نخستین کارگاه گرهچینی استان بوشهر افتتاح شد
خرداد 19, 1405
بامدادجنوب_الهام بهروزی
نجیرم یکی از مهمترین بنادر باستانی جنوب ایران بوده که در کنار سیراف و بردستان نقش بسزایی را در رونقبخشی تبادلات تجاری و اقتصادی این منطقه و شریان راه آبی ابریشم ایفا میکرده است. این بندر امروزه متاسفانه بهدلیل دخل و تصرفها و تخریبهای انسانی و طبیعی در وضعیت اسفباری قرار دارد و اما میتوان رد پای آن را در برخی از متون کهن تاریخی و جغرافیایی و همچنین مواد و آثار فرهنگی کشفشده در محدوده منسوب به این بندر تاریخی جستوجو کرد.
در این میان، برخی از باستانشناسان بر این باور هستند که نجیرم در سده سوم و چهارم هجری نقش کلیدی در رونق تجارت در خلیج فارس داشته است. بنا به گفته حسین توفیقیان، باستانشناس و خلیجفارسپژوه که تاکنون مطالعات باستانشناسی متعددی را در محوطههای باستانی بنادر دیلم، گناوه، سیراف، کنگان، نجیرم، بردستان و دیّر داشته، نجیرم بهفاصله (به خط مستقیم) شصت کیلومتری شمالغربی بندر تاریخی سیراف و 10 کیلومتری غرب شهر بندری دیر واقع شدهاست. در بررسی و شناسایی باستانشناسی بنادر شمالی خلیج فارس در بهار 1388 و همچنین زمستان 1400، این بندر تاریخی مورد بازشناسی و مطالعه باستانشناسی قرار گرفت و مواد فرهنگی در سطح محوطه آن بهصورت تصادفی جمعآوری شد که این دو مرحله پژوهش باعث روشن شدن بخشی از فرضیههای تاریخی و طرح فرضیههای جدیدتری درباره نجیرم شد.
ماحصل و دستاوردهای مطالعات باستانشناسی و میدانی توفیقیان زمینهای برای شکلگیری کتابهای حائزاهمیتی شد که یکی از مهمترین آنها، کتاب «دیر؛ دیار خورشید و دریا، از منظر باستانشناسی»ست. این کتاب به بازخوانی شناسنامه تاریخی شهرستان دیر که ذیل آن بندر باستانی نجیرم نیز گنجاندهشده، میپردازد. به منظور واکاوی ابعاد مکتوم این پژوهش و دستاوردهای علمی آن، با حسین توفقیان، نویسنده این کتاب پژوهشی و مستند به گفتوگو نشستهایم که مشروح آن در ادامه از نظر شما میگذرد.
نخست بگویید که هدف اصلی شما از نگارش کتاب «دیر؛ دیار خورشید و دریا، از منظر باستانشناسی» چه بوده و این اثر در پاسخ به کدام خلأ پژوهشی در مطالعات تاریخی و باستانشناسی سواحل خلیج فارس شکل گرفته است؟
هدف من از نگارش این کتاب، تنها ارائه یک گزارش باستانشناسی نیست؛ بلکه هدف، ایجاد یک سد علمی در برابر جریان تحریف تاریخ است. ما با یک خلاء پژوهشی مواجه بودیم که در آن سواحل جنوبی با حمایتهای کلان و متخصصان خارجی به دقت مطالعه شدهاند، اما سواحل شمالی (مرکز استقرار تمدنهای ایرانی) رها شده است. این کتاب در پاسخ به این بیتوجهی شکل گرفته تا نشان دهد که سواحل شمالی خلیج فارس، از دیرباز قلب تپنده تجارت جهانی بودهاند و نه یک منطقه حاشیهای.
در واقع، پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور در راستای رسالت بنیادین خود مبنی بر تدوین نقشه جامع باستانشناسی ایران، بررسی و مطالعه سواحل جنوبی کشور و کرانههای خلیج فارس را در اولویت برنامههای خود قرار داده است. در این میان، شهرستان دیر در استان بوشهر به دلیل موقعیت استراتژیک در دورههای تاریخی، کانون توجه پژوهشهای میدانی ما بوده است. بررسیهای باستانشناسی اخیر در این شهرستان، به شناسایی آثار و محوطههای متعددی منجر شد که این دادهها، افقهای تازهای را از تاریخ دریانوردی و تبادلات تجاری ایران در خلیج فارس گشوده است.
چارچوب نظری و روششناسی شما در این کتاب تا چه اندازه متأثر از دادههای میدانی باستانشناسی بوده و چه تفاوتی با تاریخنگاریهای پیشین درباره شهرستان دیر دارد؟
روششناسی ما، گذار از «روایت مکتوب» به «واقعیت مادی» است. ما در این کتاب با تکیه بر دادههای میدانی، از طریق بررسی متراکم آثار سطحی، بقایای معماری بهویژه تحلیل سکهها، تاریخ را از دل خاک بیرون کشیدهایم. ما تلاش کردیم با استفاده از شواهد مادی، فرضیاتی را که متون تاریخی گاه در مورد آنها سکوت کردهاند یا در آنها خطا دارند، به چالش بکشیم. در واقع، ما از «ماده» برای بازسازی «تاریخ» استفاده کردهایم تا به حقیقتی فراتر از روایتهای یکجانبه برسیم.
مطالعات و شواهد باستانشناسی چگونه به بازسازی چهره باستانی شهرستان دیر کمک کردهاند و کدام دورههای تاریخی در این بازسازی برجستهتر هستند؟
باستانشناسی به ما اجازه داد تا از یک تصویر مبهم، به یک بازسازی سلسلهمراتبی دست یابیم. شناسایی ۵۸ محوطه نشان داد که شهرستان دیر در طول هزارهها، از یک سکونتگاه به یک مرکز سازمانیافته تبدیل شده است. در این بازسازی، دورههای اشکانی، ساسانی بهویژه دورانهای مختلف اسلامی برجستهترین نقش را ایفا میکنند. حضور قلعهها، آتشکدهها و بنادر در کنار هم، نشان میدهد که شهرستان دیر یک کانون استراتژیک با کارکردهای دفاعی، مذهبی و تجاری بوده است.
در همین راستا، یافتههای بررسی باستانشناسی اخیر نشان داد که این ۵۸ محوطه شاخص، بازه زمانی گستردهای از پارینهسنگی و نوسنگی تا دورههای اشکانی، ساسانی و اسلامی را در بر میگیرد. قدیمیترین یافتههای ما در این منطقه، محوطهای متعلق به دوره «پارینهسنگی میانه» است که قدمت آن به حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار سال پیش بازمیگردد. همچنین، شواهدی از یک محوطه «نوسنگی بدون سفال» با قدمتی در حدود ۸ هزار سال یافت شده که نشان از استقرار جوامع انسانی در این بوم از کهنترین ایام دارد.
دیر در شبکه بنادر تاریخی خلیج فارس چه جایگاهی داشته و یافتههای باستانشناسی شما چه شواهدی درباره نقش این شهرستان در تاریخ دریانوردی منطقه ارائه میدهد؟
شهرستان دیر در شبکه بنادر، یک «گرهگاه حیاتی در جاده ابریشم دریایی» یا به عبارت بهتر اَبربندر یا مگاپارت در ایران باستان بود. زمانی که مسیرهای خشکی به دلیل ناامنی و شرایط دشوار، کاروانها را با مشکل مواجه میکرد، جاده ابریشم دریایی به جایگزینی مطمئن تبدیل شد. بنادر تاریخی بردستان و نجیرم در شهرستان دیر از ایستگاههای کلیدی این مسیر دریایی بودند که کالاها را از بنادر چین مانند کانتون دریافت کرده و پس از عبور از فلات مرکزی ایران، به بازارهای غرب و مدیترانه میرسانند. یافتههای ما، جایگاه شهرستان دیر را به عنوان یک بندر بینالمللی تثبیت میکند.
جغرافیا، سرنوشت شهرستان دیر را رقم زده است. موقعیت آن در مسیرهای دریایی، باعث شد تا کارکرد آن از یک مرکز تجاری در دوران باستان به یک مرکز مذهبی (با حضور آتشکدهها) و سپس یک مرکز استراتژیک در دوران اسلامی تبدیل شود. این پیوند میان دریا و خشکی، باعث شده که دیر همواره در جریان تبادلات فرهنگی، مذهبی (از زرتشتی تا اسلام) و تجاری (از چین تا آفریقا) قرار داشته باشد.
در جریان پژوهشهای میدانی، کدام یافته یا مجموعه داده بیشترین تأثیر را بر بازنگری روایت تاریخی دیر برای شما داشته است؟
بدون شک، کشف مهر ساسانی با کتیبه مربوط به آتشکده آذرفرنبغ، بزرگترین نقطه عطف بود. این یافته نه تنها موقعیت مکانی این آتشکده مهم را تغییر داد، بلکه ثابت کرد که دیر در دوران ساسانی، از نظر سیاسی و مذهبی، جایگاهی بسیار فراتر از یک منطقه ساحلی ساده داشته است. این کشف، روایتهای قبلی درباره توزیع مراکز مذهبی در خلیج فارس را به چالش کشید.
در واقع، ما در بررسیهای میدانی محوطه «کویو»، به یافتهای مهم برخوردیم؛ یک مُهر ساسانی که کتیبهای با مضمون «آتش فرنبغ» بر آن نقش بسته است. اگرچه استناد به این اثر، فعلاً در حد یک «فرضیه باستانشناسی» است، اما احتمال قرار داشتن آتشکده عظیم «آذر فرنبغ» در این محوطه را قوت بخشیده است که تائید نهایی آن نیازمند تداوم کاوشهای علمی است.
شما اشاره کردید که در این شهرستان در دوره باستان دو بندر مهم وجود داشته، یکی بردستان و دیگری نجیرم که در اثری مجزا به بندر فراساحلی بردستان مفصل پرداختید، حال بگویید که منطقه نجیرم از حیث باستانشناسی چه اهمیتی دارد و چرا آن را برای انجام کاوش و مطالعه انتخاب کردید؟
ببینید نجیرم یا همان «بتانه» (بیبیخاتون)، یکی از بزرگترین و با اهمیتترین محوطههای باستانشناسی سواحل شمالی است. با گسترهای حدود سه کیلومتر مربع از آثار متراکم و ۱۲ کیلومتر پراکندگی آثار، نجیرم پتانسیل فوقالعادهای برای بازسازی تاریخ خلیج فارس دارد. ما این منطقه را به دلیل لایههای فرهنگی بسیار متعدد و گستردگی بینظیرش برای مطالعه انتخاب کردیم.
یکی از یافتههای خیرهکننده ما در این بررسی، اهمیت تاریخی بندر «نجیرم» است. شواهد سفالی بهدستآمده از این محوطه و کشف سکههای متعدد و دیگر مواد فرهنگی، گواهی بر استمرار روابط تجاری گسترده این بندر با چین و سایر مناطق جهان از دوره ساسانی تا عصر ایلخانی است. نجیرم در متون تاریخی به عنوان یک بندر بزرگ و مرکز تجارت بینالمللی شناخته میشود؛ جایی که همزیستی مسالمتآمیز پیروان ادیان مختلف شامل زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، آن را به نمادی از «بندر گفتوگوی تمدنها» در آن روزگار مبدل کرده بود.
کاوشهای باستانشناسی انجامشده در نجیرم چه اطلاعات تازهای درباره الگوهای استقرار، معیشت و تعاملات دریایی ساکنان دیر ارائه کرده است؟
یافتههای نجیرم، ابهامات مربوط به جاده ابریشم دریایی را برطرف میکند. شناسایی دهها سکه چینی و انواع متنوع سفالهای ساخته شده در چین در این محوطه، گواهی بیبدیل بر پیوند مستقیم نجیرم با شرق دور است. این مواد فرهنگی نشان میدهند که نجیرم تنها یک بندر محلی نبوده، بلکه حلقهای از زنجیره تجاری بود که چین، شبهقاره هند و آفریقا را به خلیج فارس متصل میکرد.
یافتههای نجیرم تا چه اندازه در بازشناسی تداوم یا گسست تاریخی سکونت در محدوده شهرستان دیر موثر بودهاند؟
یکی از شگفتآورترین یافتههای ما، استمرار خیرهکننده سکونت در نجیرم است. برخلاف تصور عمومی که سکونت را به دورههای خاصی محدود میکرد، بررسی سکهها نشان داد که این بندر از دوره الیمایی (اشکانی) و ساسانی آغاز شده، در سدههای نخستین اسلامی (اموی و عباسی) رونق گرفته، در دوران آل بویه، سلجوقی، ایلخانی، تیمور، صفوی، افشاری و حتی قاجار ادامه یافته و حتی در سدههای اخیر نیز خالی از سکنه نبوده است. این یک تداوم تاریخی بیسابقه است.
نتایج مطالعات شما در نجیرم چه نقشی در بازتعریف جایگاه شهرستان دیر در تاریخ محلی و فرامنطقهای خلیج فارس داشته است؟
نجیرم ثابت کرد که این منطقه، یکی از بزرگترین بنادر تاریخی خلیج فارس از نظر ابعاد و لایههای فرهنگی است. نجیرم جایگاه دیر را از یک منطقه محلی به یک «مرکز تجاری و دریانوردی بینالمللی» ارتقا داد که نقش مهمی در جابهجایی کالا، مذهب و فرهنگ میان تمدنهای همافق ایفا میکرده است.
در مواردی که دادههای باستانشناسی با منابع مکتوب تاریخی همخوانی نداشتهاند، رویکرد شما در تحلیل و داوری میان این دو دسته منبع چه بوده است؟
در تحلیلهای خود، من به شواهد مادی اولویت دادهام. وقتی متنهای تاریخی درباره رونق یا افول یک بندر سکوت میکنند یا روایتهای نادرستی ارائه میدهند، ما با استفاده از توزیع سفالهای ساسانی و اسلامی، گچبریهای مذهبی و تنوع سکهها، حقیقت را بازسازی میکنیم. باستانشناسی در اینجا نقش «قاضی» را ایفا میکند که بر اساس شواهد عینی، روایتهای مکتوب را داوری میکند.
ما در این پژوهشها از منابع جغرافیای تاریخی – بهویژه مکتوبات اصطخری و مقدسی – به عنوان نقشهراه در کنار یافتههای باستانشناسی بهره بردیم، اما معیار نهایی سنجش ما، همواره دادههای متقن حاصل از کاوش و بررسی میدانی بوده است.
کتاب «دیر؛ دیار خورشید و دریا، از منظر باستانشناسی» تا چه اندازه میتواند مبنایی برای پژوهشهای آینده باستانشناسی و تاریخی در سواحل شمالی خلیج فارس قرار گیرد؟
این کتاب با ارائه دادههای خام و تحلیلهای لایهنگارانه، زیربنای لازم را برای کاوشهای سیستماتیک فراهم کرده است. ما مسیر را برای پژوهشگران آینده هموار کردیم تا با استفاده از این دادهها، به مطالعه دقیقتر تجارت دریایی، کشتیرانی و دریانوردی ایرانیان باستان بپردازند.
مطالعات انجامشده در این اثر چه پیامدهایی برای حفاظت، ثبت و مدیریت میراث فرهنگی دیر و مناطق پیرامونی آن دارد؟
این پژوهش، یک فراخوان برای نجات است. با توجه به تخریبهای روزافزون ناشی از فعالیت شرکتهای نفتی و گازی، این کتاب ضرورت فوری برای تصویب عرصه، حریم و گمانهزنیهای لایهنگارانی در شورای ثبت وزارت میراث را گوشزد میکند. ما باید از این بندر تاریخی محافظت کنیم تا هم میراث فرهنگی خود را حفظ کنیم و هم در راستای احقاق حق ایرانیان بر خلیج همیشه فارس، گامی در جهت اثبات مالکیت تاریخی خود بر این منطقه برداریم.
با این حال، باید هشدار دهم که این میراث گرانبها، امروز در معرض تهدیدهایی چون توسعه صنایع نفت و گاز، تصرفات غیرمجاز اراضی و تخریبهای ناشی از ساختوساز قرار دارد. از نظر من، این کتاب و نقشه باستانشناسی حاصل از آن، نه فقط یک سند پژوهشی که مبنایی برای محافظت از هویت تاریخی این منطقه است. توسعه صنعتی نباید به بهای نابودی شناسنامه فرهنگی ما تمام شود. معتقدم با آموزش و آگاهسازی جوامع محلی و جلب مشارکت آنان، میتوان سپری مستحکم برای حفاظت از این آثار ایجاد کرد.
پیشنهاد من به متولیان امر، تداوم بررسیهای باستانشناسی در تمامی سواحل و مناطق فراساحلی خلیج فارس، تکمیل نقشه جامع باستانشناسی و انجام کاوشهای هدفمند در محوطههای کلیدی است. دیر، تنها یک شهرستان نیست؛ بلکه بخشی از تار و پود جاده ابریشم دریایی است که باید برای نسلهای آینده محفوظ بماند.
به نظر شما مهمترین دستاورد علمی کتاب *«دیر؛ دیار خورشید و دریا، از منظر باستانشناسی»* در تغییر نگاه پژوهشگران به تاریخ این شهرستان چیست؟
مهمترین دستاورد، اثبات پیوند تاریخی و تجاری میان سواحل شمالی خلیج فارس و تمدنهای دوردست (مانند چین) و همچنین اثبات استمرار سکونت در منطقه از دوران باستان تا دوران معاصر است. ما توانستیم از یک نگاه محلی، به یک نگاه جهانی و بینالمللی برسیم.
اگر قرار باشد یک پرسش اساسی را بهعنوان افق مطالعات بعدی درباره شهرستان دیر مطرح کنید، آن پرسش چه خواهد بود؟
اگر بخواهم پرسشی را مطرح کنم که افق آینده را روشن کند، این است که «چگونه میتوان با استمرار مطالعات باستانشناسی، نقش نجیرم و شهرستان دیر را در بازسازی دقیق شبکه امنیتی و تجاری جاده ابریشم دریایی و تبیین دقیقتر نقش دریانوردی ایرانیان در این مسیر جهانی بازنمایی کرد؟»
خرداد 19, 1405
اردیبهشت 30, 1405
مرداد 21, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.