فرهنگ 6 بازدید
نسخه‌پیچی موسیقایی برای نجات روان کودکان در جنگ؛

وقتی که ریتم‌های آرام ناجی می‌شوند

بامدادجنوب_الهام بهروزی

کودکان آسیب‌پذیرترین قربانیان جنگ هستند، چون نه درکی کامل از مناسبات جنگ دارند و نه توان کافی برای پردازش صداها، تصاویر و هراس‌های برخاسته از آن. صدای انفجار، نگرانی بزرگ‌ترها و هجوم اخبار ناگوار، می‌تواند روان کودک را در معرض اضطراب، ترس، ناامنی و آشفتگی عمیق قرار دهد. بدون تردید اگر این وضعیت به‌درستی مدیریت نشود، چه‌بسا بر سلامت روان و حتی سلامت جسم او نیز تاثیر بگذارد. در چنین شرایطی، توجه به ابزارهای حمایتی و آرامش‌بخش برای کاهش فشار روانی کودکان ضرورتی انکارناپذیر است.

در میان شیوه‌های درمانی غیردارویی، موسیقی در کنار نقاشی، کتاب‌خوانی و قصه‌گویی، از جمله ظرفیت‌های موثر برای تسکین روان و بازگرداندن آرامش به کودکان شناخته می‌شود. البته نه هر موسیقی. متخصصان معتقدند در روزهایی که کودک در پی شنیدن صداهای مهیب و تجربه تنش‌های شدید دچار وحشت و بی‌قراری می‌شود، استفاده از موسیقی‌های تند، پرهیجان و ضرباهنگ‌دار نه‌تنها کمکی به آرامش او نمی‌کند، بلکه ممکن است بر شدت برانگیختگی روانی بیفزاید. در مقابل، موسیقی‌های ملایم، آرام و قابل پیش‌بینی می‌توانند به کاهش اضطراب، تنظیم هیجان و ایجاد حس امنیت کمک کنند. در همین زمینه، با مهرنوش جمالی، روان‌شناس حوزه کودک و نوجوان، به گفت‌وگو نشسته‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

نخست بگویید در شرایط بحرانی مانند جنگ اخیر، موسیقی تا چه اندازه می‌تواند به کاهش اضطراب، ترس و احساس ناامنی در کودکان کمک کند؟

متاسفانه در روزهای بحرانی، کودکان بیش از هر چیز در معرض «اضطراب فراگیر»، «برانگیختگی روانی جسمانی» و احساس ناامنی قرار می‌گیرند. در چنین وضعیتی، موسیقی می‌تواند به عنوان یک ابزار حمایتی موثر به کاهش تنش و بازگرداندن تعادل هیجانی آن‌ها کمک کند. از دید علم روانشناسی، زمانی که کودک با صداهای رعب‌انگیز، اخبار ناگوار یا فضای ناپایدار روبه‌رو می‌شود، سیستم هشدار مغز او بیش‌فعال  و بدن وارد حالت آماده‌باش می‌شود. در این حالت یعنی ضربان قلب بالا می‌رود، تنفس نامنظم می‌شود و ذهن در وضعیت گوش‌به‌زنگی باقی می‌ماند.

موسیقی مناسب به‌ویژه موسیقی آرام، منظم و قابل پیش‌بینی می‌تواند این سطح از «بیش‌برانگیختگی» را کاهش دهد و به فعال شدن «سیستم عصبی پاراسمپاتیک» کمک کند؛ بخشی از دستگاه عصبی که مسئول آرام‌سازی، کاهش تنش و بازگشت بدن به حالت تعادل است. البته باید تاکید کرد که موسیقی درمان قطعی آثار روانی جنگ نیست، اما می‌تواند در قالب یک مداخله حمایتی نقش مهمی در کاهش ترس، اضطراب و احساس ناایمنی ایفا کند؛ به‌خصوص زمانی که در کنار حضور آرام والدین، روتین منظم روزانه و حمایت عاطفی قرار بگیرد.

از نگاه شما موسیقی چگونه بر شادابی، آرامش روانی و بازگشت حس امنیت در کودکان تاثیر می‌گذارد؟

موسیقی به چند طریق بر کودک تاثیر می‌گذارد؛ نخست اینکه به «تنظیم هیجان» کمک می‌کند؛ یعنی کودک از طریق شنیدن یک الگوی صوتی منظم و آرام، از آشفتگی هیجانی فاصله می‌گیرد و به سمت ثبات عاطفی حرکت می‌کند. دوم اینکه موسیقی می‌تواند نوعی «حس پیش‌بینی‌پذیری» ایجاد کند. در شرایط بحران، یکی از مهم‌ترین عواملی که روان کودک را آشفته می‌کند، بی‌ثباتی و غیرقابل پیش‌بینی بودن محیط است. وقتی کودک با ملودی آشنا و تکرارشونده روبه‌رو می‌شود، احساس می‌کند هنوز چیزی در جهان او قابل اتکاست.

از سوی دیگر، موسیقی می‌تواند بر «خلق» کودک نیز تاثیر بگذارد. در سطح عصب‌روان‌شناختی، شنیدن موسیقی مطلوب می‌تواند شبکه‌های مغزی مرتبط با لذت، آرامش و پیوند عاطفی را فعال کند و به ترشح میانجی‌هایی مانند دوپامین کمک کند. نتیجه این فرایند، افزایش احساس سبکی، شادابی و آرامش است. به عبارت بهتر، موسیقی برای کودک یک «محرک تنظیم‌کننده» است که می‌تواند او را از حالت ترس مزمن، بی‌قراری و احساس گسست، به سمت آرامش، ارتباط و امنیت روانی سوق دهد. همین مسئله، انتخاب نوع موسیقی را به موضوعی بسیار مهم تبدیل می‌کند.

 در زمان بروز بحران مثل، برای کودکانی که در معرض اخبار ناگوار، صدای انفجار و… قرار دارند، بیشتر چه نوع موسیقی توصیه می‌شود؟

در چنین شرایطی، روان‌شناسان معمولا موسیقی‌هایی را توصیه می‌کنند که ویژگی «آرام‌سازی تدریجی» داشته باشند؛ یعنی نه بسیار مهیج باشند و نه کودک را درگیر بار هیجانی سنگین کنند. موسیقی مناسب برای این شرایط باید دارای ریتم ملایم، ملودی ساده، تکرارپذیری نسبی و شدت صدای کنترل‌شده باشد. موسیقی بی‌کلام، لالایی‌ها، قطعات آرام پیانو، سازهای زهی نرم یا حتی صداهای طبیعت مانند باران و جریان آب، برای بسیاری از کودکان مفیدتر از قطعات تند و پرکوبش هستند.

بنابراین در روزهای بحرانی باید از محرک‌هایی پرهیز کرد که تحریک‌پذیری سیستم عصبی را افزایش می‌دهند. موسیقی‌های پرصدا، ناگهانی، دارای ضرباهنگ شدید یا محتوای غم‌بار و ترس‌آلود ممکن است سطح «هایپراروزال» یا همان گوش‌به‌زنگی روانی را بالا ببرند. از این‌رو، اولویت با موسیقی‌هایی است که فضای صوتی امن ایجاد کنند، نه آنهایی که کودک را از نظر هیجانی بیشتر به تلاطم بیندازند.

موسیقی تا چه میزان در تخلیه احساسات منفی کودکان مانند خشم، غم، بی‌قراری و وحشت کودکان نقش درمانی دارد؟

موسیقی می‌تواند در تخلیه و پردازش احساسات منفی نقش موثری داشته باشد، به‌ویژه در کودکانی که هنوز توانایی کافی برای بیان کلامی هیجان‌های خود را ندارند. در روانشناسی کودک، بارها دیده می‌شود که احساساتی مانند ترس، غم، خشم یا وحشت، به‌جای آنکه در قالب کلام بیان شوند، به شکل بی‌قراری، سکوت، چسبیدن به والدین، پرخاشگری یا اختلال در خواب بروز می‌کنند. موسیقی در اینجا به عنوان یک «رسانه غیرکلامی» عمل می‌کند و به کودک اجازه می‌دهد هیجان خود را تجربه، شناسایی و تخلیه کند.

این فرایند را می‌توان نوعی «کاتارسیس هیجانی» یا تخلیه عاطفی کنترل‌شده دانست. کودک ممکن است با شنیدن موسیقی آرام، گریه کند، نفس عمیق بکشد، بدنش از انقباض خارج شود یا حتی بتواند درباره ترسش حرف بزند. این یعنی هیجان از حالت فشرده و سرکوب‌شده، به سمت پردازش و رهایی حرکت کرده است.

برای گروه‌های سنی مختلف کودکان، از خردسال تا نوجوان، چه تفاوتی در انتخاب موسیقی مناسب از نظر ریتم، محتوا و پیام وجود دارد؟

انتخاب موسیقی برای کودکان باید کاملا متناسب با مراحل رشد آنها باشد، زیرا توانایی درک، تفسیر و تحمل هیجان در سنین مختلف یکسان نیست. در خردسالان و کودکان پیش‌دبستانی، اولویت با موسیقی‌های بسیار ساده، تکرارشونده، نرم و آشناست. در این سن، کودک بیشتر از معنای شعر، به «لحن»، «ریتم» و «حس بدنی» موسیقی واکنش نشان می‌دهد. لالایی‌ها، نواهای آرام و آهنگ‌هایی با ساختار قابل پیش‌بینی، برای این گروه مناسب‌ترند.

در کودکان دبستانی، علاوه بر ریتم و ملودی «پیام کلامی» نیز اهمیت پیدا می‌کند. این کودکان بهتر می‌توانند موسیقی‌هایی را درک کنند که درباره امید، دوستی، آرامش و همراهی سخن می‌گویند. در نوجوانان اما ماجرا پیچیده‌تر است، زیرا آنان درگیر «هویت‌یابی»، «خودآگاهی هیجانی» و گاه «نشخوار فکری» بیشتری هستند. نوجوان ممکن است موسیقی را ترجیح دهد که غم یا خشم او را بازتاب دهد، اما خانواده باید مراقب باشد که این انتخاب به ماندگاری در حالت افسردگی یا اضطراب منجر نشود. بنابراین هرچه سن کمتر باشد، موسیقی باید ساده‌تر و آرام‌تر باشد و هرچه سن بالاتر می‌رود، می‌توان با دقت بیشتری به محتوا، معنا و نیاز هیجانی فرد توجه کرد.

خانواده‌ها در روزهای بحرانی چگونه می‌توانند از موسیقی به عنوان یک ابزار حمایتی در خانه استفاده کنند تا فرزندانشان آرامش بیشتری داشته باشند؟

موسیقی زمانی بیشترین تاثیر را دارد که به شکل هدفمند و در بستر یک رابطه امن خانوادگی به کار گرفته شود. خانواده‌ها می‌توانند موسیقی را به بخشی از روتین تنظیم‌کننده خانه تبدیل کنند؛ مثلا پیش از خواب، پس از شنیدن اخبار نگران‌کننده یا در لحظاتی که کودک دچار بی‌قراری شده است. اگر شنیدن موسیقی با آغوش والدین، نور ملایم، گفت‌وگوی آرام و فعالیت‌هایی مانند نقاشی یا بازی سبک همراه شود، اثر آن چند برابر خواهد شد. در روانشناسی کودک، مفهومی به نام «هم‌تنظیمی» وجود دارد؛ یعنی کودک از طریق آرامش والدین، آرام می‌شود.

آیا گوش دادن مداوم به برخی از موسیقی‌ها ممکن است تاثیر معکوس بر روحیه کودکان بگذارد؟

بله، موسیقی نیز مانند هر محرک روانی دیگر اگر به‌درستی انتخاب نشود، می‌تواند تاثیر معکوس داشته باشد. برخی والدین تصور می‌کنند هر نوع موسیقی لزوما آرام‌بخش است، در حالی که موسیقی‌های بسیار غمگین، پرتنش، خشن، پرضرب یا دارای محتوای ناامیدکننده ممکن است در کودک مضطرب یا آسیب‌دیده به تشدید اضطراب، بی‌قراری، تحریک‌پذیری یا حتی بازفعال‌سازی خاطرات تروماتیک منجر شوند.

والدین باید به نشانه‌های رفتاری کودک بعد از شنیدن موسیقی دقت کنند. اگر کودک پس از شنیدن یک قطعه، آرام‌تر می‌شود، خوابش بهتر می‌شود، تنش بدنی‌اش کمتر می‌شود یا بیشتر به تعامل برمی‌گردد، آن موسیقی احتمالا مناسب است؛ اما اگر نشانه‌هایی مانند بی‌قراری، پرخاشگری، سکوت سنگین، ترس بیشتر یا اختلال خواب تشدید شود، باید در انتخاب موسیقی تجدیدنظر کرد. در واقع معیار اصلی، سلیقه بزرگسالان نیست، بلکه «پاسخ هیجانی کودک» است. بنابراین به عقیده من، خانواده باید میان موسیقی کمک‌کننده به «تنظیم هیجان» و موسیقی برانگیزاننده «تحریک هیجانی» تمایز قائل شود. آنچه برای یک بزرگسال عادی بی‌ضرر است، ممکن است برای یک کودک در شرایط بحران، سنگین و آزارنده باشد.

در این میان، موسیقی شاد، ملایم یا بی‌کلام هر کدام چه تاثیری بر سلامت روان کودکان دارند و در شرایط جنگی اولویت با کدام نوع است؟

هر یک از انواع موسیقی، بسته به وضعیت کودک می‌توانند کارکرد متفاوتی داشته باشند. موسیقی شاد می‌تواند به بهبود «خلق»، افزایش انرژی روانی و خروج موقت از فضای غم و دل‌زدگی کمک کند؛ اما اگر کودک هنوز در وضعیت ترس، شوک یا گوش‌به‌زنگی شدید باشد، موسیقی بسیار شاد و پرتحرک ممکن است برای او زودهنگام و حتی آزارنده باشد، زیرا روان او هنوز ظرفیت ورود به سطح بالای تحریک را ندارد.

موسیقی ملایم بیشترین سازگاری را با نیازهای روانی کودک در شرایط جنگی دارد. این نوع موسیقی معمولا با کاهش تنش عضلانی، آرام‌سازی ذهن و تثبیت هیجان همراه است. موسیقی بی‌کلام نیز در بسیاری از مواقع انتخاب بسیار مناسبی است، زیرا ذهن کودک را درگیر معنای واژه‌ها نمی‌کند و بیشتر از مسیر حسی و عاطفی بر او تاثیر می‌گذارد به‌ویژه در کودکانی که تازه از تنش یا ترس شدید عبور کرده‌اند، موسیقی بی‌کلام می‌تواند بدون تحمیل پیام زبانی، نوعی آرامش تدریجی ایجاد کند.

در مجموع، در شرایط جنگی اولویت با موسیقی‌های ملایم، کم‌تحریک و اغلب بی‌کلام است. موسیقی شاد نیز می‌تواند در مرحله بعد و پس از کاهش سطح اضطراب، برای بازگرداندن نشاط و سرزندگی به کار رود.

 اگر کودک پس از تجربه شنیدن صدای انفجار و تکانش‌های شدید دچار گوشه‌گیری، ترس شدید یا اختلال خواب شده باشد، موسیقی تا چه حد می‌تواند در کنار مشاوره و درمان روان‌شناختی کمک‌کننده باشد؟

اگر کودک پس از تجربه جنگ یا بحران، علائمی مانند گوشه‌گیری، ترس شدید، کابوس، بدخوابی، چسبیدن مفرط به والدین، افت تمرکز یا پرخاشگری نشان دهد، موسیقی می‌تواند یک ابزار کمکی ارزشمند باشد، اما نباید جایگزین درمان تخصصی تلقی شود. در چنین شرایطی، ممکن است کودک درگیر «واکنش استرس حاد» یا در مواردی نشانه‌هایی از «آسیب روانی پس از سانحه» باشد. موسیقی در این مرحله بیشتر نقش «تنظیم‌کننده» دارد؛ یعنی به خواب بهتر، آرام‌سازی قبل از استراحت، کاهش تنش و ایجاد فضای امن در خانه کمک می‌کند.

با این حال، اگر این نشانه‌ها ماندگار شوند یا عملکرد روزمره کودک را مختل کنند، ارجاع به روان‌شناس کودک ضرورت پیدا می‌کند. درمان‌هایی مانند بازی‌درمانی، درمان شناختی ـ رفتاری متمرکز بر تروما، آموزش والدین و مداخلات خانواده‌محور، در این زمینه بسیار موثر هستند. موسیقی در کنار این روش‌ها می‌تواند به کودک کمک کند که آمادگی بیشتری برای دریافت درمان پیدا کند و فشار هیجانی کمتری را تجربه کند.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.