فرهنگ 19 بازدید
محمدکنگانی، توان‌یاب جنوبی از دغدغه‌های تاریخی‌اش می‎‌گوید؛

حفظ میراث فرهنگی‌مان نوعی وطن‌پروری است

بامدادجنوب_ساحل عباسی

هفته بهزیستی را غنیمت شمردیم تا به سراغ محمد کنگانی، مدیرعامل مؤسسه سیراف پارس موزه و همچنین مدیر انجمن معلولین شهرستان کنگان برویم که در سه دهه اخیر در کنار کنشگری و برنامه‌سازی برای جامعه توان‌یاب شهرستان، با تلاش‌های وافر و خستگی‌ناپذیری سهم بسزایی را در شناسایی تاریخ و اهمیت سیراف و مطالبه‌گری برای ثبت جهانی این بندر باستانی ایفا کرده است. او به‌واسطه همین تلاش‌ها به عنوان یک چهره برجسته سیراف‌شناسی در غرب شناخته می‌شود.

او که همه هم و غم خود را برای بازشناسی سیراف و میراث گرانبهای آن گذاشته، به توان‌یابی معنا و ارزش صدچندانی بخشیده و ثابت کرده که هیچ محدودیت حرکتی یارای ایستادن در برابر خردگرایی، وطن‌پرستی و بازشناسی تاریخ و تمدین این سرزمین کهن و دیار پرابهتش یعنی سیراف را ندارد. وی ضمن اینکه تورلیدر است و در این سال‌ها در معرفی تاریخ و آثار باستانی و تاریخی این بندر کهن به گردشگران داخلی و خارجی کوتاهی نکرده، چند سال پیش با فراخوانی، به جمع‌آوری اشعار شاعران هم‌استانی درباره سیراف اقدام کرد که بعدها این سروده‌ها در کتابی به نام «در کوچه‌های سیراف می‌گردم» منتشر شد. این اثر بسیار مورد استقبال قرار گرفت تا بدانجا که تا کنون سه بار به چاپ رسیده است. افزون بر این، او سال‌هاست که نمایندگی روزنامه کیهان را در سیراف برعهده دارد و دستی در خبرنگاری نیز دارد. ماحصل گفت‌وگوی ما را می‌توانید با کنگانی در ادامه بخوانید.

نخست برای مخاطبان ما بگویید که چه شد به فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی علاقه‌مند شدید؟

علاقه من از کودکی به تاریخ و تماشای آثار باستانی شروع شد. احساس می‌کردم هر اثر تاریخی، پیامی از گذشتگان برای ما دارد. وقتی متوجه شدم سیراف زمانی قلب تپنده تجارت جهان و پلی میان شرق و غرب بوده، احساس کردم وظیفه دارم این گنجینه را از فراموشی نجات دهم و پیوندی میان نسل امروز و شکوه پیشین برقرار کنم. این دغدغه برای حفظ هویت، مرا به سوی فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی سوق داد تا بتوانم سهمی در تعالی جامعه‌ام داشته باشم و اولین نوشته‌ام در دوران دبیرستان در مجله اطلاعات هفتگی درباره تاریخچه سیراف بود.

و دلیلی دیگر سخنان رهبر شهید در اردیبهشت ۶۸ و زمان ریاست‎جمهوری و در دیدار با رئیس‌جمهور کشور چین در پکن بیا کردند که چین با بندر سیراف سابقه حدود دو هزار سال تجارت داشته و این موضوع مرا بیشتر به سمت تاریخ سیراف سوق داد.

شما برای شناسایی تاریخ سیراف اقدام به تاسیس و راه‌اندازی مؤسسه سیراف پارس کردید؛ درست است؟

بله، با راه‌اندازی موسسه سیراف پارس موزه به همت جوانان سیرافی در اسفند ۱۳۸۳، اولین اولویت ما، مستندسازی آثار پراکنده و ایجاد یک ساختار منظم برای حفاظت از میراث باستانی منطقه بود. ما تلاش کردیم تا با شناسایی دقیق نقاط حساس تاریخی و طبقه‌بندی یافته‌ها، مانع از تخریب یا نابودی آن‌ها شویم. در کنار این اقدامات تخصصی، تلاش کردیم تا بستری ایجاد کنیم که این آثار نه تنها در دسترس پژوهشگران، بلکه برای همه قشرهای جامعه به‌صورت دسترس‌پذیر و شناساندنی درآیند تا هر کسی بتواند با افتخار از تماشای این شکوه تاریخی بهره‌مند شود وآن راه‌اندازی اولین موزه مشارکتی جنوب کشور با همکاری اداره کل ميراث‌فرهنگی بوشهر در ساختمان وایت‌هاوس (باستانشناس انگلیسی) در آبان ۱۳۸۴بود که تا کنون دو مقام کشوری در راستای موزه‌داری کسب کرده‌ایم.

این موسسه در ادامه نقش بسزایی را در برنامه‌سازی و معرفی این بندر باستانی ایفا کرد؛ به نظر شما چرا شناخت سیراف اینقدر مهم است؟

از نگاه من، سیراف تنها یک شهر قدیمی نیست، بلکه نمادی از «جهان‌گرایی» و «تجارت آزاد» در دوران ساسانی و قرون اولیه اسلام است. مهم‌ترین ویژگی‌های آن شامل موقعیت استراتژیک (مبدا راه آبی ابریشم در دوره ساسانیان)، معماری منحصربه‌فرد، تنوع فرهنگی و داشتن دریانوردان بزرگی مثل سلیمان تاجر سیرافی، سندباد و… می‌شود.

چه ظرفیت‌هایی در سیراف برای گردشگری وجود دارد؟

سیراف گنجینه‌ای است که هنوز بسیاری از لایه‌های آن کشف نشده است. ظرفیت‌های گردشگری این منطقه را می‌توان در سه محور اصلی دید که عبارتند از: گردشگری تاریخی و باستانی: وجود آثار معماری منحصر‌به‌فردشامل:سازه های دستکندآبی،حدود ۱۷۰ حلقه چاه سنگی،حدود هفت هزار چاله چارگوش  گور دخمه ها،قلعه نصوری،کاوش‌های وایت هاوس (مسجدجامع، خانه های اعیانی،گمرک ،کارگاه سفالپزی، موزه و …؛ طبیعت: ترکیب بکر طبیعت ساحلی با آثار تاریخی، پتانسیل ایجاد «گردشگری تلفیقی» را دارد؛ جایی که بازدیدکننده هم از آرامش دریا و هم از شکوه تاریخ لذت ببرد. گردشگری فرهنگی و آموزشی: سیراف می‌تواند به مرکز برگزاری همایش‌های تاریخی، نمایشگاه‌های آثار باستانی و کارگاه‌های آموزشی تبدیل شود تا دانش‌آموزان و دانشجویان در محیطی واقعی با تاریخ تجارت جهانی آشنا شوند. به باور من، اگر زیرساخت‌های لازم فراهم شود، سیراف می‌تواند به یکی از قطب‌های اصلی گردشگری فرهنگی در سطح ملی و حتی بین‌المللی تبدیل شود.

شما در کنار تورلیدری، تجربه خبرنگاری هم دارید؛ در کسوت یک خبرنگار تا چه میزان در بازشناسی سیراف نقش‌آفرینی کردید؟

خبرنگاران، پل ارتباطی میان حقیقت و مخاطب هستند. نقش ما در معرفی سیراف بسیار کلیدی است؛ زیرا  قدرت تبدیل «سنگ‌های خاموش» به «روایت‌های زنده» را داریم. من تلاش کردم در این سال‌ها به طرق مختلفی نظیر روایتگری، تبلیغات هدفمند، تبیین دغدغه‌ها در این زمینه نقش‌آفرینی کنم. ما در مؤسسه سیراف پارس، درهایمان را به روی تمامی اصحاب رسانه و علاقه‌مندان به میراث باز گذاشته‌ایم تا با همکاری هم، صدای این شهر باستانی را دوباره به گوش جهانیان برگردانیم.

نتیجه این کنشگری‌ها به جریان افتادن پرونده ثبت جهانی بود، در خصوص اهمیت این کار توضیح می‌دهید؟

بی شک ثبت بندر تاریخی سیراف در فهرست میراث جهانی یونسکو به منزله تائید بین‌المللی ارزش‌های تاریخی، فرهنگی و تمدنی این شهر در کنار خلیج فارس است. این اتفاق می‌تواند نقطه عطفی در حفاظت، معرفی و توسعه پایدار سیراف باشد. اهمیت ثبت جهانی را می‌توان در چند محور اساسی خلاصه کرد که شامل حفاظت بر اساس استانداردهای جهانی؛ رونق گردشگری و توسعه اقتصادی؛ بازآفرینی جایگاه تاریخی سیراف و تقویت هویت ملی و محلی می‌شود.

به عقیده من، ثبت جهانی، علاوه بر معرفی سیراف در سطح بین‌المللی، موجب افزایش احساس تعلق و مسئولیت اجتماعی مردم نسبت به میراث فرهنگی خواهد شد. این موضوع نقش مهمی در حفظ هویت تاریخی منطقه و انتقال آن به نسل‌های آینده ایفا می‌کند.

در این مسیر دشوار مسئولان بایستی چگونه عمل کنند؟

به عنوان جمعی از دوستداران و پژوهشگران میراث فرهنگی، همواره آمادگی داریم در مسیر ثبت جهانی سیراف با دستگاه‌های اجرایی همکاری کنیم. با این حال، تحقق این هدف ملی نیازمند رویکردی جامع، هماهنگ و حمایت‌گرانه از سوی مسئولان است.

بی‌شک مسئولان با توسعه زیرساخت‌های گردشگری، حمایت از پژوهش‌ها و مستندسازی، هماهنگی میان توسعه و حفاظت از آثار باستانی می‎‌توانند به شکل مطلوبی ثبت جهانی سیراف را تسریع کنند. در همین راستا، ضروری است در طرح جامع شهر سیراف که از سوی وزارت راه و شهرسازی در حال تدوین است، ملاحظات میراث فرهنگی، ظرفیت‌های گردشگری، توسعه شهری و حفظ چشم‌انداز تاریخی به صورت علمی و کارشناسی لحاظ شود تا میان نیازهای امروز و میراث ارزشمند گذشته تعادل برقرار گردد.

یکی از دغدغه‌های مهم مردم، قرار گرفتن بخش‌هایی از اراضی مسکونی در محدوده‌های تاریخی است. انتظار می‌رود این مسئله با همکاری وزارت میراث فرهنگی، سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، منابع طبیعی و سایر دستگاه‌های مرتبط، از طریق تعیین و واگذاری زمین‌های مناسب برای ساخت‌وساز حل شود؛ نه اینکه صرفاً با ممنوعیت ساخت، شهروندان به‌ویژه جوانان با بلاتکلیفی، سردرگمی و نارضایتی روبه‌رو شوند. حفاظت از میراث فرهنگی و تأمین حقوق شهروندان، دو هدف متعارض نیستند؛ بلکه با برنامه‌ریزی صحیح می‌توان هر دو را به صورت هم‌زمان محقق ساخت.

در نهایت، ثبت جهانی سیراف یک مطالبه ملی است. با همدلی مردم، همراهی مسئولان، حمایت دولت و عزمی ملی، می‌توان ضمن حفظ این میراث کم‌نظیر، زمینه توسعه پایدار، رونق اقتصادی، افزایش سرمایه‌گذاری و معرفی شایسته یکی از پرافتخارترین بنادر تاریخی ایران به جهان را فراهم کرد. سیراف شایسته آن است که بار دیگر جایگاه واقعی خود را در نقشه میراث فرهنگی جهان بازیابد.

مردم محلی چگونه می‌توانند به ثبت جهانی سیراف کمک کنند؟

به نظر من، میراث فرهنگی تنها متعلق به سازمان‌ها یا مؤسسات نیست، بلکه در درجه اول متعلق به مردم محلی است که نگهبانان واقعی این گنجینه‌ها هستند حتی مردم دنیا. مردم محلی می‌توانند از چندین طریق نقش حیاتی ایفا کنند که مهم‌ترین آن‌ها شامل تغییر نگاه از «مالکیت» به «امانت‌داری»، ارائه گزارش تخریب‌ها و آسیب‌ها و دستبرد آثار باستانی و تبدیل شدن به «سفیران سیراف» برای معرفی مطلوب این بندر باستانی به گردشگران و مسافران می‌شود.

خود شما چه برنامه‌هایی برای معرفی بهتر سیراف به گردشگران در این سال‌ها اجرایی کردید؟

ما برای تحقق این مهم برنامه‌های خودمان را در سه سطح تعریف کردیم که به این شرح هستند: توسعه محتوای دیجیتال: قصد داریم با تولید مستندها، کلیپ‌های کوتاه و استفاده از فضای مجازی، روایت‌های جذاب و بصری از سیراف خلق کنیم تا مخاطب حتی پیش از سفر، با شکوه این شهر آشنا شود.

برگزاری رویدادهای فرهنگی و گردشگری: برنامه‌ریزی برای برگزاری جشنواره‌های محلی، تورهای تخصصی تاریخ‌گردی و همایش‌های علمی که منجر به جذب گردشگران داخلی و خارجی شو و شرکت در نمایشگاه های بین المللی و داخلی گردشگری.

ایجاد بستر موزه‌داری مدرن: تلاش می‌کنیم تا با تجهیز موزه به ابزارهای نوین نمایشگاهی و راهنمای‌های دیجیتال، بازدید از سیراف را از یک گشت ساده به یک “تجربه آموزشی و عمیق” تبدیل کنیم که در این مسیر با استفاده از تجربیات موزه خلیج فارس بوشهر،اقداماتی انجام گرفت و جنگ مانع عقب ماندن کارها شد.

گردشگری فراگیر: یکی از برنامه‌های ویژه ، تجهیز مسیرها و امکانات موزه ، دره لیر و قلعه برای دسترسی کامل معلولین و توان‌خواهان است، تا ثابت کنیم میراث فرهنگی متعلق به همه است و هیچ‌کس از تجربه این شکوه باز نمی‌ماند.»

به نظر شما در حال حاضر مهم‌ترین راه حفظ هویت تاریخی سیراف چیست؟

هویت تاریخی سیراف تنها در بناهای سنگی و آثار باستانی آن خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در فرهنگ، خاطره جمعی، دریانوردی، معماری، آداب و رسوم و احساس تعلق مردم این سرزمین نیز ریشه دارد. مهم‌ترین راه حفظ این هویت، آگاهی‌بخشی و مشارکت مردم، به‌ویژه نسل جوان، است. اگر مردم ارزش میراث خود را بشناسند، خود بهترین پاسداران آن خواهند بود.

از سوی دیگر، حفاظت از سیراف باید هم‌زمان با توسعه شهری و اقتصادی پیش برود. توسعه‌ای که به هویت تاریخی احترام نگذارد، پایدار نخواهد بود. ثبت جهانی سیراف می‌تواند نقطه تلاقی این دو مسیر باشد؛ یعنی هم میراث فرهنگی حفظ شود و هم فرصت‌های تازه‌ای برای گردشگری، اشتغال و رونق اقتصادی منطقه ایجاد گردد.

اگر بخواهید یک پیام برای جوانان سیراف داشته باشید، چه می‌گویید؟

جوانان عزیز سیراف؛ شما وارث یکی از درخشان‌ترین فصل‌های تاریخ ایران و خلیج فارس هستید. سرزمینی که روزگاری نام آن در مسیر تجارت جهانی راه آبی ابریشم می‌درخشید، امروز بیش از هر زمان دیگری به دانش، همت و مسئولیت‌پذیری شما نیاز دارد.

تاریخ را فقط در کتاب‌ها جست‌وجو نکنید؛ آن را در کوچه‌های سیراف، در سازه های دستکندآبی ، مسجد جامع، قلعه نصوری  و آثار نیاکانتان ببینید و برای حفظ آن احساس مسئولیت کنید. آینده سیراف تنها با حفاظت از گذشته آن ساخته می‌شود. امیدوارم هر یک از شما، در هر جایگاهی که هستید، سفیر شایسته‌ای برای معرفی سیراف باشید؛ زیرا ثبت جهانی این بندر تاریخی، تنها یک افتخار محلی نیست، بلکه افتخاری برای ایران و همه ایرانیان خواهد بود.

پیام‌تان برای دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران چیست؟

تاریخ، تنها مجموعه‌ای از ویرانه‌ها و اشیای قدیمی نیست؛ بلکه آیینه‌ای است که ما را به ریشه‌هایمان پیوند می‌زند و مسیر آینده را برایمان روشن می‌کند. پیام من به تمام دوستداران فرهنگ و هنر این است که بدانند هر تلاشی برای شناخت و حفظ میراث ملی، در واقع نوعی «وطن‌پروری» و ادای احترام به پیشینیانی است که تمدن امروز ما را بنا کردند و  باید بگویم که وجود  محافل فرهنگی و گردشگری، نقطه امیدبخش جامعه ماست که با جمع‌آوری دانش و ترویج فرهنگ، در واقع در حال ساختن پلی هستند که نسل‌های آینده را با شکوه گذشته آشنا می‌کند. بیاییم با هم، صدای این سنگ‌های خاموش سیراف را به گوش دنیا برگردانیم و ثابت کنیم که فرهنگ، تنها سرمایه‌ای است که با هر بار بخشیدن و معرفی بیشتر می‌شود.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.