چشمان بسته بیمه در مقابل دندان پوسیده
بامداد جنوب: دندانپزشکی، مثل کالایی لوکس، در ویترین کلینیکهای خصوصی برق میزند و کارگران و بازنشستگان با دنداندرد در صف داروخانه برای گرفتن مُسَکن ایستادهاند؛ در نهایت مجبور میشوند دندانهای پُردرد خود را بکشند و از سلامت جسم، لبخند و زندگی سالم محروم شوند. فهرستِ خدمات رایگان دندانپزشکی در مراکز درمانی تأمین اجتماعی که بعد از ساعتها و حتی روزها معطلی و صف ایستادن به بیمهشدگان عرضه میشود، محدود به معاینه، جرمگیری، کشیدن دندان و نهایتاً پر کردن سطحی دندان است؛ نه از عصبکشی دندان خبری هست و نه از روکش و بریج و دندان مصنوعی. در واقع هیچ یک از خدمات اصلی دندانپزشکی بهصورت رایگان ارائه نمیشود.
در سالهای اخیر، هزینه خدمات دندانپزشکی بهشدت بالا رفته؛ هزینه هر واحد روکش دندان چیزی بین ۹ تا ۱۲ میلیون تومان و هر واحد بریج حدود ۱۵ میلیون تومان است. خدمات دندانپزشکی، کالایی بهشدت لوکس و حتی برای بیشتر خانوادهها «تجملی» شده بهطوریکه نهفقط کارگران ساده بلکه کارگران متخصص و کارمندان و معلمان نیز توانایی مالی پرداخت هزینههای دندانپزشکی را ندارند و همه اینها در حالی است که صندوقهای بیمه از جمله تامین اجتماعی، خدمات دندانپزشکی را پوشش نمیدهند؛ گویا دندان جزیی از بدن کارگر نیست و زندگی سالم نیاز به دندانهای سالم ندارد! هزینه دندانپزشکی در قراردادهای بیمه تکمیلی بازنشستگان تامین اجتماعی نیز فقط تا سقف ۲ تا ۵ میلیون تومان بسته به نوع درمان قابل پرداخت است یعنی در بهترین حالت پول یک یا دو تا دندان کشیدن، آنهم بهشرط اینکه بیمهگر تکمیلی، تایید کند و صورتحسابها به موقع پرداخت شود؛ بازنشسته باید فاکتورها را تحویل بدهد و مدتی منتظر بماند تا پول دو دندان کشیدن به حسابش بیاید!
بر اساس آمارهای سازمان نظام پزشکی، بیش از ۹۰ درصد هزینههای دندانپزشکی همچنان مستقیماً از جیب مردم پرداخت میشود؛ این نسبت با توجه به اینکه اکثریت جمعیت مزد و حقوقبگیر زیر خط فقر هستند و در تامین سادهترین نیازهای زندگی ناتواناند، به شدت کمرشکن است. براساس گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس با همکاری سازمان نظام پزشکی منتشر کرده، حدود ۲۱ درصد از کل پرداختی مستقیم مردم در حوزه سلامت، مربوط به خدمات دندانپزشکی است. این سهم بعد از هزینه دارو، دومین بخش بزرگِ پرداخت از جیب در نظام سلامت به شمار میآید و این در حالیست که اجرای طرح دارویار و حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی باعث شده هزینه دارو، تجهیزات پزشکی و خدمات درمانی بهطور میانگین ۷۰ درصد افزایش پیدا کند.
توان مالی کارگران برای پرداخت هزینههای دندانپزشکی به کمترین سطح ممکن رسیده است؛ «یوسف موحدی» فعال صنفی در این رابطه به ایلنا گفته است که ما کارگران و بازنشستگان در صفهای درمانگاهها ایستادهایم، درد دندان از شقیقه تا استخوان تیر کشیده اما دفترچه بیمهمان بیاعتبار است. پرستار با لبخندی خسته میگوید: «پوشش بیمهای ندارد». همین جمله، مرز میان قانون و واقعیت است، میان انسان و کالایی ضروری که از او دریغ شده است.
به گفته وی در قانون اساسی، اصل بیستونهم بهروشنی میگوید «دسترسی همگانی به خدمات درمانی و بهداشتی حق مردم است» و در ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی هم آمده «سازمان باید مؤسسات درمانی لازم برای ارائه درمان رایگان را برای بیمهشدگان فراهم کند» اما در دنیای واقعی، وقتی پای دندان به میان میآید، این حق ناگهان لوکس میشود، گویی دهانِ کارگر و بازنشسته، جزئی از بدن او نیست!
موحدی با بیان اینکه «دندانهایمان آینهی تمامقد تبعیض است» افزود: در ایران امروز، بیش از هفتاد درصد افراد میانسال پوسیدگی دندانی دارند. در میان سالمندان، این رقم از نود درصد هم میگذرد. برای بسیاری از ما، هزینه پرکردن یکدندان برابر است با نصف حقوق ماهانه؛ در نتیجه، راه درمان ساده است، کشیدن بهجای درمان؛ اما آنچه از دهان بیرون میآید فقط دندان نیست، بخشی از سلامت بدن است. با هر دندان از دسترفته، سفرهمان کوچکتر میشود، سیب و گردو جای خود را به نان خیسخورده و چای شیرین میدهند. گوارش ضعیف میشود، سوءتغذیه بالا میرود و بدن آرامآرام فرسوده میشود. وقتی نمیتوانی بجوی، دیگر نمیتوانی درست زندگی کنی.
موحدی اضافه میکند: نتیجه این است که دندانپزشکی، مثل کالایی لوکس، در ویترین کلینیکهای خصوصی برق میزند و کارگران و بازنشستگان با دنداندرد در صف داروخانه برای گرفتن مُسَکن ایستادهاند؛ در نهایت مجبور میشوند دندانهای پُردرد خود را بکشند و از سلامت جسم، لبخند و زندگی سالم محروم شوند.
و این محرومیت، نه تنها سلامت جسمی آدمها بلکه سلامت روح و روان آنها را به بازی گرفته است؛ احمد، کارگری که هر روز و در هر شرایطی، باغچههای «شهر» را آبیاری میکند و با تنی رنجور پاسدار زندگی روزمره است، بعد از صحبتهای حسرتبار در مورد غذاهایی که دیگر نمیتواند بخورد، نگاه تیرهاش را به زمین میدوزد: «هر بار میخندم، خجالت میکشم…»
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.