاست از شهروندان این دیار دریغ شده است. سینما بهمن میتواند از دل این فرسودگی به نمادی از نوسازی فرهنگی بوشهر تبدل شود، به شرط اینکه مسئولان، اینبار بهجای وعدهدرمانی پای عمل بیایند.
به عقیده مهدی منصوری، الان زمان آن است که شهرداری بوشهر بهجای شنیدن این مطالبه خاکخورده به میدان بیاید و نشان دهد که به توسعه فرهنگی در عمل باور دارد. فردای فرهنگی بوشهر، بیش از هر چیز به تصمیمهای امروز مدیرانش گره خورده است. اگر امروز برای نجات سینما بهمن اقدامی جدی صورت نگیرد، فردا باید دوباره از خود بپرسیم که چرا شهری با این همه پیشینه و ظرفیت، هنوز در ابتداییترین زیرساختهای فرهنگیاش درمانده است.
شهروند دیگری نیز که نسبت به تکرار وعدههای مسئولان و بلاتکلیفی پروژه سینما بهمن گلایهمند است، به بامداد جنوب گفت: بوشهر سالهاست عنوان پرطمطراق پایتخت انرژی را یدک میکشد، اما گویا سهم واقعیاش از این همه ثروت و ظرفیت، تنها همین عنوان است و بس؛ چراکه بخش قابلتوجهی از اعتبارات و منافع ناشی از این موقعیت، در استانهای دیگر و کلانشهرها هزینه میشود و آنچه برای مردم این استان باقی میماند، عمدتا آلودگی، فرسایش زیستمحیطی و محرومیت از حداقل زیرساختهای رفاهی و فرهنگی است.
آتنا ابراهیمی ادامه داد: ما در حوزه مطالبهگری، دچار ضعفی تاریخی شدهایم و از سوی دیگر، سوءمدیریت نیز مزید بر علت شده است؛ بهگونهای که با وجود سالها استقرار و گسترش صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در این استان، هنوز نتوانستهایم از محل مسئولیتهای اجتماعی این صنایع، یک اقدام فرهنگی ماندگار برای بوشهر رقم بزنیم. این در حالی است که اگر ارادهای جدی برای هدایت درست این منابع وجود داشت، امروز نهتنها مشکل سینما بهمن، بلکه بخش قابلتوجهی از کمبودهای فرهنگی و هنری استان نیز قابل رفع بود.
این شهروند تاکید کرد: عوارض چند صد میلیاردی آلایندگی دقیقا کجا هزینه میشود و چرا مدیران ما تا این اندازه از هدایت این بودجهها به سمت توسعه زیرساختهای فرهنگی و هنری از جمله ساخت و تجهیز سینما در شهرهای مختلف استان بهویژه مرکز استان عاجز ماندهاند؟ طبق کدام تعرفه، آییننامه یا مصوبه، بخش عمدهای از بودجه مسئولیتهای اجتماعی باید به خارج از استان تزریق شود، در حالی که یکی از نوستالژیکترین و خاطرهانگیزترین سینماهای بوشهر بهدلیل کمبود اعتبار، سالهاست تعطیل، متروک و بلاتکلیف مانده است؟
وی با اشاره به جایگاه مهم بوشهر در اقتصاد و امنیت کشور تصریح کرد: چگونه استانی که همواره در خط مقدم دفاع از کشور قرار داشته و بخش مهمی از درآمد ملی را تامین میکند، باید برای تامین اعتبار یک پروژه فرهنگی اینچنینی، اینگونه با کمبود و بیتوجهی مواجه باشد؟ چرا استانی که اینهمه از آن انتظار میرود، در ابتداییترین مطالبات شهروندیاش تا این اندازه تنها مانده است؟
ابراهیمی با تاکید بر اینکه داشتن سینما، ابتداییترین حق یک شهروند بوشهری است، افزود: حقی که سالهاست نادیده گرفته شده است. چرا گوش شنوایی برای این مطالبه بحق وجود ندارد و چرا چشمان بینایی برای دیدن این محرومیت بارز باز نمیشود؟ جوان بوشهری در تابستانهای طاقتفرسا و گرمای ۵۰ درجه، چه امکانات و فضاهایی برای گذران اوقات فراغت خود دارد؟ آیا یک سینما، واقعا خواسته زیادی از مدیران این استان است؟
این شهروند در پایان با اشاره به نقش و همراهی مردم استان در بزنگاههای ملی گفت: مردم این استان در سختترین شرایط همیشه پای باورها و وطن ایستادهاند و در همه میدانها سهم خود را ادا کردهاند؛ آیا سزاوارند که بودجههای مسئولیت اجتماعی صنایع که حق طبیعی و قانونی آنان است، در جاهای دیگر هزینه شود و سهم خودشان از این منابع، یک هیچ بزرگ باشد و یک آه ممتد؟
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.