دکتر محمدمهدی تردست
دکتر محمدمهدی تردست

آقاجان؛ آقایی که برای همه «جان» بود

10 بازدید

تصویر غالبی که از کودکی از پدربزرگم در ذهن دارم، مردی است پشت میز تحریرش در خانه؛ مردی که می‌نوشت، نه برای آنکه فقط قلمی زده باشد، بلکه از دغدغه‌های اجتماعی‌اش، از نگرانی‌هایش برای شهر و مردمش و از آنچه در اطرافش می‌گذشت.

آقاجان، همان‌طور که ما نوه‌ها صدایش می‌کردیم، برای من همیشه پدربزرگ بود؛ اما بعدها فهمیدم برای خیلی‌های دیگر، چیزی فراتر از یک پدربزرگ و یک روزنامه‌نگار است.

حدود دوازده سال پیش که دانش‌آموز پشت کنکوری بودم، همراه آقاجان در جمعی خبرنگاری حضور داشتم. آنجا برای نخستین بار، محبوبیت او را از نگاه دیگران دیدم. هرکس دوست داشت آقای نیسنی کنارش بنشیند، با او هم‌کلام شود و از حضورش بهره ببرد. وقتی با خبرنگاران احوالپرسی می‌کرد، مهر و عطوفت در رفتارش موج می‌زد و آنها نیز با لبخند و محبت پاسخ می‌دادند. حتی من، به واسطه نوه او بودن، همان گرمی و محبت را دریافت می‌کردم.

کمتر خبرنگاری را دیده بودم که در یک جمع حرفه‌ای، این‌چنین بی‌تکلف و صمیمانه مورد استقبال همکارانش قرار بگیرد. آن روز، چیزی را فهمیدم که شاید سال‌ها بعد معنایش را بهتر درک کردم:

محبوبیت واقعی، در قلب دیگران بودن است، نه در داشتن صندلی و مقام دنیوی. آقاجان برای من فقط یک پدربزرگ نیست؛ بخشی از خاطرات کودکی و هویت نسلی است که قلم را برای مردم به کار گرفت. مردی متین و متواضع، با همان لبخند همیشگی و مهربانی‌ای که هنوز هم در رفتار او جاری است.

اشتراک‌گذاری: