فرهنگ 12 بازدید
برنامه متولیان گردشگری بوشهر برای نوروز 1405 چیست؛

مسافران نوروزی باز هم بوشهر را جا می‌گذارند!

بامدادجنوب_الهام بهروزی

نوروز، در هر شرایطی برای ما ایرانی‌ها نشانه‌ای از نو شدن، آغاز دوباره و امید به تغییر است. حتی در سال‌هایی که فشار تحریم‌ها، گرانی و تنگنای معیشتی بر زندگی روزمره سایه انداخته، نوروز همچنان راه خود را به خانه‌ها، جاده‌ها و شهرها باز کرده است. شاید سفرها کوتاه‌تر شده باشند، شاید مقصدها تغییر کرده باشند، اما میل به دیدار، جابه‌جایی و تجربه زندگی متفاوت هنوز زنده است. ایرانی‌ها همچنان این آیین کهن را با سفرهای شهر به شهر، استان به استان و دیدار با خویشاوندان و دوستان زنده نگه داشته‌اند؛ گویی نوروز، آخرین سنگر امید جمعی ما در برابر فرسودگی روزمره است.

در این میان، استان بوشهر طی دهه‌های اخیر همواره یکی از مقصدهای اصلی سفرهای نوروزی بوده است؛ استانی با آب‌وهوایی معتدل در آغاز بهار، برخوردار از جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی متنوع، هم‌نشینی دریا با بافت تاریخی و بازارهایی که برای بسیاری از مسافران یادآور زندگی بندری و اقتصاد دریامحور جنوب است. بوشهر تا سال ۱۴۰۳ همواره در میان سه استان نخست کشور در جذب و پذیرش مسافران نوروزی قرار داشت و حتی در رقابت با استان‌های جنوبی همجوار، پیشتاز محسوب می‌شد؛ اما در نوروز ۱۴۰۴، این روند به‌یک‌باره دستخوش تغییر شد؛ سقوط از رتبه سوم به رتبه نهم، زنگ خطری جدی بود که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

کارشناسان و فعالان حوزه گردشگری، دلایل متعددی برای این افت برشمرده‌اند؛ دلایلی که بیش از آن‌که مقطعی و گذرا باشند، ریشه در ضعف‌های ساختاری و سیاست‌گذاری‌ها دارند. نبود یک نقشه‌راه مدون و آینده‌نگر برای توسعه گردشگری استان، ناهماهنگی در تصمیم‌گیری‌ها، کمبود زیرساخت‌های اقامتی و هتل‌داری در نقاط مهم گردشگرپذیر همچون دیلم، گناوه، بوشهر و عسلویه و دشواری‌های پیش‌روی سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در عرصه صنعت گردشگری از جمله مهم‌ترین این عوامل است. در برخی شهرها، هرچند طی سال‌های اخیر زیرساخت‌هایی ایجاد شده، اما ظرفیت موجود همچنان پاسخگوی حجم تقاضا نیست؛ وضعیتی که به‌ویژه در گناوه هر ساله به شکل آشکاری بروز پیدا می‌کند و با پدیده‌ای به نام اُورتوریسم (ازدحام بیش از ظرفیت گردشگران و مسافران در یک نقطه) همراه می‌شود؛ پدیده‌ای که نه‌تنها کیفیت تجربه گردشگران را کاهش می‌دهد، بلکه فشار مضاعفی بر منابع شهری و زیست‌محیطی وارد می‌کند.

بدیهی است با توجه به چنین تجربه‌هایی، انتظار می‌رفت که برای نوروز ۱۴۰۵، تلاش‌ها هدفمندتر، برنامه‌ریزی‌ها شفاف‌تر و حمایت‌ها از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی محسوس‌تر باشد؛ به‌ویژه در حوزه توسعه هتل‌ها و اقامتگاه‌های بوم‌گردی که می‌توانند ضمن پاسخ‌گویی به نیاز اقامتی مسافران، به توزیع متوازن گردشگر در شهرها و روستاهای استان کمک کنند. با این اوصاف، تسهیل فرایندهای اداری، کاهش موانع قانونی و نگاه بلندمدت به صنعت گردشگری، ضرورتی است که دیگر نمی‌توان آن را به تعویق انداخت؛ چراکه بوشهر، با همه ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی‌اش، شایسته جایگاهی فراتر از آن است که آمارهای یک نوروز، آن را به حاشیه براند.

اینکه صرفا هر ساله، در آستانه فرارسیدن نوروز، ستاد خدمات سفر استان بوشهر تشکیل شود و مدیران و مسئولان ذی‌ربط گرد هم آیند، نه نشانه برنامه‌ریزی است و نه تضمینی برای بهبود وضعیت میزبانی از مسافران. توافق‌های تکراری بر سر راه‌اندازی کمپ‌های نوروزی در فضاهای باز یا آماده‌سازی مدارس برای اسکان موقت مسافران، سال‌هاست به نسخه‌ای کلیشه‌ای و کم‌اثر تبدیل شده؛ نسخه‌ای که بیش از آن‌که راه‌حل باشد، مسکّن موقتی برای عبور از پیک سفرهای نوروزی است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده اتکای صرف به این شیوه‌ها، نه‌تنها به افزایش رضایت گردشگران منجر نشده، بلکه در برخی موارد تصویر نامناسبی از کیفیت خدمات گردشگری استان به‌جا گذاشته است.

مسئله اینجاست که گردشگری با مدیریت بحران اداره نمی‌شود؛ آنچه امروز در بوشهر شاهد آن هستیم، بیشتر شبیه مدیریت اضطراری چندروزه است تا اجرای یک برنامه بلندمدت توسعه گردشگری. اسکان در مدارس و کمپ‌های موقت، شاید در کوتاه‌مدت پاسخ‌گوی بخشی از نیاز اقامتی مسافران باشد، اما نه شأن مقصدی گردشگرپذیر را حفظ می‌کند و نه می‌تواند انگیزه بازگشت دوباره گردشگران را تقویت کند. گردشگری زمانی به توسعه می‌انجامد که تجربه‌ای امن، باکیفیت و ماندگار برای مسافر رقم بخورد؛ تجربه‌ای که با زیرساخت‌های موقت و تصمیم‌های دقیقه نودی شکل نمی‌گیرد.

با چنین رویکردی، نمی‌توان امید داشت که استان بوشهر در نوروزهای پیش‌رو میزبان بهتری باشد یا بتواند سهم بیشتری از بازار سفرهای نوروزی را به خود اختصاص دهد. جذب گردشگر، نیازمند نگاه راهبردی، سرمایه‌گذاری هدفمند و عبور از سیاست‌های کوتاه‌مدت است؛ در غیر این صورت، هر سال پس از پایان تعطیلات نوروز، همان پرسش‌های تکراری دوباره مطرح می‌شود و همان وعده‌ها به سال بعد موکول خواهد شد.

پیش از این عماد شیرویس، رئیس هیات‌مدیره انجمن حرفه‌ای راهنمایان گردشگری استان بوشهر در گفت‌وگویی آسیب‌شناسانه در خصوص دلایل افت گردشگری بوشهر و ریزش مسافران نوروزی در دو سه اخیر به بامداد جنوب گفته بود: واقعیت این است که بوشهر طی دو سه سال اخیر از نقطه تعادل گردشگری خارج شده است. هیچ مقصدی بدون سه رکن همزمان مدیریت مقصد، ثبات خدمات و تجربه‌ مطلوب سفر پایدار نمی‌ماند. در بوشهر، این سه رکن هم‌زمان آسیب دیده‌اند؛ مدیریت مقصد پراکنده شده، تصمیم‌ها کوتاه‌مدت‌اند و برندسازی شهری به‌طور کامل متوقف مانده. در نتیجه، شهرهای رقیب مثل قشم و هرمز، به‌سادگی بخش عمده‌ای از گردشگران نوروزی بوشهر را جذب کرده‌اند. به گمان من، ریزش مسافران نوروزی در بوشهر فقط یک «نشانه» است! بیماری اصلی، نبود یک مدل حکمرانی مقصد است که از برنامه‌ریزی تا بازاریابی را به‌هم متصل کند که ما در این زمینه کار خاصی را انجام نداده‌ایم.

وی در این گفت‌وگو بر ضرورت تدوین نقشه‌راه گردشگری استان تاکید و تصریح کرده بود که متاسفانه نبود نقشه‌راه، انرژی فعالان گردشگری را هدر داده و مسیر سرمایه‌گذاری را در بوشهر مبهم کرده است. ما برای توسعه گردشگری باید یک نقشه‌راه را تدوین و نهایی کنیم، چراکهاگر استان چنین سندی نداشته باشد، هر مدیر تازه‌واردی ناچار است که دوباره چرخه گردشگری در این استان را بازطراحی کند که این یعنی اتلاف زمان، سرمایه و اعتماد عمومی.

به عقیده شیرویس، بوشهر چندین گونه گردشگری دارد که بلااستفاده رها شده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها شامل گردشگری صنعتی (پتروشیمی، نفت و سازه‌های انرژی)، گردشگری خوراک، گردشگری شب، پرنده‌نگری، گردشگری رویدادمحور و گردشگری ورزشی دریایی می‌شود. غفلت از این گونه‌ها ناشی از نداشتن برنامه است. ما هنوز نمی‌دانیم محصول اصلی‌مان در گردشگری چیست؟ بنابراین برای عرضه آن برنامه‌ریزی نکرده‌ایم.

این گفته‌های شیرویس، بیانگر این است آنچه امروز در حوزه گردشگری بوشهر دیده می‌شود، بیش از آن‌که حاصل یک برنامه منسجم باشد، نتیجه تکرار الگوهای آشنا و دل‌خوش‌کردن به ظرفیت‌هایی است که هنوز در یک چارچوب راهبردی تعریف نشده‌اند. کاهش سهم استان از سفرهای نوروزی، خبر از گسست میان برنامه‌ریزی، اجرا و تجربه‌ای که مسافر در مقصد با آن مواجه می‌شود، می‌دهد. در چنین وضعیتی، هر خبر تازه‌ای در حوزه گردشگری، خواه ناخواه با این پرسش سنجیده می‌شود که آیا می‌تواند این گسست را ترمیم کند یا تنها به فهرست راه‌حل‌های مقطعی اضافه خواهد شد.

در این میان، اضافه‌شدن کشتی کروز به چرخه گردشگری بوشهر از اسفندماه و اتصال دریایی این شهر به کیش، بی‌تردید اتفاقی تازه و قابل‌توجه است؛ ظرفیتی که در صورت مدیریت درست می‌تواند به تنوع‌بخشی مسیرهای ورود گردشگر و افزایش تعامل میان دو مقصد بینجامد؛ اما مسئله اصلی اینجاست که کروز، خود به‌تنهایی مقصد نمی‌سازد. اگر این اتصال صرفا به جابه‌جایی مسافر میان دو بندر محدود بماند، بدون آن‌که تجربه‌ای متمایز در شهر تعریف شود، بوشهر عملا به یک ایستگاه عبوری تبدیل خواهد شد؛ نقطه‌ای برای توقف کوتاه، نه مقصدی برای ماندن.

تجربه مقاصد موفق نشان می‌دهد که ورود گردشگر، زمانی به رونق واقعی منجر می‌شود که شهر بتواند او را درگیر خود کند؛ از برنامه‌های شبانه و رویدادهای فرهنگی گرفته تا خوراک محلی، تورهای شهری، روایت‌های تاریخی و زیست بومی که قابل لمس و تجربه باشد. در غیر این صورت، گردشگری دریایی نیز به همان سرنوشتی دچار می‌شود که بسیاری از پروژه‌های شتاب‌زده در سال‌های گذشته دچار آن شده‌اند.

پیوند بوشهر و کیش در نوروز، اگر قرار است فراتر از یک تجربه لوکس یا نمادین باشد، نیازمند تعریف نقش بوشهر در این تعامل است. آیا این شهر قرار است مکمل کیش باشد یا هویت مستقل خود را در این مسیر حفظ کند؟ بدون تردید، گردشگری بوشهر زمانی احیا می‌شود که از اتکا به گذشته و دل بستن به پروژه‌های منفرد عبور کند و به سمت تعریف روشن محصول، تجربه و روایت بومی خود حرکت کند. بوشهر برای توسعه پایدار صنعت گردشگری، نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هم‌زمان و به‌هم‌پیوسته است؛ از احداث و توسعه اسکله‌های گردشگری گرفته تا برنامه‌سازی‌های فرهنگی مبتنی بر آیین‌ها، هنر و زیست بومی جنوب، توسعه زیرساخت‌های اقامتی، پذیرایی و تفریحی، طراحی رویدادهای گردشگرمحور، تعریف تورهای منسجم در ایام نوروز و اتصال به زنجیره گردشگری کشور. در کنار این‌ها، سامان‌دهی ناوگان حمل‌ونقل دریایی، هوایی و زمینی و نیز توسعه هتل‌ها در نقاط گردشگری و احداث هتل‌های استاندارد و پنج‌ستاره، ضرورتی انکارناپذیر است.

استان بوشهر که روزگاری در صنعت گردشگری و جذب مسافران نوروزی، حتی از استان هرمزگان پیشی گرفته بود، امروز ناگزیر است از تجربه، نوآوری و خلاقیت استان‌های رقیب در تدوین نقشه‌راه گردشگری خود بهره بگیرد. این که چگونه جزیره‌ای مانند قشم که زمانی در رقابت با بندر گناوه تعریف می‌شد، امروز با تمرکز بر توسعه گردشگری شب، تنوع تجربه سفر و برنامه‌ریزی هدفمند، در حال پیشی گرفتن از این بندر تجاری است؟ و چگونه توانسته در یکی دو سال اخیر، نگاه بخش قابل‌توجهی از گردشگران و مسافران نوروزی را به سوی خود جلب کند؟ سوالاتی است که مدیران ارشد و متولی گردشگری استان باید پاسخی درخور برای آن بیابد.

بی‌شک پاسخ این پرسش‌ها، بیش از هر چیز، بوشهر را به این واقعیت می‌رساند که گردشگری امروز با تصمیم‌های مقطعی و نگاه‌های کوتاه‌مدت احیا نمی‌شود. بازگشت بوشهر به جایگاه شایسته‌اش در نقشه گردشگری کشور، نیازمند برنامه‌ای جامع، جسورانه و آینده‌نگر است؛ برنامه‌ای که هم به ظرفیت‌های بومی تکیه کند و هم از تجربه‌های موفق منطقه‌ای برای ساختن مسیری تازه الهام بگیرد.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.