غلامحسین دریانورد
غلامحسین دریانورد

فوتبال و ادبیات

4 بازدید

رابطه میان ادبیات و فوتبال، کشف شگفت‌انگیز پیوند میان دو جهانِ به‌ظاهر متفاوت است؛ یکی در خلوت اتاق و بر سپیدی کاغذ خلق می‌شود و دیگری در هیاهوی استادیوم و بر سبزی چمن. برای بسیاری از بزرگ‌ترین نویسندگان و متفکران تاریخ، فوتبال هرگز یک سرگرمی ساده یا نود دقیقه تعقیب توپ نبود، بلکه مینیاتوری از خود زندگی، جامعه و روان انسان به شمار می‌رفت. آن‌ها در مستطیل سبز، همان مفاهیمی را به تماشا می‌نشستند که در رمان‌ها و اشعارشان به دنبالش بودند: حماسه، تراژدی، انزوای وجودی، عدالت، ملال و لحظه‌های ناب معجزه. نویسندگان برجسته‌ای که در این فهرست گرد آمده‌اند، هرکدام از زاویه دید منحصربه‌فرد خود -از اگزیستانسیالیسم و نشانه‌شناسی گرفته تا واقع‌گرایی جادویی- به این ورزش نگریسته‌اند و نشان داده‌اند که قلم و توپ، بیش از آنچه تصور می‌کنیم، به یکدیگر وفادارند.

در ادامه، فهرست جامع و منسجمی از تمامی ۱۱ نویسنده شیفته فوتبال را همراه با نگاه‌شان به این ورزش و دو اثر شاخص ادبی از هرکدام، در یک چهارچوب واحد تقدیم می‌کنم:

آلبر کامو (Albert Camus

نگاه به فوتبال: او در جوانی دروازه‌بان تیم دانشگاه الجزیره بود. کامو معتقد بود فوتبال عریان‌ترین میدان برای تمرین مفاهیمی چون شجاعت، وفاداری، مواجهه با شکست و تنهایی است. جمله معروف او: «هر چه درباره اخلاق و تعهدات مردانه می‌دانم، مدیون فوتبال هستم»، شناسنامه نگاه فلسفی و اگزیستانسیالیستی او به این ورزش است.

دو اثر معروف: بیگانه (L’Étranger) و طاعون (La Peste).

ارنست همینگوی (Ernest Hemingway

نگاه به فوتبال: همینگوی شیفته ورزش‌های پربرخورد، حماسی و اراده معطوف به پیروزی بود. او زمین فوتبال را نوعی میدان جنگ مدرن و آبرومندانه می‌دید که در آن مفاهیمی چون استقامت بدنی، استراتژی عمیق و به‌ویژه «وقار در تحت فشار» (Grace under pressure) در بالاترین سطح خود سنجیده می‌شوند.

دو اثر معروف: پیرمرد و دریا (The Old Man and the Sea) و وداع با اسلحه (A Farewell to Arms)

ماریو بارگاس یوسا (Mario Vargas Llosa

نگاه به فوتبال: این نوبلیست پرویی فوتبال را یک پدیده فرهنگی-اجتماعی عظیم می‌داند که فراتر از سیاست و هنر، تواناییِ بسیجِ احساسات توده‌ها را دارد. او نگاهی دوگانه به این ورزش دارد؛ از یک سو زیبایی دراماتیک و همبستگی ملی حاصل از آن را می‌ستاید و از سوی دیگر هشدار می‌دهد که مبادا فوتبال به ابزاری برای تخدیر توده‌ها و فراموشی مصائب جامعه تبدیل شود.

دو اثر معروف: سور بز (The Feast of the Goat) و گفت‌وگو در کاتدرال (Conversation in the Cathedral).

ولادیمیر ناباکوف (Vladimir Nabokov

نگاه به فوتبال: ناباکوف در دوران دانشجویی در کمبریج یک دروازه‌بان پرشور بود. او نگاهی عمیقاً انفرادی، فانتزی و شاعرانه به دروازه‌بانی داشت و معتقد بود: «دروازه‌بان در فوتبال مثل یک تک‌رو یا غریبه است.» او شیفته انزوای شریفِ دروازه‌بان در زمین و تقابل او با جریان تیمی بازی بود.

دو اثر معروف: لولیتا (Lolita) و آتش رنگ‌پریده (Pale Fire)

هاروکی موراکامی (Haruki Murakami

نگاه به فوتبال: برای موراکامی فوتبال تجسمی از «ریتم، هندسه و انتظار برای خلق یک معجزه یا جرقه ناگهانی» است. او جریان نود دقیقه‌ای بازی را به یک قطعه موسیقی جاز طولانی تشبیه می‌کند که با یک تک‌نوازی یا خلاقیت ناگهانی (مانند یک گل تماشایی) به اوج زیبایی خود می‌رسد.

دو اثر معروف: کافکا در کرانه (Kafka on the Shore)، جنگل نروژی (Norwegian Wood) و نیک هورنبی (Nick Hornby).

نگاه به فوتبال: هورنبی فوتبال را نه یک سرگرمی زودگذر، بلکه نوعی «روان‌درمانی و هویت مذهبی سنتی» برای انسان معاصر می‌داند. او در آثارش به زیباترین شکل نشان داده که چطور برد و باخت‌های یک تیم (به‌ویژه آرسنال محبوبش)، مستقیماً با گره‌های عاطفی، افسردگی‌ها و معنای زندگی یک هوادار پیوند می‌خورد.

  • دو اثر معروف: تب خرید (Fever Pitch) (کتابی کاملا فوتبالی) و وفاداری بالاتر (High Fidelity)

ادواردو گالیانو (Eduardo Galeano

  • نگاه به فوتبال: گالیانو عاشق شاعرانگی و زیبایی ناب فوتبال بود و خود را «گدای فوتبال خوب» می‌نامید. با این حال، او نگاهی تند و انتقادی به فوتبال مدرن داشت و معتقد بود بوروکراسی و سرمایه‌داری افسارگسیخته، لذت و خلاقیت ناب را از این بازی ربوده و بازیکنان را به ماشین‌های پول‌سازی تبدیل کرده است.
  • دو اثر معروف: فوتبال در آفتاب و سایه (El fútbol a sol y sombra) (کتابی کاملا فوتبالی) و شریان‌های باز آمریکای لاتین (Las venas abiertas de América Latina)

پیتر هانتکه (Peter Handke

  • نگاه به فوتبال: هانتکه از مکانیک رفتار بازیکنان و اتمسفر زمین فوتبال به عنوان استعاره‌ای برای «انزوای انسانی، ضوابط

 

اشتراک‌گذاری: