مروری بر کتاب «آگوستین آفریقایی»
مهر 2, 1404
در همه جای دنیا روز خبرنگار همانطور که از اسمش پیداست، مختص خبرنگاران است و مشکلات و چالشهای این شغل؛ اما از آنجایی که در این استان همه چیز برعکس است و همیشه سرکنگبین صفرا میافزاید، مسئولین ما 364 روز سال کمشان است از این یک روز خبرنگار هم نمیگذرند و همین که تریبونی به چنگشان میافتد و چند خبرنگار حاضر بهیراق، جشن متکلمالوحده راه میاندازند و میخواهند کرده و نکرده یک سالشان را یکجا به خوردِ اهل رسانه دهند.
همین چند روز قبل خبر مراسم بزرگداشت روز خبرنگار به میزبانی استاندار محترم را که میخواندم دیدم واویلا! باز روز خبرنگار شد و باز استفاده ابزاری مسئولین از این روز برای ارائه آمار و عملکردشان. البته بر جناب استاندار حرجی نیست. او نوم خدا جون همیشه خوشصحبت است و یکریز حرف میزند. دو سال قبل با دوستی برای کاری خدمتش بودیم با اینکه آن روز بسیار محبت کرد اما از بیست دقیقه وقتی که داده بود 15 دقیقهاش یک نفس از مشکلات مدیریت، از پروژههای نیمهکاره، از عزل و نصبهای مدیران و از صغری و کبری و مکه و مدینه و فاطی و لعیا برای منِ هیچکاره و دوست هیچکارهترم حرف زد و آخر کار که صحبتش و آمار دادنش تمام شد و دیگر نفسی برایش نمانده بود، گفت: «خب، من 5 دقیقه دیگه بیشتر در خدمتتون نیستم.»
استاندار آن روز از دو جفت گوش من و دوستم نگذشت، البته یا به قول مادرم «اَلوِتَن» که از یک سالن پر از خبرنگار قلم بهدست و صاحب رسانه نمیگذرد. منتها از قدیم گفتهاند «از کوتهی ماست که دیوار بلند است» خبرنگاران نباید شُلِ نرم باشند و اجازه دهند مدیران از دیوارشان ورچِرَند و روز خبرنگار را جولانگاه ترکتازیهای آماریشان کنند. استاندار محترم تریبون دارد، روابط عمومی دارد، کارت هدیه دارد، هبه و بذل و بخشش پست و مقام دارد، اگر لازم باشد داغ و درفش هم دارد (هر چند استاندار میانه خوبی نه با داغ دارد نه با درفش).
در همه 364 روز سال از همه اینها استفاده میکنند در این روز از کاستیها، از شکایت مسئولین از خبرنگاران، از خط قرمزهایی که روزبهروز پررنگتر میشود، از عدم امنیت شغلی، از چرخ پنجم گاری شدن خبرنگاران، از آستانه تحمل پایین بعضی مسئولین از انتقاد و از سیریناپذیریشان در تعریف و تمجید باید گفت و نوشت. این یک روز را محض رضای خدا بگذارید برای خبرنگار بختبرگشتهای که نمیداند تا فردا هنوز خبرنگار است یا نه؟ باید برای رضایت از فلان مسئول بابت بهمان خبر التماس بکند یا نه؟ از فردا به فلان اداره راهش میدهند یا نه؟
همه دیدهایم لودر وقتی کار میکند، چقدر گاز میدهد و عقب جلو میرود. یک روز لودری داشت خانهای قدیمی را تخریب میکرد، کارش که تمام شد، صاحبخانه پرسید: چقدر تقدیم کنم؟ راننده گفت: 5 میلیون تومان. صاحبخانه گفت: چه خبره؟ پول عقب عقب رفتنتم با من حساب میکنی؟ یا ایها المخبرین! اجازه ندهید مسئولین استانی صورتحساب عقب عقب رفتن خود را برای شما فاکتور کنند. بیدلیل و بیجهت بلندگوی متکلمالوحدهها نشوید، بگذارید از شما و از قلم شما حساب ببرند. من همیشه گفتهام شأن و منزلت یک خبرنگار و انتقادینویس از وزیر و وکیل هم بالاتر است. خدا نگذرد از آنکه هدیه روز خبرنگار را مرسوم کرد و قلم خبرنگاران را مُک کرد و دستشان را زیر ساطور مسئولین گذاشت. مطمئن باشید هیچ گربهای محض رضای خدا موش نمیگیرد، چشم به آن کارت هدیه و پاور بانک و فلش مموری نداشته باشید. اینها هدیه نیست پول خون خبرنگاران است که از دست مسئولین میچکد.
در پایان امیدوارم هرچه زودتر خاکریز روز خبرنگار از تصرف مسئولین خوش اشتها آزاد گشود. گرچه بعید میدانم کسی دغدغه این نوع آزادیها را داشته باشد؛ چرا که به قول صائب تبریزی «میشود اوقات مردم صرفْ در تعميرِ تن/ فکرِ آزادی ازين زندان ندارد هيچ کس»
مهر 2, 1404
مرداد 17, 1405
شهریور 1, 1405