وقتی «شیر سنگی» فقط یک تصویر نیست
بامداد جنوب: پوستر جشنواره فیلم فجربه مثابه ویترین هویتی مهمترین جشنواره فیلم ایران شناخته میشود؛ جایی که انتخاب تصویر، رنگ، چهره و حتی زاویه نگاه، پیامی فراتر از یک دوره جشنواره مخابره میکند. همین اهمیت نمادین است که سبب شده هر بار با رونمایی از پوستر جشنواره، موجی از تحلیل، واکنش و گاه حاشیه در میان سینماگران، طراحان گرافیک و مخاطبان شکل بگیرد.
از همینرو، در سالهای اخیر، سیاستگذاران جشنواره بیش از گذشته به سراغ چهرههای ماندگار تاریخ سینمای ایران رفتهاند؛ هنرمندانی که برخی از آنها دیگر در قید حیات نیستند و تصویرشان نه فقط یادآور یک فیلم یا نقش، بلکه حامل بخشی از حافظه جمعی سینمای ایران است. همین انتخابها، در کنار ارزش نمادینشان، اغلب محل مناقشه و بحث بودهاند؛ از نسبت تصویر با هویت جشنواره گرفته تا کیفیت طراحی، زمانبندی رونمایی و حتی رضایت یا عدم رضایت صاحبان اثر یا بازماندگان آنها.
پوسترهای چند دوره اخیر جشنواره، بیش از آنکه صرفا تبلیغ یک رویداد باشند، به میدان گفتوگو درباره نسبت سینما با تاریخ خود تبدیل شدهاند. حضور چهرههایی چون خسرو شکیبایی، عزتالله انتظامی، علی حاتمی و رقیه چهرهآزاد بر پوستر جشنواره، هرکدام در دورهای خاص، بحثهایی را درباره شیوه بازنمایی، انتخاب سبک تصویری، میزان وفاداری به اصل تصویر و کارکرد گرافیک در نسبت با سینما برانگیخته است. در برخی موارد، پوستر به دلیل سکون، فقدان هیجان تصویری یا فاصله گرفتن از مؤلفههای بصری سینما با انتقاد طراحان مواجه شده و در مواردی دیگر، تطبیق نداشتن تصویر نهایی با چهره واقعی بازیگر در فیلم مطرح شده است.
این حاشیهها بیانگر این واقعیت است که پوستر جشنواره فیلم فجر، برخلاف ظاهر سادهاش حامل بار معنایی سنگینی است. انتخاب یک هنرمند فقید میتواند یادآور احترام به تاریخ سینما تعبیر شود یا بهعکس، بهعنوان تصمیمی نوستالژیک و کمریسک مورد نقد قرار گیرد. حتی پیوند دادن یک تصویر با مناسبتهای تقویمی، مانند روز مادر، واکنشهایی را به همراه داشته که نشان میدهد مخاطبان از این نمادها، انتظار دقت مفهومی بالایی دارند.
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که تصویر یک هنرمند زنده روی پوستر مینشیند؛ تصویری که میتواند بدون اطلاع یا رضایت او منتشر شده باشد. انتخاب علی نصیریان با نمایی از فیلم «شیر سنگی» برای پوستر دوره جدید جشنواره، بار دیگر این پرسش را به میان آورده که حدود و ثغور تصمیمگیری در چنین مواردی کجاست؟ آیا مالکیت حقوقی اثر، مجوز کافی برای استفاده از تصویر بازیگر در مهمترین رویداد سینمایی کشور است یا ملاحظات حرفهای و اخلاقی نیز باید در نظر گرفته شود؟
با نگاهی به تجربه جشنوارههای معتبر جهانی، درمییابیم که استفاده از تصویر هنرمندان بر پوسترها، اگر با طراحی گرافیکی خلاقانه، انتخابی هوشمندانه از لحظه یا نقش و با حداقل شخصمحوری انجام شود، معمولا کمترین حاشیه را به همراه دارد. مرور پوسترهای فیلم فجر در سالهای اخیر، به نوعی واکاوی سیاست فرهنگی، نسبت جشنواره با تاریخ سینما و نوع مواجهه آن با سرمایههای انسانی و نمادین این هنر است. حال پرسشی که همچنان باقی میماند، این است که آیا پوسترهای جشنواره فیلم فجر قرار است آیینهای از پویایی سینمای ایران باشند یا محملی برای بازتولید حافظهای ایستاده و کمتحرک از گذشته؟ پاسخ به این پرسش، هر سال با رونمایی یک پوستر تازه، دوباره روی دیوار سینمای ایران نصب میشود.
اینبار اما ماجرا فقط به نقد گرافیک، سبک طراحی یا انتخاب یک چهره تاریخی بازنمیگردد. همزمان با رونمایی از پوستر چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر که تصویر علی نصیریان در فیلم «شیر سنگی» بر آن نقش بسته، واکنشها وارد سطح دیگری شد؛ سطحی که به مرزهای اخلاق حرفهای، حقوق معنوی هنرمند و نسبت جشنواره با سرمایههای زنده سینمای ایران گره میخورد.
علی نصیریان، از چهرههای کمحاشیه، متین و بهندرت معترض سینمای ایران، برخلاف انتظار، بهسرعت نسبت به این انتخاب موضع گرفت. موضعی نه از سر جنجال، بلکه برآمده از همان زیست فرهنگی که همواره از او سراغ داریم؛ فاصله گرفتن آگاهانه از هرگونه بزرگداشت نمایشی و تبلیغاتی. اعلام نارضایتی او از استفاده از تصویرش بر پوستر جشنواره، این پرسش را پررنگتر از همیشه کرد که آیا صرف مالکیت حقوقی یک فیلم، برای استفاده از تصویر بازیگر آن در مهمترین ویترین سینمایی کشور کفایت میکند؟
نکته مهم در این واکنش، نه مخالفت با اصل جشنواره، بلکه تاکید بر نادیده گرفتهشدن احترام حرفهای و اطلاعرسانی است. استفاده از تصویری متعلق به کارنامه یک هنرمند زنده، آن هم بدون هماهنگی و آگاهی قبلی، جشنواره را از جایگاه یک رویداد فرهنگی هوشمند به موقعیتی خاکستری و قابلچالش میکشاند. بهویژه وقتی خود آن هنرمند بارها نشان داده که حتی از نامگذاری خیابان یا هر نوع نمادسازی شخصی پرهیز دارد و سرمایهاش را در خود آثارش میداند.
در این میان، حتی حضور کارگردان فیلم «شیر سنگی» در مراسم رونمایی نیز نتوانست از شدت این سوال کم کند که چرا در چنین تصمیمی که بهطور مستقیم به شأن و تمایل یک هنرمند بازمیگردد، مشورت حداقلی صورت نگرفته است؟ آیا برگزارکنندگان پیشبینی نمیکردند که استفاده از تصویر یک بازیگر زنده، بدون رضایت او، میتواند به حساسیتی جدی بدل شود؟
با این حال، واکنش علی نصیریان، تذکری آرام اما معنادار بود؛ تذکری به متولیان فرهنگی که جشنواره فیلم فجر، اگر قرار است ویترین سینمای ایران باشد، باید بیش از هر چیز بر احترام، گفتوگو و درک ظرافتهای فرهنگی استوار شود. بزرگداشت سینما، الزاماً از مسیر برجستهسازی چهرهها نمیگذرد؛ گاهی درستترین احترام، پرسیدن است.
به این ترتیب، پوستر چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نهتنها بحثی تازه درباره طراحی و انتخاب تصویر به راه انداخت، بلکه بار دیگر یادآوری کرد که حافظه سینمای ایران، زنده است؛ با هنرمندانی که هنوز هستند، میاندیشند، واکنش نشان میدهند و انتظار دارند شأنشان، پیش از هر تصمیم نمادینی، دیده شود.
در این میان اما، برخی انتخاب «شیر سنگی» را برای پوستر جشنواره انتخابی هویتمند و ارزشمند دانستند. در این باره، شمسی فضلاللهی به ایسنا گفت: توجه به آثاری مانند «شیر سنگی» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی نشان میدهد که سینمای ایران همچنان برای ریشهها، هویت فرهنگی و فیلمهایی که از دل مردم و زیست واقعی آنان برآمدهاند، ارزش قائل است.
این هنرمند قدیمی سپس با مرور خاطرات فیلم «شیر سنگی»، از دشواریهای ایفای نقش و انتخاب این اثر برای پوستر چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر گفت. او درباره دشواریهای ایفای نقش در فیلم «شیر سنگی» خاطرنشان کرد: یکی از چالشهایی که حضور در این فیلم برای من به همراه داشت، دور بودن محل فیلمبرداری بود. گروه تولید برای انجام مراحل فیلمبرداری ناچار بودند از تهران به استان چهارمحال و بختیاری سفر کنند و این فاصله، بهویژه به دلیل دوری از فرزندان خردسالم در آن سالها، شرایط را برای من سختتر میکرد.
وی ادامه داد: پس از گفتوگو و تبادل نظر با کارگردان فیلم، تصمیم بر آن شد که فرزندانم نیز همراه من به چهارمحال و بختیاری بیایند. امروز که به آن دوران نگاه میکنم، از این تصمیم بسیار خرسندم؛ چرا که آن فضا و تجربه، خاطرهای ارزشمند و ماندگار برای من و فرزندانم رقم زد.
فضلاللهی با تأکید بر علاقه عمیق و دیرینه خود به هنر یادآور شد: من همواره شیفته هنر بودهام و به همین دلیل دشواریها و سختیهای این مسیر را پذیرفتهام؛ از ۱۶ وارد عرصه هنر شدم و در این راه با محدودیتهای فراوانی روبهرو بودم، اما همواره با عشق، پشتکار و تعهد، مسیر حرفهای خود را ادامه دادم.
وی درباره نقشآفرینی خود در فیلم «شیر سنگی» بیان کرد: نقش من در این فیلم، بازتابی از زیست، زندگی و واقعیتهای زنان آن دوران در منطقه چهارمحال و بختیاری بود. از این بابت احساس رضایت و خوشحالی زیادی دارم، چرا که این اثر توانست زندگی ساده، فرهنگ غنی و زیبای مردم آن منطقه را به مخاطبان سراسر کشور معرفی کند.
فضلاللهی یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ آن منطقه را برابری میان دختران و پسران دانست و ادامه داد: یکی از نکاتی که برای من بسیار قابل توجه و دلنشین بود، زیست همتراز دختران و پسران چهارمحال و بختیاری بود؛ فضایی که در آن بدون هیچگونه تبعیض، مسئولیتها و کارها به شکلی برابر میان همه تقسیم میشد.
این بازیگر با اشاره به ماندگاری مفهومی فیلم «شیر سنگی» تأکید کرد: به باور من، «شیر سنگی» از جمله فیلمهایی است که نهتنها به زمان ارزشمند و اثرگذار بود، بلکه برای آینده نیز پیامها و حرفهای جدی برای گفتن دارد؛ این فیلم مفهوم قهرمان بودن را بهخوبی به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه میتوان حقیقت را بیان کرد، جدی و استوار بود و از موانع و سختیها نهراسید.
وی با اشاره به انتخاب فیلم «شیر سنگی» برای پوستر چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر بیان کرد: پس از اطلاع از انتخاب این فیلم برای پوستر چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، بسیار خوشحال شدم و معتقدم «شیر سنگی» انتخابی شایسته، هوشمندانه و درخور برای پوستر این دوره از جشنواره است.
فضلاللهی خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، توجه به آثاری مانند «شیر سنگی» نشان میدهد که سینمای ایران همچنان برای ریشهها، هویت فرهنگی و فیلمهایی که از دل مردم و زیست واقعی آنان برآمدهاند، ارزش قائل است؛ آثاری که پس از گذشت سالها هنوز زندهاند و میتوانند با نسلهای امروز و آینده ارتباط برقرار کنند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.