حسین مصدق‌زاده
حسین مصدق‌زاده

موسیقی؛ نوایی برای سلامت مغز در سال‌های سالمندی

29 بازدید

«مطرب عشق عجب ساز و نوایی داردنقش هر پرده که زد راه به جایی دارد» حضرت حافظ با حكمتى عظيم به حقیقتی اشاره کرده است که امروز پژوهش‌های علوم اعصاب آن را تأیید می‌کنند؛ موسیقی تنها مجموعه‌ای از صداهای خوش‌آهنگ نیست، بلکه تجربه‌ای است که حافظه، احساس، توجه و حتی حرکت را هم‌زمان درگیر می‌کند. از همین رو، در سال‌های اخیر، نقش موسیقی در حفظ سلامت مغز و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان بیش از گذشته مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

با افزایش امید به زندگی، دغدغه امروز تنها «بیشتر زیستن» نیست، بلکه «بهتر زیستن» است. بیماری‌هایی مانند آلزایمر و دیگر اختلالات شناختی، از مهم‌ترین چالش‌های دوران سالمندی به شمار می‌آیند و اگرچه هنوز راهی قطعی برای پیشگیری از آن‌ها وجود ندارد، شواهد علمی نشان می‌دهد که سبک زندگی سالم می‌تواند خطر بروز یا سرعت پیشرفت این اختلالات را کاهش دهد. فعالیت بدنی، خواب کافی، تغذیه مناسب، ارتباطات اجتماعی و فعالیت‌های ذهنی، همگی در این مسیر نقش دارند و موسیقی نیز می‌تواند یکی از حلقه‌های این زنجیره باشد.

آنچه موسیقی را از بسیاری فعالیت‌های دیگر متمایز می‌کند، گستره تأثیر آن بر مغز است. هنگام شنیدن یا نواختن ساز، شبکه‌هایی که با حافظه، هیجان، توجه، برنامه‌ریزی و هماهنگی حرکتی ارتباط دارند، به‌طور هم‌زمان فعال می‌شوند. به همین دلیل، گاهی شنیدن یک تصنیف قدیمی، خاطره‌ای را زنده می‌کند که سال‌ها در سکوت ذهن پنهان مانده است؛ رخدادی که بسیاری از خانواده‌هایی که با سالمندان زندگی می‌کنند، آن را از نزدیک تجربه کرده‌اند.

یافته‌های پژوهش‌های جدید نیز نشان می‌دهد که فعالیت‌های موسیقایی می‌توانند به بهبود خُلق، کاهش اضطراب، افزایش تعامل اجتماعی و تقویت برخی توانایی‌های شناختی، مانند حافظه و عملکردهای اجرایی، کمک کنند. البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که موسیقی درمان آلزایمر نیست و نباید جایگزین مراقبت‌های پزشکی یا توان‌بخشی شناختی شود؛ بلکه باید آن را بخشی از یک سبک زندگی سالم دانست که در کنار دیگر عوامل، به حفظ پویایی مغز یاری می‌رساند.

برخلاف تصور رایج، یادگیری نیز محدود به سال‌های جوانی نیست. مغز انسان حتی در سالمندی، بخشی از توانایی خود را برای سازگاری و ایجاد ارتباطات عصبی تازه حفظ می‌کند؛ قابلیتی که دانشمندان آن را «انعطاف‌پذیری عصبی» می‌نامند. از این‌رو، آموختن سازی متناسب با توان جسمانی، همخوانی در یک گروه یا حتی تمرین‌های ساده ریتمیک، افزون بر لذت هنری، می‌تواند ذهن را به فعالیت وادارد و احساس توانمندی و امید را در فرد تقویت کند.

در این میان، نقش خانواده نیز بسیار ارزشمند است. گاه نشستن در کنار پدر یا مادربزرگ و گوش سپردن به نغمه‌ای آشنا، بیش از ساعت‌ها گفت‌وگو، خاطره‌ها را زنده می‌کند و فاصله نسل‌ها را از میان برمی‌دارد. موسیقی، در چنین لحظه‌هایی، تنها یک هنر نیست؛ زبانی مشترک برای پیوند دل‌ها و خاطره‌هاست.

شاید راز ماندگاری موسیقی همین باشد که همزمان گوش را مخاطب قرار دهد و با ذهن و جان انسان نيز سخن می‌گوید. اگر سالمندی را فصل پختگی زندگی بدانیم، موسیقی می‌تواند یکی از همسفران این فصل باشد؛ نه با وعده معجزه یا درمان، بلکه با یاری رساندن به حفظ نشاط، امید، ارتباط و پویایی ذهن؛ و چه نیکو گفته است مولانا: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روز وصل خویش» شاید گاهی این «وصل»، با نوای آشنای یک موسیقی آغاز شود…

اشتراک‌گذاری: