گردشگری بوشهر هنوز مقصد نشده است
آذر 17, 1404
بامدادجنوب_الهام بهروزی
درگذشت خورشید فقیه، نویسنده، روزنامهنگار و تاریخپژوه بوشهری، جامعه فرهنگی جنوب را سوگوار کرد. او از آن چهرههایی بود که زندگیاش، روایتی از فراز و فرودهای سیاسی، تجربه زیستن در متن تحولات اجتماعی و بازگشت آگاهانه به قلم، تاریخ و فرهنگ است. فقیه متولد ۱۳۲۵ در بوشهر بود و در همان سالهای جوانی، درگیر جریانهای فکری و سیاسی زمانه شد؛ تجربهای که بعدها در نوشتهها و یادداشتهایش، هم بهصورت مستقیم و هم در لابهلای روایتهای تاریخی رد پایش دیده میشد.
او پس از سالهایی پرتنش که از معلمی در دیر و کنگان تا زندان و اخراج از آموزش و پرورش را دربر میگرفت، مسیر خود را بهسوی نوشتن و مقالهنویسی تغییر داد که این مسیر در دهههای بعد، او را به یکی از صداهای ماندگار مطبوعات بومی بوشهر تبدیل کرد. همکاری مستمر با نشریاتی چون «نسیم جنوب»، «آیینه جنوب»، «نصیر بوشهر»، «پیغام» و «پیام عسلویه» حاکی از آن بود که فقیه، قلم را شیوهای برای فهم و بازخوانی تاریخ و جامعه میدانست.
خورشید فقیه در کنار فعالیتهای سیاسی پیش از انقلاب، از چهرههای مؤثر فرهنگ و هنر بوشهر نیز بود. او در شکلگیری «سینمای آزاد بوشهر» در اواخر دهه ۴۰ خورشیدی، در کنار چهرههایی چون حسین دهقانی، مسیح مالکی، محمدرضا بیات و جواد تلیان نقش داشت و نشان داد که در کنار سیاست، فرهنگ و هنر نیز در مرکز توجه او قرار دارد. فقیه این مسیر را با پژوهش در تاریخ بوشهر، بنادر جنوب و خلیج فارس ادامه داد و در همایشها و نشستهای علمی و فرهنگی فعالانه حاضر شد.
از میان آثار و پژوهشهای او، کتاب «زوال دولت هلند در خلیج فارس با ظهور میرمهنای بندرریگی» جایگاهی ویژه دارد که با نگاهی مستند به مبارزات میرمهنا و مناسبات استعماری در خلیج فارس میپردازد و از سوی پژوهشگرانی چون احمد اقتداری نیز مورد توجه و تحسین قرار گرفت. فقیه در سالهای پایانی عمر، بیش از پیش به تاریخ محلی، فرهنگ عامه و حافظه اجتماعی جنوب پرداخت و با نثری صریح و نگاهی انتقادی، بخشی از میراث مکتوب بوشهر را در مطبوعات و محافل فرهنگی برجای گذاشت که بیتردید در حافظه جمعی این خطه ماندگار خواهد ماند.
سیدقاسم یاحسینی با ابراز اندوه از درگذشت این نویسنده و روزنامهنگار جنوبی به بامداد جنوب گفت: بهمن 1357، ماه پر از آشوب، اعتراض و اعتصاب و خون و درگیری دو نام مظهر جریان فکری خاص در بوشهر تلقی میشدند؛ یکی خورشید فقیه و دیگری زندهیاد اردشیر خندان. من برای نخستین بار در همان ایام نام خورشید را شنیدم و از سمت دوستی که به این جریان فکری تعلق خاطری داشت با شمهای از احوالات فقیه آشنا شدم. دانستم که از جوانی سری پرشور و طبعی عدالتخواه داشته است.
این مورخ پرکار و باتجربه جنوبی که سابقه دوستی طولانی با زندهیاد خورشید فقیه داشته، افزود: فقیه مدتی در دیر و کنکان معلم بود و در همانجا نشریهای به نام «گسار» با همراهی پرویز هوشمند منتشر کرد. او آنجا شاگردان زیادی را پروراند که اغلب عدالتخواه شدند.
به گفته وی، خورشید فقیه حوالی سال 1356 به خاطر یک ماجرای سیاسی- تشکیلاتی حدود یک سال به زندان افتاد، او در زندان عادلآباد شیراز از نزدیک با شخصیتها و جریانهای فکری مختلف آشنا شد و پس از آزادی، در جریان انقلاب بهمن 57 نقش موثری را ایفا کرد اما پس از انقلاب دوباره مورد بیمهری و بیتوجهی قرار گرفت. متاسفانه زندهیاد فقیه به خاطر جریان فکری خاصی که داشت، با وجود اینکه عاشق پیشه معلمی بود ولی به حکم حاکمان آن روز از آموزش و پرورش اخراج شد. از آن پس اگر به کارهای اقتصادی مختلفی روی آورد اما چون همیشه دلبسته تعلیم و تربیت و خواندن و نوشتن بود، در هیچکدام توفیقی نصیبش نشد.
یاحسینی با اشاره به اولین دیدارش با این نویسنده و روزنامهنگار فقید بیان کرد: اولین بار در سال 1369 در دفتر نمایندگی روزنامه کیهان (آن موقع مسئول این روزنامه در استان بودم) او را از نزدیک دیدم. زندهیاد فقیه را مردی بااخلاق، عدالتخواه، صادق و لجوج در راهی که برگزیده بود، یافتم. از همان زمان بین من و او یک دوستی پایدار شکل گرفت. آخرین باری که خورشید را دیدم و مفصل با هم صحبت کردیم حدود دو سال پیش در مراسم تدفین زندهیاد اردشیر خندان بود. گفت که قلبش آسیب دیده و دیگر جوش و توان راه رفتن نیز ندارد.
وی با اشاره به اینکه بعد از آن به دلیل اینکه در خارج از استان سکونت داشتم، توفیق دیدار با او را از دست دادم، گفت: اگر کسی بخواهد تاریخ تحولات سیاسی، فرهنگی بهخصوص گروههای چپ در بوشهر را بنویسد، نمیتواند خورشید فقیه را نادیده بگیرد. خورشید تاریخ شفاهی جنبش چپ در بوشهر بود. او تقریبا از اواخر دهه چهل تا هنگامی که جوش و توانی داشت و میتوانست بنویسید به آرمانیهای عدالتخواهانه خود صادقانه وفادار ماند و همه دردها، سختیها و رنجهای ناشی از محرومیتها را تحمل کرد.
یاحسینی با تحسین تبحر خورشید فقیه در نویسندگی توضیح داد: او قلم خوب، روان و صمیمی داشت و انبوه مقالاتی که در نشریات محلی مثل «نسیم جنوب»، «پیغام»، «نصیر بوشهر»، «پیام عسلویه» و… منتشر کرد، گواه این ادعاست. خوب به یاد دارم در نیمه اول دهه 80 سلسله مقالاتی از خاطراتش را درباره معلمی در دیر و کنکان منتشر کرد که با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبهرو شد.
وی سپس به علاقهاش برای تدوین و مکتوب کردن خاطرات شفاهی فقیه اشاره و تصریح کرد: چندین بار به او این پیشنهاد را دادم ولی چون به لحاظ فکری با هم متفاوت بودیم، او زیر بار این کار نرفت اما خوشبختانه هم خودش بخشی از خاطراتش را در مقالات متعدد نگاشت و هم به همت حمید موذنی، دوست نویسنده و روزنامهنگارم بخش قابلتوجهی از خاطرات سیاسی و تکاپوهای اجتماعی او در چند شماره نشریه نصیر بوشهر منتشر شد.
یاحسینی با اشاره به ویژگی مقالات فقیه در نشریات بومی گفت: مقالاتی که او در نشریات مینوشت، غالبا صبغه انتقادی داشت که بیشتر از تجربه شخصیاش نشأت میگرفت. از وضعیت برنج و میگو گرفته تا اختلاس در ادارات و وضعیت فرهنگ و نگارش، مطلب مینوشت. همه فن حریف بود.
نویسنده کتاب «صد سال مطبوعات بوشهر» ادامه داد: خورشید در یک چهارم آخر عمر خود به تحقیق و پژوهش روی آورد و کتابی درباره میرمهنای بندرریگی نوشت که پس از چاپ حواشی بسیاری پیدا کرد. وی در ادامه مجموعه مقالاتش را نیز در سالهای اخیر در چند مجلد منتشر کرد که در مراسم رونمایی از جلد اول آن به عنوان سخنران حضور داشتم و سخنانی را در این خصوص بیان کردم.
یاحسینی با تاکید بر اینکه هرچند میان من و خورشید فقیه تفاوتهای فکری عمیقی وجود داشت و حتی درباره میرمهنا و شخصیت تاریخی او نیز اختلافنظر جدی با هم داشتیم، اما این اختلافها هیچگاه به رابطه انسانی و دوستی صمیمانه ما آسیبی نزد، افزود: خورشید از آن دوستانی بود که اختلاف فکری را به خصومت تبدیل نمیکرد. ما در بسیاری از موضوعات همنظر نبودیم، اما همین گفتوگوها و تفاوتها، دوستیمان را پختهتر و عمیقتر میکرد.
این مورخ و نویسنده پرکار بوشهری با اشاره به اینکه مرگ خورشید برای من بسیار دردناک است، گفت: زیرا احساس میکنم ستونی از فرهنگ و جامعه بوشهر فروریخت. خورشید فقیه از آن چهرههایی بود که جامعه فرهنگی بوشهر میتوانست بیش از این از قلم، تجربه و نگاه تاریخیاش بهره ببرد. اگر قدر دیده میشد و فرصت و امکان بیشتری برای فعالیت مییافت، بیتردید آثار بیشتری خلق میکرد؛ آثاری که میتوانستند بر غنای تاریخنگاری و حافظه فرهنگی جنوب بیفزایند.
وی با بیان اینکه از خاطرات خوبی که از خورشید دارم، جلسات سهگانهای بود که میان من و او و سیدمحمد حسن نبوی (معلم خورشید در مدرسه سعادت) برگزار میشد، تصریح کرد: با وجودی که نبوی آخوند بود و خورشید «سرخ» اما صمیمت خاصی میان این استاد و شاگرد وجود داشت. دو بار دیدم که خورشید هم شد تا دستان آقای نبوی را ببوسد که آن روحانی بزرگوار نگذاشت. البته مرحوم نبوی هم احترام خاصی برای خورشی قائل بود و این احترام متقابل بود. خداحافظ «رفیق» خورشید.
آذر 17, 1404
دی 23, 1404
اردیبهشت 30, 1405
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.